محمد (ص) بر قلههاي انديشه
اشاره
«پيامبر (ص) دعوت بردگان را براي غذا ميپذيرفت؛ بر خاك مينشست و با دست خود بز ميدوشيد، چهره بر خاك ميماليد... نزد مردم متواضع و فروتن بود؛ پايش را نزد مردم، حتي كودكان، دراز نميكرد. وقتي به او مراجعه ميكردند، تكيه نميداد. به احترام مردم كارهاي سخت را ميپذيرفت و انجام ميداد. همواره گرسنه بود؛ ظاهر حالش مانند ضعيفان بود، اما قلبش قوي بود. همچون بردگان مينشست و بر كفش خود پينه ميزد و لباسش را وصله ميكرد و بر خر برهنه ( كه پايينترين طبقات سوارش ميشدند) سوار ميشد.»1 اين سطور، توصيفي است از پيامبر كه در گفتار نوراني علي (ع) درخشيده است.پيامبر مردي بود كه دوست نداشت مانند شاهان احترامش كنند، و در عوض خود چنان به مردم و حتي دشمنان خود احترام ميگذاشت كه همگان شرمنده خلق خوش و گشادهرويي و گشاده دستياش بودند... كيست كه چنين مردي را با اين ويژگيها دوست ندارد و از دل و جان عاشق او نشود؟
كه هر كه بوي تو شنيد. شيفتة روي تو شد اين مجال و مقال، فرصتي است براي شناخت رسول رحمت (ص) از چشم آناني كه هرگز مسلمان نبودهاند، اما آيين مسلماني و رسول مكرمش را با زيباترين و والاترين واژهها ستودهاند.مريم جبل عامليketabesaadi@yahoo.com
مقدمه
بشارت آمدنش را سالها مؤمنان به اديان توحيدي ميدادند، بحيرا و ورقةبننوفل مسيحي، و ويژگيها و نامش را يهوديان نيز ميدانستند.آنگاه كه آتشكدة فارس خاموش گشت، درياچه ساوه خشك شد و 14 كنگره از طاق كاخ كسري فرو ريخت، نوري در آسمان درخشيدن گرفت كه چشم جهانيان را بدان خيره ساخت.حقجويان و حقيقت خواهان كم نيستند كه با رجوع به فطرت انساني و وجدان آگاه خويش، خلاف آمدِ تبليغات مسموم دشمنان خدا (و نه فقط دشمنان اسلام)، سره را از ناسره باز شناسند و به اصل خويش بازگردند.دين اسلام و كتاب آسماني قرآن، تنها براي مسلمانان نيامده است، پس پيامبرش نيز تنها پيامبر اسلام و مسلمانان نيست؛ رسول رحمت براي عالميان است و نبي مكرّم هر نژاد و گروه و قبيلهاي؛ سياه و سفيد و زرد و سرخ و ... .چنين است كه بسياري از پيروان مذاهب ديگر، تنها با شنيدن و خواندن خصوصيات و ويژگيهاي پيامبر (ص) و سيره اخلاقي و انساني ايشان، تمايل پيدا ميكنند كه به آخرين دين خداوند كه كاملترين دينهاست. بگروند. و به همين جهت اكنون در گوشه گوشه قارههاي دنيا،خشكي و دريا، جنوب و شمال و قطب و استوا، روز به روز بر تعداد تازه مسلمانان افزوده ميشود و اين امر خشم سردمداران ظلم و ستم و سرداران شيطان را برانگيخته است. و هر دم چنين باد تا صبح دولت اميدمان بدمد و طومار دشمنان خدا و حقجويان را در هم پيچد و روحي نو در كالبد جهانِ خسته از زر و زور و تزوير، بدمد... . انديشمندان و حقيقتجويان غير مسلمان نيز همچون مسلمانان، با شناخت و مطالعه دقيق دربارة وجود مکرّم پيامبر اعظم (ص) ايشان را در والاترين مقام يک انسان ديده و توصيف كردهاند. در اينجا به چند نمونه از نظرات اين متفكران پرداختهايم كه اميد است مقبول افتد.گوستاو لوبون
او مردي بود بردبار در برابر سختي ها و دشواريها، خوددار و متحمل، متفكر و كم حرف، داراي همتي بلند و در برخوردها مهربان و خوشرو. او جنگجويي دلاور و ماهر در فنون جنگي بود.. .ولتر
ولتر در سال 1776 ميلادي، به ياد نمايشنامه فناتيسم، نخستين اثر ضد اسلامياش، آخرين سخن خود را بر زبان آورد كه: من در حق محمد (ص) بسيار بد كردم. و چون دانستههاي اوليه او از اسلام تحت تاثير نوشته هاي مغرضانه مسيحيان بود، از روي خشم مي گفت: همه كتابهايي را كه تاكنون مسيحيان درباره مسلمانان نوشته اند، بايد در آتش افكند.او گفته است: «حضرت محمد (ص) بيگمان مردي بسيار بزرگ بود، وي جهانگشايي توانا، قانونگذاري خردمند، سلطاني دادگر و پيامبري پرهيزگار بود. او بزرگترين نقشي را كه ممكن بود در مقابل چشمان مردم عادي ايفا كند، در روي زمين ايفا كرد.»لئو تولستوي
تولستوي، رمان نويس و فيلسوف اخلاقگراي روسي كه آموزه هايش سرمشق رهبران بزرگ سياسي جهان بوده است، در كتاب «اسلام و عرب» دكتر گوستاو لوبون، نظريه صائبي درباره نبي اكرم (ص) دارد كه ماهيت و انگيزه پشت پرده حركتهاي توهين آميز دشمنان را برملا مي كند:شخص شخيص پيامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اكرام است. شريعت پيغمبر اسلام (ص) به علت توافق آن با عقل و حكمت، در آينده عالمگير خواهد شد.مهاتما گاندي
گاندي، رهبر انقلاب بزرگ هند در جمله زير تأكيد روشني دارد بر تأثير شگرف سيره آسماني حضرت ختمي مرتبت (ص) بر روح آزادي طلبانه و استقلال جويانه خود و همراهانش:حيات شخص حضرت محمد (ص)، پيامبر اسلام، به نوبه خود نشانه و سر مشق بارزي براي رد فلسفه اجبار در مذهب است.پير سيمون لاپلاس
لاپلاس، منجم و رياضيدان بسيار معروف فرانسوي در قرن 18 و 19 است كه نظريات او تحولات بزرگي در نجوم ايجاد كرد. وي نتيجه تحقيقات ديني خود را چنين بيان مي كند:گرچه ما به اديان آسماني عقيده نداريم، ولي آيين حضرت محمد (ص) و تعاليم او، دو نمونه اجتماعي براي زندگي بشريت است. بنابراين اعتراف مي كنيم كه ظهور دين او و احكام خردمندانه اش، بزرگ و باارزش است و به همين دليل از پذيرش تعاليم او هرگز بي نياز نيستيم.كارل ماركس
ماركس كه بنيانگذار يك مكتب فكري بود درباره پيامبر (ص) چنين مي گويد:محمد مردي بود كه از ميان مردمي بت پرست با اراده اي آهنين برخاست و آنان را به يگانه پرستي دعوت كرد و در دلهاي ايشان جاوداني روح و روان را بكاشت، بنابراين او را نه تنها بايد در رديف مردان بزرگ و برجسته تاريخ شمرد، بلكه سزاوار است كه به پيامبري او اعتراف كنيم و از دل و جان بگوييم كه او پيامبر خدا بوده است.جواهر لعل نهرو
نهرو در كتاب نگاهي به تاريخ جهان مي نويسد:مذهبي كه پيامبر اسلام تبليغ كرد، به واسطه سادگي و راستي و درستي آن و دارا بودن طعم دموكراسي و برابري مورد استقبال توده هاي كشورهاي مجاور قرار گرفت.ارنست هگل
از پروفسور هگل، يكي از بزرگترين و پرنفوذترين فلاسفه آلماني در قرن 19، در كتاب زندگاني محمد (ص) نوشته توماس كارلايل نقل شده است:اسلاميت طرح خيلي جديد و در عين حال طرز غير مخدوش و بسيار عالي توحيد است.
هربرت جرج ولز
اچ. جي. ولز نويسنده و محقق انگليسي، در كتاب سرمايه خود ميگويد:اسلام تنها ديني است كه هر بشر شرافتمند مي تواند به داشتن آن افتخار ورزد.گوته
گوته، دانشمند، شاعر و نويسنده معروف آلماني كه تاثير عميقي بر ادبيات آلمان و جهان به جاي گذاشته است، در كتاب ديوان شرقي و غربي خود چنين نگاشته است:مندرجات كتاب قرآن ما را مجذوب ميكند و به شگفت مي آورد و سرانجام به تعظيم و احترام برمي انگيزد.
هيوستن اسميت
پيامبر در دنياي اسلام، بستر ظهور و تجلي وجود مطلق در بشر است، پيامبر الگويي الهي و آسماني است كه عقل و اراده مسلمانان را متوجه خود مي سازد.توماس كارلايل
دشمنان اگر به نظر حقيقت بنگرند، خواهند فهميد كه در نفس اين مرد بزرگ، افكاري فراتر از طمع دنيوي و جاه و سلطنت بوده است... .آلفونس دو لامارتين
لامارتين، شاعر، رمان نويس و سياستمدار فرانسوي كه از تحسين كنندگان اسلام و پيامبر اكرم (ص) است، در كتاب «تاريخ تركيه» مي نويسد:اگر عظمت هدف، كمبود امكانات و ابزار، و نتايج حيرت آور، سه معيار در شناخت انسانهاي برجسته تاريخ است، چه كسي جسارت آن را مي يابد كه انسانهاي بزرگ در تاريخ مدرن را با محمد (ص) مقايسه كند؟انسانهاي مشهور تنها سلاحها و قوانيني امپراتوري را خلق كردند، نتايجي كه در زمان حيات و در مقابل چشمان خود شاهد نابودي آنها بوده اند. اما اين شخصيت بزرگ، نه تنها ارتشها، قوانين، امپراتوري ها و سلسله هاي پادشاهي را از جا كند، بلكه در يك سوم جهان آن روز، خدايان، مذاهب، انديشه ها، عقايد و جانها را تكان داد. صبر او براي پيروزي آرمانهايش، عبادات بي پايانش، گفتگوهاي عرفاني با خدا و پيروزي هاي پس از مرگ، همه و همه كاملا وقف يك انديشه و بقاي ايمان به خدا بود. با در نظر گرفتن تمام معيارها براي ارزيابي يك انسان بزرگ، به خوبي مي توان از خود پرسيد: آيا انساني بزرگتر از او وجود دارد؟
آنيه بسانت
بسانت مصلح اجتماعي و فيلسوف مشهور ايرلندي است. او سالها به مطالعه اسلام پرداخت و عاقبت به اسلام گرويد. همچنين كتابي با نام زندگي و تعاليم محمد (ص) منتشر كرد. او در باره نبي اكرم (ص) مي نويسد:غير ممكن است كسي زندگي و شخصيت پيامبر بزرگ اسلام را مطالعه كند و او را مورد تكريم و تحسين قرار ندهد، كسي كه از بزرگترين پيامبران خداست... هر چه زندگي پيامبر را بيشتر مطالعه مي كنم، احساس تمجيد و تكريم من نسبت به او شكل جديدتري مي گيرد و احساس جديدي از بزرگي اين استاد بزرگ عرب به من دست مي دهد. 2ويكتور هوگو
ويكتور هوگو، شاعر و رمان نويس مشهور فرانسوي در قرن نوزدهم ميلادي، اشعاري زيبا در وصف پيامبر و پايان عمر ايشان سروده است:مي دانست كه پايان عمرش فرارسيده. هميشه متفكر بود و هيچ كس را ملامت نمي كرد.هنگامي كه راه مي رفت از همه سو بدو سلام مي گفتند و او همه را به مهرباني پاسخ مي داد...هميشه مشغول نيايش به درگاه پروردگار بود. بسيار كم غذا مي خورد و غالبا براي رفع گرسنگي سنگي بر روي شكم مي بست. با دست خويش شير گوسفند مي دوشيد و هنگامي كه لباسش فرسوده مي شد، خودش روز زمين مي نشست و آن را وصله مي زد...هرچند ديگر جوان نبود و روزه داري از نيروي او مي كاست، اما در تمام روزهاي رمضان مدتي درازتر از ديگران روزه دار بود. شصت و سه سال داشت كه ناگهان تبي بر وجودش راه يافت و قرآن را كه خود از جانب خداوند آورده بود سراسر بازخواند...3
آغاز يك پايان
چگونه است كه ستايش از نام و يادواره و روش پيامبر اعظم (ص) فراتر از دين اسلام و مسلمانان رفته است، اما كهنه مسلماناني قدر و ارزش شخصيت بزرگ پيامبر (ص) را نشناختهاند و حرمتش را پاس نداشتهاند. روزي كه صدايي از حلق شيطان گفت: «حسين (ع) در روز عاشورا، تقاص جنگ بدر و احد را داد كه پيامبر (ص) نعوذ بالله پدران سپاه عمر سعد را كشته بود، ...»، امّا رسول رحمت شقيترين دشمنان خود را در فتح مكه بخشيد، اُسرا را آزاد كرد و به ايشان امنيت داد،... .لعنت خدا بر اصوات و قلمهاي شيطاني باد كه حضرتش را نشناختند، كرامتش را پاس نداشتند و حرمت قلم را شكستند... .1 . بحار الانوار، ج 79، ص 314.2 . سايت com . (ص)yambarazam و سايت ir. tebyan zahedan. 3 . درياي گوهر، نوشته دكتر مهدي حميدي.