واعظ و قول بليغ - عرفان اسلامی جلد 10

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

عرفان اسلامی - جلد 10

حسین انصاریان

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

در اين دو آيه سخن از وضع اهل نفاق است كه از حكم خداى و رسول روى گردانده به طاغوت اقبال مى‏كنند ، خداوند مى‏فرمايد :

روى آوردن به حكم طاغوت مورث مصيبت و بدبختى است و سببش همان توجه به طاغوت است ، اين بدبختى هم در دنيا گريبانشان را مى‏گيرد و هم در آخرت و اين نتيجه كار كرد خود آنان است ، آن گاه به جانب پيامبر آمده و رجوع خود را به طاغوت عذر آورده و به خداوند قسم مى‏خورند كه منظورشان از روى آوردن به طاغوت نيكى و آشتى بوده ، خداوند از ضمير آنان آگاه است ، از ايشان اعراض كن و آنان را موعظه نما و در خودشان گفتارى رسا بگو .

از اين آيه استفاده مى‏شود كه جاى قول بليغ به هنگام وعظ و نصيحت است .

واعظ آن چنان بايد بگويد كه مستمع به زشتى كردارش و عقوبتى كه از پى دارد آگاه شود و به نيكى عملش و اجرى كه به دنبال دارد واقف گردد .

واعظ و قول بليغ

آنان كه به عنوان واعظ و گوينده مشغول خدمتند بايد توجه داشته باشند كه كرسى وعظ جاى خودنمايى و ميدان زورآزمايى مطالب علمى و پيچيده نيست كه به فرموده رسول اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هر گوينده‏اى در قيامت به مقدار وقتى كه از مستمعان گرفته مسئول است . گوينده موظف است گفتارش را اولاً : از كتاب خدا و « نهج البلاغة » و « صحيفه سجاديه » و كتب معتبر روايى و علمى اخذ كند ، سپس آن را با بيانى رسا به سمع مستمع برساند ، به نحوى كه ساده‏ترين افراد و حتى آنان كه كم‏ترين بهره‏اى از سواد ندارند ، گفتار گوينده را درك و تغيير حال پيدا كنند و ثانياً :

گوينده بهتر است گفتارش را با خلوص توأم نمايد و به آنچه مى‏گويد عامل و آراسته باشد .

يكى از متخصصان فن سخنورى درباره يك واعظ و سخنران مى‏گويد :

مردم براى اين كه به سخن كسى گوش دهند و اعتنا كنند ، بايد به او اعتماد داشته باشند و او را درست و راستگو و دانا و صميمى و خيرخواه و مهربان بدانند و ارجمند و گرامى بدارند .

اين مسئله دليل و برهان و توضيح و بيان لازم ندارد و شك نيست كه شنوندگان هر چه اين گمان‏ها و احساسات را درباره گوينده بيشتر داشته باشند سخن او مؤثّرتر و نافذتر است .

پس هر كس مى‏خواهد در دنيا به سخنورى كارى از پيش ببرد يا به مقامى برسد بايد چنان زندگانى كند كه مردم او را به اين صفات بشناسند .

گذشته از اين كه سخنور بايد نزد مردم به اين صفات شناخته شده باشد ، هنگام سخنورى نيز بايد چنان سخن بگويد كه اگر او را به اين صفات مى‏شناسند سخن او آن گمان‏ها را در اذهان تأييد و استوار كند و آن عوالم را در همان حال به ياد آورد و محبت و احترام او در دل‏ها بنشيند و اگر او را نمى‏شناسند از كلامش به اين عقايد و احساسات درباره او بگرايند . وگرنه به سخنش گوش نمى‏دهند ، يا اگر بدهند از گوش فراتر نمى‏رود و به دل نمى‏نشيند .

/ 215