نهضت عاشورا نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نهضت عاشورا - نسخه متنی

محققين گروه تاريخ مركز مطالعات حوزه؛ ويراستار: سيد محمدحسن جواهري

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سوال : پس از هفتم محرم، وضعيت آب در خيمه‎هاي امام حسين(ع) چگونه بوده است؟ لياقت‎علي اميني

جواب : كاروان امام حسين(ع) با جمعي از زنان و كودكان و ياران، مجبور مي‎شوند كه حركت خود را متوقف ساخته، و در صحراي سوزان كربلا منزل گزينند. خيمه‎ها و چادرها استوار مي‎گردد. لشكر دشمن به سرپرستي حربن‎يزيد رياحي، مراقب كاروان كوچك امام بود كه مقصدي تازه برنگزيند و به دياري ديگر سفر نكند و در انتظار دستور بعدي عبيدالله‎ بن‎ زياد به سر مي‎برد.

مذاكراتي ميان امام و عمر بن‎سعد جريان داشت كه شمر بن ذي‎الجوشن دستور شديد عبيدالله‎ بن ‎زياد را به ابن‎سعد رسانيد. در اين نامه آمده است:

حل بين الحسين و اصحابه و بين الماء فلا يذوقوا منه قطرة كما صنع بالتقي الزكي عثمان بن عفان.

اي پسر سعد! با رسيدن نامه، ميان حسين و اصحابش و شريعه فرات حايل شو و نگذار يك قطره آب بچشند؛ چنان‎كه با عثمان بن عفان نمودند.[1]

ابومخنف مي‎نويسد: «ابن زياد نامه‎اي به اين مضمون براي عمر بن سعد نوشت: چون نامه‎ي مرا خواندي، اگر حسين بر حكم من گردن نهاد و اطاعت كرد كه هيچ، وگر نه بي‎درنگ او را از آب منع كن. آب بر هر يهودي و نصراني حلال است مگر بر حسين و اهل‎بيتش.»[2]

به تعقيب اين دستور، عمر بن سعد، نهايت سخت‎گيري را به خرج داد و فوراً عمرو بن حجاج زبيدي را مأمور كرد تا آب فرات را بر حسين(ع) ببندد و پانصد سوار از جنگجويان را نيز تحت امر او قرار داد كه شريعه را احاطه كرده، مراقبت بسيار شديدي را اعمال نمايند؛[3] بدين ترتيب، از هفتم محرم، آب بر اهل خيام بسته شد.

شدت گرما اهل خيام، به ويژه كودكان و زنان شيرده را كه در خيمه‎هاي پر حرارت به سر مي‎بردند، تحت فشار قرار مي‎داد. امام به ناچار به حفر چاهي اقدام نمود، تا شايد آبي به دست آيد و عطش اهل خيام را مرتفع سازد.

امام حسين(ع) به پشت خيمه‎هاي زنان رفت و به فاصله نوزده قدم اقدام به كندن و كاويدن زمين نمود. ديري نپاييد كه آب گوارا و شيريني پيدا شد، همگي آب نوشيدند و مشك‎ها را پر كرده، ذخيره نمودند؛ سپس آب فرونشست آن چنان كه هيچ اثري از آن ديده نشد.[4]

ميزان حرارت و شمار اصحاب و خاندان و نيازهاي شستشو و استحمام و... به اندازه‎اي بود كه آب چاه و يا چند مشك آب، نمي‎توانست در برابر تشنگي‎ها و نيازمندي‎ها، مدت زيادي كفايت كند و عطش همچنان بر اهل خيام سايه افكن بود و به خصوص اطفال و كودكان در موقعيت بسيار بدي قرار داشتند.

امام در عصر تاسوعا دستور داد كه آب به خيمه‎ها برسانيد كه زنان و اطفال در معرض نابودي قرار دادند حضرت عباس(ع) با سي نفر سوار و بيست و پنج نفر پياده، بيست مشك را همراه برده و شبانه به سوي شريعه فرات رهسپار شدند. حضرت عباس پرچم را به دست نافع بن هلال جملي داد و كم‎كم به شريعه نزديك شدند. عمرو زبيدي ـ سردار محافظان ـ پرسيد؛ كيستي؟ نافع خود را معرفي كرد. براي چه آمده‎ايد؟ آمده‎ايم آب ببريم. گفت هر چه مي‎خواهيد بنوشيد و بردن آب ممكن نيست. نافع گفت: به خدا قسم! مادامي كه حسين(ع) و يارانش تشنه باشند، قطره‎اي نخواهيم نوشيد. سپاه سقا به درون فرات رفتند و مشك‎ها را پر كرده، بيرون آمدند كه نگهبانان فرات، راه را بر آن‎ها بستند و نبرد سختي در گرفت. سقايان به دو گروه تقسيم شدند، گروهي به جنگ پرداختند و نگهبانان را به خود مشغول كردند و گروهي مشك‎هاي آب را به خيام رسانيدند.[5]

مرحوم صدوق در امالي خويش آورده است: «در اين شب امام نور ديده خود، علي اكبر را فرمود تا با سي نفر سوار و بيست و پنچ نفر پياده به شريعه رفته آب بياورند و اصحاب را فرمود تا جامه‎ها پاكيزه كنند و تن‎ها بشويند و وضو نمايند.»[6]


[1]. مقتل ابي مخنف، موسسه امام خميني، قم، ص 129.

[2]. همان.

[3]. مقتل خوارزمي، مجلد 1و2، با تحقيق علامه شيخ محمد سماوي، ص 347، چاپ اول، مطبعه مهر، انتشارات انوار الهدي.

[4]. همان، ص 346.

[5]. مقتل ابي مخنف، ص 129.

[6]. قمقام زخار و صمصام بتّار، فرهاد ميرزا، ص 378، انتشارات كتابفروشي اسلاميه.

/ 39