آفرينش همه ارواح به يك صورت است يا هر روحي متناسب با بدن خودش آفريده شده است؟ - آفرينش همه ارواح به يك صورت است يا هر روحي متناسب با بدن خودش آفريده شده است؟ نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

آفرينش همه ارواح به يك صورت است يا هر روحي متناسب با بدن خودش آفريده شده است؟ - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

آفرينش همه ارواح به يك صورت است يا هر روحي متناسب با بدن خودش آفريده شده است؟

پاسخ

پيرامون چيستي روح سخن بسيار است. از جمله تعريفات روح اين است كه گفته شده:«روح همان عنصر مادّي و نيروي زندگي بخش و حركت‌آفرين انسان‌ها است... روح موجود زنده و محرّك است كه از جهان برتر (غير مادّه) است و سرشت آن با اين پيكر مادّي و محسوس مخالف است و رابطة آن با جسم مانند رابطة آب با گل، و آتش با هيزم است، و تبدّل و تفرّق و تجزيه و انقسام را نمي‌پذيرد و تا زماني كه جسم صلاحيت پذيرش آن را داشته باشد، به جسم حيات و پيامدهاي آن را مي‌بخشد و گرنه مرگ پيش مي‌آيد.»[1]

2. برخي فلاسفه الهي بر آن هستند كه همه نفوس انسان يك نوع‌اند، دليل‌شان اين است كه همه افراد يك حدّ و تعريف دارند و يك تعريف بر همة انسان‌ها صدق مي‌كند، مثلاً همه (حيوان ناطقند) از اين معلوم مي‌شود روح همة مردم كه حقيقت انساني همة آن ها است يك نوعند، و تنوع بدني، هرگز به معناي تفاوت در روح و ماهيّت روح آنان ايجاد نمي‌كند. همان طوري كه در ميان انواع حيوانات تفاوت‌هاي جسماني و رنگي آنان به آن معنا نيست كه حقيقت آنها چندين نوع باشد، مثلاً شترها با اينكه اندام‌ها و رنگ‌هاي متفاوت دارند ولي همة آنها يك نوع‌اند. و گوسفندان علي رغم تنوع در اندام ها و رنگ ها، يک نوعند و يا گاوها هم که همين طور هستند يعني تفاوت رنگ و اندام هيچ حيواني به معناي تفاوت ماهيّت و حقيقت و به تعبير ساده، تفاوت روح آنها نيست و هر نوع از حيوانات با تمام تفاوت‌هاي ظاهري يك ماهيّت خاص‌اند. و تعريف خاصّ آنها بر همة افرادشان صدق مي‌كند، انسان‌ها نيز با تمام تفاوت‌هاي رنگي و اندام بدني‌شان داراي يك نوع روح هستند و تعريف واحد دارند.[2]

3. ممكن است برخي بگويند: (کما اينكه گفته‌اند) ارواح انساني حقايق مختلفند، چرا كه انسان‌ها صفات و آثار متفاوت از خود بروز مي‌دهند. مثلاً بعضي عفيف و بعضي فاجر و گناهكارند، يا بعضي باهوش و بعضي كُند ذهن هستند و همچنين تفاوت‌هاي فراوان روحي و اخلاقي ديگر در طول تاريخ در ميان انسان‌ها ديده شده است، اين تفاوت‌ ها را نمي‌توان به حساب مزاج انسان‌ها گذاشت، زيرا هر يك از اين صفات ياد شده و مانند آن با هر مزاج و مليّت‌هاي مختلف ديده شده است. مثلاً انسان تيزهوش هم در ميان سياه‌پوست‌ها وجود دارد و هم در ميان سفيد‌پوست‌ها. پس اختلاف بدني دخالت در صفات نفساني ندارد و اين اختلافات حكايت از تفاوت روح داشته و معلول تفاوت روح افراد انسان‌ها است.[3]

در توجيه اختلاف بين صفات نفساني پاسخ هاي متعددي ارائه شده است؛ اما بهترين توضيح اين است که: اختلاف‌هاي ياد شده معلول تفاوت روح افراد نيست يعني بدين معنا نيست كه هر شخص روح خاصّ و كاملاً متفاوت با روح فرد ديگر داشته باشد و در نوع و ماهيّت متفاوت باشد؛ بلكه تفاوت‌هاي ياد شده زائيدة تربيت‌هاي اخلاقي و شرايط محيطي و پاية معارف ديني و امثال آن است، چنان که برخي از بزرگان در تحليل اين مسئله مي‌گويند:

«بسياري از اخلاق نفوس از لوازم شخصي آنهاست و كودكان و جواناني كه مستعد فهم علوم دقيق نيستند هرگز مستعد آن نمي‌شوند، بعضي طبع شعر دارند و بعضي ندارند و استعداد اشخاص براي علوم و صنايع گوناگون محسوس است؛ امّا در همة اين گونه امور شرايط مختلف فرهنگي در شكوفايي برخي استعداد‌ها بي‌نقش نيست، و همة تفاوت‌ها را نمي‌توان به مفهوم تفاوت روح افراد تلقّي كرد. بلكه تربيت روحي و اخلاقي عمده‌ترين عامل اين گونه تفاوت‌هاست».[4]

گرچه برخي تفاوت‌هاي روحي كه عوامل وراثتي و صدها عامل در شكل‌گيري آن در طول نسل‌هاي متمادي ممكن است مؤثر بوده باشد، بيانگر تفاوت آثار روحي فرد است؛ ولي به معناي تفاوت در بدن و متناسب با آن نيست، يعني اين گونه نيست كه هر كسي متناسب اندام خود، روح متفاوت داشته باشد.

4. با توجّه به دو نکته قبل، همة ارواح از نظر صورت به مفهوم فلسفي آن يکي است. (يعني يك نوع خاصّ، و ماهيت خاص داشتن) و ارواح همة بدن‌ها يك نوع و يك ماهيت دارند؛ امّا نكتة بسيار اساسي و آموزنده بر اساس عملكرد ناشايست انسان، ممكن است تغييراتي در روح انسان‌ها پديد آيد و آثار آن تغييرات روحي در بدن انسان نيز سرايت كند و از اين طريق هر كسي روح خاص و به تبع آن بدني خاص پيدا كند و از اين رهگذر صورت روح هر كسي متناسب با بدن خاصّ او تجسّم پيدا كند به تعبير ديگر ارواح هر كسي صورت متناسب با اندام و بدن او داشته باشد، چون طبق آموزه‌هاي ديني نحوة عملكرد بد و گناه كردن اولاً در روح انسان‌ها تغيير ايجاد مي‌كند و از آن طريق در بدن او آثاري از آن گناه ظاهر مي‌شود و هر كسي شكل و قيافة متناسب با ملكات روحي و گناهي كه انجام داده پيدا مي‌كند كه در اين جا تنها به ذكر يك روايت در اين باره اكتفا مي‌شود كه هم از نظر اخلاقي مفيد است و هم پاسخ خوبي براي پرسش است:

از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ دربارة اين آيه سؤال شد كه مي‌فرمايد:

«يوم ينفخ في الصور فتأتون افواجاً»[5]

يعني قيامت روزي است كه در صور دميده مي‌شود و گروه گروه بيايند؟

رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ گريه‌اي شديد كرد، به گونه‌اي كه لباس مبارك او تر شد، آن گاه فرمود: از مسئلة بسيار مهمّي سؤال كرديد، بعضي مردم در روز قيامت به صورت ذيل وارد محشر مي‌شوند:

1. كساني كه ميان مردم فتنه و نفاق مي‌اندازند،به قيافه و شكل ميمون مي‌آيند.

2. كساني كه خودبزرگ بين هستند و از عملكرد خود دچار عُجب مي‌شوند، به صورت لال و ناشنوا محشور مي‌شوند.

3. كساني كه كردارشان با گفتارشان مخالف است، در حالي وارد مي‌شوند كه زبان خود را مرتّب مي‌جوند و از دهان آنها قي بيرون مي‌آيد.

4. كساني كه شهادت دروغ مي‌دهند، به صورتي وارد محشر مي‌شوند كه پاره‌اي از آتش بر بدن آنها شعله‌ور است.

5. كساني كه حق الله (نظير واجبات الهي) بر گردن دارند و اداء نكرده‌اند، به صورت ديوانگان محشور مي‌شوند.

6. كساني كه نمامي و سخن‌چيني مي‌كنند و در كارهاي مردم جستجوگري دارند و مي‌خواهند از همة اسرار مردم سردر بياورند و اهل غيبت‌اند، با دامن‌ها و لباس‌هاي آتشين وارد محشر مي‌شوند.[6]

كه بر اساس اين گونه روايات چون بدن و ظاهر هر كسي در قيامت متناسب با ملكات روحي او و برابر روح او محشور مي‌شود، لذا بايد گفت از اين نظر بدن هر كسي متناسب با روح اوست، گر چه روح در ابتدا اين گونه نيست، امّا بر اثر عملكرد بد و گناه به اين صورت در مي‌آيد و در قيامت با بدن‌هاي متناسب خود محشور مي‌شوند.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1. چهل حديث، امام خميني ـ رحمة الله عليه ـ ، نشر مؤسسة آثار امام، 1378 ش.

2. مقالات (طريق عملي تزكيه)، محمّد شجاعي، ج 1، 2، 3، نشر سروش تهران، 1379 ش.

3. نقطه‌هاي آغاز در اخلاق عمل، محمّد رضا مهدوي كني، نشر دفتر فرهنگ اسلامي تهران، 1373 ش.

4. معرفت نفس، حسن زادة آملي، ج 1، 2، 3، نشر قيام، قم.


[1] . سپري، فريدون، پژوهشي دربارة روح و شبح، نشر انتشارات كليدر،1380 ش، ص 8.

[2] . شعراني، شرح فارسي كشف المراد، تهران، نشر كتابفروشي اسلاميه، 1366 ش، ص 257.

[3] . همان، ص 258.

[4] . همان، ص 259.

[5] . انبياء/ 17.

[6] . فيض كاشاني، محسن، علم اليقين، قم، نشر بيدار، بي‌تا، ج2، ص 908، فصل 8، باب 3.



/ 1