چه فرقي ميان «وحي و الهام» و «الهام و تحديث» وجود دارد؟
پاسخ
وحي و الهام
با در نظر گرفتن توضيح هايي كه درباره ي «وحي» داده شد، لازم است توضيح كوتاهي نيز درباره ي «الهام» داده شود، تا تفاوت هاي اين دو آشكار گردد.در تعريف «الهام» گفته اند:گاهي ممكن است مطلبي به قلب كسي القا شود و او يكباره خود را آگاه بر حقيقتي بيابد، يا بدون آن كه علتش را بداند، به سوي مقصدي كشانده شود، اين نوع القا در اصطلاح، «الهام» ناميده مي شود و قرآن آن را وحي مي نامد
.(يكي از كابردهاي وحي در قرآن مجيد، وحي به معناي الهام است؛ مانند: وحي (الهام) به مادر موسي(عليه السلام))[1].اين گونه الهامات، در هر زمان و مكان به قدري فراوان است كه بايد در رديف حوادث معمولي قرار گيرد. ما انسان ها در طول حيات خود، وقتي با مشكل هايي رو به رو مي شويم و بر سر دو راهي ها سرگردان مي مانيم، در مواقعي، ناگاه راه حلّي رخ مي نمايد و ما را ياري مي رساند. بسياري از اختراع ها و اكتشاف هاي علمي و ابتكارهاي هنري و مفاهيم عالي شعري، الهام است؛ بر همين اساس، مرحوم خواجه نصير الدين طوسي(رحمه الله)مي گويد: «علومي كه در ميان بشر پيدا شده است بدون دخالت نوعي از الهام، امكان پذير نبوده است.[2]»اينك، پس از آشنايي كوتاهي درباره ي الهام، به بيان تفاوت هاي آن با وحي مي پردازيم:1. وحي اصطلاحي (رسالت و نبوت) ويژه ي پيامبران است؛ اما الهام بر غير پيامبران نيز نازل مي شود؛2. وحي، آگاهي ويژه اي است كه پيامبر آن را در خود مي يابد و يقين دارد كه از جانب خداوند القا شده است، در حالي كه الهام چنين نيست؛ انسان، رسيدن آن را به قلب خود احساس مي كند، ولي به منبع آن آگاهي ندارد و نمي داند از كجا است؟ حتي ممكن است تصور كند كه با فكر خودش، آن را پيدا كرده است؛3. بر اساس تفاوت ياد شده، وحي الهي هيچ گاه با افكار شخصي يا چيزهاي ديگر، اشتباه نمي شود؛ زيرا پيامبر به منبع آن، يعني خداوند متعال يقين دارد؛ اما در الهام ممكن است با افكار شخصي يا چيزهاي ديگر، اشتباه شود.
الهام و تحديث
الهام به اين معنا است كه تصميم بر كاري و يا آگاهي از خبري، در دل آدمي بيفتد[3]؛به ديگر سخن، «الهام» آن است كه خداوند چيزي را در قلب انسان القا كند كه او را بر فعل يا ترك چيزي بر انگيزد.[4]اما «تحديث» به معناي سخن گفتن است و در مورد كساني استعمال مي شود كه با فرشته ها سخن مي گفتند، بدون آن كه آنها را ببينند؛ مانند امامان معصوم(عليهم السلام) كه يكي از امتيازهاي آن ها «محدَّث» بودن است؛ يعني فرشته بر آن ها نازل مي شد و مطالبي را املا مي كرد و آن ها مي نوشتند و يا حفظ مي كردند، ولي خود فرشته را نمي ديدند؛ در نتيجه الهام و تحديث، دو مقوله ي از هم جدا است؛ الهام امري نفسي و قلبي، و تحديث، سخن گفتن ملائكه با افراد خاص است. افزون بر آن، «الهام» براي انسان هاي عادي ممكن و واقع نيز شده است، ولي «تحديث»، تنها براي كساني رخ مي دهد كه مشمول عنايت هاي ويژه الهي قرار گرفته و از انسان هاي عادي برترند.تفاوت ديگر آن است كه در الهام، يقين به منبع ممكن است وجود نداشته باشد و گاهي نيز تصور شود كه شخصي، و از خودش است؛ اما در تحديث چنين نيست و محدَّث به منبع سخن يقين دارد و مي داند كه فرشته با او سخن مي گويد[5].منبعي براي آگاهي بيشتر:1. راز بزرگ رسالت، استاد جعفر سبحاني، ص 67 به بعد، بخش چهارم: «وحي و الهام».
[1]. طه، 38، قصص، 7.[2]. ر. ك: شناخت در قرآن، ص 94.[3]. الميزان، ج20، ص297.[4]. المنجد، واژه ي الهام.[5]. مرحوم كليني دركتاب اصول كافي، بابي در كتاب الحجة باز فرموده است كه عنوانش اين است: «باب أن الائمة(عليهم السلام) محدثون مفهمون»؛ يعني امامان(عليهم السلام)، محدَث (به فتح دال، يعني: «من يحدثه الملائكة: كسي كه ملائكه با او سخن مي گويند) و مفهَم (به فتح هاء) هستند؛ يعني داراي علم لدني و از جانب پروردگارند. ويژگي هايي كه براي تحديث گفته شد، در اين باب وجود دارد. ج1، ص327 ـ 325 (بيروت، دار التعارف للمطبوعات، 1411 ق).