• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
 
 
 
 
 
 
تنها در همین کتاب :
 
 
 
موجودی (متن) :
دیه، یا، مجازات مالی [منبع الکترونیکی]

ديه دست و پا

در اين فصل نيز بايد موارد زير دقيقاً بررسى شده و ديه آنها ذكر شود .

1. از بين بردن مجموع دو دست تا مفصل مچ; 2. از بين بردن يك دست; 3. از بين بردن دست تا مچ و آرنج و مازاد بر آن; 4. قطع دست تا شانه; 5. قطع دوپا تا مفصل مچ و مازاد بر آن; 6. قطع پا تا زانو و مازاد بر آن; 7. قطع دو پا از مفصل (ران); 8. فلج شدن دست يا پا; 9. قطع دست يا پاى فلج; 10. قطع دست يا پاى زايد .

1 . از بين بردن مجموع دو دست تا مفصل مچ

از بين بردن دست تا مفصل مچ, ديه كامل دارد. كسى كه دست و انگشت دارد و دست او را تا مفصل مچ قطع كنند, بايد براى آن, ديه كامل بدهند .

البته هر دو دست ديه كامل دارد, اما اگر يك دست باشد, ديه آن, نصف ديه كامل است. اما اگر كسى كف دست كسى را ببرد يعنى دستى كه انگشت نداشته, فقط كف دست را دارد و كسى اين را قطع كند, بايد ارش بپردازد .

2 . از بين بردن يك دست

قطع يك دست, نصف ديه دارد. البته لازم نيست كه قطع دست به وسيله چاقو باشد; مثلاً, اگر بر اثر سانحه اى دست شكسته و خرد شود, كه بايد قطع گردد, همان قطع دست حساب مى شود و نصف ديه كامل را دارد .

3 . از بين بردن دست تا مچ و آرنج و مازاد بر آن

در اين بخش از ديه مازاد بر مچ و آرنج بحث مى كنيم; يعنى, كسى كه دست او سالم است, اگر تا مچ دست قطع شود, ديه كامل دارد, اما اگر بر اثر سانحه اى ده سانتيمتر بالاتر از مچ دست قطع شود, در اينجا بايد ديه نصف را پرداخت و استخوان ذراع را يعنى از مچ تا آرنج دست را اندازه گرفت و هر چند سانتيمتر كه قطع شده, به نسبت نصف ديه انسان, حساب و ديه اخذ شود و بر ديه قطع دست تا مچ افزوده شود و يا با توجه به مساحت, ارش حساب و پرداخت شود. در آرنج نيز اين گونه بايد عمل شود. البته در مورد مازاد بر مچ يا آرنج دو قول ذكر شده است, اين كه مساحت حساب شود و يا ارش پرداخت شود, كه امام(ره) مساحت را ترجيح مى دهند .

4 . قطع دست تا شانه

در هر صورت, قطع دست تا مفصل يا تا آرنج يا تا شانه يك ديه بيشتر ندارد, اما اگر مقدارى بيش از مفصل مچ تا آرنج بريده شود, بايد ديه آن حساب و بر ديه نصف ديه كامل افزوده شود, اما اگر دست از آرنج قطع شود, همان ديه خودش را كه نصف ديه كامل است دارد و ديه تا مچ دست گرفته نمى شود. همين گونه از آرنج تا شانه حساب مى شود; يعنى اگر دست انسان از شانه قطع شود, نصف ديه كامل دارد, اما اگر پايينتر از شانه قطع شود, همان ديه نصف به اضافه مساحت اضافه شده, تعيين مى گردد .

5 و 6 . قطع دو پا تا مفصل مچ و تا مفصل زانو و مازاد بر آن

اگر پا را از مفصل مچ قطع كنند, نصف ديه دارد; اگر آن را از زانو قطع كنند, باز هم همان نصف ديه, تنها ديه آن است; اگر از مفصل فخذ و ران قطع كنند, نيز همان نصف ديه را دارد. اما اگر از مفصل مچ پا را قطع كنند و مقدارى از ساق پا را به آن اضافه نمايند; يعنى, پا را ده سانت از مفصل مچ, بالاتر قطع كنند, علاوه بر ديه نصف پا, بايد ديه مساحت آن را حساب كنند و بپردازند, همين طور اگر مازاد بر زانو را قطع كنند, بايد حساب شود و ديه اضافه بر ديه نصف شود .

7 . قطع پا تا مفصل فخذ (ران)

در اين جا نيز هر دو پا ديه كامل دارد, بنابراين هر يك از دست و پا تا مفصل مچ, ديه كامل دارد و از ران نيز ديه كامل دارد .

8 . فلج كردن دست يا پا

ديه فلج كردن دست يا پا دو ثلث ديه كامل است; يعنى اگر كسى دو دست را فلج كند و يا هر دو پا را فلج كند, بايد دو ثلث ديه را پرداخت نمايد, چون در مورد فلجى قاعده اين است كه ديه فلج كردن عضوى كه ديه معين دارد, دو ثلث ديه آن عضو است, پس ديه فلج كردن دست و پا كه ديه معين دارند نيز دو ثلث ديه كامل آنهاست .

9 . قطع دست يا پاى فلج

قطع دست يا پاى فلج ثلث ديه آن عضو است, بنابراين ديه قطع دست و پايى كه قبلاً فلج شده باشند ثلث ديه كامل آنهاست, فرقى ندارد كه فلجى بر اثر سانحه اى ايجاد شده باشد يا مادر زادى باشد, در هر صورت ديه قطع دست يا پاى فلج و يا هر عضوى كه ديه معين دارد, ثلث ديه آن عضو مى باشد .

10 . قطع دست يا پاى زايد

اگر شخصى دست يا پاى زايد كسى را قطع كند, بايد ارش پرداخت كند, بنابراين قطع دست يا پاى زايد ديه نداشته و فقط ارش دارد. اما نظر به اينكه اگر انگشت زايد قطع شود, ديه آن ثلث ديه انگشت اصلى است, با دست فرق دارد, اما نمى توان ديه دست زايد را ثلث ديه دست اصلى دانست, بلكه ارش تعيين مى شود .

تشخيص دست اصلى و زايد با خبره خواهد بود; يعنى, پزشك متخصص بايد در اين زمينه نظر بدهد كه دست اصلى كدام و زايد كدام است, فرقى ندارد كه دست زايد از مچ روييده باشد و يا از آرنج و يا از شانه, در هر صورت, دست, زايد است. در مورد پا نيز اين گونه است; يعنى پاى زايد از هر جا روييده باشد, زايد است و ديه معين ندارد, لذا براى آن ارش تعيين مى شود .

ديه شكستن استخوان(1)

1) ديه شكستن استخوان هر عضوى كه ديه معين دارد, خمس (يك پنجم) آن مى باشد و اگر معالجه و بدون عيب گردد, ديه آن چهار پنجم شكستن آن است (يعنى ديه پا, كه پانصد دينار است, اگر شكسته شود, يكصد دينار و اگر خوب و بدون عيب معالجه شود, هشتاد دينار) .

2) ديه كوبيدن استخوان (له شدن) ثلث ديه آن عضو است و در صورت سالم و بدون عيب شدن, چهار پنجم ديه كوبيدن آن عضو است .

(ديه كوبيدن ـــ 166 دينار و اگر سالم و بدون عيب معالجه شود ـــ 133 دينار مى باشد) .