نگين قم
فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ آن درّ گرانبهاي سلاله رسول اكرم (ص)، صاحب سيرت زهراي مرضيّه، شهر مقدس قم، وادي خشك و سوزان و ديار سكون و سكوت را شكوهي بيپايان و عظمتي كم نظير بخشيده و از نسيم بهشتي به آن دميده است و دلهاي دلباختگان اهل بيت عصمت و طهارت را مجذوب اين شهر ساخته است؛ به طرزي كه همه روزه هزاران عاشق دل سوخته، از هر شهر و ديار و كوي و برزن بر آن ضريح درخشان نقره فام، به عنوان نشاني از كوي دوست، بوسه ميزنند و شميم بهشتي قبر پنهان زهراي مرضيّه را از آن استشمام ميكنند.حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ دختر امام موسي بن جعفر (ع) ، خواهر امام رضا (ع) ، عمّه اما جواد (ع) ، نام مادرش نجمه است.[1] اگر چه نامهاي ديگري را نيز براي مادر بزگوارش شمردهاند.[2] تاريخ ولادت و عمر شريف آن مخدّره خيلي روشن نيست؛ لكن به نظر برخي از تاريخ نويسان تولد ايشان در سال 173 يا 183 در مدينه منوّره واقع شده است.[3]مرحوم حاج شيخ عباس قمي (ره) ميگويد: افضل دختران امام موسي (ع) سيده جليله معظمه ، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است كه مزار شريفاش در بلده طيّبه قم است داراي قبّه عاليه و ضريح و صحنهاي متعدد و خدمه بسيار و موقوفات است و روشني چشم اهل قم و ملاذ و معاذ عامه خلق است.[4]امام صادق (ع) فرمود: بدانيد قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، بانويي از فرزندان من در اين شهر وفات ميكند كه نام او فاطمه دختر موسي (ع) است و شيعيان در روز قيامت به شفاعت او روانه بهشت ميشوند.[5] و نيز فرمودهند: شهر قم، حرم ماست بانويي از فرزندان من در آن شهر مدفون ميشود به نام فاطمه هر كس او را زيارت كند بهشت بر او واجب ميشود.[6] امام رضا (ع) به يكي از ياران خود فرمودند: اي سعد! در شهر شما براي ما آرامگاهي است گفتم فدايت شوم قبر فاطمه دختر موسي (ع)؟ فرمود: آري هر كس آن بانو را با معرفت به حقش زيارت كند سزاوار بهشت گردد.[7] بيشتر القاب آن مخدّره همان القاب حضرت زهر ـ سلام الله عليها ـ ميباشد معصومه، رضيه، مرضيّه، نقيّه، تقيّه، طاهره، صديقه، حميده، سيده، رشيده، بِرّه، اخت الرّضا، ....[8]ب ـ علت سفر آن حضرت
مأمون در سال 200 هـ. ق. امام رضا (ع) را به مرو فرا خواند. حضرت فاطمه معصومه ـ عليها السّلام ـ سال 201 به دنبال امام (ع) حركت كرد وقتي به ساوه رسيد مريضه شد. سؤال فرمود: «تا قم چقدر راه است؟» گفتند: 10 فرسخ. فرمود: مرا به قم برسانيد. او را به قم رسانيدند. اشراف قم و در پيشاپيش آنها موسي بن خزرج به استقبال آن بيبي آمدند وقتي به حضور آن حضرت رسيدند موسي بن خزرج زمام ناقه آن حضرت را گرفت و تا منزل خود رسانيد.[9] نقل شده حضرت رضا (ع) نامهاي خطاب به خواهر گرامياش فاطمه معصومه مرقوم فرمود و آن را توسط يكي از غلامانش به مدينه منوره ارسال فرموده است. امام به غلامش دستور داد كه در هيچ منزلي توقف نكند تا در اندك زمان ممكن ان نوشته را به مدينه طيبه برساند. آن گاه نشاني خانه موسي بن جعفر (ع) را بيان فرمود تا از كسي نشاني نپرسد.غلام خود را به مدينه منوّره رسانيد و نامه امام هشتم را به خدمت حضرت معصومه ـ عليها السّلام ـ تسليم نمود. حضرت معصومه ـ عليها سلام ـ به مجرد رسيدن نامه برادرش، خود را آماده سفر نمود.[10] نقل شده: وقتي به ساوه رسيدند عدّهاي از دشمنان اهل بيت با اشاره مأمون عباسي راه را بر آنان بستند و در يك درگيري نابرابر، همه برادران و تقريباً اكثر مردان همراه كاروان حضرت را به شهادت رساندند و حضرت معصومه از شدت تأثّر و تألمات و بنابر قولي در اثر مسموميّت به سختي بيمار گشتند به نحوي كه ادامه سفر بر ايشان ناممكن گرديد.[11]
آن بزرگوار روز 23 ربيع الاول وارد قم شد 17 روز در خانه موسي خزرج با حال رنجور به عبادت پرداخت و سرانجام روز دهم ربيع الثاني 201 هـ. ق پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن گردد، در ديار غربت در ميان اندوه فراوان، جان به جان آفرين تسليم و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشانيد.[12] وقتي فاطمه معصومه از دنيا رفت او را غسل و كفن كردند به مقبره «بابلان» بردند در سردابي كه برايش آماده شده بود گذاشتند، آل سعد متحيّر بودند كه چه كسي او را در قبر بگذارد. متّفق شدندكه پيرمرد پرهيزگاري به نام قادر او را دفن كند. وقتي كسي را به دنبال او فرستادند ديدند دو نفر از جانب ريگزار با صورت نقابدار ميآيند نزديك رسيده پياده شدند و بر جنازه حضرت نماز خواندند و وارد سرداب شده، جنازه را دفن كردند، از سرداب بيرون آمده بيآنكه با كسي سخني بگويند سوار شده و رفتند و كسي آنها را نشناخت.[13]
ج ـ گوشهاي از كرامات حضرت
آقاي سيد عبدالرحيم نقل كرده شبي در خواب ديدم در قبرستان بزرگ قم، جمعيت زيادي آمده و شخص بزرگواري از زير بازارچه سواربر اسبي بيرون آمد و شخص ديگري عقب او. ناگهان شنيدم كسي ميگفت: او حضرت حجّت (ع) است حضرت بر در صحن حضرت معصومه تشريف آورده پياده شدند و ارد حرم گرديدند من نيز به دنبال آن حضرت وارد حرم شدم و غير از من كسي در حرم نبود امام (ع) بالاي سر حضرت معصومه تشريف آورده مشغول زيارت شدند پس از زيارت از حرم خارج شده رفتند.[14]مرحوم ملاصدرا كه نوشتههاي او، از نظر فلسفي يك شاهكار علمي به حساب ميآيد فرمود: وقتي شبههاي براي من پيش ميآمد كنار قبر حضرت معصومه (ع) ميآمدم و استمداد ميكردم و شبهه فلسفي من حل ميشد.[15]از آيت الله العظمي مرعشي نجفي نقل شده: كه پدرش در عالم مكاشفه حضرت علي (ع) را ديده بود پرسيده بود قبر حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ كجاست. حضرت فرموده بود، من نميتوانم برخلاف وصيّت آن حضرت، قبر او را آشكار كنم. عرض ميكند پس هنگام زيارت چه كنم؟ علي (ع) فرموده بود: خداوند جلال و جبروت حضرت فاطمه زاهرا ـ عليها السّلام ـ را به فاطمه معصومه ـ عليها السّلام ـ عنايت فرموده است. هر كس بخواهد ثواب زيارت حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ درك كند به زيارت فاطمه معصومه ـ عليها السّلام ـ برود. آن مرحوم ميفرمود به سفارش پدرم شصت سال است كه من هر روز اول زائر حضرت هستم.[16] والسّلام.[1]- مناقب ال ابي طالب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 324.[2]- انوار پراكنده، محمد مهدي فقيه محمدي جلالي بحرالعلوم گيلاني، ج 6 ، ص 123،انتشارات مسجد جمكران.[3]- همان، ج 1، ص 128.[4]- منتهيالامال، شيخ عباس قمي، ج 2، ص 843، مطبوعاتي حسيني.[5]- فاطمه معصومه، محمود حكيمي، ص 7، 3، 42، معاونت فرهنگي آستان قدس رضوي و العوالم، محدث شيخ عبدالله بحراني، ج 21، ص 330، چ مؤسسه امام مهدي، ص 1409.[6]- همان.[7]- همان.[8]- بارگاه فاطمه معصومه، مير عظيمي، ص 24، چ نهضت، انوار پراكنده، ج 1، ص 133، و العوالم، ج 21، ص 328.[9]- بارگاه فاطمه معصومه، ج 6، ص 24.[10]- همان.[11]- همان.[12]- همان.[13]- العوالم، ج 21، ص 329.[14]- بارگاه فاطمه معصومه، 40.[15]- همان، 99.[16]- همان، ج 4، ص 113.سيد ضياء الدين عليا نسب