اتحاد نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اتحاد - نسخه متنی

عبدالله جوادی آملی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

اتحاد [1]

نويسنده: آيت الله جوادى آملى

بالاتر از مرحله توحيد، مرحله «اتحاد» است. اتحاد بدين معنا نيست كه «عبد» با «مولا» يكى بشود. اتحاد به اين معنا امرى محال و چنين پندارى باطل، و رهزن است، نه سير و سلوك . نيز اتحاد، به اين معنا نيست كه آن طور كه گروهى از ترسايان يا يهوديان پنداشتند، خدا در چيزى يا كسى «حلول» كرده باشد:

«و قالت اليهود عزير بن الله و قالت النصارى المسيح بن الله» [2] زيرا اين معنا نيز شرك و كفر است؛ بلكه مراد از اتحاد، اتحاد شهودى است نه وجودى و به اين معناست كه انسان سالك، سراسر جهان را آيت، نشانه و مظهر آن ذات بداند و براى غير او سهمى از هستى قائل نباشد و همه جا صداى او را بشنود و اثر او را ببيند.

اين كه موساى كليم از درختى «إننى أنا الله لا إله إلا أنا». [3] شنيد، معنايش اين نيست كه آن درخت خداست، بلكه معنايش «سلب أنانيت» از خود و اثبات الوهيت براى حق است؛ بدين معنا كه درخت، خود را نمى بيند و از خود سخن نمى گويد و گوينده نيز درخت نيست، بلكه درخت آيينه كلام حق است. همان طور كه «صورت ديدنى» ، آئينه دارد «صوت شنيدنى» ، «بوى استشمام كردنى» و «نرمى لمس شدنى» نيز آيينه دارد.

آيينه حسى تنها براى نشان دادن صورتهاى «مبصر» است، ولى آيينه هاى معنوى «مبصرات» ، «مسموعات» ، «مشمومات» ، «مذوقات» ، «ملموسات» ، «متخيلات» ، «موهومات» ، «معقولات» و بالاتر از همه، «مشهودات» قلبى را نيز ارايه مى كند. درخت آيينه كلام حق است و در حقيقت، خداست كه مى گويد: «إننى أنا الله» ؛ اما موساى كليم ( عليه السلام) آن كلام را از آيينه درخت شنيد؛ نه اين كه درخت گفته باشد: «إننى أنا الله» . نيز اكنون هم اگر كسى چون موساى كليم باشد، اين زمزمه را از آيينه هر درختى مى شنود:




  • موسى اى نيست كه تا صوت «انا الحق» شنود
    ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست



  • ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست
    ورنه اين زمزمه اندر شجرى نيست كه نيست



آيينه كلام حق بودن نيز، اختصاصى به درخت ندارد. سراسر جهان، مناديان توحيد الهى هستند.

قرآن كريم در سوره «اسراء» مى فرمايد:

«و إن من شى ء إلا يسبح بحمده ولكن لا تفقهون تسبيحهم» [4] هر موجودى «سبحان الله» و «الحمد لله» مى گويد و چون تسبيح و تحميد از تكبير و تهليل جدا نيست پس هيچ موجودى نيست كه «لا اله الا الله» و «الله اكبر» نگويد. بنابراين، «تسبيحات اربع» ذكر هر موجودى است و اگر سمع شنواى كليم حق بهره كسى باشد اين صوتها را مى شنود:




  • فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد
    ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مى كرد



  • ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مى كرد
    ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مى كرد



خطاب «ولكن لا تفقهون تسبيحهم» به توده انسانهاست؛ نه اوحدى از آنها؛ بيشتر مردم، تسبيح و تحميد موجودات را نمى شنوند و فقط اوحدى از انسانها شنواى آنند.

همان طور كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و اهل بيت ( عليهم السلام) مى شنيدند، اولياى خاص الهى نيز به تبع اينها آهنگ تسبيح و نغمه تحميد را مى شنوند، ولى هر كسى به اندازه شعاع ولايت خود آنها را مى شنود و قهرا سراسر جهان را تسبيح، تحميد، تهليل و تكبير بر عهده مى گيرد و بر اين اساس، هر موجودى از خود و ديگران، نفى انانيت مى كند و مى گويد: من مستقل نيستم و تو هم مستقل نيستى، بلكه فقط ديگرى هست كه ما آيينه دار هستى اوييم. اگر «آيينه» بتواند سخن بگويد، سخنش اين است كه من از خود چيزى ندارم و تنها صاحب صورت را نشان مى دهم و اگر كسى اهل معنا باشد و سخن آيينه ها را بشنود، مى داند كه همه حركاتى كه در چهره آيينه مصور است نشانه كارهاى صاحب صورت است.

بنابراين، انسان سالك در مرحله اتحاد، از خود و ديگران نفى انانيت مى كند و تنها يكى را مى بيند؛ بدون اين كه از جهان چيزى حذف يا منزوى يا شريعت و تكليفى كم يا زيادشود . منتها ديد عارف تغيير مى كند؛ يعنى، سراسر جهان و عالم و آدم، موجود، محفوظ و مكلفند و سنتها هست، ولى همه اينها آيينه دار جمال و جلال اراده حق هستند.

[1]. كتاب: مراحل اخلاق در قرآن ص 397

[2]. سوره توبه، آيه .30

[3]. سوره طه، آيه .14

[4]. سوره اسراء، آيه .44

/ 1