عزت و مناعت - سیره اخلاقی میرزا نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

سیره اخلاقی میرزا - نسخه متنی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

عزت و مناعت

عالم دينى طبع و منيع و مقامى رفيع دارد همچون قله ساران سربلند است و بى نياز. براى متاع دنيوى به پستى نمى گزايد. در عين فروتنى و تواضع سرفرازاست و آزاده . عزت نفس و كرامت خود را به هيچ چيز سودا نمى كند. در مقابل قدرتمندان و دنياداران اظهار ضعف و كوچكى نمى كند.از هر چه رنگ تعلق و تملق بگيرد به دوراست و آزاد. به زندگى اندك و زاهدانه بسنده مى كند. جلال و جبروت دنياپرستان را به چيزى نمى انگارد و پاس حرمت علم و عالمان را در همه حال دارد.

ميرزاى شيرازى از جمله عالمانى است كه داراى اين اوصاف بود. با طبع بلند و مناعت نفس مى زيست و همواره گوهر علم و دانش را پرفروغ نگه مى داشت . در شرح زندگى وى نوشته اند:

در سال 1287 در زمان خلافت شريفت عبدالله حسنى به حج مشرف شد و خانه[ موسى بغدادى] سكنى گزيد.

صاحب خانه ورود ميرزا را به اطلاع شريف رساند.

شريف تكليف كرد كه : ميرزا را نزداو ببرد.

او قضيه را براى ميرزا نقل كرد.

ميرزا براى شريف پاسخ فرستاد كه :

اذا رايتم العلماء على باب الملوك فقولوا بئس العلماء و بئس الملوك واذا رايتم المولك على باب العلماء فقولوا نهم العلماء و نعم الملوك .

هر گاه علما را بر سراى پادشاهان يافتيد بگوييد:اينان بدترين علما و بدترين پادشاهانند.اگر پادشاهان را براى سراى عالمان ديديد بگوييد: آنان بهترين علما و بهترين پادشاهان هستند.

شريف چون اين سخن بشنيد خود مبادرت به ديدار ميرزا كرد و پس از آن او را

به خانه خويش برد 17 .

ازاين قبيل است جريان ملاقات ميرزا با ناصرالدين شاه كه ميرزا حاضر نشد به ديدن وى برود. سرانجام قرار ملاقات را در كنار ضريح و حرم اميرالمومنين ( ع ) گذاشتند. 18

ادب واحترام

ادب به معناى برخورد شايسته وارتباط آميخته بااحترام و بزرگوارى است .اين صفت يكى از بزرگترين سرمايه هاى انسانى به شمار مى رود و رمز موفقيت در بسيارى ازامور زندگى است .

ادب سرچشمه محقب و صفا و دوستى واتحاد و عامل مهمى براى تاثير سخن و پييشرفت برنامه هاى اجتماعى است .

ادب هيت نيكويى است كه بر رفتار و گفتار آدمى پرتوافكن است .

برخوردارى ازاين خصلت براى همگان ارزش است و براى عالمان با ارشزتير و ضرورى تر چه اين كه ادب زينت عالم و شكوه علم است . هرچه علم و دانش بيشتر گرددادب و متانت عالم بيشتر جلوه مى كند.

على ( ع ) فرمود:

اذا زاد علم الرجل زادادبه 19

آن گاه كه آگاهى زياد گرددادب افزون شود.

آن عالمى كه با مردم مى جوشد سروكارش باافراد مختلف و گوناگون است نخستين شرط نفوذ و پيشرفتش رعايت آداب و حرمت نهادن به شخصيت انسانهاست . مردم نيز جزاين ازاهل علم توقع ندارند.از ويژگيهاى اخلاقى مرحوم ميرزا اين بوده است كه با همگان چه اهل علم و چه ساير مردم برخورد توام باادب واحترام داشته است :

[ او با عالمان حوزه و شاگردان و طلاب علوم اسلامى چونان پدرى

مهربان رفتار مى كرد از رسيدگى به كوچكترين امر غفلت نمى ورزيد و با همه آنان اگر چه طلاب مبتدى و خردسال با كمال ادب واحترام رفتار مى كرد. مقام هركس و فضل و دانش هر يك را مى شناخت و پاس مى داشت . به هنگام پرداخت حقوق طالبان علم چنان روشى احترام آميز داشت كه نمى توان وصف كرد. با ديگر مردمان موارد گوناگون با نهايت ادب روبه رو مى شد و به سخنان آنان گوش مى داد و به رفع نيازمنديهايشان مى پرداخت .اين ادب واحترام را حتى بااعضاى خانواده خود و كودكان خردسال رعايت مى كرد. همه به هنگام ورود به نزداو از وى اذن مى گرفتند. هر يك نزداو وارد مى شدند به احترام آنان بپا مى خاست و چون از نزداو مى رفتند نيز چنين مى كرد] 20 .

اگر مى خواست به اشخاص كمك مادى كند به گونه اى رفتار مى كرد كه طرف مقابل هيچ گونه احساس ذلت و كوچكى نكند. گاهى بدون اين كه وى را بشناسند كمك مى كرد. همواره براين روش كه ازامامان معصوم ( ع ) به ارث برده بود عمل مى كرد.

مرحوم شيخ آقا بزرگ مى نويسد:

[پول نقد را هميشه در ميان پاكت گذاشته يا در كاغذى مى پيچيد.اين شيوه را علاوه بر شاگردان به ديگر مردمان هم به كار مى بست . چه بسا او را مى ديدم خود را در كنار عابرى قرار داده واو را به سخن مى گرفت و دراين حال كيسه پول سر به مهرى را در جيب او مى انداخت و آن شخص بعداز مفارقت تازه متوجه مى شد كه چيزى در جيبش سنگينى مى كند. ] 21

هيبت و وقار

مردان الهى و وارسته در نفوس انسانها هيبت و حشمتى عظيم دارند. معنويت وجود آنان شكوه و جلال ويژه اى دارد به گونه اى كه ديگران در برابر

آنان احساس شرم واضطراب درونى مى كنند لب فرو مى بندد و سراپا گوش مى شونداين شكوه ربانى در وهله اول از آن پيامبران وامامان معصوم ( ع )است و برخى از عالمان دينى نيزازاين حالت بهره مند و برخوردارند. حضرت فاطمه ( ع )از هيبت رسول خدا چنين ياد مى كند.

... ما استطعت ان اكلم رسول الله (ص ) من هيبته 22

هنگامى كه به خدمت رسول خدا(ص ) مى رسيدم قدرت تكلم و سخن گفتن با وى را نداشتم واين از هيبتى بود كه در وى مى ديدم .

درباره امام سجاد( ع ) نوشته اند:

هنگامى كه هشام بن عبدالملك در مكه مشغول طواف خانه خدا بود ازدحام جمعيت به حدى بود كه نتواست دستش را به حجرالاسود برساند. برايش جايگاهى درست كردند بر آن نشست واستلام حجر كرد. دراين هنگام على بن الحسين ( ع ) وارد شد و در حالى كه چهره اش مانند خورشيد مى درخشيد و بوى خوش وجودش فضا را معطر ساخته بود مشغول طواف شد.

/ 7