مکه و مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مکه و مدینه - نسخه متنی

ع‍ب‍ی‍دال‍ل‍ه‌ م‍ح‍م‍دام‍ی‍ن‌ ک‍ردی‌؛ ت‍رج‍م‍ه:‌ ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍اب‍ری

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید


بناى قريش

پيش از آن كه قريش دست به كارِ تجديد بناى كعبه شود اين خانه از رديف هاى سنگى كه خشكه چين شده بودند تشكيل مى شد. درِ آن همكفِ زمين بود و سقفى نداشت. پرده ها و پوشش كعبه از سمت بيرونى به ديوار آويخته و بندهاى آنها از سمت درونى در بالاى ديوار بسته مى شد. در درون كعبه بر سمت راست كسى كه به كعبه درآيد، گودالى وجود داشت كه خزانه و محل نگهدارى هدايا و اموال كعبه بود و شاخ هاى قوچى كه ابراهيم پس از بناى كعبه ذبح كرده بود، از سمت داخلى بر ديوار كعبه آويخته بود.


در اين ميان زنى از قريش براى خوشبو كردن فضاى پيرامونى كعبه اسپند دود كرد و شراره هايى از آتشِ او به پرده هاى كعبه رسيد و در نتيجه پوشش كعبه سوخت و ديوارهايش شكاف برداشت و در برخى قسمت ها فرو ريخت. بعدها سيل هاى تندى هم كه به درون دره سرازير مى شد، بر خرابى خانه افزود و بدين سان قريش در اين انديشه شد كه باقيمانده بنا را تخريب و آن را از نو بنا كند.


در همين زمان به مكه خبر رسيده بود كه يك كشتى رومى در شعيبه، بندر مجاور مكه، درهم شكسته است. از اين روى وليد بن مغيره با تنى چند از قريشيان روانه شدند و چوب هاى كشتى را خريدند و افزون بر اين، با يكى از سرنشينان كشتى كه «باقوم» نام داشت و حرفه اش نجارى بود توافق كردند كه به مكه برود و آنان را براى ساختن كعبه به شكل بناهاى شامىِ آن روزگار راهنمايى كند.


قريشيان براى حفظ حرمت كعبه تصميم گرفتند اجازه ندهند مال حرامى; اعم از ربا، يا درآمد قمار يا بدكارگى و يا مالى فراهم آمده از دزدى و ستم، در بناى كعبه به كار گرفته شود; چرا كه خداوند پاك است و بر درگاه او جز پاكى نشايد.


قريشيان به هنگام تخريب و بازسازى، براى جلوگيرى از اختلاف بر اين توافق كردند كه بنا را به چهار بخش و سپس هر كدام از اين قسمت ها را به چهار بخشكوچك تر قسمت كنند و هر يك يا چند قبيله عهده دار بخشى معين شود.


در كار ساختن كعبه زنان با مردان همكارى داشتند و وظيفه حمل سنگ ها با مردان و كار آوردن گل و گچ (ملاط ساروج) با زنان بود.


قرشيان پس از بازسازى كعبه، همه آنچه را در داخل كعبه نگهدارى مى شد و يا بر ديوارهاى آن آويخته بود گرد آوردند و به ابوطلحه عبدالله بن عبدالعزى بن عثمان بن عبدالدار بن قصى سپردند. همچنين هبل را از خانه بيرون بردند و در محل مقام ابراهيم نصب كردند.


به هنگام نوسازى كعبه از سوى قريش رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سى و پنج ساله بود و در جا به جا كردن سنگ ها با آنان همكارى مى كرد.


قريش ديوارهاى خانه را كاملا تخريب كرد و آن را با زمين هموار ساخت. اما چو خواستند با ديلم و كلنگ پى و پايه هاى كعبه را كه در زمين بود بكنند كوه هاى مكه به لرزه درآمد و از همين روى از كندن صرف نظر كردند و خانه را بر همان پى و پايه پيشين ساختند.


بنا آغاز شد و كار ادامه يافت تا هنگامى كه نوبت نصب حجرالأسود رسيد. اما در اين مرحله بر سر اين كه چه كسى سنگ را در جاى خود قرار دهد با همديگر اختلاف كردند و چند روز اين اختلاف و خصومت ادامه داشت و نزديك بود جنگى خانمانسوز درگيرد. سرانجام ابواميه حذيفة بن مغيره مخزومى پيشنهاد كرد نخستين كسى را كه از باب بنى شيبه وارد شود ميان خود داور گيرند. همه با اين پيشنهاد موافقت كردند. چندىنگذشت كه امين مكه و امين اسلام محمد بن عبدالله از باب بنى شيبه به درون آمد.


قرشيان او را به داورى پسنديدند و آن حضرت نيز گره اين نزاع را گشود; او ردايى طلبيد سنگ را در ميان آن قرار داد. آنگاه از هر قبيله نماينده اى خواست تا همه با هم كناره هاى ردا را بگيرند و تا برابرى آن جايگاه كه بايد قرار گيرد، بالا آورند. آنها نيز چنين كردند و پيامبر(صلى الله عليه وآله) سنگ را برگرفت و در جاى خويش نشاند.


قرشيان پس از گذر از اين مرحله، كار بازسازى كعبه را پى گرفتند. چون ديوار را به اندازه چهار ذراع و يك وجب بالا بردند، داخل كعبه را تا همين ارتفاع با خاك پر كردند و در همين سطح درى به بيرون گشودند. سپس كار بالا بردن ديوارها را با چيدن يك رج سنگ و يك رج چوب ادامه دادند و ارتفاع ديوار را، بر خلاف بناى پيشين كه تنها نُه ذراع بود، به بيش از هجده ذراع رساندند و سقف آن را نيز پوشاندند.


قرشيان در داخل كعبه دو رديف ستون قرار دادند. در هر يك از اين رديف ها سه ستون و سمت رديف ها از ضلع شامى، مجاور حجر، به طرف ضلع يمانى بود.


در بناى قريش جمعاً پانزده رج چوب و شانزده رج سنگ به كار رفته بود و ناودان نيز به سمت حجر اسماعيل قرار مى گرفت. همچنين در داخل اين بنا پلكان چوبى در ركن شامى و در مجاورت ديوارى كه در كعبه آن جا واقع است قرار داده بودند كه به بام خانه راه مى گشود. آنان سقف خانه و ديوارهاى آن را از درون و نيز ستون ها را تزيين كرده بودند. بر ستون ها تصويرهايى از پيامبران الهى بود; تصوير ابراهيم به صورت پير مردى بود كه تيرهاى قرعه در دست داشت و با آنها قرعه مى زد و در تصوير مريم، وى نشسته بود و عيسى را بر دامن داشت. افزون بر اين، تصويرهايى از فرشتگان و درختان نيز در داخل كعبه قرار داده بودند.


قرشيان همچنين، ضمن حفظ درگاه قديم كعبه در بناى نو، بر اين درگاه درى نصب كردند.


چون بنا را به پايان بردند اموال و هداياى كعبه را كه به ابوطلحه سپرده بودند، ديگر بار به درون گودالى كه در گوشه نزديك به ضلع شامى در داخل كعبه كنده شده بود باز گرداندند و زيورهاى كعبه و شاخ هاى قوچى را كه ابراهيم ذبح كرده بود از ديوار و ستون هاى كعبه آويختند و هبل را چنان كه پيشتر بود بر كناره گودال هدايا نصب كردند و در پايان، پارچه هاى راه راه يمانى بر كعبه پوشاندند.


تصوير زير ترسيمى است از كعبه قريش كه از «التاريخ القويم» آورديم:



بناى عبدالله بن زبير

پس از شورش عبدالله بن زبير، يزيد بن معاويه سپاهى به فرماندهى حصين بن نمير براى سركوب عبدالله روانه مكه ساخت. حصين بن نمير بر مكه چيره شد و تنها مسجدالحرام بيرون از سلطه او ماند. ابن زبير و يارانش به مسجد پناه بردند و در اطراف كعبه خانه هايى از چوب و نى ساختند تا از سنگ هايى كه با منجنيق به سويشان افكنده مى شد و همچنين از تابش آفتاب در امان باشند.


حصين بن نمير منجنيق هايى بر كوه ابوقبيس و قعيقعان نصب كرده بود كه به وسيله آنها كعبه را هدف قرار مى دادند. بارش سنگ ها پوشش كعبه را دريد و سنگ هاى آن را از جا كند. در همين زمان، شراره هايى از آتشى كه يكى از ياران عبدالله بن زبير آماده كرده بود به پرده كعبه رسيد و از آن جا كه در آن روزگار ديوارهاى كعبه رديفى از سنگ و رديفى از چوب و سقف آن نيز فراهم آمده از چوب بود آتشى سخت را در پى آورد. اين رخداد در شب شنبه سوم ماه ربيع الأول سال 64هـ . ق. به وقوع پيوست و به سبب آن سنگ هاى كعبه بخشى فرو ريخت و بخشى آن اندازه شل شد كه اگر پرنده اى بر آن مى نشست فرو مى ريخت.


زمانى نگذشت كه خبر مرگ يزيد به مكه رسيد و حصين بن نمير دست از محاصره عبدالله زبير برداشت و در پنجم ربيع الثانى همان سال با سپاهش مكه را ترك كرد.


بدين سان ضرورت داشت براى بازسازى كعبه چاره اى انديشيده شود; ابن زبير در اين باره با خردمندان و خبرگان رايزنى كرد و تصميم نهايى آن شد كه كعبه را كاملا تخريب كنند و آن را از نو بسازند.


ابن زبير سنگ هاى لازم براى بناى كامل كعبه را از كوه هاى حِرا، ثبير، مقطع،خندمه، حلحله، كعبه و مردله فراهم ساخت و ديوارهاى كعبه را بر روى پى وپايه اى كه به روزگار ابراهيم بوده است; يعنى مطابق آنچه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آرزوى انجامش را داشت، بالا آورد.


عبدالله به هنگام بازسازى كعبه، پس از فراهم آوردن آنچه براى اين كار لازمبود، همه هديه ها و يا زينت هايى را كه در داخل كعبه وجود داشت يك جا گردآورد و به سراى شيبة بن عثمان انتقال داد تا پس از پايان عمليات، ديگربار بازگردانده شود.


او خود نخستين كسى بود كه در روز شنبه، نيمه جمادى الآخر سال 65هـ . ق. تخريب باقيمانده هاى بناى كعبه را آغاز كرد و پس از او مردم كار تخريب را ادامه دادند و در يك نيم روز آن را به پايان رساندند.


ابن زبير در مدتى كه كار بازسازى كعبه ادامه داشت، داربستى چوبين برگرد كعبه قرار داد و پرده هايى بر آن آويخت تا مردم بر گردش طواف كنند. او همچنين پس از كندهشدن حجرالأسود از جاى خود، در جريان تخريب كعبه، آن را به پارچه اى ديبا پيچيد و در جعبه اى قرار داد و آن را قفل كرد و در دار الندوه گذاشت.


چون تخريب را به پايان بردند و پى و پايه كعبه آشكار شد، ديدند كه آن به عمق شش ذراع و يك وجب در زمين و داخل سنگ ها فرو رفته و چنان به هم پيوسته است كه هر قسمت از آن راكه از جاى خود تكان دهند، همه اركان اين پى تكان مى خورد. ابن زبير پنجاه تن از مردمان سرشناس را به اين پى و پايه گواه گرفت و بناى جديد را روى آن استوار ساخت و درِ شرقى كعبه را بر روى همان رديف سنگى كه شاذروان را تشكيل مى داد وبه سطح زمين نزديك بود قرار داد و درست در مقابل آن درى ديگر در سمت غرب گشود.


چون بنا به نقطه اى رسيد كه مى بايست حجرالأسود نصب شود عبدالله بى خبر از مردم، خودش آن را در جاى خويش قرار داد.


عبدالله ديوارهاى كعبه را به ارتفاع بيست و هفت ذراع و عرض ديوارها را به دو ذراع رساند و در داخل كعبه نيز سه ستون در رديفى از شمال به جنوب براى نگه داشتن سقف قرار داد.


ابن زبير روزنهاى كعبه را از سنگ مرمرهايى كه از صنعا آورده بودند ساخت و درِ كعبه را كه تا آن زمان يك لنگه بود به درِ دو لنگه اى به ارتفاع يازده ذراع تبديل كرد، در داخل خانه و در مجاورت ركن شامى، پلكان چوبى ساخت كه به پشت بام مى رسيد و بر پشت بام نيز ناودانى كه به حجر اسماعيل مى ريخت قرار داد.


پسر زبير پس از فراغت از بناى كعبه، داخل آن را به مشك و عنبر خوشبو كرد و بر سطح بيرونى ديوار خانه نيز از بالا تا پايين مشك و عنبر ماليد و سپس خانه را به پارچه هاى ديبا پوشاند.


در پايان بنا مقدارى سنگ اضافه مانده بود كه با آنها اطراف كعبه را به شعاع ده ذراع از ديوارها، سنگ فرش كرد.


كار نوسازى كعبه در هفدهم رجب سال 65هـ . ق.(77) به پايان رسيد و عبدالله از مردم خواست به شكرانه آن، از تنعيم محرم شوند و عمره گزارند و هر كس به هر اندازه مى تواند در راه خدا قربانى كند. او خود، همراه با يارانش در تپه اى كه مقابل مسجد عايشه در ميقات تنعيم بود احرام بست و شتران بسيارى به سپاس خداوند قربانى كرد.


از آن پس، انجام عمره از تنعيم در اين روز از سال ميان مردمان مكه سنت شد و اين سنت در گذر تاريخ پا برجاى ماند.


تصوير زير ترسيمى است از كعبه عبدالله بن زبير كه از «تاريخ القويم» آمد:



بناى حَجّاج ثقفى

به شمار آوردنِ كار حَجّاج در رديف بناها يا تجديد بناهاى كعبه، نوعى مجازگويى است كه به خطا بر قلم مورّخان رفته است. چه، حَجّاج هيچ بنايى نساخت و آنچه كرد تنها تخريب بخشى از بناى ابن زبير بود.


حجاج در سال 74هـ . ق. / 693 م. به عبدالملك بن مروان نوشت كه ابوخبيب عبدالله بن زبير چيزهايى به كعبه افزوده كه پيشتر نبود. و همچنين درى ديگر از كعبه به بيرون گشوده است.


عبدالملك در پاسخ او چنين نوشت: درِ غربى را كه ابن زبير گشوده است مسدود كن، آنچه را بر سنگ هاى بناى كعبه افزوده است تخريب كن و كعبه را با سنگ هاى زايد فراهم آمده تا ارتفاع پيشينِ آن پر كن و آن را به همان صورت كه در روزگار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بوده است درآور.


حَجّاج شش ذراع و نيم وجب از كعبه در سمت حجر تخريب كرد و با سنگ هاى زايد فراهم آمده، داخل كعبه را تا ارتفاعى كه مى بايست در نصب شود پر كرد، درى را كه به سمت غرب گشوده مى شد از ميان برداشت، درگاه در شرقى را در ارتفاع چهار ذراع و يك وجب قرار داد و ساير قسمت هاى بنا را بر همان حال كه در روزگار ابن زبير بود واگذاشت.


در مجموع آنچه حَجّاج بر بناى كعبه افزود يا آنجا ساخت; عبارت است از ديوار حجر اسماعيل، بستن در غربى كعبه، سنگچين پايين در كعبه، پلكان موجود در داخل كعبه و دو درى كه بر اين پلكان نصب شده است.


از هنگام بناى قريش تا بناى ابن زبير هشتاد سال و از آن زمان تا بناى حجاج نُه يا ده سال فاصله شده و از آن پس تا سال 1039 كعبه به همان حالت مانده است و در فاصله نهصد و شصت و شش سال در آن هيچ تغيير يا خرابى اى جز برخى ترميم هاى محدود به وجود نيامده است.
در سال 1039هـ . ق. / 1629 م. سيلى ويرانگر و بى سابقه كعبه را خراب كرد و بدين سان لازم آمد كعبه براى يازدهمين بار نوسازى شود.


يازدهمين بنا را سلطان مراد خان عثمانى در سال 1040هـ . ق. / 1630 م. به انجام رساند.


تصوير زير ترسيمى از كعبه حَجّاج است كه از كتاب «تاريخ القويم» آورده شده است:



/ 31