• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
 
 
 
 
 
 
تنها در همین کتاب :
 
 
 
 
> تشخيص زمان افطار

تشخيص زمان افطار

براي آگاهي از وقت شرعي غروب و فرا رسيدن افطار مانند سحر از روشهاي گوناگوني استفاده مي شود از جمله بانگ خروس، ديدن" ستاره ناهيد" تشخيص ندادن رنگ كاهگل، نواختن نقاره، توپ در كردن، اذان مغرب، ساعت و تقويم و اعلام وقت توسط راديو، اما علاوه بر موارد فوق در بعضي از شهرها و روستاها از روشهاي ديگري هم براي آگاهي از وقت افطار استفاده مي كنند از جمله: در لهران طالقان مردم مي گويند: غروب آفتاب هنگامي كه " چوچك " ها ( گنجشك ها) به پرواز در مي آيند و از شاخه اي به شاخه ديگر مي پرند و جيك جيك مي كنند تقريباً يك ساعت به افطار مانده است.

در فرنق خمين وقتي آفتاب غروب مي كند از سمت مشرق آسمان خطهاي سرخي نمايان مي شود كه اهالي فرنق به آن خطهاي سرخ" حمرا" مي گويند.

اين حمراها يا خطهاي سرخ به تدريج بالا مي آيند تا زماني كه كاملاً محو و ناپديد مي شوند.

در اين هنگام مي گويند غروب شده و الان است كه صداي اذان بلند شود.

در مشهد هم مي گويند هنگام غروب هوا سرخ مي شود و اين سرخي از سمت مشرق به طرف مغرب حركت مي كند، وقتي انتهاي سرخي از بالاي سر بگذرد موقع اذان است و وقت افطار.

حال چنانچه هوا ابري باشد و خطوط سرخ ديده نشود آنقدر صبر مي كنند تا هوا تاريك شود و مطمئن شوند غروب شده و وقت افطار رسيده است.

درباره سرخيها يا حمراهاي كناره آسمان هم مردم فرنق خمين قصه و عقيده اي دارند كه شنيدني است (و مي گويند: دورتادور زمين را كوه قاف فراگرفته و كوه قاف يكپارچه ياقوت سرخ است. ) همچنين اهالي فرنق گويند اسكندر ذوالقرنين كه در كشورگشايي از سمت آفتاب( مشرق)، با طايفه اي بزرگ به نام " يأجوج و مأجوج" كه مردماني وحشي و آدمخوار بودند روبرو شد.

اين مردم وحشي سالي دوبار بر مردمان متمدن آن عصر و زمان هجوم مي بردند و هرچه بر سر راهشان قرار داشت نابود مي كردند.

اسكندر هم براي جلوگيري از هجوم اين قوم وحشي سدي بزرگ از مس ميان آنان و آدميان متمدن بنا كرد.

بنا به اعتقاد اهالي خمين از آن به بعد هنگام طلوع و غروب آفتاب در اثر برخورد شعاع خورشيد با اين سد حمراها نمايان مي شوند.

نقاره آفتاب زرد: يكي ديگر از روشهايي كه در قديم در اغلب شهرها ازجمله در شهرستان يزد مردم توسط آن از نزديك شدن وقت افطار باخبر مي شدند صداي " نقاره آفتاب زرد" بود.

هنگامي كه خورشيد آخرين اشعه خود را از روي ديوارها و ساختمانهاي شهربر مي گرفت نقاره چي نقاره اش را به صدا درمي آورد و اين نقاره به " نقاره آفتاب زرد" مشهور بود.

با شنيدن صداي نقاره مردم دست از كار مي كشيدند و براي خواندن نماز و افطار كردن به مساجد و خانه هايشان رهسپار مي شدند.

بعضيها قبل از رفتن به خانه و مسجد به نيت غسل كردن به حمامهاي عمومي كه خزينه داشت مي رفتند.

شبهاي نوزدهم ، بيست و يكم، بيست و سوم و بيست وهفتم حمامها شلوغتر مي شد و اكثر مردم علاقه داشتند قبل از افطار غسل مستحب به جا آورند.

عده اي براي آن كه زودتر موفق به غسل شوند و اول افطار نزد خانواده خود باشند قبل از غروب درون آب خزينه مي رفتند و منتظر فرارسيدن وقت افطار مي ماندند.

به محض شنيدن صداي توپ و اذان سرشان را زير آب مي كردند و غسل به جا مي آوردند.

حمامي هم ظرف بزرگي از شلغم درشت و آبدار كه به شلغم گاوي مشهور است سربينه حمام مي گذاشت و به مشترياني كه براي غسل به حمام مي رفتند تعارف مي كرد و روزه را با شلغم افطار مي كردند.

تا چهل پنجاه سال پيش هم در تهران هر روز به هنگام غروب افتاب طبل و شيپور" ورچين ورچين" مي زدند؛ بدان معنا كه كسبه و بازاريان اجناس و لوازم دكان خود را جمع و تعطيل كنند.

در ماه رمضان به جاي طبل و شيپور" ورچين ورچين" براي آگاهي مردم از نزديك شدن وقت افطار، طبل و شيپور خاصي مي زدند.

افطار كردن روزه داران براي اداي نماز مغرب و عشا به مسجد مي روند و نذر مي كنند.

هر شب از طرف كساني كه نذر دارند و يا از درآمد موقوفه هايي كه براي افطار معين شده است خرما، حلوا، شيريني يا نان جو بين نمازگزاران تقسيم مي شود و روزه داران گاه افطار مفصلي هم در خانه صرف مي كنند.

آنهايي كه در خانه نماز مي خوانند اكثراً مقارن غروب وضو مي گيرند و به نماز مي ايستند.

پس از نماز دعاهاي مخصوص افطار را مي خوانند.

دعاهاي افطار عبارت است از دعاهاي :" اَللّهُمَّ لَكَ صُمتُ وَ عَلي رِزقِكَ اَفطَرتُ وَ عَليكَ تَوكَلتُ"، "اَللّهُمَّ رَبّ النوُر العَظيم"، " بِسمِ الله اللّهُمَّ لَكَ صُمنا وَ عَلي رِزقِكَ اَفطَرنا فَتَقَبَلَ مِِنّا اِنَّكَ اَنتَ السَميعُ العَليم"، " بِسم الله الرحمن الرحيم يا واسِعَ المَغفِرةِ اِغفِرلي" و سوره مباركه " قدر" كه بيش از دعاهاي ديگر خوانده مي شود.

پس از خواندن نماز و دعاهاي افطار روزه خود را با لقمه اي نان جو يا دانه اي خرما باز مي كنند.

مردم معتقدند گشودن روزه با خرما و نان جو ثواب بسيار دارد زيرا خرما و نان جو خوراك حضرت علي (ع) و ائمه اطهار بوده است.

بعضي ها هم براي بازشدن گلو و سينه با نوشيدن يك استكان قنداب ، چاي يا نبات داغ روزه را مي گشايند.

غذاهاي افطار اغلب سبك و ساده است و روزه داران معمولاً از خوردن غذاهاي سنگين پرهيز مي كنند.

مردم جهرم هم افطار را با چند دانه خرما آغاز مي كنند وعقيده دارند حضرت علي (ع) با خرما افطار مي كردند و خوردن خرما را ثواب مي دانند.

شب دهم ماه رمضان هم عدس پلو مي خورند.

شب نوزدهم با نان خشك و گل آبشن افطار مي كنند و معتقدند نان خشك و گل آبشن افطار حضرت فاطمه (ع) بوده است.

همچنين شب بيست و سوم گل آبشن و نان جو و پياز مي خورند وبراي همسايگان هم مي فرستند و مي گويند اين سه چيز خوراك حضرت علي(ع) بوده و حضرت غذاي خود را به مستمندان مي دادند و خود به نان جو كفايت مي كردند.

در جهرم سر سفره افطار نان روغني، نان فطير خانگي و نان بازاري مي گذارند و خرما و پنير و يكي دو نوع مربا و حلوا هم به وفور ديده مي شود.

غذاي افطار هم بيشتر كباب، شيربرنج، آش رشته و " مسدووه" و به ندرت پلو مي باشد.

افطاري دادن افطاري دادن يكي از رسوم پسنديده است و آنهايي كه توانايي دارند چند روز از ماه رمضان را افطاري مي دهند و از روزه داران دعوت به عمل مي آورند.

افطاري دادن ثواب بسيار دارد و بسياري معتقدند كسي كه افطاري مي دهد با ثواب روزه مهمانانش شريك مي شود و خداوند اجر و مزد بسيار به او مي دهد.

بنا به همين عقيده يزديها معتقدند هنگام افطار بهتر است هر كس سر سفره خودش باشد زيرا اگر بر سر سفره ديگران بنشينند ثواب روزه آن روز به ميزبان مي رسد.

از طرف ديگر بسياري از مردم يزد آرزو مي كنند براي افطار مهمان داشته باشند تا اجر بيشتري ببرند.

آنان كه توانايي چنداني ندارند و نمي توانند از روزه داران پذيرايي كنند اما معتقد و علاقه مند به افطاري دادن هستند خرما يا شربت يا نوعي شيريني مثل زولبيا، گوش فيل يا نان و پنير به مسجد مي برند و بين دو نماز مغرب و عشا از روزه داران پذيرايي مي كنند.

در مشهد هم رسم پسنديده افطاري دادن بسيار مورد توجه است و اغلب خانواده ها هم چند روز از ماه رمضان را افطاري مي دهند.

البته سعي مي كنند افطاري دادن مصادف با شبهاي احيا نشود تا به دعا و شب زنده داري آنها لطمه اي وارد نگردد.

از ساعتي به غروب مانده مهمانان به خانه ميزبان مي آيند و در اتاقي كه معين شده است مي نشينند.

به محض اينكه توپ افطار را انداختند و صداي نقاره از نقاره خانه حضرت رضا(ع) بلند شد جلو هر كدام از مهمانان يك سيني پيش افطاري كه عبارت است از يك استكان آب جوش، چاي شيرين، نان روغني يا نان" قاق" و پنير و مربا مي گذارند.

مهمانان پس از خواندن دعاي افطار و سوره انا انزلنا با خوردن آب جوش و يكي دو لقمه نان و پنير روزه را مي گشايند و سپس به نماز مغرب و عشا مي ايستند.

در اتاق ديگر سفره پهن مي كنند و غذاهاي افطار را در سفره مي چينند.

غذاها اغلب عبارت است از كته با خورش بادمجان يا قيمه، هويج پلو، آلبالوپلو، آبگوشت، حلواي آرد گندم، شله زرد، " يخ در بهشت"، شيربرنج و فرني.

اگر تابستان باشد بعد از افطار با ميوه و فالوده نشاسته يا فالوده انار يا فالوده سيب از مهمانان پذيرايي مي كنند.

وجود شيريني و زولبيا هم سر سفره افطار از واجبات است.

در بجنورد هم شبهاي ماه رمضان آنهايي كه توانايي مالي دارند يا نذر كرده اند افطاري مي دهند.

معمولاً هركس چند شب افطاري مي دهد و هر شب دسته اي و صنفي را دعوت مي كنند.

مثلاً يك شب روحانيان، شب ديگر كارمندان و شبي هم تجار و بازاريها را دعوت مي كنند.

وقتي مهمانان سر سفره افطار نشستند جلوي هرنفر يك قوري چاي كم رنگ قرار دارد و قدري از چاي قوري بزرگي كه روي سماور در گوشه اطاق است روي قوري مي ريزند و هميشه دو سه نفر مراقبند تا احتياجات مهمانان را برآورند.

در روستاي سرچاه تازيان بيرجند در اولين روز ماه رمضان، بسياري از افراد معتقد و نذر دار موقع افطار مقداري خرما مي برند توي كوچه هاي آبادي مي گردانند و بين روزه داران تقسيم مي كنند تا روزه شان را با آن خرما بگشايند.

اهالي سرچاه تازيان معتقدند نصف ثواب هر روزه داري كه روزه اش را با اين خرما باز كند از آن كسي است كه خرما را تقسيم مي كند.

در خرانق يزد دو مسجد وجود دارد يكي مسجد "سرچشمه" و يكي مسجد" توده" يا مسجد " جامع" كه شبهاي ماه رمضان از درآمد موقوفات در هر دو مسجد افطاري مي دهند.

در خرانق، موقوفات زيادي از قديم باقي مانده است از جمله موقوفه براي مواجب و خرج سال مؤذن، موقوفه روشنايي آبادي، موقوفه مسجد و روضه خوان، موقوفه خرج و پاپوش زوار امام رضا(ع) ، موقوفه عزاداري امام حسين(ع) و موقوفه افطار ماه رمضان و نمازعيد فطر.

اين موقوفات بيشتر آب و ملك است و كسي كه موقوفه اي در دستش مي باشد موظف است در راهي كه معين شده است از درآمد آن خرج كند.

از درآمد موقوفه براي افطار هر شب مقداري نقل يا خرما خريداري مي شود و هنگام افطار بين نمازگزاران تقسيم مي كنند.

همچنين از اين موقوفات شيريني و گردو براي عيد فطر مي خرند و به مردم مي دهند.

اگر چيزي هم زياد بيايد از آن خرجي پيشنمازي را كه براي ماه رمضان دعوت مي كنند مي پردازند.