1- شركت در جنگ بدر
جنگ بدر نخستين جنگ كامل العيار ميان مسلمانان و مشركان بود و به همين دليل نخستين آزمايش نظامي بين طرفين به شمار ميرفت و از اين نظر پيروزي هر يك از طرفين در اين جنگ بسيار مهم بود.اين جنگ در سال دوم هجرت رخ داد. پيامبر اسلام در اين سال آگاهي يافت كه كاروان بازرگاني قريش به سرپرستي ابوسفيان، دشمن ديرينه اسلام، از شام عازم بازگشت به مكه است، و چون مسير كاروان از نزديكيهاي مدينه رد ميشد، پيامبر اسلام با 313 نفر از مهاجران و انصار به منظور ضبط كاروان به سوي منطقه بدر كه مسير طبيعي كاروان بود حركت كرد. هدف پيامبر از اين حركت آن بود كه قريش بدانند خط بازرگاني آنها در دسترس نيروهاي اسلام قرار دارد و اگر آنها از نشر و تبليغ اسلام و آزادي مسلمانان جلوگيري كنند، شريان حيات اقتصادي آنان به وسيله نيروهاي اسلام قطع خواهد شد. از طرف ديگر ابوسفيان چون از حركت مسلمانان آگاهي يافت، با انتخاب يك راه انحرافي از كنارههاي درياي سرخ، كاروان را به سرعت از منطقه خطر دور كرد و همزمان با اين عمل، از سران قريش در مكه استمداد كرد.به دنبال استمداد ابوسفيان، تعداد 950تا 1000 نفر از مردان جنگي قريش به سوي مدينه حركت كردند. در روز 17 رمضان اين گروه با مسلمانان رو در رو قرار گرفتند، در حالي كه نيروهاي شرك سه برابر نيروي اسلام بود. در آغاز نبرد، سه تن از دلاوران قريش كه تا دندان مسلح بودند، به نامهاي: عتبه(پدر هند، همسر ابوسفيان، پدر بزرگ معاويه) برادر بزرگ او شيبه و وليد فرزند عتبه و دايي معاويه) فرياد كشان به وسط ميدان جنگ آمدند و هماورد خواستند. در اين هنگام سه نفر از دلاوران انصار براي نبرد با آنان وارد ميدان شدند و خود را معرفي كردند. قهرمانان قريش از جنگ با آنان خود داري نموده فرياد زدند: اي محمد! افرادي كه از اقوام ما، همشأن ما هستند، براي جنگ با ما بفرست.در اين هنگام رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به«عبيد بن حارث بن عبد المطلب»، »حمزه بن عبدالمطلب» و«علي ـ عليه السّلام ـ » دستور داد به جنگ اين سه تن بروند، اين سه مجاهد شجاع، روانه رزمگاه شدند و خود را معرفي كردند. آنان هر سه نفر را براي مبارزه پذيرفتند و گفتند: همگي در شأن ما هستند. از اين سه تن حمزه به شيبه، عبيده با عتبه و علي كه جوانترين آنها بود در حاليكه 24 سال سن داشت با وليد دايي معاويه، روبرو شدند و جنگ تن به تن آغاز گرديد. ـ علي ـ عليه السّلام ـ و حمزه هر دو، هماورد خود را به سرعت به قتل رساندند ولي ضربات متقابل ميان عبيده و عتبه هنوز ادامه داشت و هيچ كدام بر ديگري غالب نميشد، از اين رو علي و حمزه پس از كشتن رقيبان خود، به كمك عبيده شتافتند و عتبه را نيز به هلاكت رساندند.[1]علي ـ عليه السّلام ـ بعدها در يكي از نامههاي خود به معاويه با اشاره به اين حادثه نوشت:شمشيري كه من آن را در يك روز بر جد تو(عتبه پدر هند، مادر معاويه) و دايي تو(وليد فرزند عتبه) و برادرت(حنظله) فرود آوردم در نزد من است.[2] يعني هم اكنون نيز به آن مجهز هستم. پس از پيروزي سه قهرمان بزرگ اسلام بر دلاوران قريش كه اثر خرد كنندهاي در روحيه فرماندهان سپاه شرك داشت، جنگ همگاني آغاز شد و منجر به شكست فاحش ارتش شرك گرديد، به طوري كه هفتاد نفر اسير كشتند...در اين جنگ بيش از نيمي از كشته شدگان با ضرب شمشير علي ـ عليه السّلام ـ از پاي درآمدند.مرحوم شيخ مفيد، سي و شش تن از كشته شدگان مشركين در جنگ را نام ميبرد و مينويسد: راويان شيعه و سني به اتفاق نوشتهاند كه اين عده را علي بن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ شخصاً كشته است، بجز كسي كه در مورد قاتل آنان اختلاف است و يا علي در كشتن آنان با ديگران شركت داشته است.[3][1] . الكامل في التاريخ/2/125.[2] . نهج البلاغه/ نامه64.[3] . الارشاد ص39.