نظريه ابومسلم در باره ناسخ ومنسوخ - ابو مسلم اصفهانی، مفسری گمنام نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ابو مسلم اصفهانی، مفسری گمنام - نسخه متنی

محمود سرمدی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

بيان ذهبي نشانگر مخالفت وي با عملكرد معتزله در امر تفسير قرآن است، ليكن بايد خاطر نشان ساخت كه مفسّر بزرگي چون عبدالله بن عباس (ره) نيز در تفسير آيات قرآن، به لغت و خصوصا شعر عرب جاهلي توجه و عنايت خاصّي داشته است تا جايي كه برخي علما در انتقاد از اين كار گفته‏اند كه او در تفسير قرآن، به شعر اصالت داده است (حجّتي، 105). ابو مسلم نيز مانند ديگر مفسران معتزلي براي ارائه معنا و تفسير الفاظ آيات قرآن، به اصل لغوي كلمات و گاهي به شعر شاعران استناد نموده است كه به چند نمونه آن اشاره مي شود:

1) ذيل آيه: «ثُمَّ اتَّخَذْ تُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظَالِمُونَ» (بقره / 51)ابو مسلم گفته است: الظّلم في أصل اللّغة هو النّقص، قال تعالي : «كِلْتاَ الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ اُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئا»[كهف / 33]، والمعني أنهم لما تركوا عبادةَ الخالق المحيي المميت و اشتغلوا بعبادة العجل فقد صاروا ناقصين في خيرات الدين والدنيا(مفاتيح الغيب ، 3/76).

2) ذيل آيه: «...وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُوا الشَّيَاطِينُ عَلَي مُلْكِ سُلَيْمَانَ»(بقره / 102) ابو مسلم گفت: تتلوا أي تكذب علي ملك سليمان، يقال: تلاعليه اذا كذب، و تلا عنه اذا صدق، و اذا اُبِهْمَ جاز الأمران (مفاتيح، 3/103).نيز آيات: 158 (مفاتيح، 4/182)، 187 (همان ، 5/12)، 260 (همان، 7/44).

3)ذيل آيه: «و اذْ نَتَقْنا الجَبَلَ فَوْقَهُمْ ...» (اعراف / 171) گفت: « النتق قلعُ الشي ء من الأصل و أصله الجذب: يُقال: نتقتُ الغربَ من البئر: جذبتهُ »(مجمع البيان، 4/496).

4)ذيل آيات : « و النازعات غرقا* والناشطات نشطا* والسّابحات سبحا *فالسابقات سبقا *فالمدبّرات أمرا»(نازعات / 1 تا 5)در تفسير مجمع البيان (10/430) از علي (ع) نقل شده كه اين آيات، بيان صفات ملائكه است؛ اما فخر رازي از ابو مسلم چنين نقل كرده است: « ان هذه صفات الغزاة، والنازعات أيدي الغزاة، يقال للّرامي: نزع في قوسه و يقال : أغرق في‏النزع اذا استوفي مدَّالقوس».

والناشطاتُ السّهامُ و هي خروجها عن أيدي الرُّماة و نفوذها، و كلّ شي‏ء حللته فقد نشطتة، و منه نشاط الرجل و هو انبساطه و خفّته.والسابحات في هذا الموضع الخيل و سَبحُها العَدو، و يجوزأن يعني به الإبل أيضا. والمدبّرات مثل المعقّبات، والمرادأنه يأتي في ادبار هذاالفعل الذي هو نزع السّهام و سبح الخيل و سبقها الأمرالذي هو النصر، و لفظ التأنيث انما كان لان هؤلاء جماعات كما قيل‏المدبّرات؛ و يحتمل أن يكون المراد الآلة من القوس و الأوهاق علي معني المنزوع فيها والمنشوط بها »(مفاتيح، 31/31). بقيه موارد به اجمال عبارتند از: آيات: 67 انفال (مجمع البيان، 4/558)، 77 تا 83 هود (همان، 5/182ـ183)، 118 هود (همان، 5/203)، 15 طه (مفاتيح، 22/22)، 34 حج (همان، 23/34)، 57 ص(مجمع،8/482)، 24 دخان (همان، 9/64)، 15 احقاف (همان، 9/85)، 6 تا 14 نازعات (مفاتيح، 31/34)، و در اين در موارد ابومسلم به شعر شاعران استناد جسته است:

آل عمران 3 / 106 (مفاتيح الغيب، 8/181)، هود / 78ـ83 (مجمع البيان، 5/182ـ183)، الحاقة / 10 (مجمع البيان، 10/344).

نظريه ابومسلم در باره ناسخ ومنسوخ

از نظريات مهم و برجسته ابومسلم عقيده او در مورد نسخ آيات قرآن است. در بسياري از كتب مربوط به علم اصول و تفسير قرآن، ذيل مبحث نسخ، نام ابو مسلم به عنوان كسي كه اجماع علما را در اين مورد خرق و نقض كرده، جلب توجه مي كند. امّا بايد گفت آن منابع در باره نظر دقيق وي در مورد نسخ، رأي ثابتي ندارند. گروهي گفته‏اند وي مطلقا منكر وقوع نسخ بوده اگر چه آن را عقلاً جايز مي شمرده است (آمدي، 3/106؛ ابن حاجب، 154) و برخي گفته‏اند كه نظر او انكار وقوع نسخ در يك شريعت بوده است (ابن اميرالحاج، 3/44)، و عده‏اي گفته‏اند اين نظريات از يك فرد مسلمانِ عالمِ صاحبِ تأليفات فراوان دور از انتظار است (عبدالعزيز بخاري، 3/157)؛ زيرا نسخ شرايع يهود و مسيحيت توسط شريعت اسلام و نسخ بسياري از احكام مانند تغيير قبله از بيت المقدس به كعبه از مسلّمات دين است (ابن امير الحاج، 3/45)، همين امر موجب ابراز نظرهاي تندي در باره ابومسلم گشته تا جايي كه گروهي گفته‏اند: اگر صحّت انتساب اين سخنان به وي ثابت شود، بايد گفت كه وي كاملاً نسبت به شريعت محمّدي جاهل بوده‏است (شوكاني، 162)، اما به نظر مي رسد سخن آن دسته كه ابومسلم را فقط منكر وقوع نسخ در آيات قرآن ـ و نه به طور مطلق ـ دانسته‏اند صحيحتر باشد.

بيضاوي مي نويسد: نسخ برخي از آيات قرآن با آيه ديگر جايز است، اما ابومسلم آن را نپذيرفته و مثلاً مي گويد؛ «متاعا ِاليَ الحَوْلِ» [بقره/ 240] با آيه.«يتربَّصْنَ بأنْفُسِهِنَّ أرْبَعَةَ أشْهُرٍ و عَشْرا» [بقره / 236] نسخ نشده است. يا در مورد آيه تقديم صدقه پيش از نجواي با رسول خدا (ص) [مجادله / 12 و 13] گفته نسخي در كار نيست، بلكه به علت زوال سبب ـ كه تشخيص منافق از غير منافق بود ـ زايل گشته است (منهاج الوصول ، 104). ديگران گفته‏اند به عقيده ابو مسلم اگر در قرآن نسخ وجود داشته باشد، در واقع باطل بدان راه يافته و اين امر، مخالف نص آيه شريفه «لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه»(فصلت / 42) است (ابن امير الحاج، 3/44؛ أسنوي، 2/30).

گروهي در صدد رفع اختلاف ميان ابومسلم و جمهور علما در اين مورد برآمده و گفته‏اند كه نزاع او با ديگران نزاع لفظي است و در واقع ابومسلم منكر نسخ نبوده، بلكه او تنها آن را «تخصيص» يا «تأويل» خوانده [ـ چنان كه علاّمه قاسمي هم ياد آور شده است ( 1/32) ـ [و اعتقاد داشته كه حكم منسوخ حكمي موقت و محدود است كه با ورود ناسخ، مدت آن بسر مي‏آيد (ابن امير الحاج، 3/45). بهرحال داوري در اين باره مشكل است، اين اندازه مي توان گفت كه ابومسلم مي كوشيده تا اثبات كند بسياري از آياتي كه در باره آنها ادعاي نسخ شده اصلاً مشمول عنوان نسخ نيستند؛ از جمله تعطيل برخي از آنها ناشي از زوال سبب و برخي ديگر مربوط به عدم تمكّن مؤمنين است. محتمل است رأي ابو مسلم در باره نسخ، عكس العملي در برابر نظر افراطي گروهي از علما بوده باشد كه بسياري از آيات قرآن را ـ كه جمع ميان آنها به نحوي از انحاء همچون «تخصيص»[يا تقييد] و جز آن ممكن است ـ در رديف آيات ناسخ و منسوخ آورده‏اند (شريف العمري، 99).

برخي عقيده دارند كه پيش از ابو مسلم اصفهاني، عموم دانشمندان در پذيرش ورود نسخ در كتاب خداوند هر گز ترديد به خود راه نمي دادند و به سادگي آن را جايز مي شمردند، بلكه دسته اي نيز در مورد ناسخ و منسوخ، سخت غلو مي كردند. اما هنگامي كه ابو مسلم نظر خود را در اين باره ابراز كرد، چون اهل تحقيق بود و آيات تصريح شده به نسخ را ديده بود، بطور كامل و تفصيلي نسخ را منكر نشد، بلكه فقط اقسامي از آن را كه گمان مي كرد با اين فرموده خداي تعالي :« لا يأتيه الباطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حكيم حميد» [فصّلت / 42 [در تعارض هستند باطل شمرد و در نتيجه ترجيح داد به خاطر خودداري از ابطال يك حكم قرآني، نسخ را تخصيص بخواند (صبحي صالح، 262). نيز عده‏اي گفته اند ابومسلم در عدم پذيرش نسخ تكرو و نخستين كسي بود كه با شجاعت، نسخ در قرآن كريم را انكار كرد و كوشيد كه با توفيق و جمع ميان آيات، آنها را به گونه اي تأويل و توجيه نمايد، به همين علت مورد رشك و حسد ديگران قرار گرفت ( دكتر مصطفي زيد، 1/268 ـ 269).

ابو مسلم و تناسب آيات

زركشي گفته است: اولين كسي كه در بغداد علم مناسبت را اظهار نمود و ما از كس ديگري نشنيده بوديم، امام شيخ ابوبكر نيشابوري (م : 324ق) است. وي برعلماي بغداد طعن مي زد كه چرا از اين علم آگاه نيستند (البرهان،1/36). ابو مسلم اصفهاني نيز كه معاصر ابوبكر نيشابوري بوده، از جمله علماي انگشت شماري است كه در خلال تفسير قرآن، تناسب آيات را مورد توجه و عنايت قرار داده است،به دليل آن كه مي بينيم مرحوم طبرسي در مجمع البيان، اقوال بسياري در زمينه وجه اتصال آيه‏اي به آيه يا آيات ديگر در بخش «النظم»از وي نقل مي كند. در تفسير فخر رازي هم گاه از اين گونه اقوال به چشم مي خورد.

اين مطلب نشانگر آن است كه ابو مسلم درك ارتباط آيات را امر مهمي تلقي مي‏كرد و آن را وسيله‏اي براي شناخت دقيق معاني و تفسير آيات قرآن مي شناخت. در اينجا به نمونه هايي از نظرات وي در اين زمينه اشاره مي شود:

1) ذيل آيه: « تلك الرسل فضّلنا بعضهم علي بعض...(بقره / 253) ابو مسلم به تفصيل در باره وجه اتصال اين آيه با آيات ما قبل، سخن گفته است(مفاتيح الغيب، 6/208).

/ 6