مکه و مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مکه و مدینه - نسخه متنی

ع‍ب‍ی‍دال‍ل‍ه‌ م‍ح‍م‍دام‍ی‍ن‌ ک‍ردی‌؛ ت‍رج‍م‍ه:‌ ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍اب‍ری

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

مسعى

* خداوند در قرآن كريم درباره صفا و مروه فرموده است: «بى گمان صفا و مروه از شعائر خداست ...»

* سعى يكى از اعمال مخصوص حج است و از كارهايى تعبدى كه آيين الهى مقرر داشته است و بايد در جاى ويژه خود; يعنى ميان دو كوه صفا و مروه انجام گيرد و عدول از آن جايز نيست.

* كوه صفا در پايين كوه ابوقبيس و تقريباً در موازات حجرالأسود قرار گرفته و سعى از آن آغاز مى شود. مروه نيز در سمت مدعى و كوه آن در بيخ كوه قعيقعان قرار دارد و سعى در آن پايان مى پذيرد.

* هر چند سعى صفا و مروه از امور تعبدى است و در علت و فلسفه آن نتوان چند و چون كرد، اما ممكن است پاره اى از حكمت هاى اين عمل عبادى با تدبر در اصول و مبانى تشريع به دست آيد. درباره سعى صفا و مروه، شايد يكى از حكمت ها آن باشد كه خداوند خواسته است چنين مراسمى در حج نماد ايمان والاى مادرِ اسماعيل و يادآور آن داستان و آن ايمان و يقينى باشد كه چون ابراهيم در پاسخ پرسش او گفت خداوند چنين فرموده است، اظهار داشت: اگر چنين است تباه نخواهيم شد. او اين پاسخ را در حالى داد كه همه قراين مى گفت اين بيابان بى آب و علف جاى تلف شدن است. اما او قيوم بودن خداوند را باور داشت و مى دانست خدا او را وانخواهد گذاشت .

* در روزگار رسول خدا، مسعى پر پهن بود. اما بعدها خانه هايى در دو سويش ساخته شد و عرض آن را كم كرد. مهدى عباسى به روزگار فرمانروايى اش اين خانه ها را خراب كرد، بخشى از زمين آنها را جزو مسعى و بخشى ديگر را جزو مسجد الحرام قرار داد.

* در دوره هاى قديم بر كوه هاى مروه و صفا پلكانى وجود داشته است. در دوران فرمانروايى منصور، كارگزار او در مكه، عبدالصمد بن على بن عبدالله بن عباس، دوازده پله در دامنه صفا و پانزده پله در دامنه مروه بنا كرده بود.

* در دوره هاى قديم همچنين بر دو كوه صفا و مروه به نشانىِ نقطه شروع و پايان سعى، دو گنبد كوچك وجود داشته كه با پله به گنبدخانه هاى آنها مى رفته اند. تاريخ اين دو به سده سوم باز مى گشته و بر گنبد مروه آيه { إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللهِ ... نقش شده بود.

* در زير گنبدها و در بالاى پله ها دو هشتى (گنبدخانه) وسيع براى توقف و دعا، دور زدن و همچنين استراحت وجود داشته است.

* در 24/10/1377هـ . ق. و در توسعه دوران ملك سعود گنبد صفا برداشته و دو پلكان سيمانى يكى براى صعود به صفا و ديگرى براى فرود از آن ساخته شد.

* بنا بر گزارش محمد طاهر كردى كه خود پس از توسعه مسجد الحرام در دوران سعودى فاصله ميان صفا و مروه را اندازه گرفته، از صفا تا مروه 375 متر است.

* درگذشته زمين مسعى ناهموار و منطقه هروله داراى شيبى بوده است كه سعى كنندگان را به تندتر رفتن و هروله كردن وادار مى ساخته است. اما پس از هموار كردن زمين مسعى لازم آمده است براى مشخص شدن بخشى از مسعى كه هروله كنان طى مى شود نشانى هايى گذاشته شود تا اين عمل تعبدى به درستى انجام گيرد.

* دو تيرك سبز، نشان دهنده بخش هروله مسعى هستند. در جريان توسعه و بازسازى مسجدالحرام و مسعى در سال 1375 يكى از اين دو تيرك تخريب ولى تيرك ديگر واگذاشته شد تا نشان دهنده مرز اين بخش باشد. پس از بازسازى اين تيرك و به سال 1376هـ . ق. تيرك دوم برداشته و آن نيز نوسازى و به جاى خويش بازگردانده شد.

بدين سان تيرك هايى كه امروزه در دو نقطه آغاز و پايان بخش هروله مسعى وجود دارند درست در جاى تيرك هاى اوليه قرار گرفته اند.

* از بررسى روايت هاى تاريخى مى توان به دست آورد كه دو تيرك سبز، نشان دهنده اين بخش از مسعى خيلى جديد نيستند و از همان سده نخست هجرت براىمشخص كردن بخش ويژه مسعى كه در آن بايد هروله كنان سعى صفا و مروه كرد نصب شده اند.

* مسعى تا سال 1341هـ . ق. بدون سقف بوده و در اين سال به فرمان شريف حسين بن على بن محمد بن عون سقفى بر قسمت اعظم مسعى قرار داده شده و اين سقف در سال 1366 به فرمان ملك عبدالعزيز با سقفى نو به عرض بيست متر و نيم و برخوردار از كيفيت فنى بالا جايگزين شده است.

* براى نخستين بار در دوران ملك عبدالعزيز (به سال 1345هـ . ق. در پى فرمان وى و به هدف جلوگيرى از بلند شدن گرد و خاك در هنگام سعى صفا و مروه، سطح مسعى سنگفرش شد.

* در دوران ملك سعود كل مسعى; اعم از كف و سقف با بتون مسلح به شكلى زيبا تجديد بنا گرديد.

* هم اكنون نيز مسعى داراى وسعت كافى، امكانات تهويه و سنگفرش مناسب است.

درهاى مسجد الحرام

تا پيش از اسلام، حد مسجد الحرام همان دايره طواف بوده و اين مسجد داراى ديوار و بارويى نبوده و خانه هاى قريش دايره مطاف را در ميان داشته است. ميان هر دو يا سه خانه ممرى وجود داشته كه مردم از طريق آن به دايره مطاف يا همان مسجد الحرام راه مى يافته اند.

عمربن خطاب در توسعه مسجد الحرام ديوارى برگرد آن ساخت. بنابراين، او نخستين كسى است كه مسجد الحرام را توسعه داد و اطراف آن را ديوار كرد.

مورخان نياورده اند كه عمر براى مسجد الحرام درى قرار داده باشد، اما با توجه به اين كه معمولا ساختن حصار و ديوار با گذاشتن در و درگاه همراه است مى توان حدس زد كه وى در يا درهايى نيز بر مسجد الحرام نصب كرده باشد.

به هر حال، در گذر زمان و با توسعه هاى مسجد الحرام درهاى آن نيز فزونى يافته و به بيست و شش مورد رسيده است.

در جدول زير نام اين درها آمده است:

رديف نام درملاحظات

باب السلام دليل نامگذارى آن را نمى دانيم. گفتنى است باب بنى شيبه كه در گذشته ها در مقابل مقام ابراهيم قرار داشته پيشتر بدين نام خوانده مى شده است.

باب قايتباى مئذنه سلطان قايتباى پادشاه مصر بر ايوان همين درگاه قرار دارد و آن را باب القواريرهم مى گفتند.

باب النبى(صلى الله عليه وآله) آن را از اين روى باب النبى ناميده اند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) ازخانه خود، خانه خديجه كه در توجه عطاران بود، از طريق اين در به مسجد الحرام وارد مى شد.

اين در را «باب الجنائز» هم گفته اند، بدان دليل كه در گذشته جنازه ها را از اين در بيرون مى بردند. باب الحرير نام ديگر اين در است، از آن روى كه دكان هاى مجاور اين درگاه حرير مى فروخته اند. سرانجام نام ديگر اين در «باب النساء» است.

باب العباس اين در از آن روى به نام عباس بن عبدالمطلب نامور شده كه در مقابل خانه او كه در مسعى واقع شده قرار داشت.

باب على(عليه السلام) نام هاى ديگر آن «باب بنى هاشم» و «باب البطحاء» است.

باب بازان چنان كه ازرقى در اخبار مكه آورده، آن را باب بنى عائذ هم گويند. امروزه آن را «باب قره قول» يا «باب مخفر الشرطه» (پاسگاه پليس) مى ناميم.

باب البغله ازرقى از آن به نام باب بنى سفيان هم نام برده است.

باب الصفا چون در برابر صفا قرار دارد بدين نام معروف شده است. «باب بنى مخزوم» و «باب اجياد الصغير» نام هاى ديگر آن است.

باب اجياد از آن روى بدين نام خوانده شده كه خط مستقيمى آن را به اجياد وصل مى كند.

رديف نام درملاحظات

باب الرحمه آن را «باب المجاهديه» نيز گويند. از آن روى كه مدرسه ملك مجاهد فرمانرواى يمن در مقابل آن بوده است. «باب اجياد» نام ديگر اين در است.

باب التكيه مقصود تكيه مصريان است كه در برابر اين در قرار داشته است. اين در را «باب الشريف عجلان» و «باب بنى تيم» نيز گفته اند.

باب ام هانى نام دختر ابوطالب است. اين در را «باب الحميديه» ـ كه دار الحكومه بوده است ـ و نيز «باب اجياد الكبير» گويند.

باب الوداع «باب الحزوره»، «باب الحزاميه» و «باب بنى حكيم بن حزام» نام هاى ديگر آن است.

باب ابراهيم گويند خياطى به نام ابراهيم در جوار اين در دكانى داشته و بدين دليل در را باب ابراهيم گفته اند.

باب صغير اين در به مدرسه شريف عبدالمطلب گشوده مى شده است.

باب الداووديه از آن روى بدين نام خوانده شده كه به مدرسه داووديه راه داشته است.

باب العمره آن را از اين روى باب العمره گفته اند كه عمره گزارانى كه از تنعيم محرم مى شوند.از طريق شبيكه به سمت مسجدالحرام مى آيند وازاين دربه مسجد واردمى شوند. اين در را «باب بنى سهم» وهمچنين «باب بنى جمح» ناميده اند.

باب العتيق آن را «باب السده» و «باب عمرو بن عاص» هم گويند.

باب الزماميه ميان «باب العتيق» و «باب الباسطيه» قرار دارد.

باب الباسطيه دليل اين نامگذارى اتصال اين در به مدرسه عبدالباسط بوده است. نام ديگر آن «باب العجله» است، بدان علت كه ابن زبير در هنگام نوسازى كعبه در نزديك اين در سرايى داشت و با عجله، شب و روز كار نوسازى را پى مى گرفت.

باب القطبى در كنار ميدان باب الزياده واقع است و آن را «باب الزياده» هم گفته اند. مقصود از اين قطبى كه نام در به او منسوب است عبدالكريم قطبى است.

باب الزياده آن را «باب السويقه» نيز گويند; زيرا بدين منطقه راه دارد.

باب المحكمه آن را بدين نام خوانده اند، چون به محكمه راه داشته است.

باب الكتبخانه از آن راهى است به كتابخانه مسجد الحرام

باب دريبه از آن روى بدين نام معروف شده كه درى كوچك به سمت سويقه دارد.

باب مراد در سمت مروه قرار دارد.

/ 31