نهضت عاشورا نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نهضت عاشورا - نسخه متنی

محققين گروه تاريخ مركز مطالعات حوزه؛ ويراستار: سيد محمدحسن جواهري

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

سوال : آيا تعداد كشته شدگان از لشكر عمر بن سعد در تاريخ معلوم است و اين‎كه مي‎گويند: امام حسين(ع) در حادثه عاشورا 1950 نفر را به تنهايي به هلاكت رسانيد، صحيح است يا خير؟ سيّد سعيد حسيني

جواب : تعداد كشته‎شدگان لشكر عمر بن سعد به طور دقيق روشن نيست، ولي در مقاتل چنين نوشته شده است كه حبيب بن مظاهر كه از ياران امام حسين‎(ع) بود، در روز عاشورا نبرد سختي كرد و شصت و دو مرد را كشت،[1] يا زهير بن قين ـ يكي ديگر از اصحاب امام حسين(ع) ـ در روز عاشورا صد و بيست نفر را كشت تا كثير بن عبدالله شعبي و مهاجربن‏اوس او را به شهادت رساندند.[2]

نافع بن هلال نيز كه نام خود را بر تيرهايش نوشته و آن‎ها را زهرآلود كرده بود، دوازده ياسيزده تن از ياران عمر بن سعد را كشت تا هر دو بازويش را شكستند و اسيرش كردند و بعد شمر او را به شهادت رسانيد،[3] يا ابي الشعثاء كندي كه تيرانداز زبردستي بود، در روز عاشورا پنج نفر زا به درك واصل كرد.[4] و وهب بن عبدالله كه مادرش روز عاشورا با او بود، گفت: پسرم برخيز و زاده‎ي دختر رسول خدا(ص) را ياري كن! او هم براي اطاعت سخن مادرش به ميدان رفت و نوزده سوار و دوازده پياده از لشكر عمر بن سعد را كشت تا اين كه هر دو دستش را برديدند، بازجنگيد تا كشته شد[5] و عبدالله بن عمر كلبي هفت يا هشت تن از آن‎ها را كشت، سپس اسير شد و به دستور عمر بن سعد، گردنش را زدند[6] و قره بن ابي قره غفاري شصت و هشت تن و مالك بن انس چهارده و به قولي هجده تن از آنان را كشت؛ [7] جون بن ابي مالك ـ آزاد كرده ابي‎ذر غفاري ـ بيست و پنج نفر را كشت و جنازه او را پس از ده روز يافتند كه بوي مشك از آن بلند مي‎شد[8] و انيس بن معقل اصبحي نيز بيش از بيست نفر را كشت و مؤذن امام حسين(ع) ـ حجاج بن مسروق جعفي ـ بيست و پنج نفر را كشت و به شهادت رسيد[9] و غلام تركي كه خادم امام حسين(ع) و حافظ قرآن بود، جماعتي را كه تا هفتاد نفر گفته‎اند، كشت.[10] و علي اكبر(ع) هم جمع بسياري را كشت، در روايتي يكصد و بيست مرد را كشت و در مناقب گويد، هفتاد مرد را كشت و جنگ را ادامه داد تا به دويست تن رسانيد.[11] عبدالله پسر مسلم بن عقيل در سه حمله نود و هشت مرد را كشت تا اين كه به دست عمروبن صبيح صيداوي و اسد بن مالك شهيد شد؛[12] اما خوارزمي و ابن شهرآشوب مي‎گويند: در سه حمله جماعتي را كشت[13]. عون پسر عبدالله‎بن جعفر ـ فرزند زينب كبري(س) ـ هيجده پياده را كشت[14] و پسر ديگر زينب كبري(س)، به نام محمد، ده تن را كشت[15] و عبدالرحمن بن عقيل هفده سوار را كشت[16] و جعفر بن عقيل دو مرد و طبق نقلي پانزده سوار را كشت؛[17] قاسم بن حسن نيز سي و پنج مرد را كشت[18] و حسن بن حسن(ع) در روز عاشورا در خدمت حسين(ع) جنگيد و هفده نفر را كشت.[19]

در روز عاشورا وقتي امام حسين(ع) تنها شد، بعضي از راويان گفتند: «به خدا قسم! من شكسته بالي كه فرزند و خاندان و يارانش كشته شده باشند، دلاورتر از حسين(ع) نديدم؛ پهلوانان به او حمله مي‎بردند و او بر آن‎ها حمله مي‎كرد؛ به سي هزار لشكر كامل حمله مي‎برد و مانند ملخ از جلوي او مي‎گريختند و سپس به مركز خود برمي‎گشت و مي‎فرمود:

لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.[20]

در «اثبات الوصية» روايتي نقل شده كه در آن روز، هزار وهشتصد جنگجو به دست خود كشت. در «بحارالانوار» آمده است كه ابن شهرآشوب در مناقب آل ابي طالب گفته است‎: پياپي جنگيد تا هزار ونهصد و پنجاه نفر را، جز زخمي‎ها، به قتل رسانيد و عمر بن سعد به لشكرش فرياد زد: واي بر شما! مي‎دانيد با چه كسي مي‎جنگيد؟ اين زاده‎ي قتّال عرب است! از همه سو به او حمله كنيد، چهار هزار تيرانداز دورش را گرفتند و راه خيمه‎ها را بر او بستند.[21]

درباره‎ي اين كه چگونه يك شخص مي‎تواند اين همه از افراد دشمن را به قتل برساند، بايد گفت كه چون لشكر عمربن سعد از هيبت و عظمت و شكوه شخصيّت جنگي امام حسين(ع) در هراس بود، در برابر حمله‎هاي حضرت پا به فرار مي‎گذارند و در اين ميان بسياري از افراد بدون اين كه از حضرت بر آن‎ها ضربتي وارد آيد، زير دست و پاي اسب‎ها و فشار جمعيت از بين مي‎رفتند و اين گونه بود كه تعداد كشته‎هاي كربلا بسيار مي‎باشد.


[1]. بحارالانوار، ج 45، ص 27.

[2]. نفس المهموم، ص 277 قم مكتبة بصيرتي، سال 1405 ق.

ـ همان، ص 271 و 277.

ـ مقتل الحسين(ع)، مقرم عد الرزاق، ص 244، چاپ پنجم، بيروت، دار الكتاب الاسلامي، 1399 ق.

[3]. وقعة الطف، ابي مخنف، تحقيق: استاد محمد هادي يوسفي غروي، ترجمه: داود سليماني، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، ص 173.

[4]. همان، ص 178.

[5]. همان، ص 159 و 160.

[6]. همان، ص 286.

[7]. همان، ص 288، مقتل الحسين(ع)، مقرم عبد الرزاق، ص 253.

[8]. همان، ص 291، مقتل الحسين(ع)، ص 252.

[9]. شيخ عباس قمي، همان مأخذ، ص 291.

[10]. همان مأخذ، ص 294.

[11]. همان مأخذ، ص 309، مقتل الحسين(ع)، ص 258، بحارالانوار، ج 45، ص 43.

[12]. همان مأخذ، ص 316.

[13]. مقتل الحسين(ع)، ص 262.

[14]. همان مأخذ، ص 317.

[15]. همان مأخذ، ص 318.

[16]. همان مأخذ، ص 319.

[17]. همان مأخذ، 319.

[18]. همان مأخذ، ص 321.

[19]. همان مأخذ، ص 328.

[20]. اللهوف، ص 105، تاريخ طبري، ج 6، ص 259، بحارالانوار، ج 45، ص 50.

[21]. بحارالانوار، ج 45، ص 50، مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص 110.

/ 39