چكيده - تأملى در برداشت هاى فقهى نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

تأملى در برداشت هاى فقهى - نسخه متنی

على اکبر مؤمنى

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید
مراتب فقهى مخاطبان سينما(1)

چكيده

در اين مقاله نويسنده درصدد است با استناد به برخى آيات و قواعد فقهي، اثبات نمايد كه روابط آزادانه‎ى زن و مرد و نمايش اين روابط، با هدف باورپذيرى مخاطب نه تنها مانعى ندارد، بلكه ضرورت دارد و در اين زمينه راهكارهايى نيز ارائه نموده است.

نقد و بررسي

تأملى در برداشت‎هاى فقهى

على اكبر مؤمنى

مقدمه

در طول تاريخ، انسان در زمينه‎ى اصول و ارزش‎ها، چالش‎هاى فراوانى داشته، فرهنگ‎ها و تمدن‎ها به گونه‎اى با يكديگر تفاوت داشته‎اند. وقتى رسول اكرم صلّى الله عليه وآله وسلّم حكومت اسلامى را بنا نهاد، با سه امپراطورى بزرگ معاصر خود رودررو بود كه يا بايد فرهنگ اسلامى پايدار مي‎ماند و بر اساس آن تمدنى به وجود مي‎آمد و يا در برابر سه تمدن ديگر، به ويژه تمدن ايران و روم كه در نزديكى مرزهاى اسلامى قرار داشت نابود مي‎گشت؛

امّا با عنايت خداوند و سخت‎كوشى و مجاهدت پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم و ياران ايشان تمدن اسلامى پديد آمد و دو امپراطورى رقيب از بين رفت، و تمدن اسلامى با گذر از تمدن هندى به دروازه‎هاى تمدن چينى رسيد.

اينك حجاب، جزئى از فرهنگ الهى و تمدن اسلامى است. وجود حجاب به صورت پديده‎اى فراگير در بين مسلمانان، نشانگر اين است كه فرهنگ اسلامى در عرصه‎ى تمدن‎هاى جهانى از موقعيت و جايگاه نيرومندى برخوردار است؛ از طرفى كاهش جلوه‎ى حجاب، نمايانگر اين است كه فرهنگ اسلامى در رقابت و مبارزه‎طلبى با ديگر فرهنگ‎ها ناتوان شده، و رواج بي‎حجابى دليل بر پيروزى فرهنگ‎ها و تمدن‎هاى غير اسلامى است.(2)

در روزگار ما حجاب با چالش‎هاى گوناگونى روبه‎رو است. ما بايد با شناخت اين چالش‎ها، به جاى اخضاع آيات و روايات به زانو درآوردن فرهنگ اسلام، راه صحيح پاسخ‎گويى به نيازهاى جديد را بيابيم.

قبل از ورود به بحث، تذكر اين نكته لازم است كه چنانچه استنباط احكام از منابع دينى ضابطه‌مند نباشد، منجر به پيدايش مذاهب گوناگون، قرائت‌هاى ناهمگون، پلوراليسم و... خواهد شد؛ لذا به منظور جلوگيرى از آشفتگى در فهم دين، علاوه بر خبره بودن در علوم مربوط به دين، برداشت احكام بايد با احتياط لازم صورت گيرد. در قسمتى از اين نوشته چنين آمده است:

... وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها»(3) زينت را كه در زير دامن نهان مي‌شود آشكار نسازند، جز آن‌كه در حال راه رفتن و خم و راست شدن به خودى خود ظاهر شود.

زينتى كه در زير دامن و يا ازار خانم‌ها نهان مي‌شود و امكان آشكار شدن آن وجود دارد، ساق پاهاست كه عنوان عورت ندارد تا كشف آن حرام باشد؛ ولى چون زينت خانم‌ها محسوب مي‌شود، در برابر اجنبى بايد مستور بماند..؛ از اين روى اگر در حال راه رفتن و خم و راست شدن، قسمتى از ساق پا مكشوف شود اشكالى نخواهد داشت.

درباره‌ى مطالب مذكور چند نكته قابل توجّه است:

1. آن‌گونه كه اكثر مفسّران گفته‌اند، مراد از زينت در آيه‌ى شريفه، مواضع زينت است.

علامه طباطبايى (ره) مي‌فرمايد:

ابداء به معناى آشكار نمودن است و مقصود از زينتهنّ (در آيه‌ى لا يبدين زينتهن...) مواقع زينت است؛ زيرا آشكار نمودن خود زينت به تنهايي، مثل دستبند و النگو، حرام نيست؛ پس منظور از نمايان ساختن زينت، ظاهر كردن مواضع و جايگاه زينت است.(4)

2. در توضيح «الا ما ظهر منها»، مكشوف شدن قسمتى از ساق پا هنگام راه رفتن، بلا اشكال بيان شده است؛ در صورتى كه بنابر آنچه گفتيم، روشن مي‌شود كه ساق پا از مواضع زينت است، نه خود زينت؛ و اين بخش از آيه، زينت‌هاى آشكار، مانند دستبند، انگشتر و النگو را استثنا نموده است نه ساق پا را. شاهد بر اين مطلب، روايتى است كه در آن ابوبصير درباره‌ى تفسير «الا ما ظهر منها» سؤال مي‌كند، امام عليه السلام پاسخ مي‌دهند: عبارت است از انگشتر و دستبند.(5)

3. ساق پاى زن به عنوان زينت معرفى شده است و گفته شده: «ساق پاها... عنوان عورت ندارد تا كشف آن حرام باشد»، و حال آن‌كه در روايات متعددى تصريح شده است كه «تمام بدن زن عورت است». (6)

در بخش ديگرى از مقاله آمده است:

با پوشيدن خمار و شنل كه تا روى دامن بيايد طبيعى است كه دست‌ها تا نيمه‌ى ساعد از زير آن خارج خواهد ماند و فقط قسمت بالاى ساعد كه گوشتين است، مانند ساق پا، مستور مي‌شود.... باز براساس استثنايى كه دارد، اگر در حال حركت دادن دست‌ها قدرى بالا برود و تا نيمه‌ى ساعد عريان شود، اشكالى نخواهد داشت.

همان‌گونه كه بيان شد، مقصود از استثناى آيه‌ى «الا ما ظهر منها» زنيت‌هايى است كه آشكار مي‌باشد، نه مقدارى از ساق و قسمتى از ساعد، تا آن‌كه گفته شود اگر مكشوف بماند، مانعى ندارد. از اقوال اهل لغت و مفسران استفاده مي‌شود كه خمار پارچه‌اى است كه سر و سينه و گردن را مي‌پوشاند و به آن مقنعه هم مي‌گويند؛(7) بنابراين قسمت‌هاى ديگر بدن مانند دست‌ها و... را نمي‌توان با آن پوشاند و بايد با لباس ديگرى پوشانده شود؛ لذا نمي‌توان گفت اگر قسمتى از دست‌ها تا نيمه‌ى ساعد هم خارج بود مانعى ندارد.

در جاى ديگرى از مقاله با استناد به آيه‌ى 6 و 59، سوره‌ى احزاب، حكم حجاب درباره‌ى سه گروه از زنان (همسران پيامبر‌ صلّى الله عليه وآله وسلّم ، دختران پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم و بانوان شوهردار)، تشريفاتى معرفى شده است: لفظ آيه‌ى كريمه صراحت دارد كه اين لباس جنبه‌ى تشريفاتى دارد، نه حجاب شرعي؛ لذا مانعى نخواهد داشت كه در تابستان از تور نازك و يا حرير و ابريشم انتخاب شود و روى شانه‌ها قرار گيرد تا ايجاد گرما نكند و...

ظاهراً اين مطلب از جمله‌ى «ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَعْرِفْنَ فَلا يُؤْذَينَ» در آيه‌ى 59 سوره‌ى احزاب استفاده شده است. اگر آيه در تشريفاتى بودن حكم حجاب صراحت داشته باشد، بايد به قدرى روشن و شفاف بيان شده باشد كه براى ديگران نيز قابل استنباط باشد؛ در حالى كه با تتبّعى كه در تفاسير معتبر صورت گرفت، هيچ يك از مفسران اين مطلب را از آيه استفاده نكرده‌اند و آنچه مورد توجّه بيش‌تر بوده اين است كه اين بخش از آيه در صدد بيان فلسفه‌ى حجاب است، نه تشريفاتى بودن آن.

استاد شهيد مطهرى در اين زمينه مي‌نويسد:

استفاده از روپوش‌هاى بزرگ كه بر سر مي‌افكنده‌اند دو جور بوده است: يك نوع صرفاً جنبه‌ى تشريفاتى و اسمى داشته است هم‌چنان كه در عصر حاضر بعضى از بانوانِ چادرى را مي‌بينيم كه چادر داشتن آن‌ها صرفاً ‌جنبه‌ى تشريفاتى دارد. با چادر هيچ جاى بدن خود را نمي‌پوشانند و آن را رها مي‌كنند. چگونگى استفاده‌ى آن‌ها از چادر نشان مي‌دهد كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند و از اين‌كه مورد بهره‌بردارى چشم‌ها قرار گيرند ابا و امتناعى ندارند. نوع ديگر برعكس بوده و هست: زن چنان با مراقبت جامه‌هاى خود را به خود مي‌گيرد كه نشان مي‌دهد اهل عفاف و حفاظ است. خود به خود دورباشى ايجاد مي‌كند و ناپاك‌دلان را مأيوس مي‌سازد و تعليلى كه در ذيل جمله (در آيه) آمده است، مؤيد همين معناست.

استاد شهيد در جاى ديگر از بحث مي‌فرمايد:

مطلبى كه از آيه استفاده مي‌شود و يك حقيقت جاودانى است اين است كه زن مسلمان بايد آنچنان در ميان مردم رفت و آمد كند كه علايم عفاف و وقار و سنگينى و پاكى از آن هويدا باشد و با اين صفت شناخته شود و در اين وقت است كه بيماردلان، كه دنبال شكار مي‌گردند، از آن‌ها مأيوس مي‌گردند.(8)

نويسنده با تمسك به قاعده‌ى «ضرورت» روابط زن و مرد و نگاه كردن به اين روابط را به منظور شناخت جامعه، ضرورتى مهم‌تر از حفظ جان يك انسان معرفى مي‌نمايد. وى معتقد است همان طور كه «اَكْل ميته» در حالت اضطرار جايز، بلكه واجب خواهد بود، روابط زن و مرد و نگاه كردن به اين روابط نيز، با مصلحتى اهم، همان حكم را خواهد داشت. ناگفته پيداست كه منظور از روابط، روابط خارج از محدوده‌ى شرع است و الاّ، در روابط مطابق با احكام شرع، بحثى وجود ندارد. حال بايد از نويسنده‌ى محترم سؤال كرد كه آيا براى شناخت جامعه و باورپذيرى مخاطبان سينما، هيچ راهى جز روابط آزادانه‌ى زن و مرد وجود ندارد كه آن را از اهمّ ضروريات شمرده‌ايد؟ مرجع تشخيص اين ضرورت چه كسى است؟ آيا شارع بايد آن را تشخيص دهد و مصاديق آن را بيان نمايد يا بناى عقلا و يا عرف جامعه؟ در هر صورت، بسيار بعيد است كه به اين سهولت بتوان دست‌اندركاران سينما را مضطر دانست و حكم حلّيّت روابط زن و مرد را صادر نمود. ديگر آن‌كه، قاعده‌ى ضرورت كه از آيه‌ى 3 سوره‌ى مائده استنباط مي‌شود، داراى شرايطى است و در هر كوى و برزن، به محض برخورد با مانع، نمي‌توان حكم به اضطرار نمود و اين قاعده را جارى ساخت.

ايشان با استناد به قاعده‌ى «نفى سبيل» كه به موجب آن برتري، عزت و ولايت كافران بر مؤمنان نفى مي‌شود، مي‌نويسد:

توليت فرهنگى كافر كه موجب خدشه‌ در انديشه‌ى ملى و دينى مسلمانان مي‌شود، به طريق اولي، حرمت بيش‌ترى دارد و در حال حاضر كه كفار از طريق رسانه‌هاى ارتباطي، چون ماهواره، به انتقال انديشه‌ها و فراورده‌هاى خود مي‌پردازند. به هر ميزان بتوان با اين توليت فرهنگى مقابله كرد، واجب و ضرورى است.

سپس براى مبارزه با اين ولايت فرهنگى دو راهكار پيش‌نهاد مي‌دهد:

1. با گزينش فيلم‌هاى سينماى انديشه بدون سانسور، اگر بتوان به جريان آزاد و مستقل سينما پيوست و با اين ولايت فرهنگى مخالفت نمود.

2. از طريق توليد فيلم‌هاى جذاب داخلى كه آزادانه‌تر روابط زن و مرد را براساس فيلم‌نامه نشان دهد، مي‌توان هر چه بيش‌تر در برابر ولايت فرهنگى كفار مقاومت كرد.

نادرستى مطالب فوق واضح‌تر از آن است كه نيازى به پاسخ داشته باشد، هر چند كه يادآورى چند نكته خالى از لطف نيست:

1. مطابق نظر نويسنده‌ى براى اجراى يك حكم شرعى «نفى سبيل»، مي‌توان چند حكم شرعى ديگر را ناديده گرفت و حاصل كلام ايشان آن است كه بنا به ضرورت، يك نوع آزادى در روابط بازيگران زن و مرد در عرصه‌ى سينما ايجاد نماييم كه اين روابط به جاى آن‌كه با احكام اسلام و موازين شرع تطبيق شود، بر «اساس فيلم‌نامه» تنظيم شود. و بدين طريق «مي‌توان هر چه بيش‌تر در برابر ولايت فرهنگى كفار مقاومت كرد.»!

2. معناى حذف سانسور و ايجاد روابط آزادانه بين زنان و مردان به منظور مقابله‌ى فرهنگى دشمن، اين است كه براى تأثيرگذارى در مخاطب به جاى استفاده از فرهنگ غنى اسلام و ارزش‌هاى جاويدان آن، دست به دامن ابزارهاى دشمن (روابط آزادانه درفيلم‌ها) شويم و بدين صورت، احكام اسلام را از صحنه‌ى اجتماع خارج نموده، آگاهانه يا ناآگاهانه به نام مبارزه با فرهنگ غرب، خود مروّج فرهنگ آنان باشيم!

البتّه آنچه گفته شد، مورد نظر نويسنده‌ى مقاله نيست؛ امّا بدون شك با اندكى دقت نتايج فوق از راهكارهاى ايشان حاصل مي‌گردد.

_______________

(1). محمد باغستاني، روزنامه‎ى انتخاب، مورخ 26 فروردين 1380.

(2). محمد مصطفى مختار، نشريه‎ى پژوهش‎هاى قرآني، ش 25؛ مقاله‎ى «حجاب در نگاهى نو» با اندكى تصرّف.

(3). سوره‌ى نور، آيه‌ى 31.

(4). محمد حسن طباطبايي، الميزان، (چ پنجم، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 137)، ج 15، ص 121.

(5). كافي، ج 5، ص 521 و وسائل‌الشيعه، ج 3، ص 25.

(6). ر. ك: بحارالانوار، ج 103، ص 250 و 252؛ كافي، ج 5، ص 511 ـ 534 و 535؛ خلاف شيخ طوسي، ج 1، ص 397.

(7). ر. ك: مصطفوي، حسن، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم، چ اوّل، مؤسسه‌ى چاپ و نشر وزارت ارشاد، 1416، هـ. قرائت‌هاي)، ج 3، ص 121.

(8). مرتضى مطهري، مجموعه‌ى آثار (مسئله‌ى حجاب)، (چاپ اوّل، صدرا، 1378)، ج 19، ص 503ـ 504.

/ 1