نمونهاي تواضع حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ
روزي عيسي ـ عليه السلام ـ به حواريون (اصحاب نزديك و خاص) خود فرمود: من كاري با شما دارم، آن را انجام دهيد.»(از آن جلوگيري نكنيد.)حواريون: كارت را انجام بده، ما آماده هستيم.حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ برخاست و پاهاي آنها را شست، آنها عرض كردند:
«اي روح خدا! ما سزاوارتر به اين كار هستيم.»حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ فرمود: سزاوارترين انسان به تواضع و فروتني، «عالِم» است، من اين گونه به شما تواضع نمودم، تا بعد از من، شما نسبت به مردم، اين گونه تواضع كنيد.» آن گاه عيسي ـ عليه السلام ـ افزود:«بِالتَّواضُعِ تَعْمُرُ الْحِكْمَهُ لا بِالتَّكَبُّرِ؛ وَ كَذلِكَ فِي السَّهْلِ ينْبُتُ الزَّرْعُ لا فِي الْجَبَلِ؛ بناي حكمت با تواضع ساخته ميشود، نه با تكبر، و هم چنين زراعت در زمين نرم ميرويد، نه در زمين سخت.»[8]
مجازات همسفر عيسي، بر اثر خودبيني
يكي از مهمترين كارهاي حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ براي تبليغ دين برنامه سياحت و بيابانگردي بود. در يكي از اين سياحتها، يكي از دوستانش كه قد كوتاه بود و همواره در كنار حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ ديده ميشد، به همراه عيسي ـ عليه السلام ـ به راه افتاد، تا با هم به دريا رسيدند. عيسي با يقين خالص و راستين گفت: بسم الله، سپس بر روي آب حركت كرد، بيآنكه غرق شود.آن شخص قد كوتاه هم وقتي كه عيسي ـ عليه السلام ـ را ديد كه بر روي آب راه ميرود، با يقين خالصانه گفت: بسم الله، و سپس بر روي آب به راه افتاد، بيآنكه غرق بشود، تا به عيسي ـ عليه السلام ـ رسيد. ولي در همين حال، «خودبيني» او را گرفت و با خود گفت:«اين عيسي روح الله است كه بر روي آب، گام بر ميدارد، من نيز روي آب حركت ميكنم، فَما فَضْلُهُ عَلَي؟ بنابراين، عيسي ـ عليه السلام ـ چه برتري بر من دارد؟»
همان دم زير پايش بيقرار شد و در آب فرو رفت و فرياد زد:
«اي روح الله! دستم به دامنت، مرا بگير و از غرق شدن نجات بده.»عيسي ـ عليه السلام ـ دست او را گرفت و از آب بيرون كشيد و به او فرمود: «اي كوتاه قد! مگر چه گفتي؟»
(كه در آب فرو رفتي)كوتاه قد: گفتم، اين روح الله است كه بر روي آب ميرود، من نيز بر روي آب ميروم. (بنابراين چه فرقي بين ما هست)، خودبيني مرا فرا گرفت (و در نتيجه به مكافاتش رسيدم).عيسي ـ عليه السلام ـ فرمود:
«تو خود را (بر اثر خودبيني) در مقامي كه خدا آن را براي تو قرار نداده، نهادي. خداوند بر تو غضب كرد، اكنون از آن چه گفتي، توبه كن.»او توبه كرد، آن گاه به مرتبهاي كه خدا برايش قرار داده بود، بازگشت.[9]