خطبه 91 (1) (خطبه اشباح) - پیام امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) جلد 4

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

پیام امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) - جلد 4

آیة الله العظمی مکارم شیرازی با همکاری: جمعی از فضلاء و دانشمندان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید
نهج البلاغه

خطبه 91

خطبه 91 (1) (خطبه اشباح)

و من خطبة له عليه السلام

تعرف بخطبة الاشباح و هى من جلائل خُطَبه (عليه السلام)

رَوى مَسْعدة بن صَدَقة عن الصادق، جعفر بن محمّد (عليهم السلام) أنّه قال: خَطب أميرالمؤمنين (عليه السلام) بهذه الخطبة على منبر الكوفة، و ذلك أنّ رجلا أتاه فقال له: يا أميرالمؤمنين صِفْ لنا ربّنا مثلما نراه عياناً لنزداد له حُبّاً و به معرفةً، فغضب و نادى: الصلاة جامعة، فاجتمع النّاس حتّى غصّ المسجد بأهله، فصعد المنبر و هو مُغضب


1. سند خطبه: در كتاب «مصادر نهج البلاغه» چنين آمده است كه: تعبير «سيّد رضى» در آغاز اين خطبه، براى پى بردن به سند آن كافى است. چرا كه او اين خطبه را از «مسعدة بن صدقه» از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است و مىدانيم كه «مسعده» داراى كتاب هايى از جمله: كتاب «خطب امير مؤمنان (عليه السلام)» است; اين كتاب تا زمان «سيّد هاشم بحرانى» (محدّث معروف كه در قرن يازدهم مىزيسته) وجود داشته و در اختيار او بوده است; زيرا روايات فراوانى در كتاب معروفش «تفسير برهان» از آن نقل كرده است.

به هر حال، اين خطبه از خطبه هاى مشهور اميرمؤمنان است، كه جمعى از علماى اسلام، قبل و بعد از «سيّد رضى» آن را در كتاب هاى خود نقل كرده اند.«احمد بن عبد ربّه» مالكى در «عقد الفريد» و «شيخ صدوق» در كتاب «توحيد» (با تفاوتى در الفاظ) آن را نقل كرده اند (اين هر دو قبل از سيّد رضى مىزيسته اند.)

سپس «زمخشرى» در «ربيع الأبرار» و «ابن اثير» در «نهايه» بخش هايى از آن را ذكر كرده اند. به گفته مرحوم «سيّد بن طاووس» محتواى اين خطبه به قدرى عظمت دارد كه خودش گواه بر صدق و اعتبارش مىباشد و نيازى به سند متواتر ندارد (چرا كه بسيار بعيد است، چنين مضامينى از غير معصوم صادر شود). (مصادر نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 168).

/ 627