مکه و مدینه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مکه و مدینه - نسخه متنی

ع‍ب‍ی‍دال‍ل‍ه‌ م‍ح‍م‍دام‍ی‍ن‌ ک‍ردی‌؛ ت‍رج‍م‍ه:‌ ح‍س‍ی‍ن‌ ص‍اب‍ری

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید


شاذروان

شاذروان بخش بيرونى پايين ديوار كعبه است كه در گذشته هاى دور جزو خانه بوده و بعدها از عرض ديوار واگذاشته شده است. شاذروان را «تأزير» هم ناميده اند; چرا كه براى خانه كعبه همانند ازار است.


شاذروان رديفى از سنگ هاى اريب است كه در سه ضلع از ديوارهاى كعبه، در پايين ديوار و چسبيده به زمين قرار گرفته است. در ضلع مجاور حجر اسماعيل از شاذروان اثرى نيست و در پايين اين ضلع تنها پاسنگى به ارتفاع ده و عرض چهلسانتيمتر وجود دارد كه حاجيان بر روى آن مى ايستند و دست و صورت و بدن خود را به ديوار كعبه مى چسبانند و در اين حال دعا و به درگاه خداوند زارى مى كنند. علت قرار نداشتن شاذروان در اين ضلع آن است كه در اين قسمت، ديوار خانه كعبه در واقع مرز شمالى آن نيست و حد واقعى كعبه در سمت شمال شش ذراع و يك وجب پس از ديوار به سمت حجر اسماعيل است.


آن گونه كه اشاره شد، شاذروان در اصل جزوى از كعبه بوده است و گفته اند براى نخستين بار عبدالله بن زبير آن را روى پى و پايه اى كه از دوران ابراهيم وجود داشتهاست نصب كرد. هدف وى از انجام اين كار آن بود كه ديوارهاى كعبه در برابر سيل تقويت و از نفوذ آب به درون خانه جلوگيرى شود، ريسمان هاى نگهدارنده پايين پرده كعبه را به حلقه هاى تعبيه شده در ميان سنگ هاى شاذروان محكم كنند، وجود اينرديف سنگ اريب مانع تماس زياد طواف كنندگان; با پرده كعبه و ديوارهاى آنمى شود تا هم بدن آنها از آسيب مصون بماند و هم پرده كعبه دوام بيشترى يابد و ساييده نشود.


سنگ هاى شاذروان همه مرمر سفيد محكم و در ابعاد و اندازه هاى متفاوت است. شمار آنها هفتاد و يك قطعه است و هشت قطعه از آنها كه از سمت پايين در كعبه به طرف شمال قرار دارد، از بهترين سنگ هاى مرمر در دنياست.


در لابه لاى سنگ هاى شاذروان چهل و يك حلقه فلزى قرار داده شده كه طناب هاى پايين پرده كعبه به آنها بسته مى شود.


ناگفته نماند يك بار در سال 1098هـ . ق. احمد پاشا شاذروان را مرمت كرده است.


در كعبه



اگر بخواهيم از تاريخچه در كعبه، از نخستين دوران و از آن روزگار كه تبّع حِمْيرى پيش از ظهور اسلام، نخستين در را نصب كرد تا دوره هاى بعد همچنين عصر حاضر بنويسيم سخن به درازا خواهد كشيد.


همين اندازه يادآور مى شويم كه آخرين در كعبه در پيش از دوران سعودى، درى بوده كه سلطان مراد خان عثمانى دستور ساختنش را صادر كرده و در ساخت آن صد و شصت رطل نقره به كار رفته است.


در كعبه كه از سمت شرق آن گشوده مى شود، امروزه حدود دو متر و بيست و پنج سانتيمتر از كف مسجد الحرام بالاست، ارتفاع خود در سه متر و ده سانتيمتر و عرض آن حدود دو متر است و حدود نيم متر نيز به سمت درون كعبه تورفتگى دارد.


درطول تاريخ، بر شكل و رنگ و نوع ونيز تزيين هاى اين در، رخدادها وتغييرهايى گذشته و سرانجام در دوره سعودى دو در براى كعبه ساخته شد.


درِ نخست; درى است كه ملك عبدالعزيز بن عبدالرحمن آل سعود فرمان ساخت آن را صادر كرد، اين در داراى روكشى از طلا و نقره بوده، به نام هاى الهى زينت يافته و كار ساخت آن در سال 1363هـ . ق. به انجام رسيده است.


اما دومين در كعبه آن است كه به فرمان ملك خالد ساخته شد. در سال 1397هـ . ق. / 1977م. ملك خالد در زيارت داخل كعبه متوجه شد مويه هايى روى در وجود دارد. از همين روى فرمان داد درى نو از طلاى ناب براى كعبه بسازند.


برداشت و اين مبلغ جداى از 280 كيلوگرم طلايى(84) است كه در ساخت در به كار رفته و هزينه آن از سوى موسسة النقد العربى السعودى تأمين شده است.


كار ساخت اين در از هنگام آغاز در اول ذى الحجه سال 1398هـ . ق. تا پايان آن دوازده ماه به طول انجاميد.


مشخصات درِ كعبه

پيش از آن كه عمليات ساخت در آغاز شود، مطالعات كارشناسى ويژه اى در اين خصوص انجام گرفت تا درى با بهترين كيفيت و دقيق ترين جزئيات و مشخصات فنى و نيز با استفاده از بهترين مواد و اصيل ترين شيوه هاى تزيين فراهم گردد.


در جريان كار نيز جديدترين شيوه هاى فنى و اصول مهندسى به كار گرفته شد تا در كعبه از بالاترين كيفيت و استحكام برخوردار باشد و بتواند شرايط مختلف آب و هوايى را تحمل كند و ساليان دراز به خوبى كار خود را انجام دهد.


در جريان ساخت و در جزئيات كار، آخرين احتياط هاى فنى مهندسى براى تناسب و هماهنگى ميان اجزاى در، چهار چوب و نيز درگاه مورد نظر قرار گرفت و در پايين درزايده اى به منظور جلوگيرى از ورود آب به داخل كعبه افزوده شد. همچنين در لا به لاى در تيركى ويژه قرار داده شد تا به هنگام بسته بودن در، سنگينى آن را به صورت متوازن بهپايين منتقل كند.


در تزيين در كعبه و نوشته هاى روى آن، دقت شده است عناصرى هماهنگ به كار رود و مهم ترين آنها قاب برجسته اى است كه به اندازه مساوى قفل برجستگى دارد و جايگاه و اهميت قفل در را مشخص تر به بيننده مى نماياند.


در دو گوشه بالاى در دو لچكى برجسته به چشم مى خورد و در پايين قوس هاى آن; يعنى متن قسمت بالايى درها كلمه «الله» [بر روى لنگه راست] و كلمه «محمد» [بر روى لنگه چپ] در داخل دو دايره برجسته ديده مى شود.


پايين تر از اين دو دايره در هر لنگه چهار كادر برجسته وجود دارد و در آنها آيات زير ثبت شده است:


* { ادْخُلُوهَا بِسَلاَم آمِنِينَ


* { رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْق وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْق وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَاناً نَصِيراً


* { كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ ألرَّحْمَةَ


* { وَقَالَ رَبُّكُمْ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ


در پايين اين كادرها دو دايره وجود دارد و داخل هر كدام دايره كوچك ترى است كه در آنها به ترتيب در لنگه هاى راست و چپ، دو عبارت: «لا اِله الاّ الله» و «محمّد رسول الله» نقش بسته است.


در پايين اين دايره هاى برجسته بر سطح صاف در حلقه هاى در، بر هر لنگه يك حلقه قرار دارد و اين حلقه ها با قفل كه قدرى پايين تر و در ذيل دو كادر برجسته ديگر قرار گرفته شكل هندسى متوازنى را به وجود مى آورد.


در كادر برجسته اى كه ميان حلقه ها و قفل قرار گرفته، آيه زير نقش بسته است:


{ قُلْ يَا عِبَادِي الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ


پايين تر از قفل در، كادرى مربع كه فرو رفته تر مى نمايد، دو دايره برجسته (شبيه به پنجره چرخ فلكى) وجود دارد و در وسط هر كدام دايره كوچك تر ديگرى است و در حلقه ميانى اين دو دايره، سوره فاتحه نقش شده است.


در پايين اين دايره ها بر هر لنگه دو كادر مستطيل شكل وجود دارد كه بالايى كوچك تر از پايينى است و در كادر بالايى اين عبارت به خط زير نوشته است:


«صنع الباب السابق في عهد خادم الحرمين الشريفين الملك عبدالعزيز بن عبدالرحمن آل سعود سنة 1363هـ . ق.»


و در كادر پايينى هم اين عبارت به چشم مى خورد:


«صنع هذا الباب في عهد خادم الحرمين الشريفين الملك خالد بن عبدالعزيز آل سعود سنة 1399هـ . ق.».


همچنين بر روى لنگه راست در، لابه لاى نقش و نگارهايى ريز اين عبارت آمده است:


«تشرّف بافتتاحه بعون الله تعالى الملك خالد بن عبدالعزيز آل سعود في الثاني والعشرين من شهر ذى القعدة سنة 1399هـ . ق.».


بر روى لنگه چپ نيز اين عبارت در لابه لاى نقش و نگارهايى ريز به چشم مى خورد:


«صنعه احمد ابراهيم بدر بمكة المكرمة، صحّحه منير الجندي; واضع الخط عبدالرحمان امين.»


دماغه اى در روى لنگه چپ قرار گرفته و خود داراى نقش و نگارهايى ريز است.


همان گونه كه گذشت، درِ كعبه حدود نيم متر به طرف درون كعبه رفته و بنابراين، عمق درگاه حدود نيم متر است.


كناره هاى ديوار كه بدين ترتيب در جلو در سه سمتِ آن پيداست، با ورقى زرّين روكش شده و بر روى اين روكش لوح هاى دايره اى شكل برجسته اى قرار دارد و در آنها نام هاى خداوند نقش شده است.


درسمت بالاى درگاه سه لوح وجود داردكه درآنها آمده است: «يا واسِعُ»، «يا مانِعُ»، «يا نافِع».


در سمت راست درگاه شش لوح وجود دارد و در آنها آمده است: «يا عالِمُ»، «يا عَلِيمُ»، «يا حَلِيمُ»، «يا عَظِيمُ»، «يا حَكِيمُ» و «يا رَحِيم».


در سمت چپ درگاه نيز شش لوح وجود دارد كه عبارت هاى زير بر آنها نقش بسته است: «يا غَنِىُّ»، «يا مُغْني»، «يا حَمِيدُ»، «يا مَجِيد»، «يا سُبْحان» وَ «يا مُسْتَعانُ».


پايين چهار چوبِ در از جنس چوب ساخته شده و به روكشى از طلاى داراى نقش و نگارهاى كنده كارى و برجسته كارى آذين گشته كه خود داراى سه لايه است و نقش و نگارها بر لايه فوقانى نقش بسته است.


قفل در

قفل قديمِ در به دوران سلطان عبدالحميد (سال 1309هـ . ق.) تعلق دارد و در هنگام جايگزينى آن با قفل جديد، سعى شده است ضمن حفظ مشخصات فنى و شكل و شمايل آن، ترتيبى اتخاذ شود كه قفل مطمئن تر و داراى مقاومت و ماندگارى بيشتر و همچنين با در جديد سازگارتر و هماهنگ تر باشد.


حجرالأسود


در ديوار خانه خدا سنگى ارزشمند وجود دارد كه همانندش در دنيا نيست. به آن دست راست خدا در زمين مى گويند. اين سنگ مكه را نورانيت مى دهد و بندگان با استلام آن، گويى كه با خدا دست بيعت مى دهند.


ترمذى در حديثى حسن و صحيح از ابن عباس نقل كرده است كه گويد: رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: «حجرالأسود از بهشت نازل شد، در حالى كه از شير سفيدتر بود، اما گناهان آدميزادگان آن را سياه كرد.»


بخارى حديثى از عامر بن ربيعه نقل كرده و ترمذى نيز اين حديث را آورده و درباره اش مى نويسد: حديثى صحيح و حسن است. بر پايه اين روايت، راوى مى گويد: عمربن خطاب را ديدم كه بر حجرالأسود بوسه مى زند و مى گويد:


«در حالى كه مى دانم يك سنگ هستى بر تو بوسه مى زنم. اگر نبود آن كه خود ديده ام رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بر تو بوسه مى زند هرگز تو را نمى بوسيدم.»


ترمذى حديث ديگر آورده و آن را حديثى حسن خوانده و ابن خزيمه و ابن حبان نيز در صحيح خود همين حديث را نقل كرده اند. حديث از ابن عباس است كه مى گويد: رسول خدا(صلى الله عليه وآله) درباره حجرالأسود فرمود:


«به خداوند سوگند، خداوند آن را در روز قيامت مبعوث خواهد ساخت، در حالى كه چشمانى خواهد داشت كه بدانها ببيند و زبانى كه با آن براى هر كس كه آن را به حق استلام كرده است گواهى دهد.»


ابن خزيمه در صحيح خود حديثى ديگر آورده و حاكم نيز آن را از وى روايت كرده و درباره اش گفته است: بر شرط و شيوه مسلم، حديثى صحيح است. اين حديث از جابربن عبدالله است كه مى گويد: به هنگام بالا آمدن آفتاب به مكه درآمديم. پيامبر(صلى الله عليه وآله) بر در مسجد رفت و آن جا شتر خويش را خسباند و سپس به مسجد درآمد. از حجر آغاز كرد و آن را استلام فرمود و در اين حال ديدگانش پر از اشك شد ... ـ و حديث را ادامه داد تا بدان جا رسيد كه مى گويد: ـ سه شوط را هروله كنان و چهار شوط ديگر را با راه رفتن طواف كرد تا آن كه طواف را به پايان برد. چون از طواف فارغ شد بر حجر بوسه زد و دستان خود بر روى آن گذاشت و سپس به صورت خويش كشيد.


آيا سجده بر حجرالأسود صحيح است؟ ابويعلى فراء، از ابن عمر نقل مى كند كه گفته است: عمربن خطاب را ديدم كه بر حجر بوسه زد و بر آن سجده كرد.


گفتنى است رجال سندِ اين حديث، همه به جز مخزومى كه او نيز ثقه است، رجال صحيح هستند و حديث را بزاز نيز به سندى خوب نقل كرده است.


به هر روى، بر خلاف برخى ادعاهاى خاورشناسان كه حجرالأسود قطعه اى از سنگى آسمانى يا شهاب است، بر پايه روايت هاى اسلامى حجرالأسود ياقوتى سفيد از ياقوت هاى بهشت است كه به سبب گناهان مشركان، چهره اش سياه شده است و خداوند آن را در روز قيامت برمى انگيزد تا براى همه كسانى كه آن را استلام كرده اند يا بوسه بر آن زده اند گواهى دهد.


اين سنگ را يا خداوند مستقيماً به سوى ابراهيم رانده تا به وحى الهى آن را در جاى معين خود قرار دهد و يا آن كه از آغاز در كوه ابوقبيس به امانت قرار داده شده و ابراهيم به هنگام ساختن كعبه آن را از اين كوه جدا كرده و در جاى معين خود در كعبه نصب كرده است.


حجرالأسود در ركن جنوب شرقى كعبه و در ارتفاع تقريبى يك متر و نيمى از كف مسجد الحرام قرار گرفته و قابى بيضى شكل از نقره خالص، آن را در ميان دارد.


توصيف دقيق و كامل حجرالأسود براى ما ميسر نيست; زيرا آنچه از حجرالأسود اكنون ديده مى شود، هشت قطعه كوچك با حجم هاى مختلف و بزرگترين آنها به اندازه يك خرماست. روايت مى شود كه اين قطعه ها مجموعاً پانزده تا بوده كه هفت تاى آنها در ميان خمير قهوه اى رنگ ـ نگهدارنده اى كه هر استلام كننده حجرالأسود آن را مشاهده مى كند و مخلوطى از موم و مشك و عنبر است كه بر روى سنگ قيمتى قرار گرفته ـ پنهان شده است. بنابراين آنچه از حجر ديده مى شود، در داخل ديوار كعبه قرار گرفته و آنچه آن را در ميان دارد سنگ هاى عادى ديوار كعبه است.


ابعاد حجرالأسود را محمد بن نافع خزاعى در هنگامى كه قرامطه آن را در سده چهارم هجرى از جاى كندند ديده و طول آن را يك ذراع روايت كرده و گفته است تنها در قسمت بالاى سنگ، سياهى ديده و ساير قسمت هاى سنگ سفيد بوده است.


در روزگار سلطان مراد عثمانى نيز يكى از عالمان مكه به نام ابن علان سنگ را ديده و طول و عرض آن را به ترتيب نيم ذراع و يك سوم ذراع گزارش كرده است.


نخستين كسى كه براى حجر قاب نقره ساخت، عبدالله بن زبير بود و از آن پس پيوسته خليفگان و اميران و ثروتمندان نسبت به ساخت قاب از طلا و نقره اقدام كرده اند. آخرين كسى كه پيش از دوران سعودى قابى از نقره خالص براى حجرالأسود تقديم كرد سلطان محمد رشاد خان بود كه در سال 1331هـ . ق. بدين كار همت گماشت. در سال 1366هـ . ق. ملك عبدالعزيز قسمتى از اين قاب را نوسازى كرد و در سال 1375هـ . ق. ملك سعود قاب محمد رشاد را با قاب جديد ديگرى از نقره خالص جايگزين ساخت.



ترسيمى است از حجرالأسود كه شيخ محمدطاهر كردى خود شخصاً با گذاشتن كاغذى نازك روى حجرالأسود آن را در اوّل ربيع الاوّل سال 1376 هـ . ق. رسم كرده و هشت قطعه حجرالأسود در آن پيداست.


ركن يمانى

ركن يمانى ركن جنوب غربى كعبه است و در موازات ركن جنوب شرقى كه حجرالأسود را در خود جاى داده و طواف خانه از آن آغاز مى شود قرار دارد. از آن روى كه اين ركن در سمت يمن واقع است، آن را ركن يمانى ناميده اند. استلام اين ركن به دست مستحب است، چنان كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) اين كار را انجام داد.


از ويژگى هاى ركن يمانى آن است كه اين ركن بر روى همان پى و پايه اى كه به روزگار ابراهيم بود بنا شده و همچنين درباره آن حديثى نبوى رسيده است كه فرمود:


«دست كشيدن بر حجرالأسود و ركن يمانى تمامى گناهان انسان را فرو مى ريزد.»


ناودان كعبه

ناودان كعبه در سمت حجر اسماعيل; يعنى در ضلع شمالىِ كعبه، بر پشت بام نصب شده و آب باران يا شست و شوى پشت بام را به حِجْر هدايت مى كند.


قريش نخستين كسانى بودند كه براى كعبه سقفى و بر اين سقف ناودانى قرار دادند. چنان كه گذشت پيش از اين دوران، كعبه داراى سقف نبود و قريش در بازسازى آن در سى و پنج سال پيش از بعثت سقفش را پوشاند.


عبدالله زبير هم در بازسازى كعبه ناودانى بر آن نصب كرد و حَجّاج هم در بازسازى كعبه ضمن از ميان بردن زوايد عبدالله زبير، ناودان را در همان جاى پيشين نگه داشت.


ازرقى مى گويد: ناودان چهار ذراع طول، هشت انگشت عرض و همين اندازه ارتفاع دارد. ناودان به ورقه هاى طلا روكش شده است و نخستين كسى كه آن را داراى روكش طلا ساخت وليد بن عبدالملك بود.


ناودان كعبه بارها تعويض يا تعمير شده و اين خود به دو علت بوده است:
يكى اين كه: ناودان خراب مى شده و ناگزير مى بايست آن را با ناودانى ديگر جايگزين ساخت.


ديگر آن كه شاهان و اميران و ثروتمندان مسلمان ناودان هايى نو به كعبه تقديم مى كردند و به ناگزير اين ناودان هاى نو جايگزين ناودان هاى قديم مى شد.


ناودان كنونى كعبه همان است كه به فرمان سلطان عبدالمجيد خان عثمانى در قسطنطنيه ساخته و از آن جا به مكه حمل شد و در سال 1376هـ . ق. نصب گرديد.(100) اين ناودان داراى روكشى از جنس طلاست.


در دوران ملك سعود و در جريان نوسازى سقف كعبه مرمت هايى جزئى در اين ناودان صورت پذيرفت و كنگره هايى به لبه هاى فوقانى آن افزوده شد تا مانع نشستن پرندگان شود.


/ 31