مکه و مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مکه و مدینه - نسخه متنی

ع‍ب‍ی‍دال‍ل‍ه‌ م‍ح‍م‍دام‍ی‍ن‌ ک‍ردی‌؛ ت‍رج‍م‍ه:‌ ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍اب‍ری

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

زيورها و زينت هاى كعبه

* مقصود از زيورها و زينت هاى كعبه، همه چيزهايى است كه براى آراستن كعبه ـ از درون و برون ـ به كار گرفته شده است.

* نخستين كسى كه به تزيين كعبه پرداخت عبدالمطلّب جدّ پيامبر(صلى الله عليه وآله) بود. وى كعبه را به دو غزالى كه در هنگام حفر زمزم يافته بود آراست و سلاحى را نيز كه همراه با اين دو غزال يافته بود براى تزيين بر در كعبه آويخت.

* بعدها وليد بن عبدالملك، عبدالله بن زبير، امين، متوكل، معتضد، مقتدر و شمارى ديگر از خليفگان و اميران، هر يك در روزگار فرمانروايى خود به شكلى كعبه را آراستند.

* بخشى از تزيين كعبه شامل آراستن اجزا و عناصر آن; از قبيل ستون هاى داخلى، ناودان، در، قفل و هديه هاى درون كعبه به طلا و نقره است.

* برخى از ابزارهاى زينتىِ داخل كعبه عبارتند: از دو غزال طلايى، سلاح هاى جواهر نشان و تزيين شده، جواهرها، هلال ها، شمسه ها، جام ها، قطعه هايى از ياقوت، مرواريد و زبرجد، تاج نقره، قفل، حلقه الماس، زنجيرهاى مرواريد، چلچراغ ها و محراب ها، قلعه هاى چوبين، بلورين و مسين و شيشه و شمع تاج نشان.

* درگذشته ها هديه ها و ابزارهاى زينتى درون كعبه در معرض آسيب هاى ناشى از عوامل طبيعى; چون سيل و يا عوامل تخريب انسانى همانند جنگ و تجاوز بوده است. اما در روزگار حاضر وضعى متفاوت يافته و در مكان هايى محفوظ و ايمن از آسيبِ چنان عواملى نگهدارى مى شود.

متولّيان كعبه

متوليان كعبه عهده دار وظايفى چون خدمتگزارى آن و باز كردن و يا بستن در آن و نيز انجام مراقبت هاى لازم بوده اند. توليت كعبه پيش از قريش در اختيار طايفه طسم كه قبيله اى از قوم عاد بوده اند، قرار داشت و بعدها خزاعه و سپس قصى عهده دار آن شده اند و در پى او به فرزندش عبدالدار رسيده و او نيز آن را به فرزند خود عثمان سپرده است و به همين ترتيب توليت كعبه در ميان زادگان او از نسلى به نسل ديگر به ارث رسيده و سرانجام در اختيار عثمان بن طلحه و پس از وى پسر عمويش شيبه قرار گرفته و اكنون نيز در اختيار اين خاندان است; چه اين فرمان رسول خداست و آن حضرت هنگامى كه پس از فتح مكه كليد كعبه را بدين خاندان سپرد، فرمود:

«اى زادگان طلحه، اين [كليد] را بگيريد كه جاودانه و هميشگى تا روز رستاخيز در اختيارتان بماند و هيچ كس جز ستمگرى آن را از شما نستاند.»

خوشبو كردن كعبه

* خوشبو كردن كعبه كارى ديرين است كه به پيش از اسلام باز مى گردد. پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) نيز اين سنت را تقرير فرمود و در روزگار آن حضرت گاه كعبه را به طور كامل به عطر خوشبو مى كردند.

* در روزگار معاويه خوشبو كردن كعبه، در هنگام هر نماز رسم شده بود.

* در روزگار عبدالله بن زبير كعبه را هر روز خوشبو مى كردند و در روز جمعه بر عطر و بوى آن مى افزودند. عبدالله، خود، با به پايان رساندن بناى كعبه ديوارهايش را از درون و برون عطر زد.

* مهدى عباسى در روزگار فرمانروايى اش، كعبه را از درون و برون به آميخته اى از مشك و عطر و عنبر خوشبو كرد و مردم پس از او اين كار را پيوسته به انجام رساندند.

* برخى از فقيهان بر اين نظريه اند كه خوشبو كردن كعبه گونه اى از همان تطهير است كه خداوند بدان فرمان داده، آن جا كه فرموده است:

«و به ابراهيم و اسماعيل سپرديم كه حرم خدا را براى طواف كنندگان و مقيمان و ركوع كنندگان سجده گزار پاك و پاكيزه بداريد.»

پوشش كعبه

* نخستين كسى كه پوششى ناقص بر كعبه پوشاند، اسماعيل(عليه السلام) بود. پس از او تُبّع حميرى پوششى كامل بر اين خانه پوشاند.

* پوشش كعبه در روزگار جاهليت از مواد گوناگونى چون پارچه هاى بافته از موى شتر، پوست، پارچه هاى يمانى، چادر شب، حرير، كتان هاى قرمز رنگ يمنى، پارچه هاى قبطى مصرى، پارچه هاى نرم عراقى، ديباى سياه، سرخ، سفيد، زرد و سبز و همچنين پارچه هاى راه راه تهيّه مى شد.

* در روزگار جاهليت پوشش هاى جديد كعبه را روى پوشش هاى قديم قرار مى دادند.

* پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) كعبه را با پارچه هاى يمانى پوشاند و پس از آن حضرت، ابوبكر، عمر، عثمان، معاويه و عبدالله بن زبير همين كار را انجام دادند و از آن پس درگذرتاريخ، بسيارى از كسان براى كعبه پوشش ساختند و سرانجام در روزگار ما به وضعامروزين در آمد.

* در روزگار قبل از اسلام تجديد پوشش كعبه به روز معينى از سال محدود نبود و ممكن بود در هر وقت از سال انجام گيرد اما پس از دوران اسلام، اين كار معمولا در روز عاشوار انجام مى گرفت. بعدها در برخى دوره ها گاه در سال دو و يا سه نوبت و يا افزون بر آن، پوشش كعبه تجديد مى شد. روزهايى كه اين كار در آنها انجام مى گرفت معمولا عبارت بودند از روز عاشوار، اول ماه رجب، بيست و هفتم ماه رمضان، روز ترويه (هشتم ذى الحجه) و روز عيد قربان.

اما از سده ششم هجرى به بعد، رسم بر اين شد كه تنها يك روز در سال پوشش كعبه تجديد شود.

* احرام كعبه لايه زيرين و سفيد رنگ پوشش كعبه را گويند كه از پايين ديوار كعبه آغاز مى شود و تا برابر بالاى حجرالأسود و اندكى بالاتر از آن، امتداد دارد. تاريخ اين كار به دوران مأمون عباسى باز مى گردد.

هنگامى كه بخش پايين ديوار كعبه سفيد پوش مى شود مى گويند كعبه احرام بسته است. احرام كعبه همه ساله در روز هفتم ذى الحجه و پس از شستن پارچه هاى احرام به آب زمزم و خوشبو كردن آن انجام مى گيرد و تا هنگامى كه حاجيان از عرفه باز گردند اين احرام وجود دارد و پس از آن پرده هاى كعبه فرو افكنده مى شود.

* حجر اسماعيل، بر خلاف كعبه، از گذشته هاى تاريخ بى پوشش بوده و اكنون نيز چنين است. تنها در سال 853هـ . ق. يكى از ملوك چراكسه پوششى براى آن تقديم كرد و ديوار حجر اسماعيل از سمت درون و برون بدين جامه درآمد.

آگاهى هايى پراكنده درباره كعبه

* اگر نگوييم همه پيامبران، بيشتر پيامبران الهى حج خانه خدا را به جاى آورده اند. در دوران پيش از ابراهيم خليل هر چند كعبه وجود نداشت اما جايگاه آن مشخص بود و آنجا تپه اى بلند وجود داشت كه وقتى سيل مى آمد و به اين تپه مى رسيد از سمت چپ و راست آن روان مى شد. پيامبران الهى پيش از ابراهيم براى حج گزاردن آهنگ آن جا مى كردند.

* مكه و از جمله خانه كعبه و مسجد الحرام از نخستين روز كه خداوند آسمان ها و زمين را آفريد، حرم قرار داده شد و تا آن روز كه آسمان و زمين برپا باشد و زمين به بندگان صالح خدا رسد حرم خواهد بود.

* به هنگام طواف خانه كعبه ذكر فرشتگان «سُبْحَانَ اللهِ والْحَمْدُ للهِِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ» بود و آدم بر اين ذكر عبارت «وَ لا حَولَ وَلا قُوَّة اِلاّ بِالله» را افزود. ابراهيم عبارت «الْعَلىِّ العَظيم» بدان علاوه كرد و براى ما مسلمانان ذكر «اَلله اَكْبر» نيز بر آن افزوده شد و بدين سان ذكر مسلمانان به هنگام طواف چنين است: «سُبْحَانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَاللهُ اَكْبَرْ وَ لا حَولَ وَلا قُوَّة اِلاّ بِاللهِ الْعَلىِّ العَظيم».

* ابراهيم و اسماعيل به هنگام بناى كعبه اين دعا را بر زبان داشتند كه: {رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ.

* در كعبه، از آن هنگام كه بر اين خانه درى نصب كرده اند، هيچ گاه، چه در دوره جاهليت و چه در دوران اسلام، شبانه باز نشده است.

شريف ترين سايه در روى زمين سايه كعبه است.

* در خبر صحيح آمده است كه زمين از مركز كعبه به پيرامون گسترش يافته و از اين روى كعبه مركز زمين به شمار مى آيد.

* كعبه در موازات بيت المعمور كه در آسمان است و هر روز هفتاد هزار فرشته بر گرد آن عمره مى گزارند، قرارگرفته و بدين سان كعبه زمين، كعبه و مطافِ جن و انسان، و بيت المعمور كعبه و مطاف فرشتگان است. بنابر روايات، بيت المعمور در زير عرش قراردارد و از اين روى هر كس برگرد كعبه طواف كند در زير عرش جاى مى گيرد.

* كعبه در كلام خداوند «مبارك» خوانده شده و اين وصف بدان معناست كه براى هر كس كه بر گرد آن طواف كند يا در جوار آن معتكف شود و يا به زيارت آن رود، پاداشى فزاينده است.

* در كعبه و پيرامون آن آياتى الهى به چشم مى خورد كه مفاهيم دينى ويژه اى دارند. از آن جمله است بر جاى ماندن جاى پاى ابراهيم بر روى سنگ، تا نمادى از آن باشد كه خداوند همه پديدارهاى هستى را در برابر بندگان مخلص خود تسليم و فرمانبر مى سازد، هرچند آن قطعه سنگى سخت باشد.

همچنين است باقى ماندن مقام ابراهيم كه در گذر سده ها و سال ها از گزند حوادث در امان مانده است. حجرالأسود هم آيتى ديگر است كه به رغم همه دست اندازى ها و تجاوزهايى كه به آن شده، همچنان در جاى خويش مانده است. سرانجام، ماندگارى كعبه در گذر روزگاران، هيبت و عظمتى كه اين خانه دارد و احساس ويژه اى كه در دل زائران مى افكند و همچنين كيفر يافتنِ دنيوى و سريعِ همه كسانى كه نسبت به كعبه قصد سوئى داشته باشند; آيات الهى ديگرى هستند كه تأمل در آنها ايمان را دو چندان كند.

* كعبه را «كعبه» ناميده اند چون چهار گوش است، يا چون در مقايسه با خانه هاى پيرامونش برجسته و از آنها جداست. آن را «بيت الحرام» ناميده اند; چرا كه حرام است و قطعه سرزمينى هم كه آن را در برگرفته حرم است و شكار حيوانات در اين سرزمين و يا كندن درخت و گياه اين سرزمين روا نيست. آن را «بيت العتيق» گفته اند، از آن روى كه خانه اى كهن و والا و گرانقدر است و نيز از آن روى كه هر كس آن را با اخلاص زيارت كند از آتش دوزخ و كيفر الهى رهيده (عتيق) است.

* كعبه در هر سال دو بار، يكى پس از نيمه شعبان و ديگرى در هفتم ماه ذى الحجه شست و شو مى شود.

* در روز فتح مكه، هنگامى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به مكه درآمد 360 بت در كعبه و پيرامون آن نصب شده بود. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) عصايى در دست داشت در حالى كه آيه {جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً(65) را بر زبان داشت با عصاى خود به آن بتان اشاره مى كرد و بت ها فرو مى افتاد.

* در روزگار نوح پيامبر(عليه السلام) بناى كعبه پابر جا و آشكار بود. اما بعد از طوفان، آثار آن از ميان رفت.

برخى عالمان گويند: نگاه كردن به كعبه عبادت است. البته بى گمان مقصود از اين نگاه، نگريستنى است همراه با تفكر و تدبر و در پى يافتن آيات الهى.

* در تاريخ آورده اند كه سنگ هاى به كار رفته در پايه هاى خانه كعبه به شترهاى آبستن مى مانسته است كه روى هم افتاده باشند.

* پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) در روز فتح مكه سوار بر شتر خود، هفت بار برگرد كعبه طواف كرد و با عصاى خود حجرالأسود را استلام فرمود. سپس بر آستانه كعبه از شتر به زير آمد و عثمان بن طلحه را خواست. عثمان حضور يافت و كليد كعبه را آورد و در را گشود. پيامبر(صلى الله عليه وآله) در حالى كه اسامة بن زيد، بلال و عثمان بن طلحه او را همراهى مى كردند، به درون كعبه رفت، در را از داخل بست و آن جا نماز گزارد. مدتى در كعبه ماند و سپس بيرون آمد.

پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى دومين بار در فرداى آن روز به درون كعبه رفت.

روايت شده است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در عمرة القضا و نيز در حجة الوداع وارد كعبه شد.

* اماكنى كه رسول الله(صلى الله عليه وآله) در داخل كعبه و پيرامونش در آنها نماز گزارده; عبارتند از: درون كعبه در مقابل در و به سمت ديوار غربى در فاصله سه ذراع از آن، پشت مقام ابراهيم، مقام حجرالأسود، نزديك به ركن شامى، مقابلِ در كعبه، در مقابل ركن شمال غربى نزديك حجر، ميان دو ركنى كه مقابل حجر اسماعيل است و ميان ركن يمانى و حجر الأسود.

* دو طايفه جرهم و عمالقه همزمان با يكديگر در مكه مى زيستند و پيوسته بر سر فرمانروايى اين شهر و همچنين توليت كعبه، ميان آن دو جنگ و درگيرى بود.

* در روزگار قريش، بناى كعبه با سرمايه اى كه از طريق همكارى مردم و از مال حلال به دست آمده بود انجام گرفت و اين بدان معنا است كه انديشه گردآورى كمك و تعاون، ديرينه اى بسيار دارد.

* هنگامى كه قريشيان كعبه را از نو بنا مى كردند، زنان و مردان در اين كار همكارى داشتند; مردان سنگ ها را حمل مى كردند و زنان گل و گچ مى آوردند.

فصل سوم: شرحى از بنا و بازسازى كعبه در گذر تاريخ

كعبه، نخستين بنا

اين نه روايتى تاريخى است كه ما بدان پرداخته باشيم، بلكه آيه اى از آيات كتاب الهى است كه باور داشتنش از ايمان است و ترديد ورزيدن در آن نشانى از كفر; اين سخن از قول كسى است كه در حق خود فرموده است: «چه كسى از خدا راستگوتر است»;هم اوست كه فرموده: {إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَهُدىً لِلْعَالَمِينَ.

نگارنده از آن روى در آغاز اين فصل چنين حقيقتى را يادآورى مى كند كه خوانندگان را به نادرستى گفته كسانى توجه دهد كه به گاه رويارويى با تعارض آغازينى كه ميان آيه پيش گفته و روايت هاى تاريخ مى يابند، به تأويل قرآن دست مى يازند. برخى از روايت هاى تاريخى موجود نزد يهوديان ومسيحيان ازاين خبر مى دهدكه بيت المقدس نخستين خانه اى است كه براى بندگى خدا و انجام مراسم دينى بنا شده است.

در اين ميان برخى با اين پندار كه گويا آيه قرآن و روايت تاريخىِ رسيده در آثار ديگران، دو متن هم عرض و هم رتبه اند، كوشيده اند ميان آيه قرآن و آنچه در تاريخ نقل شده است، سازگارى به وجود آورند; آنان گفته اند: نخستين خانه اى كه براى عبادت و بندگى خدا بنا شده، بيت المقدس است، اما نخستين خانه اى كه در زمين بنا شده كعبه است.

نگارنده مى گويد: براى آيه اى كه گذشت دو تفسير ممكن است:

يكى آن كه مقصود از «اَوَّلَ بَيْت» به طور مطلق نخستين خانه اى باشد كه خداوند در زمين آدميان فراهم ساخته است. بنابراين تفسير، كعبه بنا شده آدم در آغازين زمان فرود آمدن وى به زمين است.

تفسير ديگر آن كه مقصود از «أوَّلَ بَيْت» نخستين خانه اى باشدكه در زمين براى عبادت و بندگى خدا ساخته شده است. طبق اين تفسير، بناى كعبه پس از نزول آدم و پس از پيدايش ساختمان هاى مسكونى و همچنين اماكن پرستش، به عنوان نخستين بنا ساخته شده است.

در اين ميان، سخن ديگر نيز مطرح شده و آن اين كه ابراهيم نخستين كسى بود كه كعبه را ساخت و ديوارهاى آن را تا حدى كه عرفاً يك بنا خوانده شود بالا آورد. صاحبان اين سخن بدين آيه استناد مى كنند كه فرموده است: {وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنْ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيل.

اما براى اين آيه دو تفسير امكان پذير است:

تفسير نخست آن كه گفته شود ابراهيم بنا گذارنده كعبه و نخستين كسى است كه ديوارهاى آن را تا حد يك بناى عرفى بالا آورد. چنين تفسيرى به روشنى با آيه پيشين يعنى آيه {إِنَّ أَوَّلَ بَيْت وُضِعَ لِلنَّاسِ(72) تعارض دارد; چرا كه پيش از ابراهيم نيز خانه هايى مسكونى و يا مكان هايى براى عبادت و بندگى و نيز پيامبران و رسولانى وجود داشته است و از اين روى نمى توان گفت بناى ابراهيم نخستين بنا است، در حالى كه اين آيه، كعبه را نخستين بنا مى داند.

البته بدين دليل چنين پاسخ داده اند كه هر چند پيش از كعبه ابراهيم خانه ها و بناهايى وجود داشته، اما آن خانه ها و بناها يا از آنِ اشخاصى بوده و يا بهقبايل و طوايف معينى تعلّق داشته است. اما كعبه نخستين خانه عبادت است كه به هيچ طايفه و ملتى اختصاص ندارد و از آنِ همه مردم است; همان مردمى كه خداوند ابراهيم رافرمان داد تا همه آنان را به حج فرا بخواند، آن جا كه فرمود: {وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالا وَعَلَى كُلِّ ضَامِر .

تفسير دوم آن است كه گفته شود: خانه كعبه پيش از ابراهيم بنا شده و در روزگارانى پيش از او وجود داشته، اما بعدها ديوارهاى كعبه و آنچه بيرون از خاك بوده از ميان رفته و پى و پايه هاى خانه بر جاى مانده است و بعدها ابراهيم همراه با فرزندش اسماعيل ديوارهاى خانه را بر همان پى و پايه كه از پيش وجود داشته بالا آورده و آن را به سان گذشته اش بازسازى كرده اند.

كسانى كه كعبه را ساخته يا بازسازى كرده اند

در كتاب هاى تاريخ آمده است كه خانه خدا يازده بار بازسازى شده است. منابع تاريخى نام كسانى را كه بدين بازسازى همت گماشته اند، آورده و البته در اين ميان ثبوت برخى روايت ها يقينى و برخى ديگر ظنّى است.

مجموع كسانى كه، به روايت اسناد تاريخى، كعبه را ساخته يا بازسازى كرده اند، عبارتند از:

1 ـ فرشتگان الهى; به فرمان خداوند.

2 ـ آدم(عليه السلام); گفته اند كه بناى آدم و فرشتگان مجموعاً يك بناست كه در جريان آن، آدم كارِ ساختن و بالا آوردنِ خانه را بر عهده داشته و فرشتگان در اين كار به او كمك مى رسانده اند.

3 ـ شيث; فرزند آدم.

4 ـ ابراهيم همراه با فرزند خود اسماعيل.

5 ـ عمالقه.

6 ـ جرهم.

7 ـ قصى، نياى چهارم رسول خدا.

8 ـ قريش; بناى كعبه از سوى اين خاندان در سال پنجم بعثت انجام پذيرفت و پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) نيز باآنان مشاركت كرد وهمراه عموى خود عباس سنگ هارا به محل بنا مى آورد. در همين بازسازى بود كه آن حضرت نزاعى را كه بر سر قرار دادن حجرالأسود در محل آن در گرفت و احتمال داشت به جنگى سخت منجر شود، به سر پنجه تدبير گشود.

9 ـ عبدالله بن زبير; در سال 65هـ . ق. پس از آن كه حصين بن نمير فرمانده سپاهيان يزيد كعبه را به محاصره درآورد و به هدف سركوب عبدالله بن زبير آن را به منجنيق بست، ديوارهاى اين بنا سست شد. تقريباً همزمان با آن، آتش سوزى نيز در كعبه رخ داد. بنابراين، ضرورى بود كه كعبه تخريب و از نو ساخته شود.

بدين ترتيب پس از پايان محاصره و بازگشت سپاه حصين بن نمير، بازسازى كعبه آغاز شد.

10 ـ حَجّاج بن يوسف ثقفى; وى در سال 74هـ . ق. آنچه راكه ابن زبير به بناى كعبه افزوده بود، تخريب كرد و كعبه را به وضع دوران قريش باز گرداند. از همين روى نمى توان كار حجاج را بناى كعبه يا باز سازى و نوسازى فراگير دانست.

11 ـ سلطان مراد خان عثمانى; در عصر و شب پنج شنبه بيستم شعبان سال 1309هـ .ق. سيلى سنگين كعبه را درميان گرفت و در پى آن بخش هاى عمده اى از كعبه فرو ريخت.

به دنبال اين خرابى و در سال 1040هـ . ق. سلطان مراد خان عثمانى به نوسازى و تجديد بناى كعبه پرداخت.

اين فهرستى است از كسانى كه در طول تاريخ، به بنا يا تجديد بناى كعبه همّت گماشته اند. البته همان گونه كه گذشت روايت هايى تاريخى كه از اين كسان نام مى برد، برخى قطعى و برخى ديگر تنها در حد گمان است. اما در اين ميان آنچه مسلم تر و پذيرفته تر به نظر مى رسد، روايت هاى حاكى از بناى ابراهيم و اسماعيل، بناى قريش، بناى عبدالله بن زبير، بناى حَجّاج و بناى سلطان مراد خان عثمانى است و پس از همه اين تلاش ها، آخرين تلاشى كه در نوسازى كعبه و بناهاى پيرامونى اش صورت پذيرفته طرح توسعه فراگير دوره اخير است.

اينك بناهاى پيش گفته را يك به يك به بررسى مى گذاريم:

بناهاى ابراهيم و اسماعيل(عليهما السلام)

خداوند در آياتى از قرآن كريم داستان بناى كعبه از سوى ابراهيم و اسماعيل را چنين آورده است:

«آن هنگام كه ابراهيم پايه هاى آن خانه را بااسماعيل بالا مى برد گفتند: پروردگارا! از ما بپذير; زيراكه شنواى دانا تويى. پروردگارا! ماراتسليم شده خود قرارده واز فرزندان ما نيز امتى تسليم شده خويش، و آداب حج مان را به ما بنمايان و بر ما توبه كن كه توبه كننده مهربان تويى. پروردگار ما! در ميان آنان پيامبرى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان تلاوت كند و به ايشان كتاب و حكمت بياموزد و پاكيزه شان كند; زيرا كه مقتدر حكيم تويى.»

خداوند پس از آن كه جاى خانه كعبه را براى ابراهيم معين ساخت. فرمود كه خانه را بنا كند. ابراهيم نيز با علاقه و عشق فرمان الهى را به اجرا درآورد و در اين كار، فرزندش اسماعيل او را يارى رساند.

بنايى كه ابراهيم برپا كرد، به لحاظ فنى داراى مشخصه هاى زير بود:

* نوع مصالح به كار رفته در بنا ؤ سنگ.

* ارتفاع بنا از سطح ؤ 9 گز.

* طول ضلع شمالى ـ جنوبى، در سمت شرق; همان ضلعى كه اكنون درِ كعبه در آن قرار گرفته است، از ركن يمانى تا ركن شمالى ؤ 32 گز.

* طول ضلع شمالى ـ جنوبىِ ديگر در سمت غرب ؤ 31 گز.

* طول ضلع شرقى ـ غربى، در سمت جنوب، يعنى از ركن حجرالأسود تا ركن يمانى ؤ 20 گز.

* طول ضلـع شرقى ـ غربـىِ ديگر در سمت شمـال; يعنى سمت حجر اسماعيـل ؤ22 گز.

بنايى كه ابراهيم ساخته بود داراى دو درگاه همكف بود كه يكى از سمت شرق; يعنى از كنار حجرالأسود و ديگرى از سمت غرب; يعنى از مجاورت ركن يمانى به بيرون گشوده مى شد.

ابراهيم همچنين در داخل كعبه، در سمت راست كسى كه به كعبه در آيد، گودالى به عمق سه گز كنده بود تا محل نگهدارى هديه هاى كعبه و نيز اموال آن باشد.

كعبه روزگار ابراهيم سقف و درى كه باز و بسته شود نداشت.

در كعبه اى كه ابراهيم ساخت سنگ ها به صورت خشكه چين بود. ابراهيم(عليه السلام) هر روز يك رج از سنگ ها را مى چيد.

كعبه ابراهيم تنها در ضلع جنوبى، دو گوشه تشكيل شده از ديوارهاى مستقيم داشت و بدين ترتيب اين كعبه تنها داراى دو ركن يمانى و ركن حجرالأسود بود. اما ضلع شمالىِ كعبه شكلى منحنى داشت و به موازات همين ديوار منحنى كعبه، در فاصله اى اندك، آغلى با ديوارهاى كوتاه بود كه اسماعيل گوسفندان خود را درآن جا نگه مى داشت.

/ 31