نااميدي ابليس از گمراه كردن عيسي ـ عليه السلام ـ - رسالت عیسی (ع) و معجزات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

رسالت عیسی (ع) و معجزات - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نااميدي ابليس از گمراه كردن عيسي ـ عليه السلام ـ

روزي ابليس (شيطان جنّي) در گردنه اَفِيق بيت المقدّس سر راه عيسي ـ عليه السلام ـ را گرفت، و با پرسش‎هايي مي‎خواست او را گمراه كند، ولي از گمراه كردن او نااميد و سركوفته شد و عقب نشيني كرد.

سؤال و جواب او و عيسي ـ عليه السلام ـ به اين صورت بود:

ابليس: اي عيسي! تو كسي هستي كه عظمت پروردگاري تو به جايي رسيده كه بدون پدر به دنيا آمدي.

عيسي: عظمت مخصوص خداوندي است كه مرا چنين آفريد. چنان كه آدم و حوّا را بدون پدر و مادر آفريد.

ابليس: تو كسي هستي كه عظمت پروردگاري تو به جايي رسيد كه در گهواره سخن گفتي.

عيسي: بلكه عظمت مخصوص آن خدايي است كه مرا در نوزادي به سخن آورد، و اگر مي‎خواست مرا لال مي‎كرد.

ابليس: تو كسي هستي كه عظمت پروردگاري تو به جايي رسيد كه از گِل پرنده‎اي مي‎سازي و سپس به آن مي‎دمي و آن زنده مي‎شود.

عيسي: عظمت مخصوص خدايي است كه مرا آفريده و نيز آن چه را كه تحت تسخير من قرار داد آفريد.

ابليس: تو كسي هستي كه عظمت پروردگاريت به جايي رسيده كه بيماران را درمان مي‎كني و شفا مي‎بخشي.

عيسي: بلكه عظمت مخصوص آن خداوندي است كه به اذن او، بيماران را شفا مي‎دهم و اگر اراده كند خود مرا بيمار مي‎سازد.

ابليس: تو كسي هستي كه عظمت پروردگاريت به جايي رسيده كه مردگان را زنده مي‎كني.

عيسي: بلكه عظمت از آنِ خدايي است كه به اذن او مردگان را زنده مي‎كنم و آن را كه زنده مي‎كنم به ناچار مي‎ميراند و خدا مرا نيز مي‎ميراند.

ابليس: تو آن كسي هستي كه عظمت پروردگاريت به جايي رسيده كه روي آب دريا راه مي‎روي، بي‎‎آنكه پاهايت در آب فرو رود و غرق گردي.

عيسي: بلكه عظمت از آنِ خدايي است كه آب دريا را براي من رام نمود و اگر بخواهد مرا غرق خواهد نمود.

ابليس: تو آن كسي هستي كه زماني خواهد آمد بر فراز همه آسمانها و زمين و آن چه در ميانشان است قرار مي‎گيري، و امور آنها را تدبير مي‎نمايي و روزي‎هاي مخلوقات را تقسيم مي‎كني.

اين سخن ابليس، به نظر عيسي ـ عليه السلام ـ بسيار بزرگ آمد، همان دم گفت:

«سُبْحانَ اللهِ مِلْأسَماواتِهِ وَ اَرْضِهِ وَ مِدادَ كَلِماتِهِ، وَ زِنَهُ عَرْشِهِ وَ رِضي نَفْسِهِ؛ پاك و منزّه است خدا از هر گونه عيب و نقص، به اندازه پري آسمانها و زمينش و همه مخلوقاتش و به اندازه وزن عرشش و خشنودي ذات پاكش.»

ابليس آن چنان از سخن عيسي ـ عليه السلام ـ منكوب شد كه با حالي زار و سرشكسته از آن جا گريخت و در ميان لجنزار كثيف افتاد.[3]

/ 17