5 . شرط ايمان - ایمان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ایمان - نسخه متنی

احمد ديلمي، مسعود آذربايجاني

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

5 . شرط ايمان

براساس آنچه در قرآن و روايات وارد شده است، انجام عمل نيك عمده ترين شرط ايمان است. در بسياري از آيات قرآن، ايمان در كنار عمل نيكو مطرح شده است و در اكثر آنها بلافاصله پس از ايمان، علم صالح و پسنديده مطرح شده است. اگرچه عمل نيك از عناصر گوهرين ايمان نيست، ولي ايمان بدون عمل نيكو، سود و بهره مطلوب را در پي نخواهد داشت. بنابراين انجام عمل شايسته را مي توان شرط بهره وري ايمان دانست. در قرآن كريم آمده است:

« وَ أَمَّا مَنْ أمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْرا. »

و اما هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند، پاداشي (هرچه) نيكوتر خواهد داشت، و به فرمان خود،‌او را به كاري آسان وا خواهيم داشت.[5]

قرآن ادعاي مؤمن بودن را بدون عمل نيك، ادعايي دروغين مي داند:

« وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّي فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ. »

و مي گويند: «به خدا و پيامبر (او) گرويديم و اطاعت كرديم.»

آنگاه دسته اي از ايشان پس از اين (اقرار) روي بر مي گردانند، و آنان مؤمن نيستند.[6]

امام علي ـ عليه السّلام ـ نيز با همين بيان مي فرمايد:

«كسي كه به دستورات الهي عمل كند، فقط او است كه مؤمن است.»[7]

بنابراين از نظرگاه اخلاق اسلامي ادّعاي ايمان بدون پايبندي به دستورات الهي، گزاف و دورغين است؛ مگر آنكه فرد مؤمن قدرت و فرصت عمل را نداشته باشد.

6 . اسباب ايمان

در متون ديني از عوامل مختلفي به عنوان موجبات پيدايش، ثبات و كمال ايمان نام برده شده است. بخشي از آنها ماهيت معرفتي دارند؛ مانند علم، عقل و فقاهت در دين كه مقدمات نظري ايمان را فراهم مي سازند و در علم كلام فراهم مي آيند. دسته اي ديگر نوعي صفت و ملكه نفساني هستند؛ مانند تقوا، دوستي و دشمني در راه خدا، صبر،‌حلم، توكّل، رضا و ... .

پاره اي نيز مربوط به حوزه رفتار آدمي اند؛ مانند انفاق، اهتمام به نماز، احسان به ديگران، خودداري از گناهان و ... .

اين كه معارف نظري خاص ـ مانند فقاهت در دين، صفات مختلف نفساني و اعمال و رفتارهاي شخصي انسان ـ مي تواند در ايمان آفريني و تثبيت و تكميل آن مؤثر باشد، منافاتي با اين حقيقت ندارد كه ايمان به نوبه خود زمينه انجام عمل صالح را فراهم مي‌آورد و موجبات پيدايش بسياري از صفات و ملكات نيكوي نفساني است، و حتي باعث پيدايش برخي معارف نظري در انسان مي گردد؛ زيرا ميان حوزه هاي سه گانه وجود آدمي، تأثير و تأثر متقابل برقرار است. بنابراين ايمان به عنوان يك حالت نفساني روشنگر، هم بر روي حوزه هاي ديگر تأثير مي گذارد و هم از آنها تأثير مي پذيرد.

/ 9