راه پاسخ گويي به سوالات کودکان در رابطه با بهشت و جهنم چيست؟
اينجانب برادري دارم كلاس چهارم دبستان، سؤال ميكند وقتي ما به بهشت رفتيم سرانجام چه ميشود؟و مدتي آنجا مانديم بالاخره چه مي شود؟
و چون اين سؤال نياز به پاسخي كودكانه دارد از جواب ايشان عاجزيم؟
البته خواستيم از ديگران بپرسيم ولي فكر كردند ما ميخواهيم آنها را دست بياندازيم ، اميد است جوابهاي شما در جهت روشن كردن افكار او باشد.
پاسخ
به گفته مولانا:
چون كه با كودك سروكارت فتاد
پس زبان كودكي بايد گشاد
پس زبان كودكي بايد گشاد
پس زبان كودكي بايد گشاد
پيامبرشان به آنها ميگفت آنچه را ما به شما درباره عالم آخرت ميگوييم از همين قبيل است. بعد مردم به تدريج سخنان پيامبران را درباره عالم آخرت پذيرفته و برايشان قابل درك شد.
پس راه تمثيل و استفاده از مسايل مورد اُنس براي تفهيم حقايق مورد سؤال مفيد و مؤثر است كه در اين جا به چند نمونه اشاره ميشود:1ـ2. يك دانش آموز از درس خواندن خود هدف و آرزويي دارد و ميخواهد با خوب درس خواندن اولاً با معدل 20 قبول شود، پدر و مادر و معلم خود را خوشحال و راضي كند و از اين طريق محبت و علاقه پدر و مادر و معلم خود را نسبت به خودش به دست آورد. و هر سال در كلاس بالاتر همين آرزو در وجود او تكرار ميشود تا بالاخره با درس خواندن به مقام و تخصص مورد علاقه خود برسد، مثلاً دكتر، مهندس و دانشمند بشود، آن وقت هر چه دوست داشت براي خود فراهم كند و از زندگي لذت ببرد و در زندگي خوشحال باشد به گونهاي كه هيچ گاه از زندگي خسته و سير نشود، ديگر نخواهد گفت كه حالا كه ما به هدف مورد علاقه خود رسيديم ديگر چه ميشود؟
جريان بهشت رفتن و ماندن در آنجا نيز چنين است، يعني هر انساني با انجام كارهاي شايسته و خداپسندانه اولاً ميخواهد به وظيفه انساني خود عمل كند و خدا را راضي نمايد و كاري كند كه خدا او را دوست داشته باشد.بعد وقتي از دنيا رفت وارد جايي به نام بهشت بشود، هر انساني كه چنين توفيقي پيدا كند و به بهشت برود در آن جا گذشته از چيزهايي كه قبلاً يادآوري شد. فرشتهها به او سلام ميكنند، انبياء و امامان معصوم و انسانهاي پاك و صالح و شايسته را ملاقات ميكند و از ديدن آنها لذت ميبرد و بالاتر از همه خود را در حضور خداوند ميبيند و از آن حالت همواره شاداب، بانشاط و خوشحال است، به گونهاي كه هيچ گاه از آن حالت سير و خسته نميشود. پس چنين انساني هرگز برايش اين فكر پديد نميآيد كه بالاخره بعد ازاين چه ميشود، چون انسان به اندازهاي در خوشحالي و سرگرمي شيرين و دلپذير غرق ميشود كه هر لحظه خدا را شكر ميكند كه به هدف و آرزوي خود رسيده است و آنچه ميخواسته بدان دست يافته است.2ـ2. نكته دوم آن است كه اين فكر وقتي براي انسان پيدا ميشود كه بعد از رسيدن به برخي آرزوهايش ميگويد حالا كه به هدف رسيدم، بالاخره چه ميشود و بعد از اين چه كنم. امّا رفتن و رسيدن به بهشت به خصوص مقامات عالي آن در واقع به حضور خدا و به آرزوي كامل خود رسيدن است. وقتي انسان به آرزوي كامل خود برسد ديگر نخواهد گفت بعد از اين چه ميشود. چون بعد از آن ديگر چيزي باقي نمانده تا كسي آرزو كند كه به آن برسد.3ـ2. آن گونه كه اگر انسان در دنيا چيزي را گم نمايد، همواره در پي آن است تا گم شدة خود را پيدا كند، وقتي پيدا كرد هرگز نميگويد، حالا كه پيدا شد چه ميشود، در بهشت نيز چنين است، يعني انسان وقتي بهشت رفت در واقع گمشدة خود را يافته است و بعد از يافتن گمشده خود ديگر نخواهد گفت بالاخره چه ميشود؟4ـ2. نكته ديگر آن است آن گونه كه در دنيا و در مدرسه و دانشگاه كلاسهاي متعدد است و هر دانش آموز ميكوشد كه هر سال به كلاس بالاتر برود و درجه بالاتر علمي پيدا كند. در بهشت نيز درجات و مقامات فراوان وجود دارد، وقتي انسان وارد بهشت شد ميتواند به درجات بالاتر آن نيز برسد. برخلاف كلاسهاي مدرسه و دانشگاه درجات بهشت پايانپذير نيست و هر اندازه كه انسان بتواند و اهلش باشد درجه و ارتقاي رتبه براي او فراهم است. پس اين سؤال كه بالاخره چه ميشود زمينه ندارد. (براي اطلاع بيشتر به منبع ذيل مراجعه شود.[2])5ـ2. همان طوري كه در دنيا نعمتهايي است كه انسان هرگز از آن سير نميشود و نميگويد بالاخره چه ميشود در بهشت به طريق اولي نعمتها به گونهاي است كه هرگز انسان از آن سير نميشود تا بگويد بالاخره چه ميشود مثلاً انسان هر اندازه هواي تازه و اكسيژن را استنشاق كند هرگز از آن خسته نميشود و ملول نخواهد شد. واگر صدها هزار سال هم عمر كند، نوشيدن آب زلال و گوارا براي او هم چنان لذتبخش و گواراست. بهشت و نعمتهاي آن به طريق اولي چنين است كه هر اندازه در آن جا مورد استفاده قرار گيرد براي انسان اين سؤال پيدا نخواهد شد كه بالاخره چه ميشود؟6ـ2. آن گونه كه در دنيا انسان هر اندازه عمر طولاني كند هرگز از آن سير نميشود، مگر به خاطر عوارض ديگر نظير پيري و يا ناملايمات زندگي. ماندن در بهشت نيز چنين است. هر اندازه انسان در آن بماند هرگز از آن خسته نخواهد شد و نخواهد گفت بالاخره چه ميشود؟براي مطالعه بيشتر:1. علامه سيد محمد حسين طهراني، معادشناسي (در ده جلد)، انتشارات حكمت، چ اول، 1407 ق.2. فلسفي، محمد تقي، معاد از نظر روح و جسم، نشر هيئت نشر معارف اسلامي، تهران.3. جوادي آملي، عبدالله، ياد معاد، نشر مركز فرهنگي رجاء، تهران، چ 3، سال 1375 ش.رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:و الذي انزل الكتاب علي محمدٍ ـ صلّي الله عليه و آله ـ ان اهل الجنة ليزدادون جمالاً و حسناً؛ سوگند به خدايي كه قرآن را بر محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل كرده اهل بهشت هر اندازه زمان بر آنها ميگذرد جمال و زيباييشان بيشتر ميشود.(پيام قرآن، ج 6، ص 365)
[1] . ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 6، ص 195 ـ 366، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران، چ 5، سال 1377 ش.[2] . ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 6، ص 363، نشر پيشين.