در عصر حاضر چگونه و با لحاظ چه شرايطي امر به معروف و نهي از منكر بايد انجام شود؟ - در عصر حاضر چگونه و با لحاظ چه شرايطي امر به معروف و نهي از منكر بايد انجام شود؟ نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

در عصر حاضر چگونه و با لحاظ چه شرايطي امر به معروف و نهي از منكر بايد انجام شود؟ - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در عصر حاضر چگونه و با لحاظ چه شرايطي امر به معروف و نهي از منكر بايد انجام شود؟

پاسخ

در ابتدا لازم است اهميت و جايگاه امر به معروف و نهي از منكر مشخص گردد. و سپس شرايط و مراتب تبيين شود.

اهميت و جايگاه امر به معروف و نهي از منكر

امر به معروف و نهي از منكر يكي از اصول عملي اسلام و از مهم‌ترين و عظيم‌ترين فرايض ديني در اسلام است.

خداوند متعال در قرآن كريم مي‌فرمايد:

«كنتم خيرَ اُمّةٍ اُخرجَت لِلنّاس تأمرونَ بِالمعروفِ و تَنهونَ عَنِ المنكرِ و تُؤمِنونَ‌ بالله...»[1]

شما بهترين امتي بوديد كه پديد آمديد از اين جهت كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنيد و به خدا ايمان داريد.» نكته جالب توجه اينكه در آيه شريفه امر به معروف و نهي از منكر بر ايمان به خدا مقدم داشته شده كه نشانة اهميت و عظمت اين دو فريضه بزرگ الهي و بيانگر اين است كه اين دو واجب، ضامن گسترش ايمان در ميان جامعة بشري است و چنانچه اين دو فريضه اجرا نشوند ريشه‌هاي ايمان در دل ها سست مي‌گردد.

در اين آيه شريفه مسلمانان به دليل امر به معروف و نهي از منكر و ايمان به خدا بهترين امّت معرفي شده‌اند

:

«و اين خود مي‌رساند كه اصلاح جامعه بشري بدون ايمان و دعوت به كارهاي نيك و مبارزه با فساد ممكن نيست»[2]

نيز درباره اهميت اين فريضه حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد:

«و ما اَعمال البّر كلّها و الجهاد في سبيل الله عند الآمرِ بالمعروف و النّهي عَنِ المنكَرِ الّا كنَفثَةِ في بحرٍ لُجِيٍّ»[3]

تمام كارهاي نيك و حتي جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منكر چون قطره‌اي (آب دهان) در برابر درياي پهناور است.
همچنين امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:

«انّ الاَمرَ بالمعروفِ و النَّهي عَن المنكر سَبيل الأنبياء و مِنهاجُ الصّلحاء فريضَةٌ عظيمةٌ بها تُقامٌ الفرائضُ...»[4]

همان امر به معروف و نهي از منكر راه و روش پيامبران و صالحان است فريضه بزرگي است كه به سبب آن واجبات اسلامي، برپا مي‌شود. در حقيقت اين دو فريضه بزرگ ضامن اجراي بقيه وظايف فردي و اجتماعي است و در حكم روح و جان آنها محسوب مي‌شود و با تعطيل شدن آنها تمام احكام و اصول اخلاقي ارزش خود را از دست خواهد داد. امر به معروف و نهي از منكر در واقع نوعي تعهّد و مسئوليت اجتماعي را براي انسان نسبت به سرنوشت جامعة خود و افراد جامعه پديد مي‌آورد كه اگر صورت عملي و اصولي به خود گيرد، ضامن بقاي دين و ارزش‌هاي آن خواهد بود و ناديده گرفتن آن موجب اشاعة ضد ارزش‌ها و سرانجام تضعيف هويت ديني مي‌شود.

شرايط امر به معروف و نهي از منكر

امر به معروف و نهي از منكر از واجباتي هستند كه علاوه بر شرايط عمومي تكليف مانند بلوغ و عقل و قدرت،‌داراي شرايط اختصاصي است كه عمدة شرايط آن عبارت است از:

1 . شناخت معروف و منكر.

2 . احتمال تأثير بدين معني كه اگر بداند يا اطمينان پيدا كند كه امر به معروف و نهي از منكر او تأثير ندارد واجب نمي‌باشد، بنابراين با ظنّ به عدم تأثير اگر چه ظن و گمان قوي باشد وجوب ساقط نمي‌شود. لذا با احتمال تأثير عقلائي، امر به معروف واجب مي‌شود همچنين اگر احتمال تأثير در آينده داده شود يا احتمال تأثير در صورت تكرار داده شود واجب مي‌شود.»[5]

3 . قصد استمرار گناه داشته باشد.

4 . در امر به معروف و نهي از منكر مفسده و ضد عقلائي نباشد بله، اگر معروف يا منكر از اموري باشد كه شارع مقدس به آن اهتمام دارد مانند حفظ نفوس و هتك نواميس مسلمانان يا محو آثار اسلام يا پيدايش بدعتي در احكام دين بايد ملاحظه اهميت شود و مجرد ضرر موجب سقوط وجوب نمي‌شود.»[6]

علاوه بر اين شرايط امر به معروف و نهي از منكر داراي سه مرحله است:

1 . اظهار تنفّر قلبي و عملي
.

2 . امر و نهي گفتاري
.

3 . استفاده از زور و قدرت
.

كه بايد اين مراتب در امر به معروف و نهي از منكر رعايت شود البته اگر جلوگيري از منكرات و اقامة واجبات موقوف باشد بر جرح و قتل، جايز نيست مگر به اذن مجتهد جامع‌الشرايط با حصول شرايط آن[7] بنابراين در امر به معروف و نهي از منكر بايد با توجه به معروف و منكر انجام گرفته شرايط و مراتب رعايت شود.

امروزه و در شرايط فعلي اهميت و ضرورت امر به معروف و نهي از منكر بيش از هر زمان ديگري احساس مي‌شود، در شرايطي كه استكبار جهاني براي القاي فرهنگ منحط خود درصدد آلوده كردن فضاي جامعه برآمده است و از تمامي وسايل تبليغاتي ماهواره، اينترنت و... بهره مي‌گيرد؛ براي حفظ هويت ديني و فرهنگي جامعه نياز به همراهي و همياري مردم با دولت اسلامي است. مردم نبايد به اسلامي بودن حكومت اكتفاء نموده و از وظيفه امر به معروف و نهي از منكر خود غافل شده و همه مسئوليت را متوجه حكومت اسلامي بدانند با توجه به آيه شريفه:

«و لتكُن مِنكُم اُمّة يَدعونَ‌الي الخيرِ و يأمرونَ‌ بِالمعروفِ و يَنهونَ عَنِ المنكَرِ...»[8]

و آيه شريفه «كنتُم خير امَةٍ اُخرِجَت لِلنّاس تَأمرونَ بِالمَعروف و تَنهونَ عنِ المنكر و تُؤمنونَ بالله...»[9]

چنين استفاده مي‌شود كه زيرا امر به معروف و نهي از منكر داراي دو مرحله است يكي مرحله فردي كه هر كس موظف است به تنهايي ناظر اعمال ديگران باشد و ديگر مرحله جمعي كه حكومت اسلامي موظف است گروهي را به عنوان «آمر به معروف و ناهيان از منكر» مشخص نمايد كه وظايف نظارتي را انجام دهند. بنابراين وجود اين گروه هيچ‌گونه منافاتي با عمومي بودن وظيفة امر به معروف و نهي از منكر ندارد.»[10] و در واقع اين دو مكمّل يكديگرند.

بر اين اساس در قانون اساسي جمهوري اسلامي كه برگرفته از اصول و مباني اسلام است چنين آمده «در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهي از منكر وظيفه‌اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم است نسبت به يكديگر و دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت»[11] بنابراين مردم نبايد نسبت به منكراتي كه در جامعه واقع مي‌شود بي‌تفاوت بوده و از مسئوليت ديني و شرعي خود سرباز زنند و اگر امروز متأسفانه شاهد گسترش فساد و بي‌بند و باري در سطح جامعه هستيم، بخشي از آن ناشي از كوتاهي دولت در اين امر و تسامح بعضي از مسئولان فرهنگي كشور است و بخش‌ ديگر ناشي از ترك اين اصل مهم توسط مردم است: اگر در جامعه هر كس به ميزان توانائي خويش نسبت به منكراتي كه در اطراف او واقع مي‌شود واكنش نشان دهد و امر به معروف و نهي از منكر نمايد خود به خود جامعه اصلاح خواهد شد. حال اگر ديگران هم به وظيفه خويش عمل نكردند لااقل ما به وظيفه خويش عمل كنيم و به صرف احتمال عدم تأثير آنرا ترك نكنيم، زيرا صرف احتمال تأثير موجب سقوط وجوب امر به معروف و نهي از منكر نمي‌شود تا مادامي كه به حد يقين يا اطمينان نرسد همچنين به صرف احتمال وجود ضرر آن را رها نكنيم مگر اينكه احتمال عقلائي و قابل توجه بدهيم امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:

«يَكونَ و في آخرِ الزّمانِ قومٌ يُتَّبع فيهم قوم مراؤُُنَ‌ يَتَقََّرون و يتَنسّكوُنَ حدثاء سُفهاءُ لا يوجبونَ اَمرآ بِالمَعروفٍ و لا نهياً عَنِ‌ المنكر الّا اذا آمنوا الضّررَ يَطلُبونَ لِاَنفسِهِم الرُّخَصَ و المعاذيرُ... يُقبِلونَ‌ علي الصلواةِ و الصيّامِ و ما لا يكلمهم في نفسٍ و لامالٍ وَلَو اَضَّرَتِ الصلوةُ بسائهِ ما يَعمَلونَ باَموالهم و ابدانهم لرَفضواها كما رفضو اَسمَي الفرائضٍِ و اَشرَفِها»[12]

در آخر الزمان از گروهي پيروي مي‌شود كه برخي از آنها ريا كارند و به عبادت و زهد مي‌پردازند تازه كاراني سفيد هست كه امر به معروف و نهي از منكر نمي‌كنند، مگر وقتي كه از ضرر و خطر ايمن باشند. براي فرار از تكليف به دنبال بهانه و راه گريز مي‌گردند به نماز و روزه و هر چه كه براي آنها ضرر داشته باشد رو مي‌آورند و اگر نماز هم برايشان ضرر مادي داشته باشد، آن را ترك مي‌كنند، كما اين كه برترين و ارزشمندترين واجبات (امر به معروف و نهي از منكر) را رها كرده‌اند.»

نتيجه اين كه در شرايط فعلي و با توجه به وضعيت موجود جامعه
:

اولاً

حكومت اسلامي بايد بدون تسامح نسبت به مفاسد و منكراتي كه در سطح جامعه مطرح است، اقدام قاطعانه كند.

ثانياً

افراد جامعه نيز موظف هستند.

در برابر منكرات بي‌تفاوت نبوده و حتي الامكان با رعايت شرايط و مراتب امر به معروف و نهي از منكر به وظيفه خويش عمل كنند البته امر به معروف و نهي از منكر اگر مستلزم جرح يا ضرب يا قتل باشد در اين صورت بدون اجازه حكومت اسلامي جايز نيست. و نكته‌اي كه بايد در نظر داشته باشيم اين است كه از اين كه در انجام وظيفه امر به معروف و نهي از منكر تنها باشيم هراسي نداشته باشيم كه «قُل اِنّما اَعظُكُم بواحدةٍ اَن تقوُموا لله مَثني و فرادي...»[13] بگو من شما را به يك سخن پند مي‌دهم كه شما براي خدا دو نفر دو نفر با هم يا هر يك يك در امر دينتان قيام كنيد.»

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:

1.ناصر مكارم شيرازي،‌تفسير نمونه،‌ تهران، دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 34 تا 39.

2 . امر به معروف و نهي از منكر، مركز تحقيقات اسلامي سپاه.

3 . علي كوراني، امر به معروف و نهي از منكر، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1370.


[1] . آل عمران/110.

[2] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران: دارالكتب الاسلاميه، 1374، ج 3، ص 48.

[3] . فيض‌الاسلام، نهج‌البلاغه، حكمت 366.

[4] . حرعاملي، وسائل الشيعه، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج 11، ص 395، ح 6.

[5] . موسوي خميني، سيد روح الله، ترجمه تحرير الوسيله، انتشارات جامعه مدرسين، 1368، ج 2، ص 295 و 297.

[6] . همان، ص 304.

[7] . همان، ص 319.

[8] . آل عمران/104.

[9] . آل عمران/110.

[10] . مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1374، ج 3، ص 36.

[11] . قانون اساسي، اصل 8.

[12] . حرعاملي، پيشين، ص 394 و 395، ح 6.

[13] . سباء/46.


/ 1