ايران و کشور هاي مشترک المنافع - ایران و کشور های مشترک المنافع نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ایران و کشور های مشترک المنافع - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

ايران و کشور هاي مشترک المنافع

تازه هاي نشر

مقدمه

اين مجموعه گرد آوري شده از مقالات کنفرانس علمي"ايران و کشور هاي مشترک المنافع" مورخ 22 ماه مي سال 2002 ميلادي مي باشد که در انستيتوي شرق شناسي برگزار شد. در مقالات مندرجه مسايلي پيرامون مشکلات ژئوپلتيکي، اقتصادي، فرهنگي ايران و ارتباط باديگر کشور هاي منطقه روسيه مطرح شده است.

وجود تاريخ و فرهنگ مشترک با کشور هاي مشترک المنافع، مرز آبي و خاکي مشترک، کميته هاي همکاري هاي منطقه اي، قرار داد هاي دو و چند جانبه بين کشورهاي منطقه ياد شده و ايران رابطه بسيار نزديکي بين آنها ايجاد کرده است. در اين بين ارتباط اصلي بين ايران و روسيه بيش از همه توجه را به خود جلب مي کند که در واقع تاثير بسزايي در شکوفايي مراودات ايران با ديگرجمهوريهاي کشور هاي مشترک المنافع دارد. يکي از مسايلي که ارتباط ايران را با کشور هاي مشترک المنافع شدت مي بخشد نقش سياسي اسلام ميباشد. تقريبا تمام سخنران کنفرانس ضعيف شدن اين فاکتور اساسي را تاييد کردند. بنا به نظر درژلوفسکي.س.ب. اولين و آخرين تلاش واقعي دولتمردان ايران براي تبليغ ايدئولوژي اسلامي وتشويق مردم شوروي سابق به ارزشهاي آن، پيغام امام خميني (ره) رهبر انقلاب اسلامي به گورباچف ريس جمهور وقت شوروي سابق در سال 1989 بود. بعد از فرو پاشي، مي توان ازحمايت ارگانهاي مذهبي در جمهوري هاي مسلمان تازه استقلال يافته مانند تاجيکستان و آذر بايجان نام برد. بسياري از مولفان معتقدند که درباره تهديد بنيادگرايي ايراني فقط مي توان از فرضيه نام برد نه تهديد واقعي. البته فرضيه تهديد ايدئولوژيکي به قوت خويش باقيست. آراباجيان.ا.ز. ميگويد: رابطه ايران با جمهوري هاي مسلمان کشور هاي مشترک المنافع به جايگاه ايران در بين کشور هاي اسلامي بستگي دارد. به عقيده کولاگينا.ل.م. سياست ايران در وهله اول به اهداف ژئوپلتيکي بستگي دارد و وقتيکه اهداف دولت به مسايلي مانند " هم صدايي اسلامي" برخورد مي کند، ايران هميشه ميل خويش را به اهداف ژئوپلتيکي نشان داده است.

از تمام جمهوريهاي کشور هاي مشترک المنافع از همان اول تمايل ايران به نزديکي به روسيه بوده به خاطراينکه حضور قاطع روسيه در منطقه باعث ايجاد ديواري براي عدم مداخله آمريکا در همان منطقه ميباشد. ايران و روسيه فدراتيو با همديگر براي حل و رفع مشکلات و باز گرداندن آرامش به تاجيکستان کوشش کردند، ايران ازانتقاد کردن نسبت به مواضع روسيه در قبال چچنستان نيز خود داري کرد، در موارد بسياري در مورد افغانستان اتفاق نظر وجود دارد و تا نيمه اول ده 90 نيزدر مورد مسايل درياي خزرمشکلي وجود نداشت.

شرايط بعد از حادثه 11 سپتامبرسال 2001 تغيير کرد. حضور نيرو هاي نظامي آمريکا در برخي از اين جمهوريها، موضع روسيه در نزديکي با ج ا ا مي تواند در ارتباط ايران - روسيه تاثير گذارد، و در آينده برموقعيت سياسي و اقتصادي منطقه نيز تاثير گزار باشد.

تمام مولفان متفق القول بر اين عقيده اند که بعد از عمليات ضد تروريستي آمريکا در افغانستان، مخصوصا به خاطر تقويت حضور آنها در منطقه، ايران توجه بسزايي به داشتن ارتباط نزديکتر با کشور هاي مشترک المنافع معطوف داشته است. فاکتور جديد مشکلات جديدي بر سر راه کشورهاي منطقه و روسيه گذاشته است. نظر مولفان اين مقالات در مورد تقويت حضور آمريکا در منطقه متفاوت است. به همين اندازه در مورد خط مشي سياست خارجي، سياست اقتصادي، و سياست داخلي ايران نيز اختلاف نظر وجود دارد. و ديدگاه هاي مختلفي نسبت به اتحاد و يکپارچگي منطقه مطرح مي شود.

نکته اي که نظر کشورهاي منطقه را نسبت به ارتباط با ايران مثبت کرده است تحولات دروني سياست داخلي ايران ميباشد. هدف اصلي اين تحولات سياست مردم سالاري و اقتصادي براي کشور مي باشد که البته اقتصاد ايران در 5 سال اخير کمتر تغيير کرده است. و اين امر دليلي شد براي اينکه «نوسازي» ايران باعث ايجاد جناح هاي سياسي درون کشور شد، که در منطقه بعنوان يک گرايش نمي تواند توسعه يابد.

در مارس سال 2001 ميلادي ريس جمهور آمريکا ايران را بعنوان يکي از کشور هاي «محور شرارت » معرفي کرد. به غير از آن بنا به مدارک محرمانه آماده شده از طرف کنگره ايالات متحده ايران جزء آندسته کشورهايي است که بر عليه آنان مي توان از سلاح اتمي استفاده کرد( مانند: چين، عراق، ليبي، کره شمالي، سوريه و روسيه). چنين تصميماتي روحيه ضد آمريکايي را در کشور تجديد کرده و احتياج وجود ارتباط با غرب را در بين اصلاح طلبان ايراني سست نمود. انتخابات فوريه سال 2003 مجلس شورا و بر سر کار آمدن محافظه کاران اين احتمال را براي تغيير موقعيت موجود تغريبا از بين برده است. اين تغيير بالانس باعث شده است که روند جديدي در سياست خارجي ايران بوجود آيد که در ارتباط با کشورهاي منطقه نيز تاثير چشمگيري خواهد گذاشت.

اين مقالات تحت تحرير قرار گرفته اند. بعضي از اين نقطه نظرات مندرجه در اين مجموعه از نظر تحرير کننده مورد تاييد نبوده اما امکان اين را فراهم مي آورندکه ديدگاه وسيع تري نسبت به چالشهاي موجود بر سر راه ارتباط ايران با کشور هاي مشترک المنافع نه تنها از نظر علمي بلکه حتي براي محافل رسمي بوجود آورد.

فهرست

پيشگفتار.............................................................................................................................................3

آراباجيان.ا.ز. سئوالي در باره مراودات و آينده همکاري ج ا ا با کشور هاي مشترک المنافع................................... 6

مامدووا.ن.م. ارتباطات اقتصادي ايران باکشور هاي مشترک المنافع............................................................... 11

کولاگينا.ل.م. روسيه، ايران و کشورهاي آسياي ميانه................................................................................. 24

دروژيلوفسکي.س.ب.، خوترسکايا، و.و. سياست روسيه و ايران در آسياي ميانه و قفقاز شمالي......................... 37

آرونووا. م.ر. توسعه گفتگوي ايران- روسيه (اواخر2001 - اوايل 2002)............................................................. 73

کليشتورينا.و.ب. ايران و روسيه: ارتباط ايران با روسيه گذشته، حال، آينده....................................................... 82

کودايف.س.م. ليبراسي اقتصادي در ايران عامل همکاري اقتصادي باکشور هاي مشترک المنافع ......................... 93

امليانوف. ن.م. ايران و اوستيا(ارتباطات تاريخي و فرهنگي)......................................................................... 101

بليزنوکف. و.و. جنبه هاي همکاري منطقه اي استان ساراتوف با ج ا ا ........................................................... 119

زُن. اي.س. ميدان اطلاعاتي در چشم انداز ژئو پلتيک درياي خزر.................................................................. 125

ژيگالينا.اُ.اي. سئوالي پيرامون مهاجران اجتماعي به ايران و کشور هاي مشترک المنافع................................... 131

کامنوا. م.س. عامل فرهنگي ايران در آسياي ميانه..................................................................................... 140

راوندي - فدايي. س.م. ايران و اسلام سياسي در شوروي وکشور هاي مشترک المنافع................................... 146

فئودوروا. اي.ي. سئوالي پيرامون تاثير آمريکابر روابط ايران باکشور هاي مشترک المنافع.................................... 149

لوبين. د.م. حضور روسيه در ايران در نيمه اول قرن بيستم(جنبه هاي تاريخي - نظامي)................................... 153

دونايوا. ي.و. نمونه هاي اصلي همکاري هاي اقتصادي ج ا ا با کشور هاي مشترک المنافع............................... 166

روبينچيک. يو.آ. نقش زبان فارسي بر توسعه واستحکام ارتباطات سياسي و اقتصادي ج ا ا با کشور هاي مشترک المنافع... 174

ضميمه ............................................................................................................................................ 182

/ 1