فرهنگ شاعران پارسی گوی جلد 1

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

فرهنگ شاعران پارسی گوی - جلد 1

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


بلخى - سلطان‏ولد

بهاءالدين‏محمد فرزند جلال‏الدين‏محمد مولوى‏بهاءالدين‏محمد بلخى. متخلص به ولد.

معروف به سلطان‏ولد. عارف و شاعر. قرن 7 و 8 ه. ق. متولّد 623 ه. ق در لارنده. متوفّى 712 ه.ق در قونيه.

وى هنگامى كه پدرش و جدش - سلطان‏العما بهاءولد - به سفر خود به سمت قونيه ادامه مى‏دادند از گوهرخاتون - دختر شرف‏الدين سمرقندى - متولّد شد. مولانا وى را بسيار دوست مى‏داشت و پس از بلوغ به دستور پدر و همراه با برادرش - علاءالدين‏محمد، متوفّى 660 ه. ق - براى تحصيل علم به دمشق رفت و پيش از آن نيز علم فقه را نزد پدر آموخت. پس از بازگشت به قونيه نيز مصاحب پدر شد. هنگام فوت پدر در سال 672 ه. ق، پنجاه‏ساله بود و پس از وى به جاى پدر نشست و مريد حسام‏الدين چلبى شد و پس از فوت حسام‏الدين در سال 683 ه. ق به جاى وى به ارشاد پرداخت و 30 سال خلافت نمود و به نشر عقايد پدرش پرداخت. وى در سن 90 سالگى در قونيه درگذشت و در كنار پدر به خاك سپرده شد و پس از وى پسرش - جلال‏الدين‏فريدون، معروف به اميرعارف - به جاى پدر نشست. اشعار وى اكثراً سست و متوسط است. وى به زبان تركى آشنايى كامل داشت و اشعارى به تركى دارد. او را در تربت پدرش - مولوى - دفن كردند. آثار وى عبارتند از :

الف : مثنوى «ولدنامه»
.

ب : ديوان غزليات، رباعى و قصايد (12719 بيت).

براى آگاهى بيش‏تر، مراجعه شود به ر تاريخ ادبيات در ايران، ج 2 , 3، صص 12 - 705 , تذكره‏ى رياض‏العارفين، ص 135 , حبيب‏السير، ج 3، ص 115 , نفحات‏الانس، ص 469 , تذكره‏ى مجمع‏الفصحاء، ج 1، ص 244.

بيغمى

مولانا شيخ‏حاجى‏محّمد بيغمى فرزند شيخ‏احمدمولانا على فرزند حاجى‏محّمد طاهرى.

متخلص به بيغمى. شاعر. قرن 8 و 9 ه.ق.

از زندگانى وى آگاهى چندانى در دست نيست. وى داستان كهنه‏اى را درباره‏ى فيروزشاه در ياد داشت و آن‏را در حضور گروهى مى‏خواند و كاتبى به نام محمود دفترخوان آن‏را مى‏شنيد و يادداشت مى‏نمود و بعد در حضور جمع مى‏خواند كه بعدها به نام «داراب‏نامه» تدوين شد. وى اشعار خود را نيز در اين كتاب به كار برده است. اين كتاب از آثار بسيار زيباى نثر و نظم فارسى است.
براى آگاهى بيش‏تر، مراجعه شود به رتاريخ ادبيات در ايران، ج 4، صص 9 - 517.

تبريزى - برهان‏

محمدحسين فرزند خلف تبريزى. متخلص به برهان. مؤلف و شاعر. قرن 11 ه. ق.

وى مؤلف لغت‏نامه‏ى برهان قاطع بود كه در هند مى‏زيست و در خدمت سلطان‏عبداللَّه قطبشاهى ملازمت مى‏نمود.

براى آگاهى بيش‏تر، مراجعه شود به رتاريخ ادبيات در ايران، ج 1 , 5، صص 6 - 384 , دانشمندان آذربايجان، صص 9 - 68.

/ 938