هلاكت همسفر ابله عيسي ـ عليه السلام ـ - رسالت عیسی (ع) و معجزات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

رسالت عیسی (ع) و معجزات - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

هلاكت همسفر ابله عيسي ـ عليه السلام ـ

مرد ابلهي در يكي از سفرها، با عيسي ـ عليه السلام ـ همسفر شد. او به جاي اين كه از محضر عيسي ـ عليه السلام ـ درسهاي معنوي بياموزد و خود را از آلودگي‎هاي گناه پاك نمايد، به جمع كردن مقداري استخوان از بيابان پرداخت، و هدفش از اين كار، رشد معنوي نبود، بلكه هدفش يك نوع سرگرمي بود. استخوانهاي جمع كرده را به خيال اين كه استخوانهاي انسان مرده است، نزد عيسي ـ عليه السلام ـ آورد و اصرار پياپي كرد، كه با ياد كردن اسم اعظم، صاحب آن استخوانها را زنده كند.

عيسي ـ عليه السلام ـ به خدا عرض كرد: «اين مرد اين گونه اصرار دارد.»

خداوند به او فرمود: «او مرد گمراهي است و هدف الهي ندارد.»

سرانجام عيسي ـ عليه السلام ـ در حالي كه نسبت به او خشمگين بود، ناگزير به اذن الهي، صاحب آن استخوانها را زنده كرد. ناگهان آن استخوانها به صورت شيري در آمد و به آن مرد ابله حمله كرد و او را دريد و خورد. معلوم شد آن استخوانها، از شير مرده بوده است.

عيسي ـ عليه السلام ـ به آن شير گفت: چرا او را دريدي و خوردي؟

شير پاسخ داد: چون تو به او خشم كردي.

عيسي ـ عليه السلام ـ گفت: چرا خونش را نخوردي؟

شير گفت: زيرا قسمت من نبود.

آري آن مرد ابله به جاي اين كه روح مرده خود را در محضر عيسي ـ عليه السلام ـ زنده كند، به سراغ استخوانهاي پوسيده رفت.

اي برادر! غافل نباش، وقتي آب صافي ديدي، آن را خاك نريز و گل آلود نكن، و گرنه سگ نفس امّاره تو را مي‎درد، چنان كه شير، آن مرد ابله را دريد. بنابراين با خاك ريختن بر روي استخوانهاي سگ نفس امّاره از صيد شدن به دست او جلوگيري كن.




  • هين سگ اين نفس را زنده مخواه
    خاك بر سر استخواني را كه آن
    مانع اين سگ بود از صيد جان[4]



  • كه عدوّ جان تست از ديرگاه
    مانع اين سگ بود از صيد جان[4]
    مانع اين سگ بود از صيد جان[4]



/ 17