کارتوگرافی؛ از هنر تا جنگ نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

کارتوگرافی؛ از هنر تا جنگ - نسخه متنی

محمد عجم

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

کارتوگرافي؛ از هنر تا جنگ

محمد عجم

در بسياري از کشورها هنوز هم نقشه هاي جغرافيايي از طبقه بندي محرمانه برخوردارند. اگرچه برنامه گوگل Earth اين طبقه بندي کلاسيک را بي معنا ساخته اما هنوز هم حساسيت روي نقشه ها وجود دارد در زمانهاي قديم نقشه فقط براي فرماندهان درجه اول و يا پادشاهان و رهبران تهيه مي شد و محرمانه نيز نگهداري مي شد.اما امروزه نقشه به راحتي در اختيار همگان قرار دارد حتي نقشه هاي با مقياس هاي بسيار حساس که در آن حتي ميله مرزي و يا سربازان قابل مشاهده است.

در بازديد از موزه نقشه هاي قرون گذشته انسان ناخود آگاه در برابر شاهکار، دقت ، هنر و آراستگي نقشه نگاران باستان چنان شيفته مي ماند که از هدف واقعي آنان که تقديم نقشه به پادشاهان و امرا که قلمرو سرزميني را اختيار اداره و دفاع از آن را بر عهده داشته است فراموش مي شود.

چند سال سپري مي شد تا اين نقشه ها مزين مي شدند به تصاوير مملو از فرشتگان کوچک شيپور نواز و ناوهاي تجاري و جهازاتي که با بادبان هاي برآماسيده از وزش باد، اقيانوس ها را لابلاي نپتون الهه درياها و پرياني درمي نورديدند که در جذر و مد آب ظاهر مي شدند.

امروزه با کنجکاوي اين طرح ها و مرزها و قاره ها را ناشيانه مي بينيم درنقشه جهان آنها حتي هيچ اثري از قاره آمريکا و استراليا و قطب جنوب نيست، اما باز هم حيرت زده مي شويم که بسياري از آنها بدون وجود ابزار ابتدايي و بدون رصد ماهواره ها، به ابعادي غالبا نادقيق اما به اشکال همانند اصل حيرت آوري را ترسيم کرده اند. مثلا نقشه جهان 1660 فليپ ايكبرخت (Philipp Eckebrecht)اگرچه اقيانوسيه رادرزمره کره جهان در برندارد اما از نظر دقت فوق العاده است.

سازمان ملل متحد و کنفرانس يکسان سازي نامهاي جغرافيايي آن در طي قطعنامه ها و يادداشت هايي پرحجم به قصد ارائه فهرست جامعي از توصيه هائي براي نقشه نگاري سرزمين ها به چاپ رسانده است. براي نمونه در آن تصريح شده است که در نقشه ها بايد صحراي باختري که تا سال 1976 در تملک اسپانيا بود را با خط ممتدي از مرکش جدا کنند موضوعي که خشم مراکشي ها را بر انگيخته است.

چند نمونه از جدال هاي نقشه اي

روز 29 نوامبر سال 2005 حضور يک نقشه در کنار سالني که مراسم سالگرد روز همبستگي سازمان ملل با فلسطين را برگزار مي کرد منجر به يک دردسر بزرگ در مديريت سازمان ملل شد . اين نقشه که متعلق به دهه 1960 بود نقشه فلسطين بود بدون هيچ اثري از وجود اسرائيل ، جان بولتون سفير آمريکا فرداي آنروز نامه شديد اللحني به کوفي عنان نوشت و ضمن اعتراض به وجود اين نقشه علت امر را جويا شد .

در رد و بدل شدن يکسري مکاتبات ميان مقامات اداري سازمان ملل و سفارت آمريکا مشخص شد که اين نقشه سال ها است که در سازمان ملل قرار داشته و در سالروز همبستگي با فلسطين به نمايش گذاشته مي شده است. اما آنچه امسال حساسيت برانگيز شده بود سخنان محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران بود که گفته بود اسرائيل بايد از روي نقشه محو شود. سفارت آمريکا بايد مطمئن مي شد که نمايش اين نقشه در راستاي آن سخن نبوده است.

در دي ماه 1383 تندر خشم ايرانيان مقيم خارج با ارسال طوماري اعتراضي با يکصد هزار امضا از سوي فرهيختگان از يکسو و ضربه عملي تهران از سوي ديگر بر مجله بين المللي معتبر نشنال جئوگرافي که در اطلس تازه چاپ خود، به جاي نام تدبير گرانه و تاريخي «خليج فارس»، «خليج عربي» نوشته بود فرود آمد.

بدنبال آن مدير رسانه هاي خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي که نظارت را بر نشريات اعمال مي کند اعلام كر:"ما ديگر براي روزنامه نگاران مجله نشنال جئوگرافي رواديد ورود به کشور صادر نخواهيم کرد و مادام که اين اشتباه را تصحيح نکرده اند اجازه نخواهيم داد اين مجله در ايران پخش شود".

سخنگوي دولت هم در کنفرانس مطبوعاتي تکرار کرد که :"ما از هويت تاريخي خليج فارس صيانت خواهيم کرد، هيچ گونه جعل کردني را نخواهيم پذيرفت و به اقدامات قانوني دست خواهيم زد ".

دبيرخانه سازمان ملل 7 بار بطور مکتوب توصيه کرده است که نام خليج فارس را تنها نام معتبر اين پهنه آبي مي داند.

يکي از قديمي ترين دعواهاي جدي در مورد نقشه ها به دعواي ايران براى اثبات حاكميت خود بر سه جزيره ابوموسى و تنب بزرگ و تنب كوچك است که علاوه بر استناد به اسناد تاريخى، با توجه به نقشه‏هاى رسمى دولت انگليس نقشه‏هاى وزارت جنگ و وزارت دريانوردى كه در سال 1888 به شاه ايران تقديم شده بود، ناصرالدين شاه اين نقشها را سند قرار داد و همچنين بعدها نيز به نقشه‏هاى لرد كرزن در سال 1892 و نقشه وزارت هند بريتانى در سال 1897) استناد شد.

در سال 2 2 در پراگ در پايان اجلاس بين الملل اقتصادي پيرامون مديريت منابع آب در دو قاره پيوسته آسيا و اروپا نماينده جمهوري آذربايجان تازه نقشه اي از قفقاز را کشف کرده بود که مرزها به شکل ترسيم شده در آن مي توانست الحاق سرزميني که موجب جنگ مرگباري ميان آذري ها و ارامنه شد، يعني قره باغ عليا به ارمنستان را به ذهن متبادر کند.

مي دانيم که دولت باکو آن را خطه اي تسخير شده و بخش جدائي ناپذير آذربايجان به شمار مي آورد و هرگونه بازنمائي ديگري جز اين را غير قانوني تلقي مي نمايد. لذا با سخنان اعتراض آميزي جلسه را ترک کرد .

قضيه مي توانست به همين جا ختم شود. رئيس جلسه حتي پيشنهاد کرد که کنفرانس به حالت تعليق درآيد تا در آن فاصله سند مزبور را ناپديد سازند، البته روي عدم واکنش برق آساي متخاصم ديگر حساب کرده بودند. اما نمايندگي ارمنستان کوچکترين تغييري، حتي يک ويرگول، را هم نمي پذيرفت.

بر خلاف آداب چنين مجامعي که اينگونه پرده دري ها معمول نيست، دشنام و فرياد بر سر رئيس اجلاس باريدن گرفت که خود و سازمانش را متهم به غرض ورزي جانبدارانه کردند و از وي خواستند هرچه زودتر دنبال شغل ديگري براي خود بگردد. ساعت هاي طولاني لازم بود تا دوباره آرامش برقرار و چند قلم سفيد مصحح بر روي مرزها پيش از چاپ دوباره نقشه کشيده شود و آنگاه کار اجلاس را دنبال گيرند .

در فوريه سال 2 1 هنگام اجلاس سالانه وزيران برنامه بوم زيستي ملل متحد، نمايندگان جمهوري خلق چين در برابر چشمان ناباور مجموع هيئت هاي نمايندگي، جلسه عمومي را نيمه کاره رها کردند، از تالار اجلاس بيرون رفتند و ادامه مباحثات را تحريم کردند، زيرا در نقشه و سند اجلاس جزيره فرمز کشوري مستقل قلمداد شده بود.آنها براي باز گشت به تالار اجلاس مصرا خواستند که آن "ورقه ها" را از دور خارج کنند.

مراکش و صحراي باختري، کره جنوبي و ژاپن، ايران، هند، يونان و اسرائيل آشکارا از گروه هاي فشاري پشتيباني مي کنند که رويه هاي سفت و سخت و کم و بيش بازدارنده اي را به کار مي گيرند تا چگونگي نامگذاري و معرفي سرزمين هاي ملي خود را به "جامعه بين الملل" بقبولانند.

در نوامبر سال 2 2 رجب طيب اردوان نخست وزير کنوني ترکيه پس از شرکت در جشن سالگرد تأسيس جمهوري ترک نشين قبرس شمالي در هواپيمائي که وي را از نيکوزيا به آنکارا باز مي گرداند طرح تازه سازمان ملل متحد به چاره جوئي مسئله قبرس را به دقت بررسي مي کرد. وي به روزنامه نگاران گفت که "هرچند مي توان پيرامون طرح پيشنهادي مذاکره کرد اما نقشه ها نفرت انگيزاند".

اين گونه پيشامدها گاه به رويارويي با هم مي انجامد و حتي به امر حياتي دولتي تبديل مي گردد.

در جريان اجلاس سران پيرامون کره خاک در ژوهانسبورگ در سال 2 2 بر سر نقشه اي که ناروا تشخيص داده بودند کار به کتک کاري ميان اسرائيلي ها و فلسطيني ها هم رسيد.

و از دعواي کهنه ميان کره جنوبي و ژاپن پيرامون نام دريائي که آندو را از هم جدا مي سازد چه بايد گفت، که يکي درياي خاوري و ديگري درياي ژاپن مي نامد. وزارت خارجه هر دو کشور به سهم خود اطلس هايي منتشر نموده و در صفحه آغازين سامانه هاي اينترنتي ، به شيوه اي خودنمايانه کاربران را به بازديد از پرونده بال و پر داده شده اي مي خوانند که تاريخچه اين مسئله را روايت مي کند.

غالبا نقشه نگاران مطبوعات و انتشارات براي پرهيز از نامه هاي بازخواست کننده سفارتخانه ها ترجيح مي دهند که ديگر نامي بر اين پهنه دريا ميان دو کشور ننهند. اين بدان معني است که اندکي بيم در دل ها انداختن سرانجام به ثمر مي نشيند: بجاي آنکه خطر مميزي (و همراه آن از دست دادن سهم خود در بازار) يا برخورد ديپلماتيک را برخود هموار سازند، بسياري از ناشران ترجيح مي دهند هر اشاره اي که شايد خشم کسي را برانگيزد حذف کنند.

بانک جهاني تا آنجا پيش رفته است که در پايان سال 1هه از دايره نقشه نگاري خود بخواهد که به شيوه اي که هند و پاکستان به دليل درگيري بر سر کشمير پيش گرفته اند، ديگر نقشه هائي که نمايانگر سرزمين هاي حساس هستند را به چاپ نرساند.

اگر شما بازديدي از نمايشگاه کتاب در هريک از کشورهاي عربي داشته باشيد متوجه مي شويد که اصولا در سالهاي اخير انتشارات و کارتوگرافي هاي عربي تقريبا همگي نام خليج عربي را براي نقشه ها و اطلسهاي خود بکار مي برند.

در غرفه هاي امارات وجود کتاب هايي بنام جزاير سه گانه اشغال شده چاپ مرکز مطالعات استراتژيک ابوظبي شگفت آور نيست. اما جاي تعجب است که چرا انتشارات کشورهاي دوست مانند سوريه و لبنان در مواردي احواز و محمره و يا عربستان و جزاير با نام جعلي و متعلق به امارات ترسيم مي نمايند .

از جمله موسسه انتشارات و کارتوگرافي دارالشرق العربي در سوريه - حلب است که در چندين نقشه از اين نامهاي مجعول استفاده نموده است و انتشارات دارالقلم - سوريه - حلب در کتاب موسوعه في کتاب "الجديد الاطلس الاسلامي الجغرافي" در تمام نقشه خليج عربي بکار برده و جزاير سه گانه را نيز به رنگ امارات مخصوصا در ص 23 ترسيم کرده است.

در کتابي بنام "الموسوعه الجغرافيه العالميه المصوره دول العالم" نويسنده نبيل تللو . انتشارات دار علاء الدين سوريه در صفحه 70 علاوه بر اينکه در متن جزاير را اماراتي دانسته است در نقشه اي از خليج فارس ترسيم و زير نام هرکدام از جزاير سه گانه نوشته است جزاير اماراتي طنب،ابوموسي و .. نام جعلي خليج عربي هم در بالاي آنها آورده است .

در کتاب موسوعه تاريخ خليج عربي بخش دوم . محمود شاکر . دار اسامه اردن- عمان نويسنده در مبحث اهواز و بخش جزاير سه گانه ادعاهاي واهي مطرح و جزاير را متعلق به امارات و خوزستان را متعلق به وطن عربي ناميده که قبل از اشغال دولتي مستقل بوده است.

در کتاب الاطلس التاريخي للعالم الاسلامي نوشته محمود عصام ميداني چاپ دار دمشق سوريه در تمامي نقشه خليج عربي بکار برده در حاليکه اين کتاب تجديد چاپ کتابي به همين نام از دکتر عبدالمنعم ماجد دارالفکر عربي بمصر است که 1960 چاپ شده و تمامي نقشه هاي آن در چاپ اول با نام خليج فارس بوده است .

همين انتشارات در کتاب ديگري به نام اطلس جغرافي وطن عربي -تاليف. محمود عصام ميداني نقشه هاي ابن حوقل - جيهاني - ابوزيد بلخي - بتاني - ابن خردادبه - شريف ادريسي و استخري را در ص 8- 13 کتاب خود چاپ و نام خليج فارس را از آنها پاکسازي و تحريف کرده در حاليکه نقشه هاي خليج فارس اين افراد شهرت جهاني دارد. ايرانيان همواره به اينگونه تحريفات معترض بوده اند.

سردرگمي در ذهن خوانندگان از شکل نهائي نقشه بر مي خيزد: تصويرهاي فريبا، دقيق، گاه بسيار کاويده و خصوصا به زيور طبع آراسته اي که درمجموع مقبوليت کمابيش مطلقي بدان مي بخشد، به ويژه اگر مهر تائيد دولتها، موسسه هاي ملي، يا بين المللي نام آور و شناخته شده اي برآن باشد.

نقشه آنگاه يا اثري در طريق سير و تأمل و يا عامل توطئه چيني مشمئز کننده عليه يک کشور يا جامعه اي مي نمايد. حتي نقشه هائي که پستي و بلندي زمين را در کوچکترين جزئيات آن نشان مي دهند نيز موضوع انديشه و ساختار باريک بينانه اي است، و هر عنصري از آن را به دقت برمي گزينند، برخي را برجسته مي سازند و برخي ديگر را از قلم مي اندازند.

نقشه، که هيچ احدي قادر نيست تمامي شناخت هاي جغرافياي سياسي را يک جا در آن بگنجاند، با همه بي زرق و برقي و ظاهر بي آزارش، مي تواند به ابزار هراس آور تبليغاتي اي تبديل شود که قدرت هاي دولتي و اقتصادي معاصر بي هيچ شرم و دغدغه خاطري از آن بهره مي جويند تا بينش عقيدتي خود را برآن نقش کنند. با اين حساب اندکي هموار کردن حقيقت را خدمتي به مصالح عاليه تلقي مي کنند.

نقشه نگاري حرفه اي است که از «شور و شوق خويش به جهان نقشه ها براي سفر هاي مجازي گواه مي گيرد. نگاريدن مرزها مايه دردسر پايداري است تا بدان اندازه که اين آرزو همواره در دل مي جوشد که پاکشان کنيم، جابجا کنيم ... .

از اين رو نقشه تا بدان اندازه که تنها به عرضه مينياتوري از سرزمين ها بسنده نمي کند، بلکه همچنين حساسيت هاي خلق ها، ادراکي که از جوامع انساني دارند و شيوه ساماندهي فضاي حياتي آنها را بيان مي دارد، اثري هنري به شمار مي آيد.

در اين عرصه تو در تو، نقشه نگار هم داعيه دار شاهدي بزرگ و هم نقش آفرين است. او خود را پياپي در نقش ناظر، اقتصاددان، جمعيت شناس، ريخت شناس زمين و سر انجام جغرافيدان و ... هنرمند باز مي شناسد، تا "جهان هايش" را بسازد و يا بهتر گفته باشيم ابداع کند. او معجون ظريفي را به پندار مي کشد و تصوير مي کند: جهان را چنانکه مي بيند با جهان آرماني خود در هم مي آميزد.

نقشه با نگرش فراگيري از فراز زمين، کشورها يا قاره ها را در چشم بهم زدني مي نماياند، احساس گنگي از اقتدار ارزاني مي دارد و پندار مهار فضا را در سر مي پروراند. پس اگر موضوع بيشترين مراقبت ها قرار گيرد و هيچ چيزي در طراحي، تعيين ابعاد و برنشاندن عناصر آن بدست سرنوشت سپرده نشود نبايد به شگفتي افتاد.

اگر هنوز ترديدي در اين باشد کافي است در گذرگاه پهني که کاخ ويتوريانو را به کوليزه مي پيوندد، گام برداريد ، که با مجموعه نقشه هاي جذابي که موسوليني نثار شکوه امپراتوري روم کرده بود تزئين شده است، يا بديدار تالار پايان ناپذير نقشه هاي واتيکان برويد که نقشه هاي پستي و بلندي هاي ايتاليا همه ديوارها را از کف تا سقف به زيبايي پوشانده است.

اين صحنه در سال 1ه 2در ليسبون اتفاق افتاد. ژرار وينت تاريخدان، در روايت تاريخي داستان گونه پرشوري ماجراي سرقت يگانه نسخه نقشه جهان نماي شاهي از گارگاه نقشه نگاري را حکايت مي کند. آن نقشه را بر اساس ياداشت هاي ره آورد پدرو آلوارز کابرال و دن واسکو دو گاما کشيده بودند و نمايانگر سرزمين هاي هندوستان و برزيل بود. فرمانروا ناپديد شدن اين راز دولتي را چون مصيبتي اقتصادي انگاشته بود.

گم شدن اين نقشه وي را از دسترسي به منابع [ثروت و قدرتش] محروم ساخته بود. تملک آگاهي هاي جغرافيائي نه فقط به منزله تائيد حاکميت وي بود بلکه حفاظي بر ثروت هاي وي نيز به شمار مي رفت. از اين رو به تنگ چشمي مراقب بود تا کس ديگري بدان ها دست نيابد ... " نقشه گمشده! - نقشه؟ - بله استاد، همان که شاه به شما سفارش داده بود (...) استاد ريمن پيش از آنکه فرصتي به آلبرتو کانتينو؛ بدهد تا به سراغ وي آيد، به آني عمق فاجعه را دريافت.

دو ماه پيش از آن، شاه (...) سفارشي به وي داده بود. يگانه فرمانروائي که بر راه هاي دريائي که به کشور ادويه ها راه مي گشود چيرگي يافته و پاپ از آن پس ويرا به لقب "سرورکشورگشائي، دريانوردي و تجارت حبشه، عربستان، ايران و هند" مفتخر ساخته بود، در نظر داشت که نمود گستره قلمرو پادشاهي خويش را همواره پيش چشم داشته باشد و براي اتخاذ تصميمات سازگار با مسئوليت هاي تجاري و مذهبي، از آن آبشخور بهره گيرد .

پنچ سده پس از آن، نيرومند ترين دولت هاي روي زمين هنوز با بدگماني روانپريشي مراقب توليدات نقشه نگاري و تصاوير ماهواره اي خويش اند و هيچگونه ترديدي به خود راه نمي دهند که هر سندي که مظهر گونه اي مصلحت سوق الجيشي و اقتصادي و يا نظامي باشد را در رده فوق سري بايگاني کنند.

در سالهاي دهه 1ه8 ، برخي از کشورهاي حوزه خليج [فارس] که چاپ نقشه هاي خود را به موسسه ملي جغرافيائي فرانسه سفارش داده بودند، مصرا خواستند که دستگاه هاي چرخان چاپ (روتاتيو) با روکش هاي برزنتي پوشانده شود و مردان مسلحي از آنها حفاظت نمايند که در عين حال مأموريت داشتند "انگاره" يعني نمونه هاي آزمايشي و نيز برش ها را که مرحله اي پيش از چاپ نهائي است نابود سازند!

يكسان سازي اسامي جغرافيايي

در عصر ارتباطات ، اختلاف و تعدد نامهاي جغرافيايي در بسياري از نقاط دنيا مسايل و مشكلاتي را ايجاد مي كرد در نتيجه در سال 1960 شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل به دبير كل سازمان ماموريت داد كه براي حل و فصل اينگونه اختلافات كنفرانسي را برگزار نمايد.

در سال 1967 اولين كنفرانس يكسان سازي و استاندارد نمودن نامهاي جغرافيايي سازمان ملل با شركت هيئتهاي علمي و اجرايي جغرافيايي سراسر جهان در ژنو برگزار شد اين كنفرانس را يك نهاد و يا گروه تخصصيUNGEGN (آنگيگن) كه بر اساس قطعنامه هاي 715 آوريل 1959 و 1314 مي 1968 و تصميم 4 مه 1973 شوراي اجتماعي اقتصادي سازمان ملل متحدECOSOC) ) تأسيس گرديد از نظر علمي و اجرايي پشتيباني مي كند.

اين گروه تخصصي هر دو سال يكبار در نيويورك يا ژنو تشكيل جلسه مي دهد و هر 5 سال يكبار نيز كنفرانس يكسان سازي اسامي جغرافيايي سازمان ملل تشكيل جلسه مي دهد و تصميمات گروههاي تخصصي و ناحيه اي را به صورت قطعنامه تصويب مي كند رهبري گروه آسياي غربي با ايران است اين گروه تا كنون در تهران 7 نشست برگزار نموده است در مصوبه هفتمين نشست اين گروه كه در مهرماه 82 برگزار شد آمده است :

“با تاكيد بر مصوبات كنفرانس يكسان سازي اسامي جغرافيايي سازمان ملل و بويژه در اجراي قطعنامه 9 اجلاس برلين از همه كشورها مي خواهيم از تغيير نامهاي جغرافيايي تاريخي كه ميراث فرهنگي بشر محسوب مي شوند خودداري نمايند”.

ضرورت يكسان سازي، يگانه سازي، وحدت در تلفظ و آوانگاري، يكسان نمودن اسامي جغرافيائي و جلوگيري از ابهام و تعدد اسامي در عصر ارتباطات و جهان امروز سازمان ملل را ناچار ساخت كه در اين رابطه نهادي قانونمند تأسيس نمايد. استفاده ميليونها نفر از اطلاعات كامپيوتري، جابجائي و حركت روزانه هزاران كشتي،‌ هواپيما، اتوبوس و مسافران و توريستها، ايجاب مي كند كه نامهاي جغرافيائي شفاف و يگانه ومتحد وداراي آواي يكساني گردند زيرا ابهام و نامهاي متعدد براي يك منطقه جغرافيائي و يا نامهائي با تلفظ هاي مختلف مي تواند بويژه در عصر الكترونيك منجر به عواقب خطرناك و پرهزينه اي گردد.

UNGEGN يكي از هفت نهاد قانونمند ECOSOC در سازمان ملل متحد است. اين نهاد در راستاي يكسان سازي اسامي جغرافيائي در سطح ملي و بين المللي تلاش مي كند. تصميمات و اقدامات آن بصورت قطعنامه در كنفرانس UNCSGN كه هر 5 سال يكبار برگزار مي گردد، به تصويب مي رسد و تمامي اركان سازمان ملل و سازمانهاي تخصصي بين المللي، غيردولتي و يا دولتي و از جمله 15 سازمان بين المللي (فهرست ضميمه پيوست )موظف به اجراي اين قطعنامه ها هستند.

همانطور كه گفته شد مرجع رسيدگي به اختلافات در مورد نامهاي بين المللي و منطقه اي UNGEGN و UNCSGN است. اين نهاد اگرچه نام خليج فارس را يگاته نام مورد قبول مي داند ولي تا كنون از آن خواسته نشده است كه مصوبه اي ويژه در اين خصوص صادركند.

يكي از نكات مهم كنفرانس سخنراني ها و مقالات فني و يا منازعات كشورها در خصوص سياسي شدن نامهاي جغرافيايي است. نافتالي كادمن كه از ابتداي تاسيس UNGEGN رئيس گروه كاري اصطلاحات توپونمي اين نهاد تخصصي سازمان ملل است در فصل 8 كتابي بنام TOPONYMY The Lpre, Laws and Language of Geogrraphical Names كه از سوي انتشارات سازمان ملل منتشر شده است. مبحث سياسي كردن نامهاي جغرافيايي را با عنوان كدام خليج آغاز نموده است.

و سوء استفاده از نامهاي جغرافيايي را چنين مطرح نموده است “ ژانويه 1991 جنگ دوم خليج مطرح مي شود كدام خليج ؟ براي جهان غرب موضوع روشن است، ايران نيز كه خود را وارث امپراتوري پارسي مي داند و پهنه آبي جنوبي آن كشور است آنرا بطور طبيعي خليج فارس مي نامد، كشورهاي غير عربي نيز آن را خليج فارس مي نامند كتابهاي جغرافيايي و نقشه هاي تاريخي از جمله بطليموس و نقشه هاي قرون گذشته نيز به خليج فارس اشاره دارند اما كشورهاي عربي آنرا خليج عربي مي خوانند نامي كه در مستندات تاريخي وجود ندارد بنابر اين دو نام رقابتهاي سياسي را بازتاب مي دهد.

اين رقابت هاي سياسي در كارتوگرافي نيز بازتاب يافته است مثلا انتشارات نقشه نگاري جان بارتولوموو و پسران John Bartholomew & sons در سال 1977 در نقشه ايران از نام خليج فارس استفاده كرده است و همزمان براي مشتريان عرب خود نام خليج عربي را بكار برده است تا بدين وسيله نه موجب نارحتي ايرانيان شود و هم مشتريان عرب را جذب نمايد. اين نمونه اي از سياسي شدن كارتوگرافي است.

كادمن سپس به منازعه بر سر نامهاي تاريخي بخصوص نام جمهوري مقدونيه( يكي از جمهوري هاي يوگسلاوي سابق) كه دولتهاي اروپايي از برسميت شناختن آن به در خواست يونان خودداري مي كنند و لي مقدونيه نيز اصرار بر كاربرد نام جمهوري مقدونيه بجاي جمهوري فيرم را دارد .

اعتراض دولت اردن به اسرائيل و اعتراض اسرائيل به اعراب براي نامهايي همانند اورشليم جريكو و حبرون / مسجد اقصي اريحا، نابلس، عربه يا عقبه ، الخليل. و اعتراضات تركيه و قبرس در موارد مشابهه مطرح شده است. به هر حال مصوبات كنفرانس يكسان سازي سازمان ملل از جمله قطعنامه شانزدهم كنفرانس سوم، سياسي شدن نامهاي جغرافيايي را محكوم نموده و اعلام كرده است كه اينگونه تغييرات را در مورد نامهاي جغرافيايي برسميت نمي شناسد.”

قطعنامه هاي 25 و 34 كنفرانس دوم و قطعنامه 20 كنفرانس سوم و قطعنامه 25 كنفرانس پنجم به مسائل مربوط به اختلافات بر سر موضوع نامهاي جغرافيائي مشترك ميان چند كشور مربوط مي شود .

منابع:

- لوموند ديپلماتيک ، نقشه نگاري، نوشته: Philippe RٍٍEKACEWICZ برگردان: منوچهر مرزبانيان- فوريه 2006

- کاتالوگ نمايشگاه «نقشه ها و شکل هاي زمين»، مرکز ژرژ پومپيدو، پاريس، 1ه8 .

- کتاب خليج فارس نامي کهن تر از تاريخ ، محمد عجم ، تهران، انتشارات پارت 1383

/ 1