دعاى عشرات - دعاى عشرات نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

دعاى عشرات - نسخه متنی

گرداورنده: عباس قمی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

دعاى عشرات

از دعاهاى بسيار معتبره است و ما بين نسخ آن اختلاف است و ما آنرا از مصباح شيخ نقل مى‏كنيم و مستحبّ‏است خواندن آن درهرصبح و شام وافضل اوقات آن بعدازعصرجمعه است‏

سُبْحانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ، وَلا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ اَكبَرُ، وَلا حَوْلَ ولا قُوَّهَ إلاَّ بِاللَّهِ‏

منزه‏است خدا وستايش خاص‏خدا است ومعبودى جزخدا نيست وخدا بزرگتر ازتوصيف است‏وهيچ‏جنبش ونيرويى نيست جز بوسيله خداى‏

الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ، سُبْحانَ‏اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَاَطْرافَ النَّهارِ، سُبْحانَ‏اللَّهِ بِالْغُدُوِّ

والاى بزرگ تنزيه خداى را در تمام ساعات شب و اوقات روز تنزيه خدايرا در بامداد

وَالْأصالِ، سُبْحانَ اللَّهِ بِالْعَشِىِّ وَالْإِبكارِ، سُبْحانَ اللَّهِ حينَ تُمْسُونَ وَحينَ‏

و شامگاهان تنزيه خداى را در شب و صبح تنزيه خداى را چون شب كنيد و چون به‏

تُصْبِحُونَ، وَلَهُ الْحَمْدُ فِى السَّمواتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيّاً وَحينَ تُظْهِرُونَ،

بامدادان درآييد و خاص او است ستايش در آسمانها و زمين و شبانگاه و هنگام ظهر،

يُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ، وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَيُحْيىِ، الْأَرْضِ بَعْدَ

بيرون آورد زنده را از مرده و برون آرد مرده را از زنده و زنده گرداند زمين را پس از

مَوْتِها، وَكَذلِكَ تُخْرَجُونَ، سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَسَلامٌ‏

مردنش و شما هم اين‏چنين (در رستاخيز) بيرون آورده شويد منزه است پروردگار تو پروردگارعزت‏از آنچه وصف كنند و درود

عَلَى المُرْسَلينَ، وَالْحَمْدُ للَّهِ‏ِ رَبِّ الْعالَمِينَ، سُبْحانَ ذِى المُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ،

بر پيامبران و ستايش خاص خدا پروردگار جهانيان است منزه است خداى صاحب ملك و ملكوت‏

سُبْحانَ ذِى الْعِزَّهِ وَالْجَبَرُوتِ، سُبْحَانَ ذِى‏الْكِبْرِيآءِ وَالْعَظَمَهِالْمَلِكِ‏الْحَقِ‏

منزه است خداى صاحب عزت و جبروت منزه است خداى صاحب بزرگى و عظمت آن پادشاه برحق‏

الْمُهَيْمِنِ‏[الْمُبينِ‏] الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ اللَّهِ الْمَلِكِ الْحَىِّ الَّذِى‏ لا يَمُوتُ،

و نگهبان و پاكيزه از هر عيب منزه است خداى فرمانرواى زنده‏اى كه نميرد

سُبْحانَ اللَّهِ الْمَلِكِ الْحَىِّ الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ الْقآئِمِ الْدَّآئِمِ، سُبْحانَ الْدَّآئِمِ‏

منزه است خداى فرمانرواى زنده پاكيزه از هر عيب منزه است خداى پاينده جاويدان منزه است خداى‏

القآئِمِ، سُبحَانَ رَبِّىَ‏الْعَظيِمِ، سُبْحانَ رَبِّىَ الْأَعْلى‏، سُبْحانَ الْحَىِّ القَيُّومِ، سُبْحانَ‏

جاويدان پاينده منزه است پروردگار بزرگ من منزه است پروردگار برترم منزه است خداى زنده پاينده منزه است‏

الْعَلِىِّ الْأَعْلى‏، سُبْحانَهُ وَتَعالى‏ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ، رَبُّنا وَرَبُّ الْمَلائِكَهِ

خداى والا و برتر منزه است او و برتر است بسيار منزه و پاكيزه است پروردگار ما و پروردگار فرشتگان‏

وَالرُّوحِ، سُبْحانَ الدَّآئِمِ غَيْرِ الْغافِلِ، سُبْحانَ الْعالِمِ بِغَيْرِ تَعْلِيمٍ، سُبْحانَ‏

و جبرئيل منزه است خداى جاويدانى كه غافل نيست منزه است داناى ناآموخته منزه است‏

خالِقِ ما يُرى‏ ومَا لايُرى‏، سُبْحانَ الَّذى‏ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ، وَلاتُدْرِكُهُ‏

آفريدگار ديدنيها و ناديدنيها منزه است خدايى كه ديده‏ها را درك كند ولى ديده‏ها دركش نكنند

الْأَبْصارُ، وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبِيرُ، اَللّهُمَّ إنّى‏ اَصْبَحْتُ مِنْكَ فى‏ نِعْمَهٍ وَخَيْرٍ

و او است دقيق و كاردان خدايا من از لطف تو صبح كردم در ميان نعمت و خير و بركت‏

وَبَرَكَهٍ وَعافِيَهٍ، فَصَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاَتْمِمْ عَلَىَّ نِعْمَتَكَ وَخَيْرَكَ‏

و تندرستى پس درود فرست بر محمد و آلش و تمام كن بر من نعمت و خير و

وَبَرَكاتِكَ، وَعافِيَتِكَ بِنَجاهٍ مِنَ الْنَّارِ، وَارْزُقْنِى‏ شُكْرَكَ وَعافِيَتَكَ‏

بركات و عافيتت را به رهايى از آتش و روزيم كن سپاسگزارى و عافيت‏

وَفَضْلَكَ، وَكَرامَتَكَ اَبَداً ما اَبْقَيْتَنِى‏، اَللّهُمَّ بِنُورِكَ اهْتَدَيْتُ، وَبِفَضْلِكَ‏

و فضل و بزرگواريت را هميشه تا زنده‏ام دارى خدايا به نور تو راه يافتم و به فضل تو

اسْتَغْنَيْتُ، وَبِنِعْمَتِكَ اَصْبَحْتُ وَاَمْسَيْتُ، اَللّهُمَّ اِنّى‏ اُشْهِدُكَ وَكَفى‏ بِكَ‏

بى‏نيازى جستم و به نعمت تو روز و شبم را گذراندم خدايا من تو را گواه مى‏گيرم و گواهى تو بس است‏

شَهِيداً، وَاُشْهِدُ مَلائِكَتَكَ واَنْبِيآئَكَ وَرُسُلَكَ، وَحَمَلَهَ عَرْشِكَ وَسُكَّانَ‏

و گواه گيرم فرشتگان و پيمبران و رسولانت را و حاملان عرشت را و ساكنان‏

سَمواتِكَ وَاَرْضِكَ، وَجَميعَ خَلْقِكَ، بِاَنَّكَ اَنْتَ اللَّهُ لااِلهَ إلاَّ اَنْتَ، وَحْدَكَ‏

آسمانها و زمينت و همه خلق تو را كه تويى خدايى كه معبودى جز تو نيست يگانه‏اى كه

لاشَرِيكَ لَكَ، واَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى‏اللَّهُ‏عَلَيْهِ‏وَآلِهِ عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ، وَاَنَّكَ عَلى‏

شريك ندارى و اينكه محمد صلى الله عليه و آله بنده و رسول تو است و به اينكه تو

كُلِّشَى‏ءٍ قَدِيرٌ، تُحْيى‏ وَتُميتُ، وَتُميتُ وَتُحْيى‏، وَاَشْهَدُ اَنَّ الْجَنَّهَ حَقٌّ،

بر هر چيز توانايى زنده مى‏كنى و مى‏ميرانى و مى‏ميرانى و زنده مى‏كنى و گواهى دهم كه بهشت حق است‏

وَاَنَّ الْنَّارَ حَقٌّ، وَالنُّشُورَ حَقٌّ، وَالْسَّاعَهَ اتِيَهٌ لا رَيْبَ فيهَا، وَاَنَّ اللَّهَ‏

و آتش دوزخ حق است و روز رستاخيز حق است و قيامت مسلماً خواهد آمد و شكى در آن نيست و حتماً خداوند

يَبْعَثُ مَنْ فِى‏القُبُورِ، وَاَشْهَدُ اَنَّ عَلِىَ‏بْنَ‏اَبيطالِبٍ اَميرُ الْمُؤْمِنينَ حَقّاً حَقّاً، وَاَنَ‏

كسانى را كه در گورها خفته‏اند برمى‏انگيزد و گواهى دهم كه على‏بن‏ابيطالب‏برحق‏اميرمؤمنان‏است‏و البته برحق است و براستى‏

الْأَئِمَّهَ مِنْ وُلْدِهِ هُمُ الْأَئمَّهُ الهُداهُ الْمَهْدِيُّونَ غَيْرُ الضَّآلّينَ وَلاَالْمُضِلِّينَ،

پيشوايان از فرزندان او آنهايند امامان راهنماى راه يافته كه نه گمراهند و نه گمراه شده‏

وَاَنَّهُمْ اَوْلِيآئُكَ الْمُصْطَفَوْنَ، وَحِزْبُكَ الْغالِبُونَ، وَصِفْوَتُكَ وَخِيَرَتُكَ‏

و (گواهى دهم كه) آنهايند دوستان برگزيده‏ات و حزب پيروزت و انتخاب شدگان و بهترين خلق

مِنْ خَلْقِكَ، وَنُجَبآئُكَ الَّذِينَ انْتَجَبْتَهُمْ لِدينِكَ وَاخْتَصَصْتَهُمْ مِنْ خَلْقِكَ‏

تو و برگزيدگانى كه آنان‏را براى دين خود برگزيدى و از ميان خلق خود

واصْطَفْيَتَهُمْ عَلى‏ عِبادِكَ، وَجَعَلْتَهُمْ حُجَّهً عَلَى العالَمينَ، صَلَواتُكَ‏

مخصوصشان ساختى و بر بندگانت برگزيدى و آنها را بر جهانيان حجت قرار دادى درودهاى تو بر ايشان و

عَلَيْهِمْ والسَّلامُ وَرَحْمهُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ، اَللّهُمَّ اكْتُبْ لى‏ هذِهِ الشَّهادَهَ عِنْدَكَ،

سلام و رحمت خدا و بركاتش بر آنها باد خدايا بنويس برايم اين گواهى را نزد خود

حَتّى‏ تُلِقِّنَنيها يَوْمَ الْقِيمَهِ وَاَنْتَ عَنّى‏ راضٍ، اِنَّكَ عَلى‏ ما تَشآءُ قَديرٌ،

تا اينكه در روز قيامت آن‏را بر زبانم جارى كنى در حالى كه تو از من خوشنود باشى زيرا تو بر هرچه بخواهى توانايى‏

اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمدُ حَمْداً يَصْعَدُ اَوَّلُهُ، وَلا يَنْفَدُ اخِرُهُ، اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمدُ

خداياستايش خاص تو است ستايشى كه آغازش بالا رودوانجامش‏پايان‏نداشته‏باشدخداياستايش‏خاص‏تواست ستايشى‏

حَمْداً تَضَعُ لَكَ السَّمآءُ كَنَفَيْها، وَتُسَبِّحُ لَكَ الْأَرْضُ وَمَنْ عَلَيْها، اَللّهُمَّ لَكَ‏

كه آسمان براى تو دو بال خويش فرو نهد و زمين و آنچه بر آن است زبان به تسبيحت گشايد خدايا خاص تو است‏

الْحَمْدُ حَمْداًسَرْمَداًاَبَداً لاَانْقِطاعَ لَهُ وَلانَفادَ، وَلَكَ‏يَنْبَغى‏وَاِلَيْكَ‏يَنْتَهى‏، فِىَ‏

ستايش، ستايشى دائمى و هميشگى و بى‏پايان و زوال‏ناپذير و ستايشى كه سزاوار تو باشد وبسوى‏تومنتهى‏گرددودر دل من‏

وَعَلَىَّ وَلَدَىَّ وَمَعى‏ وَقَبْلى‏ وَبَعْدى‏ وَاَمامِى‏ وَفَوْقى‏ وَتَحْتى‏، وَاِذامِتُّ وَبَقيتُ‏

و بر تن من و در پيش من و با من و پيش از من و پس از من و پيش رو و بالاى سرم و زير پايم و چون مُردم و تك و

فَرْداً وَحيداً ثُمَّ فَنيتُ، وَلَكَ الْحَمْدُ اِذا نُشِرْتُ‏وَبُعِثْتُ يا مَوْلاىَ، اَللّهُمَ‏

تنها ماندم و سپس فانى شدم و در هر حال ستايشت كنم‏وخاص تو است ستايش‏هنگامى‏كه‏دوباره‏زنده‏وبرانگيخته‏شوم‏اى‏مولاى‏من خدايا

وَلَكَ الْحَمْدُ وَلَكَ الشُّكْرُ بِجَميعِ مَحامِدِكَ كُلِّها، عَلى‏ جَميعِ نَعْمآئِكَ كُلِّها،

و از آن تو است ستايش و براى تو است سپاسگزارى به تمام انواع حمد و ستايشت همگى، بر تمام نعمتهايت همگى‏

حَتّى‏ يَنْتَهِىَ الْحَمْدُ اِلى‏ ما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضى‏، اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ كُلِ‏

تا برسد ستايش بدانجا كه تو دوست دارى پروردگارا و خوشنود گردى، خدايا مخصوص تو است ستايش بر هر

اَكْلَهٍ وَشَربَهٍ وَبَطْشَهٍ وَقَبْضَهٍ وَبَسْطَهٍ، وَفى‏ كُلِّ مَوْضِعِ شَعْرَهٍ، اَللّهُمَّ لَكَ‏

لقمه و هر جرعه و هر حمله كردن و هر بستن و گشودنى و بر هر جاى مويى خدايا ستايش

الْحَمْدُ حَمْداً خالِداً مَعَ خُلُودِكَ، ولَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لا مُنْتَهى‏ لَهُ دُونَ‏

از آن تو است ستايشى جاويدان به جاويدانى ذاتت و خاص تواست ستايش ستايشى كه در نزد علم تو انتهايى برايش نباشد

عِلْمِكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لا اَمَدَ لَهُ دُونَ مَشِيَّتِكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لا اَجْرَ

و ستايش از آن تو است ستايشى كه پيش مشيت تو پايانى ندارد و از آن تو است حمد، حمدى كه براى‏

لِقآئِلِهِ اِلاَّرِضاكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى‏ حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ

گوينده‏اش جز رضاى تو پاداش نباشد و خاص تو است ستايش بر بردباريت از پس علم و دانشت و براى تو است ستايش‏

عَلى‏ عَفِْوكَ بَعْدَ قُدرَتِكَ، وَلَكَ‏الْحَمْدُ باعِثَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ وارِثَ الْحَمْدِ،

بر گذشتت از پس قدرت و تواناييت و براى تو است‏حمدكه‏باعث‏حمدى‏وبراى‏تواست‏ستايش‏كه‏وارث‏آنى‏و براى تو است حمد

ولَكَ الْحَمْدُ بَديعَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ مُنْتَهَى الْحَمْدِ، وَلَكَ الحَمْدُ مُبتَدِعَ‏

كه پديده آورنده حمدى و براى تو است حمد كه انتهاى آنى و براى تو است حمد كه خود سازنده حمدى‏

الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ مُشْتَرِىَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ وَلِىَّ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ

و براى تو است ستايش كه خريدار آنى و براى تو است حمد كه سرپرست آنى و براى تواست ستايش‏

قَديمَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ صادِقَ الْوَعْدِ، وَفِىَّ الْعَهْدِ، عَزيزَ الجُنْدِ، قآئِمَ‏

اى ديرينه ستايش و خاص تو است حمد اى كه وعده‏ات راست و به پيمانت وفادارى لشكرت پيروزمند و مجد و عظمتت‏

الْمَجْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ رَفيعَ الدَّرَجاتِ، مُجيبَ الدَّعَواتِ، مُنزِلَ الْأياتِ‏

استوار است و ستايش خاص تو است اى والا درجات و پاسخ دهنده دعاها و فرو فرستنده آيات‏

مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَمواتٍ، عَظيمَ الْبَرَكاتِ، مُخْرِجَ النُّورِ مِنَ الظُّلُماتِ،

از بالاى هفت آسمان، و اى خداى بزرگ بركات و برون آرنده نور از ظلمات (وتاريكيها)

ومُخْرِجَ مَنْ فِى الظُّلُماتِ اِلىَ النُّورِ، مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ حَسَناتٍ، وَجاعِلَ‏

و برون آرنده مبتلايان به تاريكيها را به روشنى و نور و اى تبديل كننده بديها به خوبيها و قراردهنده‏

الْحَسَناتِ دَرَجاتٍ، اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ غافِرَ الذَّنْبِ، وَقابِلَ التَّوْبِ، شَديدِ

خوبيها را درجه خدايا حمد مخصوص تو است كه آمرزنده گناه و توبه پذير و سخت‏

الْعِقابِ ذَاالطَّوْلِ، لا اِلهَ الاَّ اَنْتَ اِلَيْكَ الْمَصيرُ، اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ فِى الَّليْلِ‏

كيفر و صاحب بخشش و احسانى معبودى نيست جز تو و بسوى تو است بازگشت خدايا از آن تو است ستايش در شب‏

اِذا يَغْشى‏، وَلَكَ الْحَمْدُ فِى النَّهارِ اِذا تَجَلّى‏، وَلَكَ الْحَمْدُ فِى الْأخِرَهِ

هنگامى كه سياهيش فرا گيرد و براى تو است ستايش در روز هنگامى كه روشن گردد و براى تو است ستايش در انجام و آغاز

وَالْأُولى‏، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ كُلِّ نَجْمٍ وَمَلَكٍ فِى السَّمآءِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ

و براى تو است ستايش به عدد هر ستاره و فرشته‏اى كه در آسمان است و براى تو است حمد به عدد

الثَّرى‏ وَالْحَصى‏ وَالنَّوى‏، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما فى‏ جَوِّ السَّمآءِ، وَلَكَ الْحَمْدُ

خاك و سنگ‏ريزه و هسته‏ها و براى تو است ستايش به شماره آنچه در ميان آسمان است و براى تو است ستايش به‏

عَدَدَ ما فى‏ جَوْفِ الأَرْضِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ اَوْزانِ مِياهِ الْبِحارِ، وَلَكَ‏

عدد آنچه در دل زمين است و براى تو است ستايش به عدد وزن آب درياها و براى تو است‏

الْحَمْدُ عَدَدَ اَوْراقِ الْأَشْجارِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما عَلى‏ وَجْهِ الْأَرْضِ، وَلَكَ‏

حمد به شماره برگ درختان و براى تو است ستايش به شماره آنچه در روى زمين است و براى تو است‏

اَلْحَمْدُ عَدَدَ ما اَحْصى‏ كِتابُكَ، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ، وَلَكَ‏

ستايش به شماره آنچه كتاب تو آن‏را برشمرده و براى تو است حمد به عدد آنچه علم‏ودانشت‏بدان احاطه دارد وبراى تو است‏

الْحَمْدُ عَدَدَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ، وَالْهَوامِّ وَالطَّيْرِ وَالْبَهآئِمِ والسِّباعِ، حَمْداً كَثيراً

ستايش به عدد انس و جن و خزندگان و پرندگان و چرندگان و درندگان ستايشى بسيار

طَيِّباً مُباركاً فِيهِ، كَما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضى‏، وَكَما يَنْبَغى‏ لِكَرَمِ وَجْهِكَ وَعِزِّ

و پاكيزه و بابركت چنانچه دلخواه تو است اى پروردگار و چنانچه بپسندى و آنچنانكه سزاوار ذات بزرگوار و شوكت‏

جَلالِكَ پس مى‏گوئى ده مرتبه: لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ‏

جلال تو است * معبودى نيست جز خداى يكتا كه شريكى ندارد و او را است فرمانروايى و خاص او است‏

الْحَمْدُ، وَهُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ، و ده مرتبه لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ‏

ستايش‏واواست‏دقيق‏وكاردان * معبودى‏نيست‏جزخداى‏يكتاكه‏شريكى‏نداردواورااست‏فرمانروايى‏وستايش‏مخصوص‏

الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيى‏ وَيُميتُ، ويُميتُ وَيُحْيى‏، وَهُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ،

او است كه زنده كند و بميراند و بميراند و زنده كند و او است زنده‏اى كه نميرد

بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى‏ كُلِّشَى‏ءٍ قَديرٌ، و ده مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى‏ لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ

همه نيكيها بدست او است و او بر همه چيز توانا است، * آمرزش خواهم از خدايى كه معبودى جز او نيست و

الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ، و ده مرتبه يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ. و ده مرتبه يا رَحْمنُ يا رَحْمنُ،

زنده و پاينده است و بسويش بازگشت كنم، * اى خدا اى خدا * اى بخشاينده، اى بخشاينده‏

وده‏مرتبه‏يارَحيمُ يارَحيمُ. و ده مرتبه يابَديعَ‏السَّمواتِ‏وَالْأَرْضِ،وده‏مرتبه يا ذَاالْجَلالِ‏

* اى مهربان اى مهربان * اى پديد آورنده آسمانها و زمين، * اى صاحب جلال‏

وَالْإِكْرامِ. و ده مرتبه يا حَنَّانُ يا مَنَّانُ، و ده مرتبه ياحىُّ ياقَيُّومُ. و ده مرتبه يا حَىُّ لا

و بزرگوارى * اى مهرورز نعمت ده، *اى زنده و پاينده، *اى زنده‏اى‏

اِلهَ اِلاَّاَنْتَ، وده‏مرتبه يااَللَّهُ يا لااِلهَ‏اِلاَّاَنْتَ و ده مرتبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ،

كه معبودى جز تو نيست، * اى‏خدايى كه جز تو معبودى نيست، * بنام خداى بخشاينده مهربان *

و ده مرتبه اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، و ده مرتبه اَللّهُمَّ افْعَلْ بى‏ ما

خدايا درود فرست بر محمد و آلش * خدايا انجام ده درباره من آنچه‏

اَنْتَ اَهْلُهُ، و ده مرتبه امينَ امينَ، و ده مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ، پس‏مى‏گويى: اَللَّهُمَّ اصْنَعْ‏

را تو سزاوار آنى * به اجابت رسان * بگو او خداى يكتا است، * خدايا با من كن‏

بى‏ ما اَنتَ اَهْلُهُ، وَلا تَصْنَعْ بى‏ ما اَنَا اَهْلُهُ، فَاِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوى‏ وَاَهْلُ‏

آنچه را تو شايسته آنى و مكن با من آنچه را من شايسته آنم زيرا كه تو البته شايسته پرهيزكارى هستى و اهل‏

الْمَغْفِرَهِ، وَاَنَا اَهْلُ الذُّنُوبِ وَالْخَطايا، فَارْحَمْنى‏ يا مَوْلاىَ وَاَنْتَ اَرْحَمُ‏

آمرزشى و من اهل گناهان و خطاها هستم پس به من رحم كن اى مولاى من و تويى مهربانترين‏

الرَّاحِمينَ، و نيز ده مرتبه مى‏گوئى لاحَوْلَ وَلاقُوَّهَ اِلاَّبِاللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِ‏

مهربانان * جنبش و نيرويى نيست جز به خدا، توكل بر خداى زنده‏اى‏

الَّذى‏ لا يَمُوتُ، وَالْحَمْدُللَّهِ الَّذى‏ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فى‏

كه نميرد و ستايش خاص خدايى است كه فرزندى نگرفته و شريكى در

الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبيراً.

فرمانروايى ندارد و او را دوستى براى رفع مذلت نيست و بزرگش شمار كامل و بسيار

شيخ عباس قمي- مفاتيح الجنان

/ 1