6 ـ قول كريم - عرفان اسلامی جلد 10

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - جلد 10

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

6 ـ قول كريم

وَقُل لَهُمَا قَوْلاً كَرِيماً [72] .

و به آنان سخنى نرم و شايسته [ و بزرگوارانه ] بگو .

يكى از موارد قول كريم به وقت برخورد با پدر و مادر است كه در اين زمينه به خواست حضرت حق در شرح باب هفتاد و يكم « مصباح الشريعة » به تفصيل مطالب پر ارزشى از آيات و روايات خواهد آمد .

7 ـ قول ليّن

اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى * فَقُولاَ لَهُ قَوْلاً لَّيِّناً لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى [73] .

هر دو به سوى فرعون برويد ؛ زيرا او [ در برابر خدا ] سركشى كرده است . * پس با گفتارى نرم به او بگوييد ، اميد است كه هوشيار شود و [ آيين حق را بپذيرد ]يا بترسد [ و از سركشى باز ايستد . ]

از آيه شريفه به روشنى معلوم مى‏شود كه جاى قول ليّن به وقت برخورد با مردم طاغى و ياغى است كه شايد با وزش نسيم قول لين از طغيان و ياغيگرى آنان كاسته شود و به راه حق و حقيقت بازگردند كه اگر از ابتداى امر با خشونت با آنان برخورد شود ، به طغيان آنان افزوده گردد و نتيجه‏اى از امر به معروف و نهى از منكر حاصل نشود .

  • متاب اى پارسا روى از گنهكار اگر من ناجوانمردم به كردار تو بر من چون جوانمردان گذر كن

  • به بخشايندگى در وى نظر كن تو بر من چون جوانمردان گذر كن تو بر من چون جوانمردان گذر كن

[74]

در اين زمينه لازم است برخورد قرآن مجيد را كه در حقيقت برخورد حضرت حق است با گنهكاران و طاغيان دقت كنيد ، تا راه برخورد با اهل معصيت در مرحله اوّل امر به معروف و نهى از منكر بر شما روشن شود .

قرآن چون مردم معصيت كار را دعوت مى‏كند ، در دعوت خود به آنان نويد رحمت و آمرزش مى‏دهد ، باشد كه با آن نويد ، دل سخت آنان نرم گردد و به خدا بازگشته با اهل ايمان برادر و همراه و هم سنگر شوند .

اسلام عزيز تا جايى كه جاى جذب است اگر چه يك نفس بيشتر از اهل گناه نمانده باشد در مقام جذب است ، چون ببيند اهل طغيان به هيچ صراطى مستقيم نمى‏شوند ، آن وقت دل از آنان برداشته و ايشان را دفع مى‏كند .

اسلام به هيچ عنوان اجازه دفع مؤمن و مسلمان را از طرف مؤمن نمى‏دهد و هر كس مؤمن و مسلمانى را دفع كند در حقيقت خدا را دفع كرده و از هوا و هوسش پيروى نموده و به عبارت ديگر به اخلاق بت‏پرستان درآمده كه آنان تا در بت‏پرستى‏اند در مقام دفع حق و حقيقتند .

/ 215