در روايات است كه بهشتي جهنمي را و جهنمي بهشتي را مي‌بيند آيا اين ديدار شناختي را در بردارد يا خير؟ - در روايات است كه بهشتي جهنمي را و جهنمي بهشتي را مي‌بيند آيا اين ديدار شناختي را در بردارد يا خير؟ نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

در روايات است كه بهشتي جهنمي را و جهنمي بهشتي را مي‌بيند آيا اين ديدار شناختي را در بردارد يا خير؟ - نسخه متنی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

در روايات است كه بهشتي جهنمي را و جهنمي بهشتي را مي‌بيند آيا اين ديدار شناختي را در بردارد يا خير؟

پاسخ

خداوند عوالم متعددي را خلق كرده است كه هر كدام مسائل مختص به خودش را دارد و هر كدام نسبت به ديگري از كمال و ارزش و... بهتري برخوردار مي‌باشد كه از آن جمله عالم قيامت مي‌باشد كه از طريق نقل و وحي بيان شده كه عالمي است ما فوق عالم دنيا كه بعضي مسائل آن را درك مي‌كنيم و بعضي ديگر مي‌باشد كه قابل درك قاصر ما نمي‌باشد. بر اين اساس همچنانكه انسانها در دنيا يكديگر را با صورت ظاهري مي‌شناسند در قيامت هم يكديگر را مي‌شناسند با همان صورت و سيمايشان و اين چيزي است كه از آيات قرآن و روايات استفاده مي‌شود به عنوان نمونه به چند آيه اشاره مي‌شود.

مي‌فرمايد: «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ...»[1]

يعني كساني كه ايمان آوردند و فرزندانشان هم مؤمن باشند ما در بهشت فرزندانشان را به آنها ملحق مي‌كنيم و اين خود موهبتي است از ناحية خداوند كه انسان فرزندان خودش را در كنارش ببيند و از هم‌نشيني آنها لذت ببرد و اين لذت معنوي است.
پس همديگر را مي‌شناسند و كاملاً متوجه است كه اين مثلاً فرزند او است واگر چنانچه همديگر را نشناسند موهبت الهي نخواهد بود.

بندگان مخلص خدا در بهشت از انواع نعمت‌هاي مادي و معنوي برخوردارند طبق بعضي آيات قرآن ناگهان بعضي از آنان به فكر گذشته و دوستان دنيا مي‌افتند كه حالا در ميان آنها نيستند مي‌گويد: اي دوستان آيا شما مي‌توانيد نظر بيفكنيد و از او خبري بگيريد اينجاست كه او به جستجو برمي‌خيزد و نگاهي به سوي جهنم مي‌افكند كه ناگهان دوست خود را در وسط جهنم مي‌بيند «...فَرَآهُ فِي سَواءِ الْجَحِيمِ[2] ـ او را در وسط جهنم مي‌بينيد» او را مخاطب ساخته صدا مي‌زند به خدا سوگند چيزي نمانده بود كه مرا نيز سقوط دهي و به هلاكت بكشاني و تو بودي كه مي‌گفتي ما هرگز نمي‌ميريم و حيات مجددي نيست و مجازاتي در كار نمي‌باشد اكنون بنگر چه اشتباه بزرگي كرده‌اي و امروز همة حقايق برتو آشكار شده ولي چه فايده.

پس همديگر را مي‌شناسند و باهم به مخاصمه مي‌پردازند...[3]

«وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ ـ[4] در حالي كه بهشتيان در كنار هم قرار دارند از وضع گذشته سؤال مي‌كنند و آن را با وضع فعلي مقايسه مي‌كنند و لذت مي‌برند. و هركدام از بهشتيان از دوستان خود سؤال مي‌كنند و از گذشتة آنان آگاه مي‌شوند.

پس همديگر را مي‌شناسند كه حال يكديگر را جويا مي‌شوند.

«...وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلاًّ بِسِيماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ...»[5]

يعني مرداني هستند كه هر يك از آن دو را از سيمايشان مي‌شناسند و بهشتيان را صدا مي‌زنند پس معلوم مي‌شود در بهشت با سيما و صورت همديگر را مي‌شناسند و از شناخت يكديگر و در كنار هم بودن يكديگر و... لذت مي‌برند.

روايات مي‌گويد كه رسول خدا فرمود: هنگامي كه انسان وارد بهشت مي‌شود سراغ پدر و مادر و همسر و فرزندانش را مي‌گيرد به او مي‌گويند آنها به درجة تو نرسيده‌اند و...

پس همديگر را مي‌شناسند كه جوياي آنها مي‌شود.[6]

معرفي منابع جهت مطالعه

1. مظاهري، حسين، معاد در قرآن، انتشارات شفق قم، چ بهار 1371.

2. قرائتي، محسن، معاد، انتشارات اسلامي، ارديبهشت ماه 1363.



[1] . سورة طه، آيه 21؛ تفسير نمونه، ج22، ص430.

[2] . سورة صافات، آية 55.

[3] . آيت الله مكارم شيرازي و همكاران، تفسير نمونه، ج19، ص62، رستاخيز از ديدگاه قرآن و نهج‌البلاغه، مؤلف: محمد طاهريان، ص231، نشر سال 1380 ش؛ علامه طباطبايي، تفسير الميزان، ج8، ص114.

[4] . سورة طور، آية 25.

[5] . سورة اعراف، آية 46.

[6] . تفسير نمونه، ج22، ص430 به نقل از تفسير مراغي، ج27، ص26؛ اليوم الاخر في ظلال القرآن، مؤلف: احمد فائز، نشر سال 1421 قمري.



/ 1