مصاحبه با محقق بزرگوار استاد شیخ محمد باقر محمودی (دام عزه العالی) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مصاحبه با محقق بزرگوار استاد شیخ محمد باقر محمودی (دام عزه العالی) - نسخه متنی

مصاحبه شونده: محمدباقر محمودی ؛مصاحبه کننده: محمدمهدی عارفی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

مصاحبه با محقق بزرگواراستاد شيخ محمد باقر محمودي(دام عزه العالي)

محمدمهدي عارف

كوثر: استاد از اينكه فرصتتان را در اختيار مجله كوثر قرار داديد تشكر مي‏كنيم. لطفاً مختصري از زندگي فرهنگي‏تان را بيان فرماييد.

استاد: از شما تشكر مي‏كنم. آنچه به زندگي من ارزش مي‏دهد اين است كه خداوند محبت شريعت و اهل بيت(ع) را به شكل خاصي در جان من قرار داده است به طوري كه اگر در دفاع از مكتب كار نكنم گويا دچار عذاب وجدان هستم. به اين خاطر هميشه مشغول كار هستم و پژوهشهاي تاريخي مربوط به اسلام عزيز را دنبال مي‏كنم.

كوثر: از تأليف‏هايتان و نيازهاي علمي كه احساس كرديد، ضروري است بفرماييد.

استاد: آثار من نوعاً جنبه تخصصي دارد و براي اهل علم نوشته شده است. مقيّد هستم جهت محكم‏كاري براي نوشته‏هاي خودم سند و شواهد ذكر كنم، زيرا مطالب تاريخي بدون مدرك، شك و شبهه دارد. وقتي سند و شاهدي نداشته باشد و نويسنده و گوينده خودش هم شخصاً متخصص نباشد، سؤالهايي به وجود مي‏آيد و باز نياز هست متخصصي در دست باشد تا حول آن مسأله از او سؤال شود.

نوعاً در تعليقات و تحقيقات اگر يك مسأله سنددار هم بياورم سعي مي‏كنم همه سندها را ذكر كنم چون ما با معصومين (ع) كه كلامشان براي ما حجّت است مسافت دور و درازي داريم اگر معصوم را درك كرده بوديم از جهت اينكه بلاواسطه سيره يا گفتارشان در اختيار بود، كار آسان بود، اما ما معصوم را درك نكرديم و وحي هم بر ما نازل نمي‏شود. پس بايد وسائط بين ما و معصوم روشن باشد تا اينكه قول و سيره معصوم با اين وسائط بر ما ثابت شود و بتوانيم براي ديگران هم ثابت كنيم لذا لازم است وسائط نقل شود و شواهدي هم كه براي مطلب ذكر شود و احياناً اگر معارضاتي هم براي اين مطلبي كه ذكر مي‏شود در كار باشد، جا دارد ذكر شود و اگر قابل جمع است، جمع شود و الاّ هر كدام ارجح بود، آن نقل و اختيار شود همان مسائل كه در علم اصول فقه مطرح است، در همه منقولات هم جريان دارد،

كوثر: فهرستي از آثارتان را براي خوانندگان ما معرفي بفرماييد.

استاد: آثار من كه غالباً تحقيق است نه تأليف قريب 40 مورد است كه به طور متوسط در مصاحبه با «الحديث» جلد چهارم، ذكر شده است.

كوثر: لطفاً تأليف‏هايتان را درباره حضرت امام حسين (ع) بيان فرماييد.

استاد: از پنجاه سال پيش بعضي از فضايائي را كه روي منبرها مي‏گفتند، در دلم جا نمي‏گرفت و به درستي آنها قانع نبودم از همان روزها در فكر بودم تا پيرامون زندگي و سيره و اخبار آن حضرت يك تحقيق انجام بگيرد البته مهم سيره آن حضرت است و اما اخبار منقوله از آن حضرت بسيار كم است. سيره حضرت هم پهناور و هم وسيع است زيرا بعد از هلاك معاويه، يزيد كه خواست از حضرت بيعت بگيرد، سيره امام (ع) به شكل روشن در تاريخ مطرح شد. و جماعتي شاهد و قاضي قضاياي آن حضرت با مخالفين بودند، گرچه برخي اهل سنت غالباً و حتي‏الامكان براي حفظ آبروي ظالمين ماجرا را مفصل ذكر نكرده‏اند و فقط به ذكر مناقب حضرت اكتفا كرده‏اند ولي روي هم رفته قدماي ايشان خوب ذكر كرده‏اند مثل طبري در «تاريخ الامم و الملوك» و بلاذري در «انساب الاشراف». حال اگر بعضي از تواريخ قديم ما هم چاپ شود، معلوم نيست بهتر از آن دو نوشته باشند. مخصوصا با ملاحظه اينكه در دو كتاب نام برده سند ذكر شده خوب است ما هم حول اين نمونه‏هاي تاريخ كه مناقب اهل بيت را خوب ذكر كرده‏اند، اهتمام ورزيم كه اگر آنها هم نشر ندادند، خود ما چاپ كنيم و نشر بدهيم.

از اين رو بنده بيشتر كارها و پژوهشهايم را روي همين كتابهايي كه اهل سنت نوشته‏اند، متمركز كرده‏ام. زيرا كه كلام آنها براي خودشان حجت است و ما مي‏توانيم بوسيله نوشته‏هاي آنها احتجاج كنيم. مثلاً از آثار قلمي مدائني چيزي نشر نشده است. آنها هم كه نشر شده، مربوط به سيره معصومين نيست يا از ثقفي خودمان كه حدود 40 كتاب دارد مثل كتاب صفين، كتاب جمل، كتاب نهروان، كتاب صحيفه ولي تا به حال ما اكثر كتابهاي ايشان را پيدا نكرده‏ايم.

بايد خيلي اهميت بدهيم اگر اين آثار خطي را پيدا كرديم اين‏ها را با تعليقات مفيد احيا كنيم، و اگر نتوانستيم صرفا چاپ كنيم تهذيب شود بعد نشر شود و اشاره هم بشود به آن چيزها كه مثلاً به

جهت اختصار حذف مي‏كنيم، بر مطالب مهمه و اسقاط مطالب غير مهمه در پاورقي‏ها اشاره شود كه اگر معاندي بخواهد با ما مناقشه كند، و بگويد اين كتاب اصالت ندارد، بواسطه پاورقي‏ها بتوانيم مناقشه آنها را پاسخ دهيم.

بهر حال اگر كتابهايي كه مخالفين نوشته‏اند، مطالب حقش بيشتر از مطالب باطل باشد خوب است دست نزده آن كتاب را چاپ و منتشر كنيم و در پاورقي مطالب حقش را تأييد و به بطلان قضاياي بي‏اساس آن در پاورقي اشاره كنيم.

درباره امام حسين (ع) همانطوري كه در «عبرات المصطفين» ذكر كرده‏ام پنج مصدر اساسي موجود است كه يكي از آنها «تاريخ طبري»، و دوم «انساب الاشراف» است.

«ارشاد» شيخ مفيد هم كاملاً مطابق با طبري است و كمتر موردي است كه برخلاف طبري مطالب آورده باشد. و ابن‏عساكر نيز در تاريخ دمشق در فضايل امام حسين مثل فضائل اميرمؤمنان و امام حسن(عليهم‏السلام) خيلي مطالب آورده است كه در جاي ديگر پيدا نمي‏شود يا كم پيدا مي‏شود.

در مورد سيره هر جا در طبري كم آمده، ما از «انساب‏الاشراف» استمداد كرديم و يا از «امالي خميسيّه» كه يكي از زعماء و خلفاء زيديه كه از سادات و سلاله امام حسن (ع) است.

در همين جا اشاره كنم كه عمده مطالبي كه شيعه دارد به بركت امام حسين(ع) است و مجالسي كه براي حضرت اقامه مي‏شود و سبب تبليغات ديني مي‏شود به سبب فداكاري آن حضرت است، پس بايد مبلغين اهتمام داشته باشند كه مطالب را محقق و مستند نقل كنند.

از جمله كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده كتابي است بنام «الحسين و اصحابه» (صلوات اللّه‏ عليه و عليهم اجمعين). متأسفانه بعد از اينكه «عبرات» را چاپ كردم، به دستم رسيد. اين كتاب را يكي از علماء قزوين نوشته ولي ورثه‏هاي اين شخص بزرگوار در وقت خودش براي چاپ اين كتاب اقدام نكرده‏اند اين كتاب بسيار تحقيقي است و بر روشي علمي نوشته شده است. البته چند سالي است كه يك جلدش چاپ شده است جلد دومش چاپ نشد شنيدم ورثه مرحوم جنبه مالي و اقتصادي آنها خوب است اگر خودشان هم چاپ نمي‏كنند از جهت اينكه وضعشان خوب نيست ديگران جلد دوم آن را چاپ كنند. تا از اين كتاب بسيار علمي تحقيقي مبلغان استفاده كنند،

من تا به حال كتابي از حيث مطالب علمي بهتر از اين كتاب نديده‏ام.

كوثر: به نظر حضرتعالي بهترين مقتل درباره حضرت امام حسين(ع) كدام است؟

استاد: مي‏شود گفت كه مقاتلي كه حول شهادت امام حسين(ع) و ائمه ديگر(عليهم‏السّلام) تا به حال نوشته شده، در بقيه امور ديني نوشته نشده ولكن متأسفانه بخش اعظم نوشته‏هاي قدماء را در حال حاضر در دسترس نداريم. علت هم چند جهت است يكي مظلوميت شيعه كه نتوانسته‏اند ذخائر خود را حفظ نمايند. دوم اينكه سهل‏انگاري كردند، و اهتمام به كار ندادند. سوم، سلطه مخالفين اهل بيت كه همه آفاق و مناطق مسلمين را احاطه كرده بود، و ارباب سلطه وجود اين سنخ كتب را مخالف با مصالح خودشان مي‏دانستند و نمي‏خواستند مشتشان باز شود آنها هم حتي‏الامكان آن نوشته را يا از بين بردند يا سر و ته آن را زدند تا وقتي به دست كسي مي‏رسد، شناخته نشود بهرحال به مرور ايام سوخت يا موريانه آنها را خورد.

بهر تقدير بيشترين نوشته‏هاي قدما كه حول شهادت امام حسين(ع) نوشته‏اند از بين رفته است و از مقاتل موجود در حال حاضر بهترين مقتل «مقتل» ابي‏مخنف است كه طبري در «تاريخ الامم و الملوك» درج كرده، جهتش هم واضح است زيرا ابومخنف عارفترين مورخ به اوضاع عراق‏است. چون به دو يا سه واسطه قضايا را نقل كرده است از كساني كه در معركه حاضر بودند، و خود ايشان هم عراقي و اجدادش هم از موالي اهل بيت بوده‏اند. و بعضي از آنها با حضرت امير در جنگ صفين شركت داشته‏اند به نظر من نوشته‏هاي ايشان بهترين نوشته‏ها است زيرا با سند ذكر مي‏كند. ولكن طبري مستقيما «مقتل» را از ابي‏مخنف نگرفته است بلكه از مقتل شاگرد ابي مخنف بنام محمد ابن هشام كلبي(رحمة‏اللّه‏ عليه) بهره برده است البته ما در هر دو نوشته حرفهائي داريم كه آيا شاگرد ابي مخنف مطالب را بطور دقيق ذكر كرده يا گلچين كرده است؟

چون نه «مقتل» ابي مخنف اصلي در دست است و نه هم مطلب آن شاگرد راوي ابي‏مخنف در دست داريم كه بدانيم كه ايشان چه كار كرده است.

باز نمي‏دانيم طبري نسبت به «مقتل» هشام ابن محمد كه شاگرد ابي مخنف است چه كرده آيا گلچين مطالب را آورده يا تمام آن را آورده و آيا بعضي مطالب را هم زياد كرده، يا بدون زياده و نقيصه مطالب را نقل كرده؟ معلوم نيست لكن مقداري كه طبري آورده،

نوعاً مستند است. شواهد تاريخي هم دارد. نتيجه اينكه «مقتل» ابي مخنف بهترين مقاتل است هم از جهت سند و هم از حيث ترتيب و تنظيم قضايا و حوادث نقل شده.

كوثر: استاد به نظر شما هدف امام حسين(ع) از نهضت چه بود؟ و تا چه اندازه موفق شد.

استاد: به عقيده شيعه همه معصومين(عليهم السلام) به نحو مطلق حتي پيامبران هر كجا قيام كردند، مأمور بودند و هر جا هم كه قيام نكردند باز مأمور بودند.

طبق حديث معروف كه حضرت پيغمبر(ص) اشاره كردند به امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) فرمود: «اِنَّ هذان اِمامان قائما او قعدا» اين دو فرزند من دو امام هستند بر امت من چه قيام كنند چه قيام نكنند و سكوت كنند هر دو اينها بر طبق وظيفه عمل مي‏كنند.

البته امام حسين (ع) موفق بودند. مثل همه انبياء كه در زمان خودشان قيام كردند، به هدف الهي ولكن به حسب اسباب و ادوات و اعوان و انصار هدفشان اثبات نشد و نتيجه دنيوي كه سلطه آنها باشد بر مردم در امور حقّه بر ايشان ميسر نشد.

اما به حسب آخرت همه اينها موفق شدند و كارشان عنداللّه‏ پر ارزش و با اهميت بود و در كلام امير مؤمنان (ع) است كه در جنگ جمل يا در جنگ صفين يا بعد از اين دو جنگ يا پيش از اين دو جنگ فرمودند: حق با كساني است كه در راه حق قيام مي‏كنند چه منصور و پيروز بشوند چه پيروز نشوند پيروزي دنيوي ملاك واقعيت و حقانيت نيست بلكه آنچه دلالت بر حقانيت مي‏كند آن است كه حركت و فعاليت انسان بر طبق دستورات الهي باشد.

بنابراين امام حسين (ع) بعد از شهادت امام حسن (ع) كه قيام كردند به حق قيام كردند و موفق هم بودند.

مثل همه انبياء كه قيام كردند ولي قيام آنها در دنيا آثار زيادي بار نياورد و نتيجه نهايي نبخشيد كه مردم هدايت شوند چرا كه اين خود مردم بودند كه نخواستند هدايت شوند. و انبياء و اوصياء را از بين بردند و خداوند هم به جهت آن حكمت بالغه‏اي كه در خلقت بشر دارد، آنها را استيصال نكرد كه ناآگاهانه و يا بدون مهلت ريشه آنها را بركند بلكه به فرمايش حضرت حق كه در قرآن ذكر شده، مي‏فرمايد: «و سَنَسْتَدرِجُهُم مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ»، معني آيه كريمه اين است كه ما ستمگران را فورا كيفر نمي‏نماييم بلكه آنها را مهلت مي‏دهيم تا اينكه از تمرّد دست بردارند و اگر دست بر داشتند آنها را تدريجا هلاك مي‏كنيم تا روز قيامت عذري نداشته باشند كه چرا جهنمي شوند، و چرا مخلّد در جهنم باشند.

كوثر: استاد اگر خاطراتي از اساتيدتان كه به نتيجه علمي رسيدند ياد داريد ما را تذكر به آنها دهيد، و هكذا اگر نسبت به زيارت امام حسين(ع) اهتممام داشتند، بفرماييد.

استاد: اساتيد اينجانب در دروس خارج فقه و اصول كه دروس عادي عصر ما مي‏باشد حدود 12 نفر از مراجع كربلا و نجف مي‏باشند كه نزد آنها درس خوانده‏ام (به مجله الحديث شماره 4 مراجعه شود).

اما معلومات اينجانب در غير فقه و اصول غالباً از مطالعه و از دقت شخصي خودم بوده است بهرحال اساتيد فقه و اصول من حضرات آية‏اللّه‏ سيد محمود شاهرودي، آية‏اللّه‏سيد عبدالهادي شيرازي، آية‏اللّه‏ سيد حسين حمّامي، آية‏اللّه‏ ميرزا باقر زنجاني كه در اصول خيلي به ايشان عقيده داشتم.

و هكذا آية‏اللّه‏ ميرزا حسن يزدي كه اين دو نفز از نظر اخلاقي خيلي براي من جالب بودند، هم از جنبه اقبالشان به شاگردان و هم از جنبه تواضع و فروتني.

درس آية‏اللّه‏ خوئي مختصري حاضر بودم. درس آقاي سيد حسين حلّي در فقه و اصولشان مدتي بودم درس آية‏اللّه‏ سيد محسن حكيم خيلي خيلي كم بودم اينها آقايان نجفي بودند.

اما در كربلا عمده تحصيل فقه واصول من پيش آية‏اللّه‏ شيخ يوسف شاهرودي بيارجمندي بود. و كتاب فقهي ايشان به نام (مدارك العروة) در چند جلد و نيز خدمت حضرت آيت‏اللّه‏ آسيد مهدي شيرازي در كربلاي معلي درس خوانده‏ام، و هكذا مدت كوتاهي تلمّذ نموده‏ام خدمت آقا سيد حسن قزويني صاحب كتاب «امامة الكبري» كه اين كتاب (امامة الكبري) كتاب بسيار عالي است در ولايت ولي ما شيعه‏ها كوتاهي كرديم. اقدام نكرديم كه اين كتاب منتشر شود بين مردم تا فضلا استفاده كنند و همچنين دندان مخالفين شكسته شود بواسطه مطالب محكم و متقن ايشان در اين كتاب و اما آيت‏اللّه‏ علامه اميني من حدود 6 سال قبل از وفاتشان با ايشان ارتباط داشتم نه به عنوان شاگردي ولكن از حيث فكر و همچنين از جهت معنويت از ايشان استفاده مي‏كردم مثل استفادات رجالي و معنوي كه از محضر آقا بزرگ تهراني داشتم.

معلومات فقه و اصولي من از همين آقايان بوده است و اما معلومات غير فقه و اصول مثل معلومات حديثي تاريخي اينها همه‏اش از روي قريحه خدادادي بود كه خداوند متعال مرا واداشت به اين كارها و از كسي در اين زمينه‏ها استفاده نكردم.

كوثر: استاد قدري بيشتر راجع به كتاب «امامة الكبري» آقا سيد حسن قزويني توضيح بفرمائيد.

استاد: يك جلد از اين كتاب ارزشمند 40 سال قبل در عراق منتشر شد اما يادم نيست كه در زمان حيات خود مؤلف يا بعد از وفاتش بود.

ايشان يك كتاب فدك هم دارند خيلي عالي است بهتر از كتابهاي فدكي هست كه بعد از ايشان نوشته‏اند آن كتاب هم چاپ شده‏است.

اما متأسفانه چون كسي نبود بعد از ايشان اهتمام به آثار ايشان دهد كتاب «الامامة الكبري» متروك يا مسكوت ماند و فقط در دسترس صديق معظم

آسيد مرتضي قزويني (حفظه‏اللّه‏) كه الان در آمريكا است و در دسترس آقاي آسيد محمد كاظم قزويني (رحمة‏اللّه‏) كه چند سال قبل فوت كردند و اولادهايشان در همين قم هستند و يكسال قبل من يكي از آقازاده‏هاي ايشان را طلبيدم و خواستم ترغيبش نمايم كه جلد دوم اين كتاب را احيا نمايند ايشان فرمودند كه حروفچيني شده آماده چاپ است، اما بودجه چاپ نداريم و اينجانب هم مدتي است خبري از عملكردشان ندارم.

خلاصه اگر كسي بتواند با اين آقازاده همكاري كند و بودجه چاپ اين دو جلد را فراهم نمايد تا يك مرتبه هر دو جلد چاپ شود كار خيلي خوبي است.

تا اين كتاب كه زحمات پنجاه‏سال يك سيد بزرگواري است كه عمرش را وقف جواب دادن به مخالفين كرده از بين نرود. خيلي حيف است كه اين كتاب از بين برود اما اينكه شما سؤال كرديد اين كتاب محتوايش چيست؟ از اسمش پيدا است چون بهترين اسم براي هر كتابي آنست كه ـ به فرمايش آقا بزرگ تهراني رحمة‏اللّه‏ ـ دالّ و معرف محتويات كتاب باشد اين بخشي از محتويات كتاب «الامامة الكبري» در اين است كه آيا امام يا وصيّ پيامبر را بايد خدا تعيين كند يا مردم، مثل جمهوري‏هاي عصر ما كه مردم جمع مي‏شوند و يكي را انتخاب مي‏كنند هر كدام را كه اكثر انتخاب كردند ولو اكثر همان جلفهاي اهل دنيا باشند مي‏شود رئيس‏جمهور و رئيس مردم و مملكت سني‏ها بر عقيده دوم هستند كه مي‏گويند از طرف خدا و رسول كسي تعيين نشده بلكه مردم جمع شدند و تدريجاً اتفاق كردند كه بعد از پيغمبر(ص) ابي بكر خليفه باشد.

پس اين كتاب حول اين مسأله است كه هم اقامه ادله آنها بنمايد و هم اقامه ادله شيعه مي‏كند و شبهاتي كه مخالفين حول ادله شيعه كرده‏اند به آنها جواب مي‏دهد، و شواهدي كه سني‏ها ذكر كرده‏اند و دليل است بر عقيده شيعه ذكر مي‏كند، و هم شواهدي كه آنها ذكر كرده‏اند و دليل است بر خلاف عقيده خود آنها ذكر مي‏كند.

خلاصه اينكه اجمالاً كتاب مجموعه‏اي از مباحث استدلالي امامت و خلافت بعد رسول اكرم(ص) است.

كوثر: استاد با توجه به اينكه اين شماره مجله در محرم منتشر مي‏شود لطفاً به نظر حضرت عالي بهترين كتابي كه در صد ساله اخير حول زندگي امام حسين (ع) نوشته شده كدام كتاب است.

استاد: بهتر از «كتاب الحسين و اصحابه» و «عبرات الصفين» سراغ ندارم.

كوثر: استاد بهترين شيوه تجليل از حضرت امام حسين (ع) چيست؟

استاد: بيشتر ما يعني شيعه، آن نحوي كه مي‏بايست تجليل كنيم از اولياءاللّه‏ و از اوصياء رسول‏اللّه‏ (ص) به نحو عموم كار نكرده‏ايم و در مقام كار كردن هم نيستيم.

دو تاريخ است كه اينها يك مشعل بسيار مشعشعي است در شيعه كه هر كسي اين مشعل‏ها را ببيند اگر درست اين مشعلها ارائه شود و دوده‏هائي مانع نشود بين اين مشعل‏ها و مردم، سبب هدايت كثيري از مردم مي‏شود. حتي كساني كه عقيده به اسلام ندارند، ولكن متأسفانه از روي جهل يا از روي كسالت و سهل‏انگاري نتوانستيم اين مشعلها را به مردم ارائه دهيم بدون پوشش و ستار!! حالا اگر در آينده ما بخواهيم وظيفه خود را انجام دهيم و مقامات حضرت علي (ع) و امام حسين (ع) و ديگر ائمه را به مردم بشناسانيم، اولاً بايد از منابع تحقيقي استفاده كنيم.

و ثانياً مبلغين يا مويه‏كنندگان و نوحه‏سرايان و عموم شيعه در ايام عاشورا كه سيما و چهره آنها چهره اندوه باشد تا مظاهري باشد كه اگر مخالفي يا شخصي اجنبي كه نه موافق و نه مخالف است اگر ببيند سوءاستفاده نكند متأسفانه گاهي در عاشورا شكل و هيئت‏هايي ديده مي‏شود كه با حزن و اندوه موافق نيست هيئت محترم سينه زني به خصوص جوانان لبخند نزنند بلكه‏در سيماي آنها حزن و اندوه نمايان باشد.

رقابت در تشريفات نباشد كه يكي بخواهد دسته‏اش را جلو بياندازد و ديگري را عقب اندازد يا گاهي به زد و خورد منتهي شود من در خود عراق گاهي اين مناظر را ديده‏ام.

حتي شنيده‏ام در سالهاي قبل از انقلاب در ايران يك حزب حيدري بود و ديگري حزب نعمتي اينها هنگام سينه زدن كه با يكديگر ملاقات مي‏نمودند به جان هم مي‏افتادند!!! اين اقامه عزا نيست اين مظاهر خوبي نيست بلكه اينها خلاف هدف عزاداري است و نيز در ايام عاشورا نبايد به فكر خوردن باشيم كه هر كجا و هر كدام هيئت كه غذاي چرب و نرمي دارد آنجا برويم. يا در مجالسي كه سيگار و قليان موجود است شركت كنيم.

خلاصه ما فداكاري آن خوبان و بزرگواران را وارونه نشان داديم مظاهر يك مظاهري است كه گاهي اگر يك اجنبي ببيند خيال مي‏كند عروسي است نه عزا، كمااينكه محقق نراقي (اعليللّه‏ مقامه) در «معراج السعادة» تفصيلاً بيان كرده‏اند و من هم قبل از اينكه به اين كتاب مراجعه كنم نظرم همين بود كه ايشان فرموده است و وقتي كه ديدم نظر من هم بر طبق نظر ايشان (مرحوم نراقي) بود خدا را شكر كردم كه ادراكاتم صحيح بوده است موافق با رأي علامه محقق نراقي كه پهلواني است در فنون علم و تقوي. خلاصه ما حق امام حسين (ع) را ادا نكرديم بلكه علاقه خودمان را وارونه نشان داديم.

كوثر: با اينكه استاد را خسته كرديم ولي دوست داشتيم آن شيوه عزاداري كه امام زمان (ع) از شيعه مي‏خواهد يكي دو شيوه صحيح را راهنمايي كنند.

استاد: بله، آية‏اللّه‏ خميني (رفع اللّه‏ مقامه) مكرر مي‏فرمودند كه ما وظيفه داريم فلان كار را انجام دهيم و آيا به حسب نظر خود ما پيشرفت دنيائي داريم يا نه آن مهم نيست مهم اين است كه بايد وظيفه آخرتي خود را انجام دهيم كه مسؤول نباشيم.بقيه در صفحه 14

وظيفه اين است كه هر كدام از مبلغين ما روي مطالب صحيح مستند توقف كند ولو اندك باشد كه خود حضرت امير (ع) فرمود «لا تستوحشوا في طريق الهدي لقلة اهله». شيعه و سني اين حديث را نقل كرده‏اند باز حديث «لا يقل عمل مع التقوي‏و كيف يقل ما يتقبل» هم شيعه و هم سني از حضرت امير روايت كرده‏اند كه مي‏فرمايد: عملي كه با تقواست كم نيست و كيف يقل ما يتقبل . و اين تكه دوم حديث اشاره به آيه كريمه «اِنَّما يَتَقَبَّلُللّه‏ُ مِنَ الْمُتَّقين» است.

بهرحال اگر ما بتوانيم عمل قليل كه در درگاه خداوند متعال قبول است انجام دهيم. و خدا را به انجام آن عمل شكر كنيم و شاكر باشيم بايد كلاهمان را به آسمان بيندازيم از جمله اينكه شاكر مي‏باشيم اعتراف كنيم كه عاجز هستيم از شكر او و علي هذا بايد روي حقايق ايست كنيم داعي نداريم حاشيه برويم حول اموري كه يا حقيقتش معلوم نيست يا معلوم است كه اصلاً هيچ حقيقت ندارد هيچ داعي نيست روي امور باطله يا مجهوله ايست كنيم.

و اگر ما عملمان اين طور باشد ممكن است ديگران به ما تأسّي كنند و اين تأسّي رواج بگيرد و مورد عنايت خدا؛ و رضايت ائمه هدي باشد.

بهرحال مبلغين پيش از كمال اتقان علم شروع به تبليغ نكنند و هر كدام از ما كوشش كنيم كه كار را به كاردان واگذاريم و به كساني كه كاردان نيستند كمك كنيم تا كاردان شوند و اگر كارداني از كار كردن عقب‏نشيني مي‏كند او را تشويق و راهنمايي كنيم تا از كار خود باز نماند.

اميدوارم كه خداوند بر ما لطفش را تمام كند و كارها آن جور كه مورد نظر و عنايت خودش هست سازش دهد و ما را به نفس خود وانگذارد.

(والسلام عليكم و رحمة‏اللّه‏ و بركاته)

/ 1