توبه نصوح
كاملترين «توبه»اي كه قرآن كريم بيان داشته توبه نصوح است: «توبوا إلي اللهِ تَوبَهً نَصوحاً»[12]اما «توبه نصوح» چگونه است؟
احاديث و اقوالي را كه در اين باره وارد شده، مورد توجه قرار مي دهيم:1 . امام كاظم ـ عليه السلام ـ فرمود: «أن يَتوبَ العَبدُ، ثُمَّ لا يَرجِعَ فيه...»[13]اينكه بنده توبه كند،سپس به گناهش برنگردد(ومرتكب ان نشود)2 . امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «هو أن يَتوبَ الرّجُلُ مِن ذَنبٍ، و يَنويَ أن لا يَعودَ إليهِ أبَداً.»[14]اينكه مرد از گناه توبه كند ودرنيت داشته باشد كه هرگز به سوي ان گناه بر نگردد3 . علامه طبرسي مي نويسد: «توبه نصوح، توبه اي است كه فقط به خاطر رضاي خدا صورت گيرد»[15]4 . طبق روايت ابن عباس، معاذ بن جَبل معناي توبه نصوح را از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ سؤال كرد؛ آن حضرت فرمود:
«أن يَتوبَ التّائبُ، ثمَّ يَرجِعَ في ذَنبٍ، كما لايَعودَ اللَّبَنُ إلَي الضَّرعِ»[16]
(توبه نصوح) اين است كه شخص گناهكار، پس از توبه به گناه باز نگردد همانطور كه شير به پستان برنمي گردد.5 . نصوح، از «نَصَح» به معناي نصيحت و خيرخواهي است و منظور از «توبه نصوح» توبه اي است كه توبه كننده در راه خير و صلاح خويش قدم گذارد،به گونه اي كه عمل او موجب عبرت و پندپذيري ديگران هم گردد.[17]6 . نصوح، از نصاحهُ الثّوب، يعني خيّاطي لباس گرفته شده؛ همان طور كه خيّاط با عمل خود پارگي لباس را ترميم مي كند، بريدگي آن را به هم وصل مي گرداند و سستي آن را محكم و استوار مي سازد، كسي هم كه توبه مي كند، گسيختگي ايمان خود را ترميم مي كند، بريدگي و جدايي خود از خدا و اولياي او را كه به وسيله گناه به وجود آمده، مرتبط و متّصل مي نمايد و سستي دين خود را با اطاعت و عبادت، به قوام مي رساند.[18]7 . سعيد بن جُبَير، گفته: توبه نصوح، آن است كه انسان، گناه را پيوسته مدّ نظر داشته و ديگر آن را مرتكب نشود[19] و با استغفار به زبان، پشيماني با قلب و خودداري اعضا و جوارح بدن از گناه، تحقق يابد.[20]9 . كلبي گفته: توبه نصوح توبه قبول شده است و قبولي آن تحقق نمي يابد، مگر اينكه در آن، ترس از عدم قبولي، اميد به قبولي و اطاعت پيوسته وجود داشته باشد.[21]10 . امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ در پاسخ به نامه «احمد بن هلال» در تفسير «توبه نصوح» نوشته است:«أن يَكونَ الباطِنُ كالظّاهرِ و أفضَلَ مِن ذلكَ»[22]توبه نصوح، توبه اي است كه ظاهر و باطن انسان گناهكار، از گناه پاك گردد، بلكه باطن بهتر و پاكتر از ظاهر شود.آري، چنين توبه اي، با خصوصيات و شرايطي كه بيان شد، توبه واقعيِ مطابق با موازين شرعي است؛ درباره همين توبه است كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «التّائبُ مِن الذّنبِ، كَمن لا ذَنبَ له...»[23]
«توبه كننده از گناه مانند كسي است كه گناه نكرده»با توجه به مزاياي توبه و بازگشت از گناه به سوي خدا، و با توجه به اينكه امام صادق ـ عليه السلام ـ درباره نخستين زيان گناه فرموده: «إذا أذنَبَ الرّجُلُ، خَرَجَ في قلبِهِ نُكتَهٌ سوداءُ...»[24] گناه موجب سياهي و قساوت قلب مي گردد، طبق آيات قرآن و احاديث فراوان، فقهاي عظام، فتوا به وجوب توبه داده و حتي وجوب توبه را از لحاظ نقل و عقل «وجوب فوري» دانسته اند.[25]
[1] . توضيح المسائل، امام خميني(ره).[2] . ثواب الاعمال، ص 158 ـ بحارالانوار، ج 6، ص 28.[3] . گلستان سعدي، ديباچه، ص 5.[4] . اصول كافي، ج 2، ص 443.[5] . بحارالانوار، ج 72، ص 415.[6] . بحارالانوار، 67، ص 71.[7] . اصول كافي، ج 2، ص 331.[8] . اصول كافي، ج 2، ص 443 ـ بحارالانوار، ج 6، ص 29.[9] . مثنوي معنوي، دفتر اول، بيت 215.[10] . خصال صدوق، ص 448 ـ اصول كافي، ج 2، ص 45 ـ بحارالانوار،ج 22، ص 351.[11] . غررالحكم، ج 1، ص 373.[12] . تحريم، 8.[13] . بحارالانوار، ج 6، ص 20.[14] . كافي، ج 2، ص 432 ـ معاني الاخبار، ص 169.[15] . مجمع البيان، ج 10، ص 318.[16] . همان.[17] . مجمع البيان، ج 10، ص 318 ـ منهج الصّادقين، ج 10، ص 342.[18] . همان[19] . همان.[20] . مجمع البيان، ج 6، ص 20.[21] . همان.[22] . بحارالانوار، ج 6، ص 22.[23] . اصول كافي، ج 2، ص 435.[24] . بحارالانوار، ج 70،ص 327.[25] . شرح تجريد، المسأله الحاديه عشر، ص 331.