مسجدي به وسعت يك دانشگاه
نگاهي به تاريخ شکلگيري و تکوين حوزههاي علميه
اشاره
حوزة علميه، نامي مقدس است که در طول تاريخ با ويژگيهايي از قبيل: دين، تعهد، علم ، فرزانگي، جهاد، ارزشها و ... پيوند عميق و وثيق داشته است. آشنايي با چگونگي شکلگيري اين نهاد علمي - معنوي؛ از جمله مسائلي است که نه تنها انسان را با تاريخ دگرگوني حوزهها آشنا ميسازد، بلکه بر اهميّت آن به اعتبار بنيانگذار آن صحّه ميگذارد.علياکبر عالميانبا نزول آية معروف «نَفْر» - و ما کانَ المؤمنونَ لِيَنْفِروا کافّةً فَلْولا نَفَرَ من کلّ ِفرفَةٍ منهمْ طائفةٌ ليتفقهوا في الدّين وَ لينُذِرُوا قَومَهُمْ اِذا رَجَعوا اليهمَ لعلَّهم يَحْذَروُن1 - بناي حوزههاي علميه ديني نهاده شد؛ زيرا براي تبيين دين اسلام نياز به متخصصاني براي شناختن و شناساندن حقايق اسلام در ابعاد مختلف بود و براي اينکه جامعه در مسير خود جهتي صحيح داشته باشد و از انحراف بپرهيزد، ضرورت وجود اين متخصصان بيش از پيش احساس ميشد. از اين رو بايد پيامبر گرامي اسلام(ص) را مؤسس و بنيانگذار حوزههاي علميه قلمداد کرد؛ چرا که با تشکيل حلقههاي درسي در مسجد، نخستين گام را در راستاي بسط علوم و فرهنگ اسلامي برداشتند. استاد شهيد مرتضي مطهري پيرامون اين قضيه ميگويد:«علوم و فرهنگ اسلامي و به طور کلّي تمدن اسلامي تدريجاً رشد کرد و بارور شد. جوشش و جنبش علمي مسلمين از مدينه آغاز شد. اولين کتابي که انديشة مسلمين را به خود جلب کرد و مسلمين در پي درس و تحصيل آن بودند، قرآن و پس از قرآن، احاديث بود. اين بود که اوّلين حوزةعلميه در مدينه تأسيس شد. براي اولين بار عرب حجاز در مدينه با مسئله استادي و شاگردي و نشستن در حلقة درس و حفظ و ضبط آنچه از استاد ميشنود، آشنا شد. مسلمين با حرص و ولع فراواني آيات قرآن را که تدريجاً نازل ميگشت فرا ميگرفتند و به حافظه ميسپردند و آنچه را نميدانستند، از افرادي که رسول خدا آنها را مأمور کتابت آيات قرآن کرده بود و به کُتّاب وحي معروف بودند، ميسپردند. به علاوه بنا به توصيههاي مکرّر رسول خدا(ص)، سخن آن حضرت را که به سنّت معروف بود، از يکديگر فرا ميگرفتند. در مسجد پيغمبر(ص) رسماً حلقههاي درس تشکيل ميشد. در آن حلقه به بحث و گفتوگو دربارة مسائل اسلامي و تعليم و تعلّم پرداخته ميشد.بعد از مدينه، عراق محيط جنب و جوش علمي گشت. در عراق ابتدا دو شهر بصره و کوفه مرکز علم بودند، امّا پس از بناي بغداد، آن شهر مرکز علمي شد و در آن شهر بود که علوم ملّتهاي ديگر به جهان اسلام منتقل شد. بعدها، ري و خراسان و ماوراءالنهر و مصر و شام و... هر کدام به صورت يک مهد علمي درآمدند.»2پيامبر اکرم(ص) از نخستين روزهاي بعثت، دعوت به اسلام و آيين توحيد را آغاز کرد و در دوران رسالت در مکه و مدينه، ايشان موفق شد تا گروه عظيمي از مردم را به دين اسلام فرا خواند. سه سال اوّل بعثت، دعوت صورت خصوصي داشت و از محدودة خويشاوندان و آشنايان فراتر نميرفت و اين از شرايط حاکم بر محيط ناشي ميشد. با نزول آية «فاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ»3 - آنچه را مأمور گرديدهاي، آشکار کن - دوران دعوت عمومي پيامبر شروع شد و آن زماني بود که چهل نفر پيش از آن به دين اسلام گرويده و پايههاي اجتماعي ديني مسلمانان نيرو گرفته بود و مسلمانان به مثابة گروهي صاحب انديشه و ديني که بر پاية توحيد استوار است،شناخته شدند.نظر به اينکه محتواي دعوت پيامبر(ص) محتواي همان دعوتي است که حوزههاي علميه در صدد ترويج آن هستند، ميتوان به نوعي حضرت را مؤسس و باني حوزههاي علميه دانست. حضرت محمد(ص) براي ابلاغ رسالت و آموزش مکتب توحيد، نخستين گام را در تأسيس حوزههاي علميه برداشت و به فرمان الهي دين اسلام را به مردم عصر جهالت و شرک آموخت و آنان را به عصر ايمان و توحيد رسانيد.پس از رحلت پيامبر اکرم(ص) و پايان عصر رسالت، حضرت عليj به عنوان جانشين پيامبر، سيرة آن حضرت را ادامه داد. اميرالمؤمنينj با تربيت اصحابي عالم و فاضل مانند:مقداد، عمار،کميل بن زياد و دهها شخصيت نامدار ديگر، به بالندگي و تکوين حوزههاي علميه کمک نمود. پس از شهادت مظلومانه آن امام، سلطة مستبدّانه معاويه و فرزندش يزيد، بر بلاد اسلامي گسترش يافت. دولت اموي با نقل هرگونه حديث و انتقال معارف اصلي اسلام مخالفت نمود و با تلاش فراوان در جهت هدم ريشه و اساس دين همّت گماشت. در اين دوران؛ علوم اسلامي و حوزههاي علميه با رکود چشمگير مواجه شده بود. امام حسنj مجبور به صلح شد، امام حسينj نيز با قيام خونين خود در برابر انحرافات فرهنگي و ضدّ ديني ايستادگي نمود و امام زينالعابدينj نيز در قالب ادعيه بلندي که انشاء ميفرمود، مسئوليت نشر معارف ديني را به انجام رسانيد؛ امّا بيگمان اوج شکوفايي و گسترش علوم اسلامي و حوزههاي علميه به زمان دو تن از امامان شيعه، امام محمد باقرj و امام جعفر صادقj برميگردد. در اين دوران، دولت اموي رو به ضعف نهاد. اين ضعف موجب ايجاد فترت در فضاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي جامعه شد، فعاليتهاي علمي رواج يافت و عملاً شهر مدينه تبديل به حوزة عظيم درسي شد.4امام باقرj با تشکيل حلقههاي درس و گفتوگو پيرامون مسائل مختلف اسلامي، قريب به پانصد شخصيت و عالم نامدار اسلامي در زمينة فقه، اصول عقايد، تفسير و ساير رشتههاي علوم اسلامي تربيت نمود که همة آنها بعدها شهرت جهاني يافتند. در واقع ميتوان دوران امامت 19 سالة آن حضرت را دوران دوّم افتتاح دانشگاه بزرگ اسلامي در مدينه نام نهاد چرا که حوزههاي علميه و علوم اسلامي که در پي حوادث پس از رحلت نبي مکرم اسلام(ص) رو به ضعف نهاده بود، دوباره جاني تازه گرفت و رونق بيش از حدّ يافت.5پس از شهادت امام باقرj حوزة بزرگ مدينه به سرپرستي و هدايت امام جعفر صادقj به رشد و بالندگي خود ادامه داد. آن حضرت - که بنيانگذار فقه جعفري نيز بود - با تربيت هزاران شاگرد فاضل، سهمي بسيار مهم در شکلگيري و تسديد پايههاي علوم اسلامي و حوزههاي علوم ديني داشت. در اين دوران نه تنها در رشتههاي مختلف علوم ديني شاگردان نامداري در مکتب امام صادقj تربيت شدند، بلکه حتي در علوم پايه نيز افراد بزرگي مانند جابربن حيان - پدر علم شيمي - پرورش يافتند. در اين عصر، در رشتههاي مختلف و فنون گوناگون علمي، شاگردان ممتازي به دست تواناي حضرت امام صادقj تربيت شدند و دانشگاه بزرگ اسلامي را در جهان دانش نامدار کردند.از اين رو ميتوان گفت که دوران امامت امام باقرj و امام صادقj، دوران گسترش چشمگير حوزههاي علميه بوده است. در واقع اولين حوزة منسجم،کلاسيک و تشکيلاتي علوم ديني در همين دوران شکلگرفته و بنيان نهاده شد.اين تشکيلات هر چند مجهّز به سيستم آموزشي ممتاز بود، اما داراي سازماني ساده و بيزرق و برق بوده که تمام سعياش تربيت و تعليم نخبگان شيعي در سطوح مختلف علمي بود. از اين روي جامعه شاهد طلوع چهرههاي درخشان عالَم علم و دانش شده بود که در حوزه درسي اين دو امام بزرگوار به اوج کمالات و علوم رسيده بودند، به طوري که خدمات ديني و علمي و معنوي آنان تا قرنها بعد موجب گرهگشايي بسياري از معضلات جامعه تلقي ميشد، اما با تمام اين تفاصيل، با ايجاد سياست مستبدانه حاکمان سلسلة عباسي، فضايي مملو از اختناق و وحشت و فشار بر جامعه مستولي شد و در نتيجه؛ اين حوزه غني و پرثمر علمي پس از اينکه به مدت دو سال به شهر کوفه منتقل شد، براثر فشار حاکمان وقت، عملاً تعطيل گرديد.اين تعطيلي در زمان ائمة بعدي نيز ادامه يافت، چرا که سياست فشار و ارعاب حاکمان زمان، سختتر از گذشته اجرا ميشد. اين سياست تا قرن چهارم هجري ادامه يافت، اما پس از آن با تضعيف حکومت عباسيان و ظهور دولت آل بويه که يک دولت شيعي به حساب ميآمد، شيعيان به جايگاه اجتماعي خود دست يافتند و با ايجاد فضاي آزاد نسبي که صورت پذيرفته بود، در صدد احياي حوزههاي درسي و نشر معارف اسلامي برآمدند. در همين قرن بود که عالِم برجسته زمان يعني «شيخ مفيد» با استفاده از فرصت به دست آمده، در شهر بغداد - که از مراکز بزرگ علمي به شمار ميآمد - حوزة درسي تشکيل داد و حوزة قوي شيعي را در مسجد «براثا» بنيان نهاد. در محضر شيخ مفيد، شاگردان و عالمان برجستهاي تربيت يافتند که همگي بعدها علاوة بر اينکه موجب نشر فقه اصيل شيعه شدند، غير از آن به تشکيل حوزة علمية منسجم و پربار همت گماشتند. بعد از رحلت شيخ مفيد، شاگردان نامدار او مانند «سيدمرتضي» و «سيدرضي» با توجه به امکاناتي که در اختيار داشتند، حوزهاي شيعي در بغداد تأسيس نمودند که به نام «دارالعلم» خوانده ميشد.در واقع نخستين دارالعلم شبانهروزي جهان اسلام، به دست توانمند «سيّد رضي» در شهر بغداد به وجود آمد. در اين مکان علاوة بر آنکه شاگردان، تعليم و پرورش مييافتند، هزينة تحصيلي آنان نيز تأمين ميشد. به همين علت بايد قرن پنجم را سر آغاز عصري جديد در تأسيس و بالندگي حوزههاي علميه شيعه ناميد چرا که با تأسيس «دارالعلم»، گامي جدي در تکامل حوزةعلميه برداشته شد.تأسيس اولين حوزه مستقل
بيشک بايد آغاز تاريخ تأسيس حوزههاي علميه شيعه به شيوه سنتي را از سال 447 هـ . ق و به دست توانمند شيخ طوسي، شاگرد نامدار سيّد مرتضي محسوب نمود. شيخ طوسي پس از رحلت سيدمرتضي، مديريت حوزة شيعي بغداد را به عهده گرفت و به تربيت شاگردان شيعي و غيرشيعي فراوان پرداخت، اما با انقراض خاندان آل بويه و يورش طغرل بيک، سرسلسلة سلجوقيان، به محلّات شيعهنشين بغداد و آتش زدن کتابخانة مهم و گرانقدر شيعه و محلات کرخة «بغداد» و از آن جمله کتابها و کرسي درسي شيخالطائفه، وي ناگزير به نجف اشرف هجرت نمود و در جوار مرقد مطهر اميرالمؤمنين عليj رحل اقامت افکند و آنجا را به صورت پايگاه دانش و دين درآورد و نخستين حوزة بزرگ شيعه به شيوة سنتي را بنيان نهاد.6 تلاش چشمگير و توان بالاي علمي شيخ(ره) موجب رونقپذيري حوزة نجف شد به طوري که بعدها و در طي قرون متمادي هزاران فقيه، اصولي، متکلم، فيلسوف و مفسر و ديگر نوابغ علمي در اين مرکز بزرگ تربيت شدند. بعدها به تبعيت از حوزه نجف، حوزههاي پربار ديگري در ساير شهرها و بلاد تشکيل گرديد که هر کدام از آنها در بسط و تشريح علوم آل محمد(ص) نقش سترگ و قابل تأملي داشتهاند.مهمترين حوزههاي علميه شيعه
از مهمترين حوزههاي علميه شيعه، ميتوان موارد ذيل را به اختصار ذکر کرد:1. حوزةمدينه
حوزة مدينه را بايد همزمان با حضور پيامبر(ص) مورد ارزيابي قرار داد. حضور حضرت محمد(ص) در مدينه بعد از هجرت، آن جا را به بزرگترين مرکز نشر معارف اسلامي تبديل کرد. افزون بر خاندان عليj، سلمان فارسي يکي از تربيت يافتگان حوزة مدينه است که به مقام «سلمان منّا اهلالبيت» نايل آمد. يکي از رخدادهاي حوزة مدينه در زمان حضرت رسول(ص)، اعزام مبلّغان و قرآنشناسان از جانب آن حضرت است.2. حوزةکوفه
کوفه، محلّ سکونت و رفتوآمد گروههاي ديني و مذهبي بود. آيينهايي نظير زرتشتي، مانوي و ... از جمله مذاهب و آيينهايي بودند که به عنوان انديشة ديني در برابر جهانبيني اسلامي و توحيدي مطرح بودند و امام عليj در ضمن خطبههاي خويش به مبارزه با آن انديشهها برميخاستند و اصول و مباني شرکآلود آنها را با برهانهاي عقلي ردّ ميکردند. همچنين در دورههاي نخستين حوزه علميه کوفه، سخنان اميرالمؤمنينj از سوي اصحاب خاصّ آن حضرت، تفسير ميشد. اوج تکامل اين حوزه را بايد در زمان امام باقرj و امام صادقj دانست.3. حوزةنجف اشرف
اين حوزةپربار و پرسابقه - همانطور که در قبل هم ذکر شد - توسط شيخالطّائفه، شيخ طوسي، بنيان نهاده شد. شهر نجف پيش از هجرت شيخ طوسي، سرزميني بود که برخي از علويان و شيعيان خاصّ امام عليjرا در خود جاي داده بود؛ ولي با هجرت اين عالم نامدار، دانشجويان علوم اسلامي، نجف اشرف را به مرکز شيعه و دانشگاه بزرگ تشيع تبديل کردند. شيخطوسي در 12 سال پاياني عمر شريف خود به تحکيم و غني شدن حوزة علميه نجف در زمينههاي علمي و معنوي همّت گماشت. اين حوزه عظيم علميه، با قدمت بيش از هزار سال، سالهاي متمادي مرکز تربيت و تجمّع زعماي بزرگ شيعه بوده است. با نگاهي به نام برخي از تربيتيافتگان حوزةنجف، عظمت و برکت بزرگ اين دانشگاه معظم اسلامي بيش از پيش مشخص خواهد شد. بزرگاني نظير: شيخ طوسي، فاضل مقداد، محقق ثاني، مقدس اردبيلي، سيد محمدمهدي بحرالعلوم، شيخ جعفر کاشفالغطا، شيخ مرتضي انصاري، علّامه ميرزا محمدحسن نائيني، آيتالله سيدمحسن حکيم، آيتالله سيدابوالقاسم خوئي و ... در اين حوزةمبارکه پرورش يافتند.4. حوزةبغداد
با افزوده شدن بر سابقة تاريخي شهر بغداد، تجمّع شيعيان در آن جا افزايش يافت تا اينکه در قرن سوّم و چهارم هجري، مرکز عمدة شيعيان شد. اوّلين مربّي اين حوزه را بايد امام موسي کاظمj دانست. ايشان افزون بر سلوک علمي و ترغيب دانشجويان به تعقل و تفکّر، آنان را به سلوک عملي نيز آشنا ميساخت. حوزة علميه بغداد، به علّتِ ضعف دستگاه حاکم عبّاسي و ظهور شخصيتهاي بزرگ، به اوج شکوفايي خود رسيد و «الکافي» نخستين کتاب از مجموعة مشهور مکتب تشيع، در اين عصر تدوين شد. دومين کتاب از کتب اربعه (من لايحضره الفقيه) نيز در اين حوزه نگاشته شده است. سوّمين و چهارمين کتاب از مجموعة کتب اربعه - «تهذيب الاحکام» و «الاستبصار» - توسط شيخ طوسي به رشتة تحرير درآمده است. اين حوزة علميه، يکي از حوزههاي غني شيعه در علوم مختلف بوده که علاوه بر علوم اسلامي؛ در علوم شيمي، فيزيک، نجوم، پزشکي و داروسازي نيز دانشمنداني را به خود ديده و از آنها بهره برده است. از نامدارترين دانشمندان اين حوزه ميتوان به شيخ مفيد، سيّدمرتضي و سيّدرضي، ابوعلي بن مسکويه، يعقوب کندي و زکرياي رازي و ... اشاره کرد.5. حوزة کاظمين
همانطور که گفته شد، حوزة بغداد در زمان حيات امام کاظمj و بعد از ايشان امام جوادj شکل گرفت. بعد از شهادت اين دو امام بزرگوار، پيكر مطهرشان در «مقابر قريش» بغداد به خاک سپرده شد تا عملاً اين مکان مقدس به محلّي براي اجتماع شيعيان جهت عرض ارادت تبديل گردد. «معزّالدوله» در سال 336 هـ . ق مزار مطهـر اين دو امام را تجديد بنا نموده و به صورت صحني مجلّل درآورد. در اطراف صحن نيز حجرات متعددي براي سکونت و تحصيل طلَاب فرقة اماميه ساخت و از شيخ ابوالقاسم جعفربن محمد بن قولويه قمي جهت ساماندهي به اين حوزة علميه دعوت به عمل آورد و بدين ترتيب حوزة علمية کاظمين در امتداد حوزة علميه بغداد تأسيس و راه اندازي شد. از مهمترين تربيتيافتگان و دانشمندان اين حوزه ميتوان به شيخ احمد بن شيخ محمدحسين بن هاشم کاظمي، سيد حسينعلي بن سيد نورعلي حسيني بغدادي، شيخ عبدالنبي کاظمي و ... اشاره نمود.6. حوزه سامرا
با ورود دو امام بزرگوار حضرت امام هاديj و حضرت امام حسن عسگريj به سامرا، عملا حوزه علميه اين شهر بنا نهاده شد. هر چند تضييقات اِعمال شده از سوي حکّام جائر عباسي، دسترسي به آن دو حضرت به ويژه امام عسگريj را سخت مينمود، ولي با اين حال نشر معارف الهي به صورت حضوري، مکاتبهاي و يا مخفيانه ادامه مييافت. اين حوزه همانند حوزةنجف، مرکز پژوهش انسانهاي وارستهاي شد که هر کدام از آنها بعدها موجب تحوّلي بنيادين در تاريخ فقه شيعه شدند. از جمله زعما و پرورشيافتگان اين حوزه، دو شخصيت جاوداني يعني ميرزاي شيرازي اوّل - صاحب فتواي تنباکو - و ميرزا محمدتقي شيرازي - صاحب فتواي حماسي جهاد با انگليس - را ميتوان نام برد.7. حوزه کربلا
حوزة علميه کربلا در عصر ائمه شيعهj و به دست برخي از راويان حديث به ويژه «عبدالله بن جعفر حميري» از شاگردان امام هاديj و امام عسگريj بنا نهاده شد. ساليان بعد، در اين حوزه، بحثهاي پرشور اجتهادي، توسط مرحوم وحيد بهبهاني(ره) در برابر مکتب اخباريگري بنيانگذاري شد و از اين جهت نقطة عطفي در تاريخ حوزهها به وجود آورد. از جمله تربيتشدگان اين حوزه ميتوان به علي بن بابويه قمي، محمدبن يحيي عطار، شمسالدين محمد بن مکّي معروف به شهيد اوّل، ابنفهد حلّي، شيخ يوسف بحراني، آيتالله سيدمحمد هادي ميلاني و ... اشاره کرد.8. حوزةقم
حوزة علميه قم هم داراي قدمتي بيش از هزار سال است؛ چرا که در قرن سوّم هـ ق، حدود 46 تن از اصحاب ائمّه از قبيل: آدم بن عبدالله قمي، ابراهيم بن محمد الاشعري، محمدبن اسحاق القمي و ... پس از اخذ دانش و توانايي در نشر فرهنگ اسلامي، شهر قم را به عنوان پايگاه شيعه انتخاب نموده و همگي به قم هجرت کردند. اين روند در قرن چهارم و پنجم هجري نيز ادامه يافت و عملاً تبديل به مرکزي پر رونق براي نشر علوم اهل بيت گرديد. اين حوزه همواره با چالشهايي از سوي حاکمان مستبد مواجه بوده؛ امّا هيچگاه فعاليتهاي علمي و ديني خود را تعطيل ننمود، تا آنکه سالها بعد به همّت والاي حضرت آيتالله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري(ره) که از حوزة کربلا و نجف به ايران مراجعت کرده بود، حوزة علمية قم تجديد سازمان شد. اين حوزه، امروزه به عنوان قلب تپندة جهان اسلام، نقش کليدي در تبليغ، ترويج و تحکيم علوم اسلامي و معارف اهل بيت داشته و دهها هزار طلبه فاضل در محضر درس اساتيد نامدار آن به کسب معارف الهي و علوم محمدي(ص) مشغولاند. مشهورترين دانشمندان اين حوزه عبارتاند: از حضرات آيات عظام سيدمحمدتقي خوانساري، سيدمحمد حجّت، سيدمحمدحسين بروجردي، امام خميني، سيدشهابالدين مرعشي، سيدمحمدرضا گلپايگاني، شيخمحمدعلي اراکي و ...9. حوزه مشهد
با حضور امام هشتم شيعيان در ايران، حوزهاي به گستره مدينه تا خراسان شکل گرفت، زيرا حضرت در طي عبور از شهرهاي مابين مدينه تا خراسان، به نشر معارف علوي اهتمام جدي ميورزيد. در آن دوران، حوزه علميه مشهد خاص اين شهر نبود، بلکه به خراسان بزرگ اختصاص داشت. اين حوزه علميه سيّار، پس از شهادت آن امام به حوزهاي متمرکز در جوار مضجع شريفش مبدّل شد. شيعه از آن پس اين نقطه را مرکز علمي و فرهنگي خويش قرار داد و با ايجاد حلقههاي درس در کنار تربت امام رضاj، بر رونق منطقه افزوده شد. از مهمترين و معروفترين علما و فضلاي حوزه علميه مشهد ميتوان بزرگاني نظير: شيخ طبرسي، ميرزا مهدي خراساني معروف به شهيد ثالث، شيخ عبدالجواد اديب نيشابوري و ... را نام برد.10. حوزه اصفهان
اين حوزه نيز دوشادوش با حوزههاي معروف نجف، قم و ... نقش معتنابهي در تربيت طلاب و فضلاي شهير عالم اسلام داشته و دارد. مؤسس اين حوزه؛ محقق کرکي بود که با تلاشهاي قابل ستايش آيتالله عبدالله تستري اين تأسيس تقويت شد و بعدها پرورش يافتگان و زعماي آن از قبيل: شيخ بهايي، ميرداماد، ملاصدرا، علامه مجلسي اول و دوم، ميرزا علي شيرازي، سيدحسن مدرس و ... به مسير بالندگي اين حوزة عظيم علم، تداوم بخشيدند.البته در اين بين ميتوان از حوزههاي پر بار ديگري مانند حوزه جبل عامل، حوزه ري، حوزه حلّه و ... نام برد که به علت پرهيز از تطويل کلام، از توضيح درباره آنها خودداري ميشود.7سخن پاياني
همانگونه که گفته شد، سابقه و ريشة شکلگيري حوزههاي علميه، به دوران نبي مکرم اسلام(ص) برميگردد و بدين ترتيب، اهميت و ويژگيخاص اين نهاد علمي - معنوي با توجه به ارتباط وثيقش با دين، به خوبي آشکار ميشود. به گواه تاريخ، حوزههاي علميه در طول مدت حيات بيش از هزار و چهارصد سالة خود،نقش بهسزايي در پيشبرد علوم و معارف الهي و بشري و ايجاد زمينههاي انس بين علم و دين و عقل و وحي داشته است. حضور هزاران عالم برجستة ديني که همگي تربيت شدة حوزههاي علميه بودند، در پررنگتر شدن اين نقش مهم حوزهها، مساعي فراواني را به کار گرفتند و در جهادي عظيم و ستودني، در بسط و ترويجانديشههاي ناب الهي و آموزههاي نبوي و علوي تلاش ويژه و شگرفي را مبذول داشتند. از شيخ مفيد و شيخ طوسي تا شهيد ثاني و محقق کرکي و از شيخ بهايي و شيخ انصاري تا آيتالله بروجردي و امام خميني که همگي آنان از تربيت يافتگان ممتاز حوزههاي علميه بودهاند،توانستند حوزههاي علوم ديني را به مانند عهد پيامبر و اهل بيت همواره متعالي و پويا نگه داشته و به مرکزي جهت تبيين و ترويج معارف حقه و علوم الهي و بشري تبديل نمايند.در دوران نهضت پربار امام روح الله خميني(ره) نيز رهبري اين جريان بر عهدة حوزة علميه قرار گرفت تا با کمک روحانيون و دانشگاهيان و اقشار گوناگون ملّت، بزرگترين انقلاب ديني قرن را رقم زده و نظامي مردمي مبتني بر آموزههاي ديني بنا نهد. در دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز نقش حوزههاي علميه در شکلگيري نظامي ديني و الهي کاملاً پر رنگ بود. چه آنکه در حصار خوفناک دو ايدئولوژي «غير اسلامي» و «واسطهاي» که اوّلي در لفّافه تجدّدخواهي و سوسياليستي عرضه ميشد و دومي از نهضت خداپرستان سوسياليست تا ايدههاي سازمان مجاهدين خلق را شامل ميگشت، اين حوزههاي علميه بودند که ايدئولوژي اسلامي را با مؤلفه قرآن و سنت عرضه کردند و در دفاع از مباني ديني انقلاب، نقش محوري ايفاء نمودند. در حال حاضر نيز حوزههاي علميه، همچنان فعال و بانشاط با پشتوانة قوي تاريخي، ديني و علمي، به پاسداري از دين و پيشبرد علوم و معارف الهي بشري ميپردازند.
1. توبه، آيه 122.2. مرتضي مطهري؛ خدمات متقابل اسلام و ايران؛ ج 2، صص 453 - 451.3. حجر، 4.4. سيد کباري، سيدعليرضا؛ حوزههاي علميه شيعه در گسترة جهان؛ صص 14 - 13.5. حوزه: کاستيها و بايستهها؛ ص 275.6. عميد زنجاني، عباسعلي؛ انقلاب اسلامي و ريشههاي آن؛ تهران: نشر کتاب سياسي، 1367، صص 33 - 32.7. براي مطالعه بيشتر در مورد تاريخ حوزههاي علميه در سرتاسر جهان اسلام ر.ک به حوزههاي علميه شيعه در گستره جهان، سيدعليرضا سيدکباري؛ صص 732 - 127.