مصاحبه با استاد محقق جعفر الهادی نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مصاحبه با استاد محقق جعفر الهادی - نسخه متنی

مصاحبه شونده: جعفر الهادی؛ مصاحبه کننده: محمدمهدی عارفی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

مصاحبه با استاد محقق جعفر الهادي

كوثر: از فرصتي كه در اختيار مجله كوثر قرار داديد، متشكريم. استاد از زندگي فرهنگي علمي خود براي ما بگوييد.

استاد: بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم. من هم از دوستان عزيز در ماهنامه كوثر كه به آستانه حضرت معصومه عليها‏السلام منتسب است، تشكر مي‏كنم و اميدوارم بتوانم مطلب مفيدي براي خوانندهايتان داشته باشم.

در نوشته‏هاي عربي به جعفر الهادي معروف هستم ولي اسم واقعيم محمد جعفر خوشنويس «فرزند عبدالهادي» است كه خلاصه‏اش به زبان عربي جعفر الهادي شد. اسم خودم را به اسم پدر اضافه كردم. خوشنويس هم كه همان خطّاط است و ما به خانواده خطاط معروف هستيم، چون اجداد ما خوشنويسان معروف بوده‏اند و بخشي از كتيبه‏هاي بارگاههاي عتبات عاليات عراق به خط آنهاست.

در سال 1325 ه··. ش در كربلا متولد شدم و سالهاي اوّل تحصيلي را در مكتب خانه‏اي در صحن مقدس حضرت ابوالفضل عليه‏السلام به مدت چهار سال گذراندم. سپس مدتي در مدارس دولتي تحصيل كردم، آنگاه روي علاقه شديدي كه به روحانيت و علوم اسلامي داشتم، در سنين 17 ـ 18 سالگي وارد حوزه علميه شدم. در حوزه عراق مقدمات و سطوح عاليه را خواندم. در آن دوران به خاطر پاره‏اي از فعاليتهاي ديني و شبه سياسي مخصوصا در آغاز نهضت حضرت امام خميني رحمه‏الله تحت تعقيب حزب بعث عراق قرار گرفتم و ناگزير شدم به ايران و از آنجا به لبنان هجرت كنم.

پس از 5 سال حضور در لبنان، نيمه‏هاي سال 54 به بحرين رفتم و بعد از 9 ماه به فعاليت تبليغي در ميان ايرانيان عرب زبان به ايران و حوزه علميه قم آمدم و از خدمت اساتيد بزرگي چون محقّق بزرگ حضرت آية‏اللّه‏ سبحاني استفاده كردم. افزون بر شركت در درس از همان اوّل همكاري فرهنگي با ايشان داشتم و پاره‏اي از كتابهاي ايشان را به زبان عربي برگردان كردم و در بعضي ديگر از كارهاي فرهنگي هم با ايشان همراهي داشتم. در درس خارج آيات محترم حضرت آية‏اللّه‏ گلپايگاني، حضرت آية‏اللّه‏ وحيد خراساني، حضرت آية‏اللّه‏ حاج شيخ جواد تبريزي، حضرت آية‏اللّه‏ حقي و حضرت آية‏اللّه‏ ستوده هم شركت داشتم و اينك در تاريخ فرق و مذاهب اسلام، كلام مقايسه‏اي و تطبيقي و مسائل اختلافي فقهي ميان شيعه و اهل سنت فعاليت دارم. همچنين براي برادران و خواهراني كه بعد از انقلاب از كشورهاي ديگر به ايران آمده، در مراكز علمي قم مشغول تحصيل علوم اهل‏بيت عليهم‏السلام هستند، به زبان عربي و فارسي تدريس دارم.

در زمينه تبليغ هم از همان دهه دوّم عمر خودم؛ در 17 ـ 18 سالگي سخنراني مي‏كردم، ولي از 22 سالگي منبر را به مفهوم خاص كه همان منبر حسيني است، آغاز كردم.

در كشورهاي مختلفي به زبان عربي و فارسي و مقداري به زبان انگليسي سخنراني داشتم مانند: چين، مالزي، سنگاپور، لبنان، بحرين، كويت، سوريه، ايران و هم اكنون به جنوب شرق آسيا مي‏روم و در ميان شيعياني كه بعد از انقلاب به بركت نهضت حضرت امام خميني رحمه‏الله و قيام بزرگ ملت ايران به تشيّع روي آورده‏اند، تبليغ مي‏كنم؛ مناطقي كه يك شيعه هم در آنجا نبود، ولي امروز شيعيان زيادي غالبا از سطوح بالاي علمي و از قشرهاي دانشگاهي و فرهنگي حضور دارند.

اما كتابهايم: «قرآن در احاديث پيامبر و اهل بيت عليهم‏السلام »كه به فارسي ترجمه و 5 ـ 6 بار هم در قاهره چاپ شد.

«مباني كلي اقتصاد»، «اللّه‏ خالق الكون» كتابي ديگر درباره اثبات وجود خدا به شكل جديد و ضمنا 12 كتاب از استاد سبحاني را به عربي ترجمه كردم، مثل «معالم الحكومة الاسلامية»، «معالم التوحيد في القرآن الحكيم» و «في ظلّ اصول الاسلام» كه درباره وهابيت است.

كتابي بسيار نفيس از حضرت آية‏اللّه‏ ابراهيم اميني به نام «دروسٌ من الثقافة الاسلامية» كه در آفريقا بسيار مفيد واقع شده، كتاب «فروغ ابديت»، كتابي در زمينه «بداء» و «سجود بر خاك» و «فروغ ولايت» را به عربي برگردان كرده‏ام.

كتابي اخيرا با ترجمه بنده چاپ شده است به نام «منشور عقايد اماميه» كه در حدود 150 اصل از عقايد شيعه در آن تنظيم شده است تا ان شاء اللّه‏ از طريق شبكه اينترنت به جهان عرضه شود.

كوثر: با توجه به آشنايي كه با فرق اسلامي داريد، راجع به فرقه‏هاي فعّال موجود اطلاعاتي در اختيار ما بگذاريد.

استاد: فِرق به آن گروه اعقتادي مثل اشاعره معتزله و نظير اينها گفته مي‏شود و مذاهب بيشتر به حنبلي، شافعي، حنفي و مالكي اطلاق مي‏گردد. البته اين تقسيم‏بندي دقيقي نيست، ولي بيشتر، فرقه به گرايشهاي اعتقادي اطلاق مي‏شود شايد هم بر مسائل فقهي هم گفته شود و بالعكس. به هر حال شناخت فرق و مذاهب اسلامي، تاريخ و بستر پيدايش و علل سياسي فكري اجتماعي آنها موضوع بسيار مهمي است كه ما از اين طريق ريشه‏دار بودن يا ريشه نداشتن اين فرقه‏ها را مي‏توانيم درك كنيم. از راه شناخت تاريخي آنان مي‏توانيم بدانيم كدام يك از اينها در كتاب و سنت و در منابع اسلامي ريشه دارند و از حقانيت برخوردارند، يا چنين نيستند. متأسفانه به اين علم، كمتر در حوزه‏هاي علميه ما شيعيان توجه مي‏شود. بحمداللّه‏ بعد از انقلاب اسلامي با توجه رهبر معظم انقلاب اسلامي و اساتيد بزرگ حوزه به اين علم و كتابهايي در اين زمينه نوشته شد، مثل «بحوث في الملل و النحل» استاد سبحاني و ديگر سروران. كلاسهاي زيادي هم در حوزه برقرار شد. و اين بسيار جاي خوشوقتي دارد گرچه اين علم و اساسا علم كلام بطور كلي، هنوز جايگاه خود را در حوزه‏ها پيدا نكرده است.

به نظر من امروز مبارزه با انقلاب اسلامي بيشتر از طريق مسائل كلام است. ما هر روز حداقل شاهد يك كتاب جديد هستيم كه از ناحيه مخالفين ما در خارج از

كشور و در ارتباط با عقايد ما نوشته مي‏شود كه اينها شيعه را جزء باطنيه يا غلات و منحرفين مي‏دانند. در همين كتابخانه شخصي من تعداد زيادي كتاب است كه در عربستان نوشته شده و بيشتر لبه تيز و هجوم آنها روي عقايد ماست؛ مثلاً عصمت امامان، حتي خود امامت را زير سؤال برده‏اند.

مسأله بداء و رجعت را، كه از موضوعات مهم عقايد ماست، بهانه كرده و آن را مقدمه از بين بردن ساير مسائل ديگر قرار مي‏دهند.

حكومت اسلامي مبتني بر نظام امامت است اگر امامت و ولايت خدشه‏دار شود، اگر مباني ما در زمينه علوم اهل‏بيت، عصمت اهل‏بيت، زير سؤال برود، جانشيني ائمه عليهم‏السلام خدشه‏دار شود، يقينا به اجتهاد ولايت فقيه و فقاهت سرايت مي‏كند. رهبر معظم انقلاب در آخرين تشريف فرمايي خودشان به قم فرمودند به اين مضمون كه ما 1000 نفر عالم كلام در حوزه مي‏خواهيم و در گذشته علمايي مثل شيخ طوسي چيزي شبيه درس خارج در كلام داشتند. اين كتاب شافي و تلخيص الشافي بهترين نمونه كار آنهاست شيخ طوسي و شيخ مفيد معروف به معلم كلام معروف بدين جهت معلم ناميده شدند كه علم كلام را باز كردند و 200 كتاب كه نوشته‏اند اكثر در علم كلام و ردّ شبهات اعتقادي است. مناقشات و گفتگوها با علماي اهل سنت داشتند و از عقايد تشيع دفاع كردند.

شما مي‏دانيد پايه مذهب ما اعتقادات ماست و اين اعتقادات اگر خوب ارائه نشود، نمي‏توانيم برنامه‏هاي بعدي را اجرا كنيم. لذا بزرگاني مثل علامه حلّي و استادش خواجه نصير كتاب «تجريد الاعتقاد» و «شرح تجريد» مي‏نويسند. آن قدر اين كتاب مهم و زيباست كه حدود هفتاد شرح بر آن نوشته مي‏شود. حتّي عالمان اهل سنّت هم مثل آقاي قوشجي بر او شرح مي‏نويسد و اين كتاب «شرح قوشجي» در حوزه عراق بعد از «كشف المراد» خوانده مي‏شد؛ چون حاوي عقايد اشاعره است بنابراين بحث فرق كلامي علي الخصوص، جنبه تاريخي آن مانند زمان پيدايش آن از نظر سياسي و اجتماعي مروّجين آنها، شخصيتهايشان تحوّلاتي كه بر اين فرقه‏ها آمده است، موضوعات بسيار مهمي است و در محكم كردن جايگاه شيعه نقش بسزايي دارد. در بررسي‏هاست كه معلوم مي‏شود شيعه اوّلين فرقه است كه در كتاب و سنّت و زمان پيغمبر ريشه دارد. از زمان رسول اكرم(ص) تأسيس شد و در دامن آن حضرت پرورش پيدا كرد و اتهام پيدايش شيعه به دست عبداللّه‏ به سبأ افسانه‏اي بيش نيست.

ادعاي پيدايش شيعه، در زمان آل بويه يا در زمان صفويه و يا پس از شهادت امام حسين عليه‏السلام و يا پس از شهادت حضرت امير عليه‏السلام چون 10 ـ 12 نظريه ديگر از سوي خاورشناسان بي‏اطلاع يا دشمنان شيعه براي بي‏ارزش كردن و بي‏پايه نشان دادن مذهب تشيّع مطرح شده است. درست بر عكس برخي فرق مثل خوارج مرجئه كه ادامه آنها امروز اباضيّه است يا اشاعره و معتزله و يا ماتريديه زماني كه شيعه تشكيل يافت اصلاً حرفي از اين فرقه‏ها نبود حتي مذهب فقهاي شيعه هم همين‏طور است.

مثلاً مكتب حنابله مذهب مالكيه و ظاهريه و زيديه اينها بعدها تأسيس مي‏شود در حالي كه تشيّع مربوط به عصر خود پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم است در زمان خود پيامبر صحبت تشيّع بود حتّي گفته شد «التشيّع و الاسلام ولدا في زمان واحد» و از همان سال اسلام نبوي كه پيامبر دعوتشان را علني كردند، فرمودند كيست مرا ياري كند بعد از نزول آيه «وَاَنذِر عَشيرَتَكَ الاقربين» اسلام و امامت با هم اعلام شد. و رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم حضرت امير عليه‏السلام را به عنوان برادر و جانشين خود تعيين كرد.

پس از آنكه حضرت امير عليه‏السلام اعلام آمادگي مي‏كند براي بار دوّم پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏فرمايد «فايّكم يوزرني علي ان يكون اخي و وصيّي و خليفتي فيكم» حضرت امير عليه‏السلام لبّيك مي‏گويند بعد از سه بار اعلام آمادگي پيامبر فرمود: «هذا عليٌّ اخي و وصيي و وزيري و خليفتي فيكم فاسمعوا له و اطيعوه» از او بگيريد مذهب‏تان و دينتان را و از او اطاعت كنيد.

تاريخ فِرَق خيلي مهم است. خوشبختانه كم‏كم، جايش را در حوزه پيدا مي‏كند البته نه در حد شايسته و متناسب با هجوم فرهنگي؛ چون تهاجم فرهنگي يكي تهاجم فرهنگي اخلاقي سياسي و تهاجم عقيدتي است كه اين بخش متأسفانه مغفول عنه است.

و اما اين كه چه فرقي فعال هستند، بايد عرض كنم ما دو سه نوع فرقه داريم برخي فرقه‏ها به نام فرق اسلامي كه در قرن دوم و سوم بود؛ مثل همان اشاعره معتزله و يا مرجئه كه بعضي از آنها مثل مرجئه ديگر مرده‏اند، ولي بعضي فرق مثل اشاعره ماتريدّيه هستند در مصر يا حتي در بعضي مناطق سني نشين ايران ولي بعضي فرق هر چند وجود فيزيكي ندارند، ولي وجود فكري‏شان هست، مثل فرقه معتزله كه الآن كتابهايشان در مصر چاپ مي‏شود به خاطر اينكه مكتب معتزله مكتب عقل گراست بسياري از متفكرين مصري به آن روي آورده‏اند.

فرقه‏هايي هم در اين 200 ساله اخير پيدا شد، كه به كمك استعمار بوجود آمده‏اند و از طريق آمريكا، انگليس، اسرائيل و فراماسون‏ها تقويت و تأييد مي‏شوند و اينها الآن فعالند در دنيا و مراكز مختلف حتي در كشورهاي اسلامي مثل وهابيت، بهائيت قادياني گري كه البته وهابيت بخشي از همان تفكّر حنابله قديمي است كه يك مقداري هم به آن اضافه شده است. ابن تيميه كه معاصر علامه حلي بوده، عقايدي داشت. از جمله اينكه رفتن به زيارت پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ، تعظيم و تكريم پيامبر و بناء قبر را شرك مي‏دانست و متأسفانه بعد از 5 قرن محمد بن عبدالوهاب اين عقايد را گسترش داد و اكنون 200 سال است كه با حمايت استعمار عقايدشان را در دنيا پخش مي‏كنند و اين دو سه فرقه اخير مثل بهائيت، وهابيت و قادياني گري را يا استعمار ايجاد كرده و يا استعمار از آن بهره‏مند مي‏شود.

امروز اينها در جهان اسلام فعّال‏اند و به واسطه غفلت ما در ايران هم در بعضي گوشه كنارها فعاليت دارند كه حوزه بايد هوشيار باشد.

كوثر: ديدگاههاي فرق نسبت به اهل بيت چگونه است و كدام فرقه به تفكّر اهل‏بيت نزديك‏تر هستند؟

استاد: اكثر مسلمانها تا آنجايي كه من اطلاع دارم يا مستقيم يا غير مستقيم نسبت به اهل‏بيت عليهم‏السلام علاقه دارند. بنده شخصا شاهد بوده‏ام در كشورهاي متعددي كه امامزاده‏هايي از اهل‏بيت عليهم‏السلام هستند مورد احترام مردمند. براي آنها نذر مي‏كنند. به زيارت آنها مي‏روند؛ حتي در يكي از 5 جـزيره سنگاپـور كه فاصله‏اش تا ايران حدود 8 ساعت با هواپيماست، امامزاده‏اي ديدم از اولاد فاطمه زهرا عليها‏السلام كه عكس آنجا را دارم دو سه بار به آن جزيره رفتم. مقبره سيد بزرگواري است بالاي تپّه، اطرافش سر سبز و زيبا 80 پله بالا مي‏رود شيعه سني و حتي مسيحي و بودائي هم مي‏روند و نذر مي‏كنند براي اينكه اولاد دار شوند و بارها حاجت‏هاشان برآورده شده است.

از دو يا يك ميليارد و نيم مسلمان، حدّاقل 95 درصد آنها دوستدار اهل‏بيت هستند. اينها علاقه دارند به اهل بيت. آفريقا معركه است نسبت به محبت اهل بيت. خيلي‏ها بچه‏هايشان را حسن، حسين، فاطمه نام مي‏گذارند. در مصر در جنوب شرق آسيا اكثر نام فاطمه روي دخترها مي‏گذارند.

در همين قم الآن جوانهايي داريم از كشورهاي ديگر كه اسمهاي مركّب مي‏گذارند. حسين كاظم، علي جعفر، اسمهايي كه حتّي خود ما شيعه‏ها نمي‏گذاريم. اسم مركّب گاهي سه اسم را بغل هم مي‏گذارند «خديجه فاطمة الزهرا» اسم يك نفر است و از اين بالاتر اخيرا من كشف كردم كه اينها به شخصيّتهاي ايراني ما علاقه دارند مثلاً ما جواني داريم به نام حزب‏اللّه‏ محمّد حسين بهشتي، محمّد تقي جعفري، جواني من الآن كپي شناسنامه‏اش را دارم به نام محمّد علي رجائي. اينها

عجيب شديدا به ايران و تشيّع علاقه دارند البته اهل سنّت خيلي به اهل بيت علاقه دارند و واقعا اين يك كاري است كه شايسته است آستانه مقدّس انجام بدهد و گروهي تحقيقي به نام ريشه‏يابي محبّت به اهل بيت در كشورهاي اسلامي بگمارد. خيلي نمونه‏ها دارد. خود من موارد زيادي را شاهد بوده‏ام. ما خيلي به دل مردم مسلمان نزديكتر هستيم و پل خوبي داريم براي قلوب مسلمين جهان.

من جلساتي در كردستان با علماي اهل سنت دارم در سنندج و در لبنان در اردن در سوريه در سريلانكا كه سفري به آنجا داشتم، دو سه سال قبل با علماي اهل سنّت ديدم اينها چندتن از معصومين عليهم‏السلام ما را خوب مي‏شناسند، يكي حضرت فاطمه زهرا عليها‏السلام يكي امام حسن عليه‏السلام و امام حسين عليه‏السلام ، يكي امام زين‏العابدين عليه‏السلام به عنوان زاهد عابد. ما خيلي زين‏العابدين

در ميان آنها داريم يكي هم امام صادق عليه‏السلام (اخيرا در روزنامه جمهوري اسلامي تاريخ 12/4/1377 نوشته بود در كشور تاجيكستان كتابي تحت عنوان امام جعفر صادق عليه‏السلام به قلم يك نويسنده سني مذهب نوشته شده و به چاپ رسيده كه بيانگر عمق اعتقاد و گرايش مردم اين مرز و بوم به اهل‏بيت عليهم‏السلام است.

در بخشي از اين كتاب آمده است در ناحيه شورآباد شهر ختلان واقع در جنوب تاجيكستان روستايي با چشم‏انداز بسيار جذاب كه بر سر در ورودي آن روستا، نام مبارك امام صادق عليه‏السلام جلب توجّه مي‏كند.

اينها سرمايه‏هاي بزرگي است كه در اختيار ماست، يعني ما مي‏توانيم راهكارهايي را كشف كنيم كه از طريق اينها بقيه ائمه عليهم‏السلام را هم بشناسانيم.

كوثر: در همين رابطه خاطره‏اي اگر داريد، بفرماييد.

استاد: همانطور كه مي‏دانيد، سنگاپور جزيره بزرگي است به وسعت هزار كيلومتر در جنوب مالزي و حدود سي سال پيش استقلال يافت. خواستند آن را بازسازي كنند تا يك جزيره نمونه بشود و از جمله بر آن شدند تا خيابان عريضي را از شرق تا غرب بكشند. در مسير به قبر سيّدي برخوردند كه صد سال پيش از اندونزي به سنگاپور آمده بود حالا يا به جهت فرار از دست مخالفين و يا براي تبليغ. خلاصه خواستند صخره‏هاي اطراف قبر اين سيّد را با بلدوزر و حتّي با مواد منفجره يك جوري بردارند و بعد قبر سيّد را با احترام از آنجا برداشته، به جاي ديگر ببرند تا خيابان مستقيم باشد؛ اما هيچ چيزي كارگر نشد و اين در اندونزي و مالزي و سنگاپور شايع شد لذا دولت مجبور شد آن خيابان بسيار عظيم و زيبا را به صورت هلالي دور قبر ايشان بچرخاند. بنده هر سال كه مي‏روم قبر ايشان را زيارت كنم و اين قبر در آنجا مثل يكي از همين امامزادگان خودمان است فقط ضريح ندارد ولي قبر خيلي خوب زيبا همراه با عمامه سبز و شجره نامه ايشان كه تا به امام صادق عليه‏السلام مي‏رسد.

من از آن شجره‏نامه عكس گرفته‏ام و برخي دوستان فيلم ويدئويي دارند. اخيرا هم نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در سنگاپور دو سه تا قالي نفيس به آن مقبره اهدا كرده است.

كوثر: ايشان از علماء بوده‏اند.

استاد: بله، از علماء و از سادات بوده‏اند.

كوثر: اين مزار شريف مورد توجه غير مسلمانها هم هست؟

استاد: مي‏دانيد در مالزي و اندونزي، مسيحي، بودايي، هندو، سنّي و شيعه وجود دارد. از وقتي كه اين كرامت را ديده‏اند، همه اين فرقه‏ها به اين مرقد احترام مي‏گذارند و براي دعا و نيايش به آنجا مي‏آيند. سال گذشته خود من داماد و عروسي را ديدم كه بودايي بودند و به همان سبك بودايي در آنجا دعا مي‏كردند.

در سريلانكا هم مشابه اين وجود دارد. در شرق سريلانكا شهري است كه در آن مقبره تعدادي از سادات اهل بيت عليهم‏السلام به نام «مقبرة الشرفاء» آنجاست. براي ديدن رفتم، حدود بيست تا سيّد در آنجا مدفونند. روي قبرها عمامه سبز با پارچه سبز گذاشته شده است. اين مقبره نيز مورد توجه مردم است. شنيدم بچه‏هايشان وقتي متولد مي‏شوند، اول مي‏آورند اين جا و مي‏گذارند روي قبر تا متبرّك شوند.

اين‏ها ساداتي هستند كه حدود پانصد سال قبل به اينجا مهاجرت كرده‏اند و فرزندان آنها نيز مورد احترام مردم‏اند. اگر مي‏خواهند خانه بسازند نوعا سيّدي را مي‏آورند تا كلنگ خانه‏شان را بزند و يا نوزادان دخترشان را اول براي تبرك نام فاطمه زهرا عليها‏السلام را مي‏گذارند بعد نام محلّي خودشان را. بنده با چند تا از خانواده‏هاي سادات آنجا ملاقات و گفتگو كردم. شجره‏نامه‏شان را ديدم و عكسي هم از آن گرفتم، معلوم شد به يكي از فرزندان امام صادق عليه‏السلام مي‏رسند.

در اندونزي نيز سنديكايي هست به نام سنديكاي سادات و براي اين سيّدها گذرنامه مخصوصي دارند. اين نشان دهنده جايگاه عظيم سادات اهل‏بيت عليهم‏السلام در ميان مردم مسلمان دنياست.

خاطره ديگرم مربوط مي‏شود به سه سال قبل كه با آية‏اللّه‏ واعظ زاده خراساني و يكي دو نفر از طلاب قم تصميم گرفتيم با «بن‏باز» رهبر مذهبي وهابيها ملاقات كنيم و از نزديك شبهات و ايراداتي را كه به شيعه دارند، پاسخ دهيم و يك گفتگوي علمي داشته باشيم. قرار ملاقات گذاشتيم و رفتيم آنجا جلسه مباحثه و گفتگوي علمي خوبي بود. نكته قابل توجه اين بود كه وهابيان چنانكه مي‏دانيد تبرك جستن را جايز نمي‏دانند و آن را شرك مي‏دانند ولي ما به چشم خودمان ديديم كه ميهمانان آقاي بن‏باز چگونه به ظرف غذاي باقي‏مانده ايشان هجوم آوردند و به عنوان تبرك از آن مي‏خوردند. چون ايشان در آن جلسه از ما براي صرف نهار دعوت كرد و مهمانان ديگري هم داشت كه از جاهاي مختلف براي ديدن ايشان آمده بودند و آن روز همه ما بر سر يك سفره نشسته بوديم البته آنجا غذاي ما با خود ايشان جدا بود. پس از صرف غذاي ايشان تمامي ميهمانان به عنوان تبرك قدري از مانده غذاي او را خوردند!!

كوثر: حضرت عالي براي بهتر و بيشتر آشنا شدن ديگر فرقه‏هاي مسلمان با شيعه و اهل بيت عليهم‏السلام چه پيشنهادي داريد؟

استاد: به نظر من راههاي زيادي وجود دارد و ما زمينه‏هاي فراواني داريم اگر درست از آنها استفاده كنيم يكي همين بارگاههاي ائمه عليهم‏السلام و امامزادگان است. بخصوص بارگاهي كه ما در ايران داريم و بويژه دو بارگاه مقدّس امام رضا عليه‏السلام و حضرت معصومه عليها‏السلام كه امروزه مورد توجّه جهانيان است ما مي‏توانيم از طريق برگزاري كنگره‏هايي در خارج از كشور درباره امام رضا عليه‏السلام و حضرت معصومه عليها‏السلام اينها را به جهانيان معرفي كنيم.

ديگري استفاده از شبكه اينترنت كه شبكه اطلاع رساني جهاني است و امروز اكثر مردم دنيا از آن استفاده مي‏كنند. ما مي‏توانيم با معرفي شيعه و امامان و عقايد آنها از اين طريق بهره زيادي ببريم. متأسفانه در يكي از سفرهايي كه به خارج داشتم، ديدم، اسماعيليها، صوفيها، قاديانيها و حتي بهائيها اطلاعات فراواني را در جهت معرفي مذهب و مرام خود به اين شبكه داده‏اند، ولي درباره شيعه اطلاعات خيلي كم و آن هم توسط افراد ضعيف وارد شده بود كه خيلي باعث تأسف است.

راه ديگر ايجاد نمايشگاههاي دائمي در كنار اين اماكن مقدسه است در موضوعات مختلف آثار تاريخي، فرهنگي و علمي شيعه معرفي بزرگان و فقهاي نامدار شيعه و خدماتي كه در زمينه‏هاي مختلف انجام داده‏اند تا آنهايي كه به زيارت مي‏آيند از اين فرصت در جهت آشنايي بيشتر خود استفاده كنند.

در مالزي من نمايشگاهي را ديدم درباره تاريخ اسلام از تمامي جنگهاي اسلام و مقاطع حساس تاريخي آن، كه توجه هر بيننده‏اي را به خود جلب مي‏كرد.

و همچنين ايجاد نمايشگاههاي بزرگ كتاب در كنار اين اماكن مقدس و در معرض رفت و آمد و ديد زائران همراه با كتابهاي متنوع در سطوح مختلف عرضه شود تا بينندگان را وادار به خريد و مطالعه كتاب نمايد.

راه ديگر برگزاري مسابقات بين‏المللي مقاله نويسي و كتاب نويسي درباره امامان شيعه هر وقتي يكي از امامان عليهم‏السلام به مسلمانان و حتي غيرمسلمانان معرفي شود و درخواست بهترين مقاله يا كتاب درباره آن امام عزيز بشود، با تعيين جوايز سنگين براي برترينها كاري كه ما در عراق راجع به حضرت امير عليه‏السلام و حضرت زهرا عليها‏السلام چند سال پيش انجام داديم و خيلي هم خوب بود. مقالات و كتابهاي بسيار نفيسي نوشته شد حتي غيرمسلمانها نيز نوشتند كه اتفاقا دو اثر خوب آن مربوط به سليمان كتاني مسيحي بود. يكي راجع به حضرت امير عليه‏السلام و ديگري راجع به حضرت زهرا عليها‏السلام نوشت.

مثلاً راجع به حضرت زهرا عليها‏السلام و حضرت معصومه عليها‏السلام از تمامي زنان مسلمان خواسته شود كه مقاله يا كتاب بنويسند. مدارك و منابع مورد نياز هم در اختيار گذاشته شود. اين هم راه ديگري است براي معرفي اهل‏بيت عليهم‏السلام .

راه ديگر كه البته جنبه خصوصي‏تر دارد، شناسايي سادات كل جهان است. الآن كه بحمدللّه‏ در رأس رهبري اين كشور سيّدي از سادات اهل بيت عليهم‏السلام قرار گرفته است، بسيار مناسب است الآن حدود 40 ميليون سيّد وجود دارد ما اگر بتوانيم اينها را شناسايي كنيم و حتي بزرگاني كه از دنيا رفته‏اند و داراي نام و نشاني هستند كه فراوانند در هند، پاكستان، جنوب آسياي شرقي و ... يك تشخّص به اين مجموعه بدهيم و اينان بدانند كه جزء يك شجره هستند و همگي به پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم مي‏رسند و از اهل‏بيت هستند. خود همين انتساب مي‏تواند انگيزه‏اي براي آشنا شدن آنان با خاندان پيامبر گردد و آنها را به اهل‏بيت پيامبر نزديك سازد و اين خيل عظيم را كه بيشترشان غير شيعه هستند، آماده براي شنيدن سخنان ائمه عليهم‏السلام و معارف اهل بيت نمايد. مشابه كاري كه سيّد مرتضي و سيّد رضي براي سادات زمان خود انجام دادند همه سادات را در يك جا ثبت نام و به امور آنان رسيدگي مي‏كردند. در حقيقت سنديكايي براي سادات تشكيل داده بودند. لذا سيّد رضي سمت نقيب الأشراف را داشت.

ضمن آن كه با اين كار مصداق اين آيه شريف را به همه جهانيان نشان داده‏ايم كه «انّا اَعطَيناكَ الْكَوْثَر» فخر رازي ذيل اين آيه شريفه مي‏نويسد «كوثر معناي زيادي دارد سومين معناي آن فرزندان رسول خدايند كه واقعا هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي زيادند با آن كه بني‏اميه از سادات كشتند هنوز تعدادشان فراوان است و از نظر كيفي هم در ميان آنان باقر است و صادق است و سجاد است و نفس زكيه.»

خلاصه آنكه اين مجموعه اگر يك ارتباط معنوي با هم پيدا كنند آثار و بركات فراواني دارد. الآن در آفريقا و شمال آفريقا؛ تونس، الجزاير، مغرب حدود 4 ميليون سيّد است ولي متأسفانه عاشورا را به خاطر ناآگاهي جشن مي‏گيرند و نمي‏دانند كه شهادت جدّشان است. شخصي چندي پيش كتابي نوشته بود بنام «فاجعه كربلا» و براي عده‏اي از اينان فرستاده بود آنها پس از اطلاع با آنكه هر سال عاشورا برايش تبريك مي‏فرستادند از آن به بعد معذرت‏خواهي كردند و بجايش تسليت مي‏گفتند. اين نشان دهنده روحيه آمادگي است براي دفاع از اجدادشان و اين‏ها عده كمي نيستند.

كوثر: از اين كه وققتان را در اختيار ما گذاشتيد متشكريم. در پايان اگر لازم مي‏دانيد مطلبي بفرماييد، ما آماده شنيدن هستيم.

استاد: بنده هم از فرصتي كه به من داديد تشكر مي‏كنم و خواهشي داشتم از مسؤولان فرهنگي آستانه كه عرض مي‏كنم. خوب است ترتيبي داده شود تا زائران به هنگام نماز به جاي زيارت به نماز جماعت مشغول شوند، علاوه بر ثواب نماز جماعت و اهميت نماز اول وقت از نظر روايات با توجه به اين كه الآن غير شيعيان هم به زيارت مشرف مي‏شوند بخصوص گاه شخصيتهاي علمي و فرهنگي از كشورهاي اسلامي مي‏آيند، براي اينان ديدن چنين صحنه‏هايي شگفت‏انگيز است و آنان را نسبت به عملكرد ما شيعيان بدبين مي‏سازد كه هنگام نماز جماعت عده‏اي مشغول زيارت باشند به هر حال نماز چيزي است كه همه مسلمانان به ديده عظمت به آن مي‏نگرند و بي‏اهميتي به نماز از هيچ كس شايسته نيست و از ما شيعيان بخصوص در اين مكان مقدس انتظار بيشتري است.

/ 1