مکه و مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مکه و مدینه - نسخه متنی

ع‍ب‍ی‍دال‍ل‍ه‌ م‍ح‍م‍دام‍ی‍ن‌ ک‍ردی‌؛ ت‍رج‍م‍ه:‌ ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍اب‍ری

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید


گلدسته هاى مسجد النبى


مسجد النبى در روزگار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و همچنين در دوران خلفاى راشدين داراى گلدسته يا مئذنه اى نبود تا براى اذان بر آن بالا روند.


بنا به گفته مورخان و نيز برزنجى در نزهة الناظرين، نخستين كسى كه براى اين مسجد گلدسته ساخت، عمر بن عبدالعزيز بود كه در هنگام كارگزارى حكومت وليد بن عبدالملك در مدينه و در جريان توسعه سال هاى 88 تا 91هـ . ق. اين كار را انجام داد. او در چهار گوشه مسجد چهار گلدسته ساخت. از آن به بعد، ساختن گلدسته براى مساجد رواج يافت.


در آخرين بناى پيش از دوران سعودى; يعنى در بناى سلطان عبدالمجيد عثمانى، مسجد النبى داراى پنج گلدسته به شرح زير بوده است:


1 ـ گلدسته شمال غرب:

اين گلدسته كه به نام هاى شكيليه، خشبيه و مجيديه معروف شده در گوشه شمال غرب مسجد واقع شده است. اين گلدسته پيش از دوران عثمانى نيز وجود داشته و در دوره سلطان عبدالمجيد عثمانى نوسازى شده است. در دوران سعودى و در جريان نخستين توسعه حرم، بناى اين گلدسته به طور كامل برداشته و به جاى آن گلدسته اى نو با زيباترين شكل ساخته شد.


2 ـ گلدسته شمال شرق:

اين گلدسته سنجاريه و عزيزيه نام دارد. علت نامگذاريش به عزيزيه آن است كه اين گلدسته را سلطان عبدالعزيز عثمانى در زمان سلطنت خودنوسازى كرد. در دوران سعودى نيز اين گلدسته را به طور كامل برداشته و گلدسته اى نو جايگزين آن ساخته اند.


3 ـ گلدسته جنوب شرق:

اين گلدسته را المنارة الرئيسه (مناره اصلى) مى گويند و تا كنون هم به همين نام خوانده مى شود. گلدسته در جوار گنبد سبز مسجد قرار گرفته و معمولا در تصويرهايى كه از نماى بيرونى گنبد تهيه شده در كنار آن ديده مى شود.


اين گلدسته در دوران اشرف قايتباى سه بار; يعنى در سال هاى 886هـ . ق.، 888هـ . ق. و 892هـ . ق. بازسازى و نوسازى شده است. در آخرين بار، گلدسته كاملا نوسازى شد و در ساخت آن از سنگ هاى سياه رنگ استفاده گرديد و ارتفاع آن نيز به 120 ذراع يعنى حدود 60 متر افزايش يافت. بناى كنونى گلدسته همين بناى دوران قايتباى است.


براى نخستين بار روزنامه المدينة المنوره در آغازين شماره هاى خود به سال 1356هـ . ق. از گنبد و گلدسته مسجد النبى ـ همين گلدسته جنوب شرق ـ به عنوان نشان مدينه استفاده كرد و امروزه غالباً اين گنبد و گلدسته نشان مدينه است.


در گذشته، هر مؤذنى كه در اين گلدسته اذان مى گفت، رسماً جزو مؤذنان بود. اين گروه را رؤسا مى ناميدند و اوقاف ويژه اى داشتند.


4 ـ گلدسته جنوب غربى:

اين مناره را مناره باب السلام نامند و در حال حاضر نيز جزو بناهاى موجود مسجد است. به روايت طبرى، ناصر بن قلاوون اين گلدسته را به سال 706هـ . ق. ساخته است. اما ابن فرحون در اين باره ديدگاهى ديگر دارد ومى گويد: آن كه اين گلدسته را ساخت كافور مظفرى معروف به حريرى بود كه گلدسته را به چلچراغ هاى طلا و نقره نيز آراست. او امير بن سلال و بكير بن سكندر را براى نوسازى اين مناره به مدينه فرستاد و آنها بنا را به طور كامل برداشتند

و چون براى پى و پايه، تا عمق يك قامت كندند، خمره اى سفالين و آبگينه نشان يافتند كه پر از درهم هاى مظفرى بود. آنان همچنين آثار ريگفرش دوران مروان را كه با ريگ هاى سياه رنگ انجام گرفته بود و به روايت برزنجى بدان مى مانست كه از كوه سلع فراهم آمده باشد، يافتند. بناى كنونى اين گلدسته به روايت ابن فرحون و تا روزگار او ـ همان بناى كافور مظفرى است.


5 ـ گلدسته غرب:

گلدسته غربى مسجد النبى كه مناره باب الرحمه نام داشت در دوران اشرف قايتباى نوسازى شد. اين مناره در خارج بناى مسجد و در ضمن ديوار سرايى كه در جوار مسجد وجود داشت و سكونت گاه مدرسان مدرسه محموديه بود ساخته شده بود، و در نخستين توسعه سعودى، همراه با مدرسه و سراى مدرسان برچيده شد و صحن و ميدان كنونى جايگزين آن گرديد.


گلدسته ها در دوران سعودى:

در جريان توسعه ها و نوسازى هاى دوران آل سعود گلدسته هاى شمال شرق و شمال غرب و همچنين گلدسته باب الرحمه برچيده و به جاى گلدسته هاى شمال شرق و شمال غرب دو گلدسته جديد، هر كدام با عمق پايه 17 متر و ارتفاع 70 متر ساخته شد.


در ساخت اين گلدسته ها از جديدترين فن آورى ها استفاده شده و در اطراف هر گلدسته و به ويژه با تمركز بر دو مئذنه يا عرشه منارى كه در هر گلدسته وجود دارد نورپردازى هاى بديعى صورت پذيرفته است، به گونه اى كه وقتى به گلدسته ها مى نگريد، ستون هاى نور را مى بينيد كه سر بر آسمان مى سايند.


گفتنى است در جريان توسعه هاى سعودى و همچنين توسعه دوران ملك فهدبن عبدالعزيز شش گلدسته به گلدسته هاى پيشين مسجد النبى افزوده شد و بدين ترتيب با احتساب چهار گلدسته قبلى، منهاى گلدسته باب الرحمه كه به كلى برچيده شد، شمار گلدسته هاى مسجد النبى به ده رسيد.


حجره پيامبر(صلى الله عليه وآله)


خانه پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله): پيامبر خانه كوچك خود را، همانند مسجد، با خشت و شاخه هاى درخت خرما بنا كرد. اين خانه سقفى كوتاه كه دست بدان مى رسيد و همچنين دو درِ يك لنگه بدون قفل داشت كه يكى از غرب خانه به مسجد و ديگرى از ضلع شمالى آن به بيرون گشوده مى شد.


مضجع پيامبر(صلى الله عليه وآله): پيكر پيامبر خدا پس از بدرود حيات، در همين حجره محقر به خاك سپرده شد، به طورى كه سر شريفش به سمت مغرب و پاهاى مباركش به سوى شرق و روى آن بزرگوار به سمت قبله بود. فاصله مضجع آن حضرت تا ديوار سمت قبله خانه يك وجب و به روايتى به اندازه طول يك تازيانه، و تا ديوار سمت ضلع غربى خانه نيز دو ذراع بود.


بعدها ابوبكر، در جوار آن حضرت به خاك سپرده شد، به گونه اى كه سر او در هنگام دفن، در موازات شانه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و پشت سر آن حضرت قرار گرفت.


پس از چندى عمر بن خطاب نيز بنابر وصيت خود او و با اجازه عايشه در همين خانه به خاك سپرده شد. او را در نقطه اى پشت سر ابوبكر و به گونه اى به خاك سپردند كه سرش در موازات شانه هاى ابوبكر قرار گيرد.


تخريب و نوسازى حجره در دوران وليد: وليد بن عبدالملك در دوران فرمانروايى اش به عمربن عبدالعزيز، كارگزار خود در مدينه نوشت كه پس از خريد خانه هاى همسران رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به تخريب اين خانه ها يا حجره ها و توسعه حجره نبوى اقدام كند.


عمر بن عبدالعزيز فرمان اين كار را صادر كرد و به هنگام تخريب خانه ها، خود نيز به نظاره آن پرداخت. چون نخستين خانه را تخريب كردند قبرهاى سه گانه كه تا حدى فرو ريخته بود پديدار گشت.


عمر در آغاز قصد داشت خود به مرمّت قبرها بپردازد، اما بعداً صلاح ديد غلام خود مزاحم را مأمور اين كار كند. عبدالله بن محمد بن عقيل روايت مى كند ومى گويد: در شبى بارانى از خانه بيرون رفتم، چون به حدود سراى مغيره رسيدم، در آن جا بويى به مشامم رسيد كه تا آن زمان همانندش را سراغ نداشتم. پس به مسجد رفتم و جست و جوى خود را از مضجع آغاز كردم. بناگاه ديدم ديوار آن از سمت شرق خرابشده است. وارد شدم و سلام كردم. اما ديرى نپاييد كه صداى خش خشى شنيدم، چون نگريستم ديدم عمر بن عبدالعزيز است كه فرمان داده است قبر را با پارچه هاى قباطى بپوشانند.


چون صبح شد عمر بن عبدالعزيز، وردان بنّا را خواست. او به حجره در آمد و گفت: مردى براى كمك مى خواهم. عمر بن عبدالعزيز جامه خود را تا زانو بالا زد و قاسم بن محمد و سالم بن عبدالله نيز چنين كردند. عمر از آنها پرسيد: چه مى كنيد؟ گفتند: مى خواهيم با تو به درون آييم. گفت: نه، ما اين خفتگان را به شمار فراوان خويش نمى آزاريم. پس، از غلام خود مزاحم خواست او براى كمك به وردان به داخل حجره برود.


روايت شده است كه عمر بن عبدالعزيز وردان را مأمور كرده بود ديوارهاى خانه را تا پى بردارد و پى را نيز بكند. يك روز او، در حالى كه به كار خود مشغول بود ناگاه هراسان كنار كشيد. عمر پريشان و آشفته برخاست. عبدالله بن عبيدالله كه آن جا بود [رو به عمر كرد و] گفت: مترس، اينها پاهاى جدت عمر بن خطاب است كه در اين زاويه از حجره جاى نگرفته و به ناچار بخشى از پى ديوار را نيز براى قبر كنده اند. عمر نيز به وردان گفت: آنچه را ديده اى بپوشان.


هشام بن عروه روايت كرده است كه چون در روزگار وليد ديوار خانه خراب شد، به تجديد بنا پرداختند و در اثناى كار، پايى ديدند، نگران شدند و ترسيدند پاى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) باشد، اما هيچ كس نيافتند كه بداند آن كه ديده اند پاى آن حضرت بوده است. در اين ميان عروه گفت: به خداوند سوگند، اين پاى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيست; فقط پاى عمر است.


گفتنى است روايتى هم كه در صحيح بخارى رسيده است همين روايت عروه را تأييد مى كند.


بناى حجره و حصار آن به دست عمر بن عبدالعزيز: عمر بن عبدالعزيز حجره پيامبر(صلى الله عليه وآله) را با سنگ هاى سياهِ تراشيده كه به سنگ هاى كعبه مى مانست و به همان مساحتى كه خانه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در نخستين بنا داشت ساخت. او طول ديوارهاى هر ضلع را يك ذراع و نيم و دو قيراط قرار داد مگر ديوار شرقى كه طولش يك ذراع و سه هشتم شد. همچنين بلنداى ديوارهايى كه او ساخت پانزده ذراع بود.


عمر بن عبدالعزيز، سپس بر گرداگرد حجره حصارى پنج ضلعى ساخت كه نوك مثلث ضلع هاى چهارم و پنجم به طرف شمال بود. او بدان دليل اين حصار را پنج ضلعى قرار داد كه مباد با كعبه همانند شود و مردم آن را قبله گيرند و به طرف آن نماز بگزارند.


نقشه زير جزئياتى از حجره و حصار پيرامونى آن را نشان مى دهد:


نقشه حجره و حصار مضجع پيامبر(صلى الله عليه وآله) كارى از سيدابراهيم بن على عياش مدنى .


گنبد و ضريح حرم پيامبر(صلى الله عليه وآله)



نخستين ضريح:

در دوره هاى آغازين، مسلمانان مى توانستند هنگام زيارت مضجع رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در پيش روى مبارك، در فاصله تقريبى سه ذراع و بى آن كه ميان آنان و قبر مطهر مانعى وجود داشته باشد، بايستند. آنان در پشت ديوارچه حصارى كه عمر بن عبدالعزيز ساخته بود مى ايستادند. در سال 668هـ . ق. ظاهر بيبرس، فرمانرواى مصر، ضريحى چوبين به ارتفاع حدود دو برابر قد انسان ساخت و آن را ميان ستون هاى سمت شمال حجره نبوى نصب كرد.


او همچنين محل تهجد پيامبر(صلى الله عليه وآله) و خانه حضرت زهرا را نيز در داخل اين ضريح قرار داد و از آن، سه در به بيرون گشود; يكى در سمت قبله، يكى در سمت شرق و يكى در سمت غرب. او خود با دست و با ريسمان ابعاد اين ضريح را در حج سال 667هـ . ق. اندازه گرفته بود و پس از پايان نصب آن، زائران مجبور شدند بيرون اين ضريح در سمت پيش روى مضجع پيامبر(صلى الله عليه وآله) قرار بگيرند.


نخستين گنبد:

در آغاز، ضريح و مضجع پيامبر(صلى الله عليه وآله) گنبدى نداشت و تنها بر پشت بام مسجد النبى براى مشخص كردن بخشى از بام كه بر فراز ضريح و مضجع قرار گرفته است، دورچينى از آجر به ارتفاع نصف قد انسان گرداگرد همين بخش بالا آمده بود تا آن را از ديگر قسمت هاى سقف جدا كند.


سلطان قلاوون صالحى نخستين كسى است كه به سال 678هـ . ق. بر فراز ضريح و حجره نبوى گنبدى ساخت. اين گنبد در پايين چهار ضلعى و در بالا هشت ضلعى بود و بر روى ستون هايى قرار داشت كه حجره را در ميان مى گيرد. تركيبى از تخته هاى چوب و صفحه هاى سربى، پوشش رويين آن را تشكيل مى داد و برگرداگرد آن به جاى ديوار چينِ آجرىِ قبلى، دورچينى از چوب فراهم شده بود.


اين گنبد در دوران حسن بن محمد قلاوون، ملقب به ناصر، نوسازى شد و سپس در دوران اشرف شعبان بن حسين بن محمد (سال 765هـ . ق.) صفحه هاى سربى پوشش گنبد برداشته و پس از نوسازى ديگر بار در جاى خود تثبيت شد.


بعدها شكاف هايى در اين گنبد پديدار شد كه در دوران سلطان قايتباى (سال 881هـ . ق.) مرمّت گرديد.


نوسازى گنبد پس از دومين آتش سوزى:

در دومين آتش سوزى مسجد النبى كهبه سال 886هـ . ق. صورت پذيرفت، ضريح و گنبد حرم نبوى در آتش سوخت. در سال 887هـ . ق. و در دوران حكومت سلطان قايتباى گنبد نوسازى شد. بدين منظور ستون هايى بزرگ از روى زمين بالا آوردند و سقف را بر اين ستون هاى بلند آجرىسوار كردند. همچنين از آن جا كه با احداث اين ستون ها ميان آنها و ديوار شرقى باريكه اى به وجود آمده بود كه آمد و شد از آن دشوار بود. ديوار اين بخش برچيدهو تا بلاط (سنگفرش)، محل نمازگزاردن بر جنازه ها، به مقدار يك و نيم ذراع جلوتر برده شد.


گفتنى است به دليل وجود گنبد كوچك و زيرينى كه قايتباى بر حجره و قبر مطهر پيامبر(صلى الله عليه وآله) و قبور ابوبكر و عمر ساخته بود آتش به حجره مطهّر آسيبى نرساند.


در جريان اين نوسازى، در ضلع سمت قبله ضريح مطهر پنجره هايى مسى قرار دادند و در بالاى آنها نيز مشبكى از نوارهاى مسى كه چوب هاى متصل به طاق هاىپيرامونى بالاى ضريح را به هم پيوند مى داد نصب كردند. در سه ضلع ديگر ضريح; يعنى ضلع هاى شمال و شرق و غرب پنجره هايى از آهن قرار دادند و در بالاى اين پنجره ها نوارهايى از مس نصب كردند تا مانع نشستن كبوتران شود.


شكاف برداشتن و تجديد گنبد: پس از نوسازى گنبد، به شكلى كه گذشت، شكاف هايى در آن پديد آمد. از همين روى و از آن جا كه انجام مرمت هاى جزئىسودى نداشت سلطان قايتباى فرمان داد قسمت هاى فوقانى گنبد را تخريب و آن را از نو بنا كنند. اين كار انجام گرفت و در سال 892هـ . ق. گنبدى نو و محكم با گچ سفيد ساخته شد.


نوسازى گنبد در دوران سلطان محمود عثمانى: پس از چند سده و در دوران سلطان محمود بن مجيد عثمانى شكاف هايى در قسمت هاى فوقانى گنبد رخ نمود. از همين روى به فرمان سلطان عثمانى اين قسمت ها برچيده و از نو به صورتى بسيار محكم ساخته شد.


ساخت گنبد نو در سال 1233هـ . ق. پايان پذيرفت و گنبد كنونى مسجد النبى همين بناست.


رنگ آميزى گنبد: براى نخستين بار در سال 1253 هـ . ق. سلطان عبدالحميد عثمانى فرمانى درباره رنگ آميزى گنبد به رنگ سبز صادر كرد و بدين ترتيب او نخستين كسى بود كه در روزگار فرمانروايى اش گنبد مسجد النبى به رنگ سبز درآمد.


از آن پس نيز هرگاه نياز بود، اين گنبد مجدداً به همان رنگ سبز رنگ آميزى شد. گفتنى است گنبد مسجد النبى تا پيش از اين رنگ آميزى قبّة البيضاء (گنبد سفيد)، قبة الفيحاء (گنبد بزرگ) و قبة الزرقاء (گنبد نيلگون) ناميده مى شد و از آن پس به قبة الخضراء (گنبد سبز) شهرت يافت.


مرمت جزئى دوران ملك عبدالعزيز: در دوران ملك عبدالعزيز آل سعود و در پى شنيده شدن اين خبر كه حجره نبوى نيازمند پاره اى مرمت است، فرمانى در اين خصوص صادر شد و از آن جا كه پس از بررسى ها معلوم شد تنها پوسته شدن ها و شكاف هايى در بندكشى برخى از ستون ها رخ نموده است، مرمت هاى جزئى لازم شبانه انجام پذيرفت.





فصل سوم:
توسعه هاى مسجد النبى تا دوره اخير


توسعه و نوسازى عثمان بن عفان


در فاصله سال هاى 28 تا 30 هـ . ق . عثمان بن عفان مسجد النبى را در سمت قبله و در سمت غرب به اندازه يك ستون و در سمت شمال به اندازه حدود 10 ذراع توسعهداد. او مسجد را با سنگ هاى منقوش و گچ ساخت، در ستون هاى مسجد از ميله هاى آهنى كه با سرب تثبيت شده بودند استفاده كرد و سقف را به ساج پوشاند.


بنابر برآورد دفتر توسعه مسجد النبى، توسعه عثمان در اين مسجد 496 متر مربع بوده است.


توسعه وليد بن عبدالملك


در فاصله سال هاى 91 - 88هـ . ق. وليد بن عبدالملك اموى توسعه اى در مسجد النبى ايجاد كرد. برخى گويند اين توسعه از سال 88 آغاز شده و تا سال 93هـ . ق. به درازا كشيده است.


در اين توسعه كه به دست عمر بن عبدالعزيز، كارگزار وليد در مدينه صورت پذيرفت مناره، محراب و كنگره هايى در بنا ايجاد گرديد و خانه هاى همسران رسول خدا(صلى الله عليه وآله) پس از تخريب به مسجد ضميمه شد. اين توسعه در سمت شرق و غرب و شمال صورت گرفت.


برخى مورخان گويند: پس از اين توسعه، طول ضلع مسجد به 200 ذراع و عرض آن نيز در قسمت هايى جلو به 200 و در قسمت هاى انتهاى مسجد به 180 ذراع رسيد.


بنابر تخمين دفتر توسعه مسجد النبى، مجموع افزوده وليد بر مساحت مسجد النبى 2369 متر مربع بوده است.


در فاصله سالهاى161هـ . ق. مهدى عباسى مسجد النبى را فقط از سمت شمال توسعه داد. گويند: او به اندازه 100 ذراع بر طول اين بخش افزود. برخى مورخان نوشته اند كه پس از توسعه او، طول مسجد النبى به 300 ذراع و عرض آن به 180 ذراع رسيد.


او همچنين نماى مسجد را كاشى كارى كرد و در آن ستون هايى با ميله هاى آهنين كه در داخل جاسازى شده بود نصب كرد.


دفتر توسعه مسجدالنبى مقدار افزوده مهدى عباسى بر مساحت مسجد را 2450 متر مربع تخمين زده است.


توسعه و نوسازى سلطان قايتباى:


در سال 654هـ . ق. و پس از آن، براى دومين بار در سال 886هـ . ق. مسجد النبى دچار حريق شد. پس از نخستين حريق مسجدالنبى، شمارى از فرمانروايان و شاهان در كار نوسازى مسجد شركت كردند. نخستين آنها المستعصم بالله عباسى بود كه از بغداد خواربار و صنعتگر فرستاد و كار نوسازى در سال 655هـ . ق. آغاز شد.


پس از استيلاى مغولان بر بغداد، اميران و فرمانروايانِ سرزمين هاى اسلامى در نوسازى مسجدالنبى بر همديگر پيشى جستند. اين فرمانروايان عبارت بودند از: منصور نورالدين على بن معز ايبك صالحى حكمران مصر، ظاهر ركن الدين بيبرس بندقدارى فرمانرواى يمن، محمد بن قلاوون صالحى، اشرف برسباى، ظاهر چقمق و سلطان قايتباى كه در اواخر سده نهم هجرى قمرى مى زيستند.


نخستين نوسازى مسجد پس از اولين حريق، بدون هيچ گونه توسعه اى صورت پذيرفت. پس از دومين حريق، مردم مدينه به سلطان قايتباى، فرمانرواى مصر، در اين باره نامه نوشتند و او خواربار و كارگر و مصالح و پول براى بازسازى مسجد فرستاد و مسجد را نوسازى كرد. كار پوشش سقف مسجد در اين نوسازى به سال 887هـ . ق. و كل عمليات بازسازى و نوسازى در سال 890هـ . ق. پايان يافت. در اين نوسازى در محل نماز پيامبر(صلى الله عليه وآله) يك محراب و در افزوده سمت قبله نيز محراب عثمانى احداث گرديد.


در جريان احداث گنبد سبز بر روى حجره مطهر و پايه هاى آن، ممر ميان حجره نبوى و ديوار سمت شرق مسجد تنگ شد و در نتيجه ناگزير شدند ديوار اين ضلع را حدود دو ذراع و ربع جلوتر ببرند.


اين آخرين توسعه اى است كه پيش از دوران عثمانى و دوران آل سعود صورت پذيرفت.


دفتر توسعه مسجدالنبى، مساحت اين توسعه را 120 متر مربع برآورد كرده است.

/ 31