مکه و مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مکه و مدینه - نسخه متنی

ع‍ب‍ی‍دال‍ل‍ه‌ م‍ح‍م‍دام‍ی‍ن‌ ک‍ردی‌؛ ت‍رج‍م‍ه:‌ ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍اب‍ری

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

بخش اول: سرزمين وحى

فصل اول: نگاهى به تاريخ

متن هاى تاريخى و دينى بر اين حقيقت تواتر دارند كه جزيرة العرب از همان آغازين دوره هاى تاريخ بشر، گهواره تمدن هاى عظيمى بوده است كه يكى پس از ديگرى رخ نموده، دوران شكوه و عظمت خويش را سپرى كرده و از آن پس رو به افول گذاشته اند. اين تمدن ها در دشت ها و سرزمين هاى آباد اين جزيره استقرار يافته و در دوران عمر خود با همسايگان و مناطق مجاور داراى پيوندهايى بوده و گاه نيز دوره هايى از انزوا را طى كرده اند. طسم، جديس، سبأ و عاد در جنوب جزيرة العرب و ثمود و مدين در شمال آن، نمونه هايى از تمدن هاى كهنى هستند كه روزگارى در اين سرزمين از شكوه و عظمت برخوردار بوده و سپس از ميان رفته اند.

با اين همه، اراده ازلى و حكمت حكيم خداوندى بر اين قرار گرفته كه اين جزيره گهواره تمدن تاريخىِ زوال ناپذيرى شود كه همه تمدن هاى پيشين بسترى آماده ساز براى آن بوده و آنگاه كه رخ نموده سر آغاز تاريخ واقعى اين سرزمين را مژده داده و آن را براى سعادت دو سراى آماده كرده است.

چنين بود كه خداوند اين سرزمين را افتخارى بزرگ نصيب كرد و ابراهيم، پدر پيامبران را فرمود آن «خانه كهن» را برپا بدارد و زن و فرزندان خود را در مكه، آن بيابان بى كِشت و زرع،(4) منزل دهد تا در آينده اى نه چندان دور امّ القرى و مايه افتخار و سربلندى جزيرة العرب شود، و پس از برپايى پايه هاى آن خانه به كمك اسماعيل، زادگان وى، از نسل اين فرزند كه نياى همه عرب است، رو به فزونى گذارند و آن بيابان بى حاصل، جايگاه دلدادگى ها و همايشگاه مردمان گردد كه هر دم، ديدار آن جان افزايد و مردم از هر سوى آهنگ آن كنند و دستاوردهاى دنياى خويش را بدان سرزمين آورند.

خداوند به همان اراده و حكمت، آخرين پيامبرِ خود، حضرت محمدبن عبدالله(صلى الله عليه وآله)را از ميان مردم مكه و از نسل ابراهيم(عليه السلام) برمى گزيند تا مردم را به يگانه پرستى بخواند و دعوت او از مكه به مدينه و از آنجا به سر تا سر جزيرة العرب بگسترد و مرزهاى اين سرزمين را نيز درنوردد و گيتى گستر شود.

پيامبر خدا زمانى برانگيخته شد كه جامعه جزيرة العرب يكى از سخت ترين دوره هاى افول اجتماعى، دينى، سياسى و اقتصادى خويش را مى گذراند، اما در فرداى آن رستاخيز، به شكوه و عظمتى دست يافت كه هيچ خيال بلندپروازى نيز بدان نرسد. پژوهش هاى اجتماعى ثابت كرده است كه هيچ چيز به اندازه اسلام و انديشه اسلامى نتوانسته است جامعه عرب را به حركت وادارد، در آن اثر بگذارد و آن را به سوى پيشرفت و دگرگونى براند.

آنگاه كه اسلام در پرتو دعوت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در اين سرزمين رخ نمود، جامعه عرب به حركت و تلاش درآمد و به سوى تحول و پيشرفت برخاست; چه، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) عقيده اى را به اين جامعه عرضه داشته بود كه خردِ فرزندان آن را شكوفا مى كرد و ديده جان و عقلشان را بر روى ارزش هاى جديدى، متفاوت با آن ارزش ها كه در روزگار جاهليت داشتند، مى گشود.

پيامبر(صلى الله عليه وآله) با راه نمودن آنان به سوى نگاهى نو به هستى و به زندگى دنيا و آخرت، ديدگاه سنتى جاهلى شان را دگرگون ساخت، راه را بر شكوفايى استعدادهاى نهفته جامعه گشود. آنان را پس از دوران طولانى پراكندگى و از هم گسيختگى، به وحدت و يكپارچگى كشاند. نظام هاى اجتماعى و سياسى عرب را متحوّل كرد و افراد جامعه را به برادرانى بدل ساخت كه هيچ تفاوت و برترى به همديگر ندارند و تنها ملاك برترى آنان نزد خداوند، اندازه برخورداريشان از آگاهى دينى و پايبنديشان به اصول و احكام دين در رفتارهاى فردى و اجتماعى است.

آنگاه كه «انديشه و آيين نو» همه سرزمين شبه جزيره را در برگرفت، مرزهاى آن را به سوى سرزمين هاى مجاور در نورديد و مردمان آن سرزمين ها را به اسلام درآورد، و بدين سان دوران تمدنِ نوينى در تاريخ بشر آغاز شد كه براى سال هاى طولانى، عرب ها و مسلمانان آن را رهبرى كردند. اين تمدن چنان جايگاهى در تاريخ به خود اختصاص داد كه در جاى جاى كتاب بزرگ تاريخ تمدن ها، صفحه هاى روشنى از عرب ها و مسلمانان به چشم مى خورد.

دهه ها و سده ها گذشت و عواملى پيدا و پنهان دست به دست هم داد و دورانى از فروپاشى و عقب ماندگى را در جهان اسلام در پى آورد و در نتيجه بسيارى از مظاهر تمدن و فرهنگ اسلامى رو به افول نهاد. البته، ريشه اين تمدن پرآوازه هرگز نخشكيد و همچنان پايگاه هايى براى اين تمدن، هرچند در سرزمين هاى دورتر، باقى ماند و گاه در اين شهر و گاه آن ديگرى رخ نمود. با اين همه، جزيرة العرب همچنان جايگاه خود را به عنوان مهد اين تمدن حفظ كرد.

فصل دوم: عربستان سعودى در يك نگاه

موقعيت :

عربستان سعودى ميان درياى سرخ در سمت غرب، و خليج فارس در سمت شرق قرار گرفته و از شمال با اردن، عراق و كويت، از جنوب با جمهورى يمن، از شرق با امارات متّحده عربى، بحرين، قطر و عمان هم مرز است.

مساحت عربستان سعودى به 2240000 كيلومتر مربع مى رسد و طول ساحل غربى آن، از عقبه تا ميدى تقريباً 1100 مايل، ساحل شرقى آن از رأس مشعاب تا قطر 300 مايل و طول مرز آن از عقبه تا رأس مشعاب 850 و از ميدى تا خليج فارس نيز 880 مايل است.

وضعيت جغرافيايى

در موازات درياى سرخ و در طول ساحل جلگه اى، ساحلى وجود دارد كه پهناى آن در مناطق مختلف تفاوت مى يابد. اين جلگه در مناطق جنوبى 40 مايل پهنا دارد و هر چه به سمت شمال پيش مى رويم، از اين عرض كاسته مى شود و در فاصله «جيزان» تا «ليث» به 30 و در منطقه الوجه به 10 مايل مى رسد و پس از مسافتى اندك به طرف شمال و در نزديكى خليج عقبه، به كلى از ميان مى رود. اين جلگه ساحلى را «تهائم» و بخش هاى آن را «تهامه» گفته اند كه از آن جمله است: تهامه حجاز، عسير و يمن. در اين منطقه ساحلى شوره زارهاى فراوانى وجود دارد.

در سمت شرق اين دشت، سلسله جبال مرتفعى قرار گرفته و خود وادى هاى بزرگى را دربر دارد كه وادى حمض، وادى ينبع، وادى فاطمه و همچنين وادى عتود و وادى بيشه در منطقه عسير از مهمترين آنهاست. از آن جا كه كوه هاى اين سلسله جبال به سمت غرب داراى شيبى تند و شبه عمودى است رودخانه هايى كه از اين كوه ها سرازير مى شود، آبرفت فراوانى با خود به همراه مى برد. اين آبرفت در دشت ساحلى ته نشين مى شود و همين امر اراضى آن منطقه را حاصلخيز كرده است.

ارتفاع ديواره كوهستانى منطقه جنوبى; يعنى نواحى عسير 9000 پاست و در مناطق غرب مكه به 8000 پا و سپس در غرب مهدالذهب به 4000 كاهش مى يابد و با ادامه اين روند در مناطق محاذى مدينه به 3000 پا مى رسد و تقريباً با همين ارتفاع به سمت شمال ادامه مى يابد.

بلافاصله در شرق اين ديواره كوهستانى، فلات نجد قرار گرفته كه ارتفاع آن از 4000 تا 6000 پاست و در منطقه دهناء، كه خود به خليج فارس منتهى مى شود، به 2000 پا كاهش مى يابد. اين فلات از سمت جنوب به منطقه اى كه وادى دواسر در آن قرار دارد و موازى صحراى ربع الخالى است، منتهى مى شود.

دشت هاى نجد در سمت شمال تا حدود 900 مايل ادامه دارد و به منطقه حائلو همچنين مرزهاى عراق و اردن مى رسد. در نجد بلندى هاى فراوانى وجود دارد كه بلندى هاى عارض و عويرض و كوه هاى اجا و سلمى و همچنين سلسله جبال طويق كه از سمت جنوب غرب به سمت شمال غربى شنزارِ نفود كشيده شده، از اين جمله است.

«نفود» منطقه هايى باريكه شكل و دربردارنده تپه هاى شنى است كه بهصورت زبانه هايى از دو سمت شرق و غرب صحراى ربع الخالى به طرف شمال امتداد مى يابد و در نفود كبير به همديگر مى پيوندد. از ويژگى هاى اين باريكه هاىبيابانى آن است كه همواره خشك و بى حاصل است و تنها به هنگام بارشباران هاى موسمى گياهان در آنها رشد مى كنند و مى توان از اين گياهان براى چراى داماستفاده كرد.

در مناطق داخلى نجد شوره زارهاى فراوانى وجود دارد كه احتمالا، در دوره هاى گذشته زمين شناسى درياچه اى داخلى بوده است.

از سمت شرق فلات نجد; يعنى در منطقه دهناء به تدريج ارتفاع كاهش مى يابد تا به سواحل خليج فارس و ارتفاع نزديك به سطح دريا مى رسد. ميدان هاى نفتى عربستان در اين منطقه قرار گرفته است.

وضعيت آب و هوايى

در منطقه ساحلى غرب عربستان كه در كنار درياى سرخ واقع شده، آب و هواى شبه استوايى حكمفرماست. تابستان هايى گرم با رطوبت هواى بالا و زمستان هايى معتدل دارد و گاه در اين فصل; يعنى در فاصله ماه هاى نوامبر تا فوريه، باران هاى خفيفى در اين مناطق مى بارد.

مناطق ميانى عربستان داراى تابستان هايى خشك و نسبتاً گرم و زمستان هايى خشك و سرد است و به دليل ارتفاع فلات نجد، گاه موج هايى از سرماى سوزنده، اين مناطق را در برمى گيرد. منطقه شرقى عربستان از نظر آب و هوا تقريباً همانند مناطق ميانى است، با اين تفاوت كه به دليل نزديك بودن به دريا و منابع آبى، در فصل تابستان رطوبت هوا در اين منطقه افزايش چشمگيرى مى يابد.

/ 31