مکه و مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مکه و مدینه - نسخه متنی

ع‍ب‍ی‍دال‍ل‍ه‌ م‍ح‍م‍دام‍ی‍ن‌ ک‍ردی‌؛ ت‍رج‍م‍ه:‌ ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍اب‍ری

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

فصل دوم: تاريخچه كعبه

تعريف تاريخچه

تاريخچه يك اثرِ باستانى يا يك شهر و يا همانند آن، بيشترين همانندى را با زندگينامه خود نوشت دارد كه در آن فهرست فشرده اى از همه رخدادها، نقاط تحول و متغيرهايى كه بر آن اثر يا شهر و يا انسان گذشته است، از آغاز تا هنگام نگاشته شدن اين تاريخچه به دست داده مى شود.

تاريخچه در واقع نه به بيان جزئيات رخدادها و اوضاع و احوال تاريخى مى پردازد و نه در صدد به دست دادن اسناد علمى دقيقى درباره موضوع است كه بتوان در يك پژوهش آكادميك، جز ارجاعى گذرا و يا نيم نگاهى حاشيه اى و گذرا، بدان مراجعه كرد. البته اين بدان معنا نيست كه معلومات داده شده در يك فهرستِ تاريخى يا تاريخچه، معلوماتى تقريبى است، بلكه درست به عكس، معلومات به دست داده شده در چنين فهرستى، همه درست و كاملا دقيق و مفيد است، منتها از اطناب و پرگويى و بيان جزئيات پرهيز مى شود.

خوانندگان كتاب ها، به ويژه در روزگار ما، سليقه هاى متفاوتى دارند; برخى به دليل تنگى وقت يابه هر دليل ديگر، به نوشته هاى مختصر وفشرده علاقه دارند. برخى علاقه مند تفاصيل و جزئيات هستند، هر چند زمان به درازا بكشد، و برخى تنها با يك تصوير يا نمودار كه به فشرده ترين صورت، معلوماتِ مورد نياز را باز گويد، خرسند مى شوند. در اين فصل از كتاب حاضر، تلاش بر آن است كه به كمك فهرستى تاريخى نيازبيشتر خوانندگان كه طالب بيانى فشرده و كوتاه هستند برآورده شود. البته به نياز ديگر خوانندگان نيز توجه شده و از همين روى است كه در فصل حاضر تنها در قالب اين فهرست فشرده كلياتى درباره كعبه از جنبه هاى مختلف يادآورى شده و آن گاه در ديگر فصل ها به سراغ بيان جزئيات بسيارى از آنچه در اين فصل بدانها اشاره شده است رفته ايم تا خوانندگانى كه طالب جزئيات هستند بدانها مراجعه كنند.

ناگفته نماند آنچه در ديگر فصول بيشترين اهميت را براى نگارنده داشته، پرداختن به مسأله توسعه اماكن مذهبى مسجد الحرام و مسجد النبى و به ويژه طرح توسعه اخير است.

آنچه اينك فرا روى داريد فهرستى تاريخى از كعبه در گذر زمان است:

تاريخچه فهرستوار بناى كعبه

كعبه دوازده بار به صورت بنيادين از پايه بنا شده و يا مورد بازسازى همه جانبه قرار گرفته است.

* آنها كه كعبه را ساخته و يا بازسازى كرده اند عبارتند از: فرشتگان، آدم(عليه السلام)، شيث(عليه السلام)، ابراهيم(عليه السلام)، اسماعيل(عليه السلام)، عمالقه، جرهم، قريش، عبدالله بن زبير، حجاج بن يوسف ثقفى، سلطان مراد خان.

* فرشتگان كعبه را ساختند تا خانه اى در مقابل بيت المعمور كه در آسمان هاست باشـد.

* گفته اند خانه كعبه از سنگ هاى پنج كوه بنا شده و فرشتگان اين سنگ ها را براى آدم مى آوردند. آن پنج كوه عبارتند از: طور سينا، حِراء، طور زيتا، جبل لبنان و جودى

* در برخى كتاب هاى تاريخى در كنار اين پنج كوه، از كوه هاى ديگر هم نام برده مى شود كه عبارتند از: جبل احمر، ثبير، رضوى و ورقان.

* گفته اند: بناى آدم و بناى فرشتگان يكى است; آدم خانه را مى ساخته و فرشتگان او را يارى مى رسانده اند.

* ابراهيم و اسماعيل به فرمان خداوند خانه را بر پايه همان بناى آدم استوار ساختند.

* بنايى كه ابراهيم ساخت، با روى هم نهادن سنگ ها و بدون گِل و ملاط فراهم شد. او هر روز يك رج از سنگ مى چيد و چون به جايى رسيد كه اكنون حجرالأسود در آن است، از اسماعيل خواست برايش سنگى بياورد كه نشان نقطه آغاز طواف باشد. در اين هنگام جبرئيل براى وى حجرالأسود را آورد.

* در بنايى كه ابراهيم ساخت، كعبه شكلى مستطيلى داشته، ارتفاع آن 9 ذراع، طول ضلع شرقى 32 ذراع، ضلع غربى 31 ذراع، ضلع جنوبى 20 و ضلع شمالى 22 ذراع بوده است.(15) وى براى كعبه دو درگاه هم سطح زمين تعبيه كرد بدون آن كه درى نصب كند. همچنين براى كعبه سقف نزد. او در داخل كعبه گودالى كند تا جايگاه نگهدارى هديه هاباشد. ابراهيم در سمت شمال كعبه آغلى براى گوسفندان اسماعيل ساخت و اين همان است كه امروزه حجر اسماعيل نام دارد.

* عمر بناى ابراهيم تقريباً چهار هزار سال است.

* هنگامى كه قريش خواست خانه كعبه را، كه از سيل و آتش سوزى آسيب كلى ديده بود، بازسازى كند تصميم گرفت اين كار تنها با مال حلال صورت پذيرد. از همين روى، چون مال هاى حلالى كه فراهم بود براى ساختن همه خانه بسنده نمى كرد، بخشى از خانه را كه حجر اسماعيل كنونى است از بنا حذف كردند.

* قريش پس از بناى كعبه، هر يك از چهار سمت آن را به چهار قسمت كرد و براى توليت آنها، ميان عشاير قبايل قرعه زد و بدين سان هر قبيله اى عهده دار بخشى خاص شد.

* قريش چوب هايى را كه در بناى كعبه به كار برد، از صاحبان كشتى اى رومى كه در بندر شيبه شكسته بود خريد و يكى از ملوانان اين كشتى را نيز براى كمك كردن به آنان در بناى كعبه به شكل بناهاى شام به خدمت گرفت.

* رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در بناى كعبه با قريش همراه شد و نزاعى را هم كه در هنگام نصب حجرالأسود ميان آنان رخ داده بود به سر پنجه تدبير گشود.

* قريش ارتفاع كعبه را هيجده ذراع قرار داد و آن را مسقف كرد و يك در از سمت شرق بلندتر از سطح زمين گشود. برگرد حجر اسماعيل ديوارى كوتاه بنا كرد و داخل خانه را تزييناتى دادند، براى آن پلكانى داخل قرار داد كه به پشت بام مى رسيد و همچنين شش ستون براى نگهدارى سقف آن در داخل نصب كرد.

* پس از آن كه در روزگار يزيد بن معاويه كعبه به منجنيق بسته شد و در آتش سوخت، عبدالله بن زبير آن را بر همان وضع كه ـ بر اساس حديث عايشه ـ پيامبر(صلى الله عليه وآله)آرزوى بازسازى اش را داشت بنا كرد. او كعبه را به صورت چهار گوش بر پايه هاى بناى ابراهيم بازسازى كرد. براى آن، دو در از سمت شرق و غرب، هم سطح زمين گشود و در داخل آن سه ستون براى نگه داشتن سقف قرار داد و ارتفاع آن را به بيست و هفت گز افزايش داد

* بناى حَجّاج شامل بازسازى كامل كعبه نبود. بلكه وى بخشى از بناى عبدالله بن زبير را خراب كرد و آن را به همان صورت كه قريش ساخته بود بازگرداند.

* پس از آن كه در سال 1039 هـ . ق. سيل عظيمى به سمت منطقه مسجد الحرام سرازير شد و حدود شش ماه بناى كعبه را تا نيمه هاى ديوار آن دربر گرفت و در نتيجه اين بنا فرو ريخت،(18) سلطان مراد خان آن را به سال 1040 هـ . ق. بازسازى كرد. البته بيست سال پيش از اين، آثارى از شكستگى در ديوار كعبه رخ نموده بود كه سلطان عبدالحميد با مهار كردن كعبه به وسيله كمربندى فلزى و زركوب آن را ترميم كرد.

* آخرين بازسازى كعبه، بازسازى اخير است كه جزئيات آن را در آخر همين بخش از كتاب خواهيد خواند.

فهرست نخستين هاى كعبه

* نخستين سرزمينى كه خداوند در هنگام آفرينش زمين آفريد بقعه كعبه است كه بر روى آب رخ نمود و هسته اى شد كه زمين از اطراف آن گسترش يافت.

* نخستين خانه اى كه براى مردم و براى پرستش خداوند بنا نهاده شد كعبه است. اين خانه قبله همگان قرار داده شد تا كانون دل ها و مايه وحدت مسلمانان باشد.

* نخستين سرزمينى كه خداوند پس از آفرينش آسمان ها و زمين آن را حرم قرار داد، سرزمين كعبه است.

* نخستين خانه اى كه در روى زمين با سنگ بنا شد كعبه است.

* نخستين كسانى كه برگرد كعبه طواف كردند فرشتگان الهى بودند و همينان نخستين كسانى بودند كه كعبه را ساختند.

* نخستين كسانى كه حج خانه خدا گزاردند، فرشتگان بودند.

* نخستين بنايى كه آدم به دست خود در زمين بنا كرد كعبه است و بدين سان كعبه نخستين بنايى است كه نخستين بشر آفريده است.

* نخستين كسى كه كعبه را تجديد بنا كرد شيث بود.

* نخستين كسانى كه مساحت كعبه را تغيير دادند قريش بودند كه پنج سال پيش از بعثت چنين كردند، نخستين كسى كه آن را به وضع نخستين باز گرداند عبدالله بن زبير بود كه در سال 65 هـ . ق. اين كار را به انجام رساند، و نخستين كسى كه اين بنا را خراب كرد و به وضع دوران قريش باز گرداند حَجّاج بن يوسف ثقفى بود.

* نخستين كسى كه براى كعبه درى قفل دار قرار داد تبّع اسد حِمْيرى، و به روايتى ديگر انوش بن شيث و به روايتى جرهم است.

* نخستين كسى كه براى كعبه سقفى قرار داد قُصّى بن كلاب است. اين سقف بعدها از ميان رفت و قريش پنج سال پيش از بعثت براى آن سقفى ديگر ساخت.

* نخستين كسى كه براى كعبه پوششى جزئى قرار داد حضرت اسماعيل(عليه السلام) بود.

* نخستين كسى كه كعبه را به پرده اى كامل پوشاند تُبّع اسد حميرى است.

* نخستين كسى كه با رعايت فاصله مشخص از كعبه و واگذاشتن آن به عنوان صحن پيرامونى كعبه، در اطراف آن خانه ساخت، قصى بن كلاب است كه اين كار را حدود صد و سى سال پيش از بعثت به انجام رساند. تا پيش از اين كار، در اطراف كعبه خانه اى نمى ساختند و به احترام آن، خانه هاى خود را بيرون از مكه بنا مى كردند. اما از آن هنگام به بعد كسانى كه در اطراف كعبه خانه مى ساختند از ديگران متمايز شدند و «قريش بواطن» نام گرفتند.

* نخستين كسى كه در كعبه و پيرامون آن بت نصب كرد عمرو بن لُحى خزاعى بود كه بت هبل را از سرزمين جزيره در شام به مكه آورد و آن را در كنار گودالى كه در درون كعبه كنده شده و جايگاه هدايا بود، نهاد. او نخستين كسى بود كه مردم را در مكه به بت پرستى فرا خواند.

* نخستين كسانى كه براى كعبه ناودان قرار دادند، قريش بودند. بعدها عبدالله بن زبير نيز در تجديد بنا براى كعبه ناودان قرار داد و پس از او هم در هر تجديد بنا، جايى براى ناودان در نظر گرفته شد.

* نخستين كسى كه خانه اى چهار گوش به شكل كعبه ساخت حميد بن زهير است. پيش از آن، خانه ها تقريباً دايره اى شكل و يا به اشكال ديگرى كه با شكل كعبه تفاوت داشته باشد ساخته مى شد.

* نخستين كسى كه در روزگار جاهليت كعبه را آذين كرد عبدالمطلب بن هاشم جد پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) است. او كعبه را به دو غزال طلايى كه به هنگام حفر زمزم در زير خاك يافت و همچنين در كعبه را به سلاح هايى كه در حفر زمزم يافته بود تزيين كرد.

* نخستين كسى كه به هنگام ورود به كعبه و به گراميداشت آن كفش و پاى افزار از پاى كند وليد بن مغيره بود كه پس از فراغت قريش از بناى كعبه، پاى افزار درآورد و به درون كعبه رفت و اين كار پس از او سنت شد.

* نخستين نماز واجبى كه پس از شب معراج در جوار كعبه خوانده شد، نمازهاى پنجگانه بود كه جبريل براى خواندن آنها و تعليم دادنش به پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) به فرمان خداوند از آسمان فرود آمد و اين نمازها را در مقابل ضلع شرقى كعبه و تقريباً در سمت راست در كعبه خواند و پيامبر(صلى الله عليه وآله) به او اقتدا كرد.

* نخستين كسى كه كعبه را شست، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بود كه پس از پاك كردن كعبه از آلودگى بتان، در روز فتح مكه بدين كار اقدام فرمود.

* نخستين كسى كه در مكه به پشت بام كعبه اذان گفت بلال بن رباح بود كه در روز فتح بر فراز بام رفت و بانگ اذان در داد. برخى از مشركان بر اين كار طعنه زدند و خداوند آيات سوره حجرات را در اين باره نازل كرد:

«اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفريديم و شما را ملت ملت و قبيله قبيله گردانيديم تا همديگر را باز شناسيد. اما در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست. بى ترديد خداوند آگاه و دانا است.»

* نخستين كسى كه كف كعبه را با سنگ مرمر سنگفرش و ديوارهاى آن را به قطعه هاى سنگ محكم كرد، وليد بن عبدالملك است. سنگى كه وى براى اين منظور به كار برد، رنگ هاى گوناگونى چون سفيد، سبز و سرخ بود.

* نخستين كسى كه حجر اسماعيل را با مرمر سنگفرش كرد، منصور خليفه عباسى بود كه در سال 140 هـ . ق. اين كار را انجام داد. بعدها بارها اين بناتجديد شد.

* نخستين كسى كه در ميان خلفاى عثمانى حجر اسماعيل را تجديد بنا كرد، سلطان مراد خان بود و پس از او نيز سلطان عبدالمجيد خان در سال 360 هـ . ق. به تجديد بناى آن همت گماشت.

* نخستين كسى كه كعبه را به منجنيق بست حصين بن نمير بود كه به هنگام نبرد با عبدالله بن زبير و به فرمان يزيد بن معاويه، در سال 64 هـ . ق. بدين كار دست يازيد.

* نخستين قسمت كعبه كه در جريان سيل بنيان كن سال 1039 هـ . ق. تخريب شد ديوارى بود كه حجاج بن يوسف ثقفى آن را ساخته بود.

* نخستين فرمانروايى كه پيش و پس از نماز، ركن حجرالأسود را استلام كرد عبدالله بن زبير بود و پس از وى ديگر فرمانروايان و اميران اين كار را پسنديدند و تكرار كردند.

* نخستين كسى كه چهار ركن كعبه را به هنگام طواف استلام كرد عبدالله بن زبير بود. در اين باره كه چرا پيش از او دو ركن شامى را استلام نكرده بودند، چنين دليل آورده اند كه اين ركن ها برپايه بنايى كه ابراهيم ساخته بود استوار نشده بودند; چه، قريش در هنگام بازسازى كعبه، از مساحت كعبه در سمت شمال; يعنى سمتى كه حجر اسماعيل در آن واقع است، از مساحت كعبه كاسته و در نتيجه بناى خويش را بر پايه اى جز آن كه ابراهيم نهاده، بنا ساخته بود.

* نخستين كسى كه براى نماز برگرد كعبه، صف هاى نماز را دايرهوار كرد خالد بن عبدالله قسرى بود كه به روزگار عبدالملك بن مروان و در سال 75 هـ . ق. بدين كار اقدام ورزيد. پيش از او صف ها تنها پشت مقام ابراهيم تشكيل مى شد.

* نخستين كسى كه براى كعبه سايه بان يا شمسيه قرار داد متوكل عباسى بود.

شمسيه، چتر، سايه بان، انارك يا تاجى است كه بر بالاى درها و پنجره ها، براى جلوگيرى از تابش نور و گاه براى تزيين قرار داده مى شود. در مورد كعبه تنها به هدف زينت از اين شمسيه استفاده مى شد و آن را در فاصله روزهاى ششم تا هشتم ذى الحجه (يوم الترويه) بر بالاى در كعبه قرار مى دادند. غالباً ابعاد آن 3 متر در 25 سانتيمتر بود و آن را به ياقوت و جواهر آذين مى كردند.

* نخستين تمبرى كه تصوير كعبه بر آن نقش بسته بود، در سال 1384هـ . ق. و به ارزش 4، 6 و 10 قروش چاپ شد.

فهرست عناصر و اماكن پيرامونى و درونى كعبه

اركان كعبه:

اركان چهار گانه كعبه به ترتيب طواف، بدين شرح هستند:

طواف از ركن حجرالأسود آغاز مى شود. پس از آن به ركن عراقى، سپس به ركن شامى، كه نام ديگر آن ركن مغربى است، و سرانجام به ركن يمانى مى رسد.

هرگاه در متنى كلمه «ركن» بدون هيچ قيد و صفتى به كار رود مقصود از آن، ركن حجرالأسود است و هرگاه «ركنين» (دو ركن) گفته شود، ركن حجرالأسود و ركن يمانى مورد نظر است. ديوار كعبه در فاصله ميان دو ركن عراقى و شامى در روزگار ابراهيم به صورت هلالى; يعنى همانند حالت امروزين حجر اسماعيل بوده و بعدها در روزگار عبدالله بن زبير روى خطى مستقيم بنا شده است. از آن پس بناى كعبه به صورت چهار گوش با چهار ضلع مستقيم حفظ شده و حجر اسماعيل بنايى جداگانه يافته است.

تصوير نمادى از كعبه كه محمدطاهر بن عبدالقادر كردى، به سال 1368 هـ.ق ترسيم كرده است.

روزنه هاى كعبه:

كعبه داراى روزنه هايى است كه نور خورشيد را به درون آن هدايت مى كند. عبدالله بن زبير هنگامى كه مكه را در اختيار داشت، بر بام كعبه، افزون بر روزنى كه در مدخل پلكان كعبه به بام وجود داشت، چهار نورگير ديگر نيز براى آن قرار داد. وى قاب پيرامونى اين نورگيرها را از سنگ مرمر ساخت. اين روزنه ها تا سال 843هـ . ق. باقى بود و در اين سال ملك اشرف برس بيك براى جلوگيرى از ورود باران به درون كعبه، آنها را بست.

ناودان كعبه:

قريش نخستين كسانى بودند كه سقف كعبه را پوشاندند و براى آن ناودانى به سمت حجر اسماعيل قرار دادند. عبدالله بن زبير و همچنين حَجّاج بن يوسف در بازسازى كعبه اين ناودان را حفظ كردند و بعدها وليد بن عبدالملك ناودان را با ورقه هاى طلا آذين كرد و از آن پس بارها اين ناودان به دست ثروتمندان و حكمرانان تجديد شد. آخرين ناودان كعبه، اهدايى سلطان عبدالمجيد عثمانى است كه به سال 1273هـ . ق. آن را اهدا كرد. همين ناودان يك بار در دوران ملك سعود و بار ديگر در دوران ملك فهد باز سازى شد.

حجر اسماعيل:

حجر اسماعيل محوطه نيم دايره اى است كه در شمال كعبه و در مجاورت ضلعى كه ناودان در آن است واقع شده و آن را «حطيم»(42) ناميده اند. دليل نامگذارى اين بخش بدين نام آن است كه اين بخش در جريان نوسازى كعبه در روزگار قريش، از خانه كاسته شده است. اين محوطه دو مدخل از دو سوى شرق و غرب دارد و ارتفاع ديوارچه آن از سطح مسجد الحرام حدود يك و نيم متر است و در سه نقطه از اين ديوار چراغ هايى براى تزيين و نور دهى بر روى پايه هاى مخصوص نصب شده است.

بخشى از حجر اسماعيل به فاصله شش ذراع و يك وجب از ديوار كعبه، در واقع جزو كعبه و امتداد آن است.

حجر اسماعيل تا كنون افزون بر بيست و پنج بار ترميم شده است.

درگذشته آن را قبرستان بانوان تبار اسماعيل مى ناميده اند، چنان كه روايت هاى تاريخىِ فراوانى از اين حكايت دارد كه اسماعيل و مادرش هاجر در همان جا به خاك سپرده شده اند.

در برخى روايت هاى تاريخى آمده است كه زير ناودان كعبه جاى التزام و برآورده شدن دعاهاست، چنان كه در اثرى كه به پيامبر(صلى الله عليه وآله) نسبت داده اند، آمده است: به هنگام طواف در قسمت مقابل ناودان، اين دعا گفته شود:

«أللّهُمّ اِنّي أَسْأَلُكَ الرّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ».

«پروردگارا! از تو آسايش به هنگام مرگ و بخشايش به هنگام حساب را مسألت مى كنم.»

ملتزم:

بخشى از مطاف است كه ميان ركن حجرالأسود و درِ كعبه واقع شده و آن را مدعى و متعوذ هم گفته اند. آن محل استجابت دعا و جايى است كه ماليدن گونه ها، سينه و كف دستان و آرنج ها بر زمينش و نيز دعا و تضرع به درگاه خداوند درآن مستحب است.

مستجار:

بخشى از مطاف است ميان ركن يمانى و جاى درى كه در گذشته ها از پشت كعبه و مقابل ملتزم قرار داشته است. آن را «متعوذ» و «مستجاب» و همچنين «ملتزم عجائز قريش»; «جاى دعاى زنان قريش» ناميده اند و محل اجابت دعاست.

حطيم:

هم حجر اسماعيل و هم منطقه ميان حجر اسماعيل و حجرالأسود و مقام ابراهيم و زمزم را حطيم ناميده اند و آن جا مكانى است كه در آن گناهان فرو ريزد و آمرزيده شود.

حجرالأسود:

سنگى است كه در ركن جنوب شرقى كعبه قرار گرفته و طواف از مقابل آن آغاز مى شود. اين سنگ از ياقوت هاى بهشت بوده، رنگ آن سفيد به خاكسترى گراييده، به سان مقام ابراهيم است.

اين سنگ پيمان خدا در زمين و مقامى است كه بنده در آن با خداى خويش عهد توبه مى كند. هر كه بر اين سنگ دست نهد گويا به سوى خداوند دست بيعت گشوده است، و هر كه آن را مسح كند همه گناهانش فرو ريزد. پيامبران، صالحان و زايران و حاجيان بر آن بوسه زده اند و بوسه زنند و در برِ آن، دعاها اجابت شود و در جوار آن اشك ها برگونه ها سرازير گردد.

استلام و بوسيدن اين سنگ نزد مذاهب اسلامى يكى از سنت ها و مستحبات طواف است.

درِ كعبه:

به روزگار ابراهيمِ خليل كعبه درى نداشت و تنها درگاهى به درون كعبه راه مى گشود. بعدها ملك اسعد، تُبّع سوم كه از پادشاهان يمن بود، براى آن درى يك لنگه قرار داد. سپس قريش درى دو لنگه بر آن نصب كرد. اين در بعدها در گذر تاريخ چندين نوبت نوسازى و تجديد شد.

در، همچنين داراى قفل و كليدى مشخص است و اين كليد نزد آل شيبى نگهدارى مى شود، و هيچ كس ديگر مدعى آن نيست. گويند به فرمان پيامبر(صلى الله عليه وآله) كليد در اختيار اين خاندان نهاده شده است.

طول كنونىِ در، 318 سانتيمتر، عرضِ آن 171 سانتيمتر و ارتفاع آن از شاذروان 222 سانتيمتر است.

معجن:

نام حفره اى كوچك است كه قبلا در كنار ديوار شرقى كعبه ميان ركن عراقى و درِ كعبه قرار داشته و گفته مى شود كه نشان جاى اصلى مقام در روزگار ابراهيم(عليه السلام)بوده است.

همچنين هنگامى كه سيل امّ نهشل مقام ابراهيم را از جاى كند، پس از باز گردانده شدن براى مدتى موقتاً در محل معجن قرار داده شد و بعدها عمر بن خطاب آن را به جاى دائمش انتقال داد.

اين حفره همچنين نشان محل نماز رسول خدا(صلى الله عليه وآله) پس از بيرون آمدن از كعبه در روز فتح و نيز نشان جاى نماز جبرئيل بوده است.

از آن جا كه اين گودال سبب زمين خوردن حاجيان به هنگام طواف مى شد در سال 1377هـ . ق. آن را پر كردند و به نشان آن علامت مربعى ميان سنگ ها قرار داده اند. همچنين در مقابل جاى قديم معجن، در شاذروان سنگ مرمر برجسته اى وجود دارد و بر روى آن نوشته هايى دشوارخوان حك شده است.

اين حفره را «جب»، «بئر» «اخسف» و «غبغب» نيز ناميده اند.

مقام ابراهيم:

از لواحق كعبه و مسجد الحرام است; سنگى است كه ابراهيم(عليه السلام) به هنگام بنا كردن كعبه و نيز به هنگام بانگ حج و فرا خوان مردم بدين مهم، بر روى آن ايستاد و در هنگام نماز آن را در سمت قبله خود قرار مى داد.

بر روى اين سنگ رد پاهاى حضرت ابراهيم(عليه السلام) حفر شده و اين خود آيتى از آيات الهى است.

هر كس در پشت مقام ابراهيم نماز بخواند گناهانش آمرزيده شود; چه، قرآن به نماز خواندن در پس اين مقام فرمان داده است.

شاذروان:

ازاره اى كوهانى شكل است از سنگ مرمر كه در سه سمت كعبه، به جز سمتِ حجر اسماعيل، در پايين ديوار چيده شده و بنابر روايت گزيده تر، جزو كعبه است. در اين رديف سنگ، حلقه هايى نصب شده كه پوشش كعبه از پايين بدانها قلاب مى شود.

گويند: نخستين كسى كه شاذروان را ساخت عبدالله بن زبير بود كه به هدف تقويت ديوار كعبه و جلوگيرى از نفوذ آب به پايه هاى بنا اين كار را انجام داد.

شاذروان تا كنون بارها مرمت و نوسازى شده است.

سكوى نگهبانى:

در كنار حجرالأسود سكويى سنگى ساخته شده است. بر اين سكو كه با عبور آب سرد از زيرش سرد نگه داشته مى شود، نگهبانى مى ايستد تا بر بوسه زدن طواف كنندگان بر حجرالأسود نظارت كند و آن را سازمان دهد.

ستون هاى درون كعبه: در درون كعبه سه ستون وجود دارد كه سنگينى سقف خانه بر روى آنهاست. اين ستون ها كه كار عبدالله بن زبير است هر كدام تقريباً يك گز قطر دارد و فاصله ميان هر يك تا ديگرى 35/2 متر است.

جبّ كعبه: در سمت راست كسى كه به درون كعبه درآيد گودالى به عمق سه گز وجود داشته است. حفر آن را به ابراهيم خليل(عليه السلام) نسبت دهند و گويند هداياى كعبه درآن جا نگهدارى مى شده است. اين حفره تا روزگار عبدالله بن زبير وجود داشت و در روزگار او از ميان برداشته شد و خزانه كعبه به سراى شيبة بن عثمان بن ابى طلحه انتقال يافت و به جاى آن براى نگهدارى هديه ها در داخل كعبه قلاب ها و چنگك هايى قرار داده شد.

/ 31