نمونه‎اي تواضع حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ - رسالت عیسی (ع) و معجزات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

رسالت عیسی (ع) و معجزات - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نمونه‎اي تواضع حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ

روزي عيسي ـ عليه السلام ـ به حواريون (اصحاب نزديك و خاص) خود فرمود: من كاري با شما دارم، آن را انجام دهيد.»

(از آن جلوگيري نكنيد.)

حواريون: كارت را انجام بده، ما آماده هستيم.

حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ برخاست و پاهاي آنها را شست، آنها عرض كردند:

«اي روح خدا! ما سزاوارتر به اين كار هستيم.»

حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ فرمود: سزاوارترين انسان به تواضع و فروتني، «عالِم» است، من اين گونه به شما تواضع نمودم، تا بعد از من، شما نسبت به مردم، اين گونه تواضع كنيد.» آن گاه عيسي ـ عليه السلام ـ افزود:

«بِالتَّواضُعِ تَعْمُرُ الْحِكْمَهُ لا بِالتَّكَبُّرِ؛ وَ كَذلِكَ فِي السَّهْلِ ينْبُتُ الزَّرْعُ لا فِي الْجَبَلِ؛ بناي حكمت با تواضع ساخته مي‎شود، نه با تكبر، و هم چنين زراعت در زمين نرم مي‎رويد، نه در زمين سخت.»[8]

مجازات همسفر عيسي، بر اثر خودبيني

يكي از مهم‎ترين كارهاي حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ براي تبليغ دين برنامه سياحت و بيابانگردي بود. در يكي از اين سياحت‎ها، يكي از دوستانش كه قد كوتاه بود و همواره در كنار حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ ديده مي‎شد، به همراه عيسي ـ عليه السلام ـ به راه افتاد، تا با هم به دريا رسيدند. عيسي با يقين خالص و راستين گفت: بسم الله، سپس بر روي آب حركت كرد، بي‎آنكه غرق شود.

آن شخص قد كوتاه هم وقتي كه عيسي ـ عليه السلام ـ را ديد كه بر روي آب راه مي‎رود، با يقين خالصانه گفت: بسم الله، و سپس بر روي آب به راه افتاد، بي‎آنكه غرق بشود، تا به عيسي ـ عليه السلام ـ رسيد. ولي در همين حال، «خودبيني» او را گرفت و با خود گفت:

«اين عيسي روح الله است كه بر روي آب، گام بر مي‎دارد، من نيز روي آب حركت مي‎كنم، فَما فَضْلُهُ عَلَي؟ بنابراين، عيسي ـ عليه السلام ـ چه برتري بر من دارد؟»

همان دم زير پايش بي‎قرار شد و در آب فرو رفت و فرياد زد:

«اي روح الله! دستم به دامنت، مرا بگير و از غرق شدن نجات بده.»

عيسي ـ عليه السلام ـ دست او را گرفت و از آب بيرون كشيد و به او فرمود: «اي كوتاه قد! مگر چه گفتي؟»

(كه در آب فرو رفتي)

كوتاه قد: گفتم، اين روح الله است كه بر روي آب مي‎رود، من نيز بر روي آب مي‎روم. (بنابراين چه فرقي بين ما هست)، خودبيني مرا فرا گرفت (و در نتيجه به مكافاتش رسيدم).

عيسي ـ عليه السلام ـ فرمود:
«تو خود را (بر اثر خودبيني) در مقامي كه خدا آن را براي تو قرار نداده، نهادي. خداوند بر تو غضب كرد، اكنون از آن چه گفتي، توبه كن.»

او توبه كرد، آن گاه به مرتبه‎اي كه خدا برايش قرار داده بود، بازگشت.[9]

/ 17