نهضت عاشورا نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نهضت عاشورا - نسخه متنی

محققين گروه تاريخ مركز مطالعات حوزه؛ ويراستار: سيد محمدحسن جواهري

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

سوال : چرا كوفيان كه امام حسين(ع) را مي‎شناختند و مي‎دانستند كه اسيران به شهر آمده، اهل‎بيت ايشانند؛ اما آن‎ها را خارجي ناميدند؟ آيا اين به صورت شايعه بوده يا واقعاً با آگاهي كامل و به خاطر دنيا، آن‎ها را خارجي نامسلمان قلمداد مي‎كردند؟ محمدعلي ملاّحسني

جواب : مورد سؤال، بيشتر بر مردم شام صدق مي‎كند نه مردم كوفه كه بيشتر شيعي بوده‎اند و اميرالمؤمنين(ع) سال‎ها در آن حكومت كرده بود. اخبار معتبري كه دلالت كند در كوفه عنوان خارجي بر امام حسين(ع) گفته شده، وجود ندارد؛ اما بيشتر مردم شام، امام حسين(ع) و اهل‎بيت آن حضرت را نمي‎شناختند كه علت اصلي آن تبليغات خصمانه‎ي بني اميه و وارونه نشان دادن حقايق اسلام و سفارشات پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) بود، كه به جهت دشمني ديرينه با بني‎هاشم و حسادت به اهل‎بيت(ع) اجازه‎ي نشر فضايل آن‎ها را نمي‎دادند؛ چرا كه بيم داشتند موقعيّت نامشروع آن‎ها در معرض خطر و نابودي قرار گيرد. در ميان مردم شام، تعداد كساني كه پيامبر را ديده بودند خيلي كم بود، و آنان نيز اسلام را چنان كه بايد، نمي‎شناختند؛ اما در كوفه از اصحاب پيامبر(ص) و به ويژه شيعيان واقعي ائمه(ع)، افراد زيادي بودند كه اهل‎بيت را به خوبي مي‎شناختند و در حد توان و به سهم خود با زبان و بيان و برخورد عملي از آن‎ها دفاع مي‎كردند؛ مانند عبدالله بن عفيف[1] و توابين و زيد بن ارقم ـ صحابه‌ي بزرگوار پيامبر ـ كه در كوفه به ابن زياد ـ لعنة الله عليه ـ گفت: «چوب از لب‎هاي حسين(ع) بردار، خودم بارها ديدم پيامبر(ص) لب‎هايش را روي اين لب‎ها قرار مي‎داد و مي‎مكيد».[2] مرد ديگري نيز در كوفه چنين سخني را به ابن زياد گفت.[3] شماري از مردم شام نيز امام حسين(ع) و اهل بيت او را مي‎شناختند، ولي نمي‎دانستند اسيران همان اهل بيت پيامبر(ص) هستند، مانند پيرمردي كه به امام سجاد(ع) خطاب كرد: الحمد لله كه خدا شما را كشت و ...، امام سجاد(ع) پرسيد: آيا قرآن خوانده‎اي؟ گفت: آري؛ سپس امام آياتي كه در شأن اهل بيت(ع) بود؛ قرائت كرد و فرمود: «نحن اولئك» آن اهل‎بيت ما هستيم. پيرمرد سرش را به طرف آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! من استغفار و توبه مي‎كنم.[4]

عدّه‎اي نيز ـ چه از كوفه و چه از شام ـ اهل‎بيت را مي‎شناختند، ولي به خاطر حفظ مال و منصب، دين را به دنيا فروختند؛ مانند منادي گمراهي كه در شام فرياد زد: اي اهل شام! اين اسيران، اهل‎بيت ملعون هستند![5]

در كتاب «منتهي الآمال» آمده است: «قتله‎ي كربلا به فرماندار موصل نوشتند: ما مي‎آييم، از ما استقبال كن! فرماندار موصل با عده‎ي بسياري تا چند كيلومتر به استقبال آن‎ها رفتند؛ بعضي گفتند: مگر چه خبر است؟ گفتند: سر بريده‎ي خارجي‎ها را مي‎آوردند!، ولي مي‎بينيم در همان جا مردي شجاع و عارف به حق و مقام اهل‎بيت(ع) مي‎گويد: اي مردم اين سر بريده‎ي خارجي‎ها نيست، بلكه سر حسين بن علي(ع) و يارانش است؛ همين كه آگاه شدند، عده‎اي از مردم آماده‎ي جنگ با لشكر يزيد شدند.»[6]


[1]. الارشاد، ج 2، ص 117.

[2]. بحارالانوار، ج 45، ص 116.

[3]. همان، 154.

[4]. همان، ج 45، ص 155.

[5]. بحارالانوار، ج 45، ص 154.

[6]. منتهي الآمال، شيخ عباس قمي، ج 1، ص 773 ، انتشارات هجرت، 1411هـ.

/ 39