منابع شيعه در اصول و فروع دين
علي رباني گلپايگاني- درآمدي بر شيعه شناسي، ص119-157يكي از بحثهاي مهم در شناخت شيعه، بحث در مورد منابع مذهب شيعه است. يعني بحث در اين باره كه شيعه عقايد و آراي خود در مورد اصول و فروع دين را از كجا و چگونه به دست ميآورد، و نقاط اشتراك و امتياز آن در اين باره با ديگر مذاهب اسلامي كدام است؟شيعه اماميه، اصول و فروع دين اسلام را از چهار منبع به دست ميآورد كه عبارتنداز:
1. قرآن كريم،
2. سنت نبوي،
3. احاديث ائمهي اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ،
4. عقل و تفكر عقلي. اينك به تبيين اين منابع چهارگانه ميپردازيم:
الف) قرآن كريم
قرآن كريم مورد قبول و احترام همهي مذاهب اسلامي است و از منابع مشترك آنان به شمار ميرود، هر چند در چگونگي بهرهگيري معرفتي از قرآن و روش فهم مفاهيم و معارف قرآني اختلاف نظراتي وجود دارد. از ديدگاه شيعه ـ به پيروي از ائمهي اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ ـ قرآن كريم نخستين و مهمترين منبع و سرچشمهي عقايد، معارف و احكام ديني است.امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين باره فرموده است:«انّ الله تبارك و تعالي أنزل فى القرآن تبيان كلّ شىء حتي و الله، ما ترك الله شيئاً يحتاج اليه العباد حتّي لا يستطيع عبد يقول لو كان هذا أنزل فى القرآن، الاّ وقد انزله الله فيه»[1]؛
خداوند بزرگ بيان همه چيز را در قرآن نازل كرده است، سوگند به خدا چيزي را كه بندگان (در زمينهي هدايت) به آن نياز دارند، فروگذار نكرده است تا كسي نتواند بگويد اگر اين حكم از خداوند بود، در قرآن نازل ميشد، آگاه باشيد كه خداوند آن را در قرآن نازل فرموده است.آن حضرت در حديث ديگري فرموده است:«ما من أمر يختلف فيه اثنان الاّ و له اصل فى كتاب الله عزّ و جلّ، و لكن لا تبلغه عقول الرّجال»[2]؛
هيچ مسألهاي كه مورد اختلاف قرار گيرد، وجود ندارد مگر اين كه اصل آن در كتاب الهي آمده است؛ ولي عقول افراد به آن نميرسد (بنابراين، قرآن به مفسراني توانمند كه حقايق قرآن را ميدانند نياز دارد).اصالت قرآن كريم از ديدگاه ائمهي اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ تا حدّي است كه هم آهنگ بودن احاديث اسلامي با قرآن از شرايط مقبوليت احاديث است و هرگاه حديثي فاقد چنين ويژگي بوده و با قرآن ناسازگار باشد، مردود خواهد بود. چنان كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرموده است:«ما وافق كتاب الله فخذوه، و ما خالف كتاب الله فدعوه».[3]
و در حديث ديگري فرموده است:
«ما لم يوافق من الحديث القرآن، فهو زخرف».[4]