مجلسي و تأويل روايات
چکيده
نويسنده : فقهي زاده، عبدالهادي*تأمل«دربيان»هاي توضيحي علامه محمّدباقر مجلسي ذيل پارهاي ازروايات بحارالانوار، حاکي از نصّ گرايي و پايبندي او به متون و احاديث و دوري جستن از تأويلات مخالف ظاهر است.وي مبتني بر مفاد دستهاي از روايات، بر ضرورت تمسّک به نصوص روايي و تسليم در برابر اخبار، تأکيد کرده است و با همين نگرش، در مواضعي از بحار الانوار، در قبال بعضي از تأويلهاي عالمان پيشين حسّاسيّت نشان داده و از اين رو، گاه به نقد آنها پرداخته است؛بر اين اساس، در مواردي، براي پرهيز از نسبت دادن روايتي متعبر به ضعف و سستي-عليرغم ملاحظه مشکلي مفهومي در آن-به مخفي بودن جهت صدور روايت تصريح کرده و خود به بيان احتمالي در اين باره پرداخته و در حقيقت از اين رهگذر، از ورود به حوزه طرد و انکار روايات اجتناب ورزيده است؛جالب اينکه مؤلف بحار الانوار، به ذو وجوه بودن و بطن داشتن و عدم امکان فهم همه سخنان معصومان(ع) معتقد است و التزام به اين باورهاي خطير را منافي اعتقاد به لزوم احتراز از تأويلات مخالف ظاهر نميشناسد.مجلسي درعين حال، در حوضهاي تنگ و کم دامنه، طبعا منطق با ديدگاههاي کلامي مورد قبول خود يا ملهم از پارهاي ديگر از روايات، عملا به تأويل و توجيه روايات روي آورده و از اين طريق، ضمنا پردهاي از نگرش اجتهادي خويش را در شرح، قبول يا ردّ روايات بحار الانوار آشکار ساخته است.واژگان کليدي:بحار الانوار، تأويل روايات ، علامه مجلسي ، فقهالحديث.(*)استاديار دانشگاه تهران feghhizadeh48@yahoo.comاسلام پژوهي » شماره 2 (صفحه 82)مقدمه
«تأويل»از ماده «أول»و در لغت به معناي باز گرداندن است؛چنان که راغب اصفهاني در اين باره مينويسد:«التأويل من الأول أي الرجوع اليالأصل و منهالموئل للموضع الذي يرجع اليه»(راغب اصفهاني، 31)اين واژه در آيه«وأوفواالکيل اذا کلتم و زنوا بالقسطاس المستقيم ذلک خير و أحسن تأويلا»(اسراء:35) 1 به همين معنا به کار رفته؛حال آنکه در آيه«يا أبت هذا تأويل رؤياي من قبل»(يوسف:100) 2 درمعناي «تعبير خواب»است که شناخت پيوند معنايي ميان آنها طبعا دشوار نيست؛زيرا تعبير خواب، مرجع و مآل خواب است.در اين گونه موارد، اختلاف و تعارضي وجود ندارد.آنچه معرکه آراي دانشمندان واقع شده آيه هفتم ازسوره آلعمران و امثال آن است که «تأويل»در آنها به معناي ديگري به کار رفته و رنگ و بوي اصطلاحي خاص يافته است؛ به ويژه آنکه در آن تصريح شده است که«تأويل»متشابهات راجز خدا نميداند:«و ما يعلم تأويله الاّاللّه».برخي آن را تحقّق خارجي وعيني معاني دانستهاند(اما التأويل في عرف السف فله معنيان:احدهما ما يرادف...و الثاني نفس المراد بالکلام؛ر.ک.معرفت، 30/1 نقل از مجموعه دوم رسائل ابن تيميّه/10)پارهاي ديگر معتقدند که تأويل، همان حقيقت واقعي است که عموم بيانات قرآن به آن متکي است و از قبيل الفاظ نيست و به آيات متشابه نيز اختصاص ندارد(ان الحق في تفسيرالتأويل أنه الحقيقة الواقعيّة التي تستند اليها البيانات القرآنية من حکم أو مؤعظة أو حکمة و أنه موجودلجميع الآيات القرآنيه:محکمها و متشابها و أنه ليس من قبيل المفاهيم المدلول عليها بالألفاظ:بل هي من الأمور العينيّة المتعالية من أن يحيط بها شبکات الالفاظ)؛ر.ک.طباطبائي، الميزان، 3/49).(1).هرگاه پيمانه ميکنيد آن را تمام دهيد و با ترازوي درست وزن کنيد که اين بهتر و بازگرداندن(فرجام)آن نيکوتراست.(2).اين تعبير خواب پيشين من است؛در مجمعالبيان ذيل اين آيه آمده است:«اي هذا تفسير رؤياي و تصديق رؤياي التي رأيتها»(طبرسي، 5/406)اسلام پژوهي شماره 2 (صفحه 83)