جواني امام علي (علیهم السلام) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جواني امام علي (علیهم السلام) - نسخه متنی

محمود جويباري

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


2- ياري پيامبر_ صلّي الله عليه و آله_ در كودكي

علي ـ عليه السّلام ـ در كودكي از پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ دفاع مي‌كرد. قريش به خاطر وجود ابو طالب عموي پيامبر نمي‌توانستند محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ را آزار دهند. آنان فرزندان خود را تشويق مي‌كردند تا با پرتاب سنگ و خاك به رسول خدا او را مورد اهانت و اذيت خود قرار دهند. لذا در شأن ابوطالب نبود به دنبال كودكان بدود و آنان را از سر راه پيامبر دور كند. اما پيامبر، كودكي قوي را كه مانند خود آنان بود براي انجام اين كار مامور كرد. او پسر عمويش علي بن ابيطالب بود. اگر راندن كودكان در شان ابوطالب نبود اما در شان كودكي مانند خود آنان بود.اين كودك در بچگي اش قهرمان بودچنانكه در جواني و ميانسالي و پيريش نيز چنين بود. ونقل مي‌ كنند كه در جنگ احد علي با طلحه بن ابوطلحه عبدري به جنگ پرداخت. طلحه از او سؤال كرد: اي بچه تو كيستي؟ گفت: من علي پسر ابوطالبم.

طلحه گفت: اي قضيم دانستم كه غير از تو كسي جرئت جسارت بر من ندارد.آن گاه نقل مي‌كنند كه از امام صادق ـ عليه السّلام ـ پرسش شد معناي قضيم چيست؟ فرمود: رسول خدا در مكه بود و هيچكس به خاطر وجود ابوطالب جرئت نداشت تا بر پيامبر جسارت كند.از اين رو آنان كودكان خود را تشويق مي‌كردند كه چون پيامبر خارج شد او را با پرتاب سنگ و خاك اذيت كنند پيامبر از اين مطلب پيش علي شكايت كرد. علي گفت: پدر و مادرم فداي تو باد. از اين پس هر گاه تو بيرون مي‌‌روي من نيز با تو بيرون مي‌آيم. آن گاه علي با پيامبر خارج شد. كودكان طبق عادت هر روزه خود به آن حضرت تعرض كردند. پس علي بر آنان حمله برد و صورت و بيني و گونه‌هاي آنان را مضروب كرد. كودكان با گريه و زاري به سوي پدرشان باز مي‌گشتند و مي‌گفتند: علي ما را زده است. از اين رو علي در نزد آنان به قضيم معروف شد.[1]


[1] . سيره معصومان، امام علي ـ عليه السّلام ـ ، سيد محسن امين، ترجمه حجتي كرماني، ص188، 189.



/ 31