• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
 
 
 
 
 
 
تنها در همین کتاب :
 
 
 
 
> افطار کردن، افطاري دادن

افطار كردن،افطاري دادن

افطار كردن

روزه داران براي اداي نماز مغرب و عشا يا به مسجد مي روند يا در خانه نماز به جا مي آورند و نزد خانواده خويش افطار مي كنند. آنهايي كه در مسجد با جماعت نماز مي خوانند اغلب در همان مسجد بين دو نماز روزه خود را باز مي كنند.

هر شب از طرف كساني كه نذر دارند و يا از درآمد موقوفه هايي كه براي افطار معيّن شده است خرما، حلوا، شيريني يا نان جو بين نمازگزاران تقسيم مي شود.

آنهايي كه در خانه نماز مي خوانند اكثراً مقارن غروب وضو مي گيرند و به نماز مي ايستند. پس از نماز دعاهاي مخصوص افطار را مي خوانند. دعاهاي افطار عبارت است از دعاهاي:

اللهم لك صمت و علي رزقك افطرت و عليك توكلت

اللهمّ ربّ النّور العظيم

بسم الله اللهمّ لك صمنا و علي رزقك افطرنا فتقبل منّا انك انت السميع العليم

بسم الله الرحمن الرّحيم يا واسع المغفره اغفرلي

سوره مباركه قدر كه بيش از دعاهاي ديگر خوانده مي شود.

پس از خواندن نماز و دعاهاي افطار، روزه خود را با لقمه اي نان جو يا دانه اي خرما باز مي كنند. غذاهاي افطار اغلب سبك و ساده است و روزه داران معمولاً از خوردن غذاهاي سنگين پرهيز مي كنند.

مردم جهرم هم افطار را با چند دانه خرما آغاز مي كنند و عقيده دارند حضرت علي(ع) با خرما افطار مي كردند و خوردن خرما را ثواب مي دانند. شب دهم ماه رمضان هم عدس پلو مي خورند و روز هفدهم را با كله پاچه افطار مي كنند و مي گويند كلّه ابن ملجم را قبل از اينكه موفق شود حضرت علي (ع) را به شهادت برساند مي خوريم.

شب نوزدهم با نان خشك و گل آبشن( آويشن ) افطار مي كنند و معتقدند نان خشك و گل آبشن افطار حضرت فاطمه(س) بوده است. همچنين شب بيست و سوم گل آبشن و نان جو و پياز مي خورند و براي همسايگان هم مي فرستند و مي گويند اين سه چيز خوراك حضرت علي(ع) بوده و حضرت غذاي خود را به مستمندان مي دادند و خود به نان جو كفايت مي كردند.

در جهرم سر سفره افطار نان روغني، نان فطير خانگي و نان بازاري مي گذارند و خرما و پنير و يكي دو نوع مربا و حلوا هم به وفور ديده مي شود. غذاي افطار بيشتر كباب، شير برنج، آش رشته و (مُسدووه) ( نوعي آش كه با ماست تناول مي شود) است و به ندرت براي افطار پلو پخته مي شود.

در بيجار گروس هنگام افطار، بزرگ خانواده انگشتش را به خاك تميزي مي زند و روزه اش را با خاك باز مي كند. مي گويند چون انسان از خاك آفريده شده است و سرانجام هم خاك مي شود بهتر است در اين ماه مقدس هم با خاك روزه را باز كنند تا ايمانشان استوار گردد.

افطاري دادن

افطاري دادن يكي از رسوم پسنديده است و آنها كه توانايي دارند چند روز از ماه رمضان را افطاري مي دهند و از روزه داران دعوت به عمل مي آورند. افطاري دادن ثواب بسيار دارد و بسياري معتقدند كسي كه افطاري مي دهد با ثواب روزه مهمانانش شريك مي شود و خداوند اجر و مزد بسيار به او مي دهد. بنا به همين عقيده يزدي ها معتقدند هنگام افطار بهتراست هر كس سر سفره خودش باشد زيرا اگر بر سر سفره ديگران بنشينند ثواب روزه آن روز به ميزبان مي رسد. از طرف ديگر بسياري از مردم يزد آرزو مي كنند براي افطار مهمان داشته باشند تا اجر بيشتري ببرند.

آنان كه توانايي چنداني ندارند و نمي توانند از روزه داران پذيرايي كنند اما معتقد و علاقه مند به افطاري دادن هستند خرما يا شربت يا نوعي شيريني مثل زولبيا، گوش فيل يا نان و پنير به مسجد مي برند و بين دو نماز مغرب و عشا از روزه داران پذيرايي مي كنند.

در مشهد هم رسم پسنديده افطاري دادن بسيار مورد توجه است و اغلب خانواده ها هم چند روز از ماه رمضان را افطاري مي دهند. البته سعي مي كنند افطاري دادن مصادف با شبهاي احيا نشود تا به دعا و شب زنده داري آنها لطمه اي وارد نگردد. از ساعتي به غروب مانده مهمانان به خانه ميزبان مي آيند و در اتاقي كه معين شده است مي نشينند.

با صداي نقاره خانه حضرت رضا(ع) جلوي هر كدام از مهمانان يك سيني پيش افطاري كه عبارت است از يك استكان آب جوش، چاي شيرين، نان روغني يا نان (قاق) و پنير و مربا مي گذارند. مهمانان پس از خواندن دعاي افطار و سوره قدر، با خوردن آب جوش و يكي دو لقمه، نان و پنير روزه را مي گشايند و سپس به نماز مغرب و عشا مي ايستند.

صاحبخانه در اتاق ديگر سفره پهن مي كند و غذاهاي افطار را در سفره مي چيند. غذاها اغلب عبارت است از كته با خورش بادمجان با قيمه، هويج پلو، آلبالو پلو، آبگوشت، حلواي آرد گندم، شله زرد، يخ در بهشت، شيربرنج و فرني.

اگر تابستان باشد بعد از افطار با ميوه و فالوده نشاسته يا فالوده انار يا فالوده سيب از مهمانان پذيرايي مي كنند. وجود شيريني و زولبيا هم سر سفره افطار از واجبات است.

در بجنورد وقتي مهمانان سر سفره افطار نشستند جلو هر كس يك قوري چاي يكرنگ و يك استكان مي گذارند تا هر قدر مايل باشد از قوري مخصوص به خود چاي بريزد و بنوشد. اگر چاي كم رنگ باشد قدري از چاي قوري بزرگي كه روي سماور در گوشه اطاق است روي قوري مي ريزند و هميشه دو سه نفر مراقبند تا احتياجات مهمانان را برآورند.

در خرانق يزد دو مسجد وجود دارد يكي مسجد (سرچشمه) و يكي مسجد (توده) يا مسجد (جامع) شبهاي ماه رمضان از درآمد موقوفات در هر دو مسجد افطاري مي دهند.