دائرة المعارف بزرگ اسلامی جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دائرة المعارف بزرگ اسلامی - جلد 1

مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

آستارا (شهر)جلد: 1نويسنده: منوچهر ستوده 
 
 
شماره مقاله:196















آسْتارا، شهري کوچک در ساحل غربي درياي خزر و در شمالي‎ترين نقطة استان گيلان و
آخرين نقطة مرزي ايران و شوروي، مرکز شهرستان آستارا (هـ م) و تابع استان گيلان با
908‘25 نفر جمعيت (سرشماري 1356ش) و ْ48 و َ51 و ً35 طول شرقي و ْ38 و َ26 و ً25
عرض شمالي. اين شهر از نظر جغرافيايي بر سر سه راه قرار گرفته است: راه جنوبي آن از
کنار درياي خزر به بندر انزلي و راه شمالي آن از کنارة همين دريا به ارّان (هـ م)
که روسها آن را آذربايجان شوروي خوانده‎اند، کشيده شده است. راه غربي آن که از
گردنة حيران مي‎گذرد، به اردبيل مي‎رسد. آستارا از شرق به درياي خزر، از شمال به
آستاراي شوروي، از غرب به شهرستان اردبيل و از جنوب به منطقة طالش‎نشين گرگان‎رود
محدود است. رود آستارا که از کنار راه شوسة آستارا ـ اردبيل مي‎گذرد، آستاراي ايران
را از آستاراي شوروي جدا مي‎سازد. آستارا در اراضي هموار ساحلي واقع است و سطح آن
در حدود 28 متر از سطح درياي آزاد پايينتر است. فاصلة آن تا رشت، مرکز استان، 190 و
تا تهران 540 کمـ است. زبان اصلي اهالي ترکي و احياناً طالشي است.
سابقة تاريخي: قديم‎ترين مأخذي که در آن از آستارا يادي به ميان آمده، کتاب
حدودالعالم (تأليف 372ق/982م) است. در اين کتاب، آستارا به شکل «استراب» ضبط گشته و
جزو ناحية گيلان دانسته شده است (ص 149). پس از آن، قديمي‎ترين مورّخي که از آستارا
نام برده است، سيدظعيرالدّين مرعشي است. وي 3 بار اين محل را به نام «آستارا» (صص
283، 292، 296) و يک‎بار به نام «استاره» (ص 227) آورده است. بيشتر مؤلفان بعدي
مانند علي‎بن شمس‎الدين‎بن‎حاجي‎حسين لاهيجي و عبدالفتاح فومني و ميرخواند، همه نام
اين شهر را به صورت «آستارا» آورده‎اند. تنها در صريح‎الملک (که دربارة موقوفات
مزار شيخ‎صفي‎الدين اردبيلي است)، اين نام به شکلهاي «اصطاراب» «اصطراب» (صص 136
الف و ب، 138 ب) و «استاره» ديده مي‎شود که 2 صورت اول با شکل مذکور در حدودالعالم
قرابت دارد.
از جهانگردان، کاني از اين شهر نام برده و آن را توصيف کرده‎اند. شايد وصف ابت
رساتر از ديگران باشد. وي که در 1259ق/1843م از اين محل مي‎گذشته، نام اين شهر را
«دهنه کنار» ضبط کرده است. به نوشتة او دهکدة دهنه کنار در مصبّ رودخانه آستارا
است، داراي 50 تا 60 خانوار جمعيت است و دکانهايي دارد که اجناس آن به خاج ايران
حمل مي‎شود (دانشنامة ايران و اسلام). آستارا به موجب عهدنامة گلستان که در
1228ق/1811م ميان دولت ايران و روسيه منعقد شد به دو قسمت تقسيم گرديد. قسمتي از
اين شهر که در شمال رودخانة آستارا است، به دولت روسيه واگذار گرديد و رودخانة
آستارا مرز ميان دو کشور شناخته شد.

مآخذ: جهادسازندگي، فرهنگ اجتماعي، استان گيلان، دهات و مزارع، تهران، 1363ش، صص و،
1-4؛ حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، طهوري، 1362ش؛ سازمان برنامه و
بودجة استان گيلان، آمارنامه، 1363ش، ص 16؛ ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارباد،
تهران، انجمن آثار ملي، 1349ش؛ 10/8-23؛ دانشنامة ايران و اسلام؛ دايره‎المعارف
فارسي؛ صريح‎الملک، نسخة عکسي شماره 4498 کتابخانة مرکزي دانشگاه تهران؛ فرهنگ
جغرافيايي ايران، به کوشش حسينعلي رزم‎آرا، تهران، ادارة جغرافيايي ارتش، 1330ش؛
فرهنگ آباديهاي کشور، سرشماري آبان 1355ش، تهران، ج 8، استان گيلان؛ فومني،
عبدالفتاح، تاريخ گيلان، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، بنياد فرهنگ ايران، 1349ش؛
مرعشي، ظهيرالدين، تاريخ گيلان و ديلمستان، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، بنياد
فرهنگ ايران، 1350ش.
منوچهر ستوده

 





/ 415