نهضت عاشورا نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نهضت عاشورا - نسخه متنی

محققين گروه تاريخ مركز مطالعات حوزه؛ ويراستار: سيد محمدحسن جواهري

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سوال : امام سجاد(ع) چگونه بر پيكر پاك امام حسين(ع) نماز خواندند؟ آيا در روز سيزدهم محرم به كربلا آمدند؟ سيد سعيد حسيني

جواب : در روز سيزدهم محرّم، امام زين‎العابدين(ع) براي دفن پدر بزرگوارش به كربلا آمد زيرا امر غسل و كفن و دفن امام را جز امام عهده‎دار نمي‎شود، شاهد بر اين مطلب، مناظره‎ي امام رضا‌(ع) با علي بن ابي‎حمزه بطائني است.

حضرت به او فرمود: بگو ببينم حسين بن علي امام بود؟

گفت: آري.

فرمود: چه كسي امور او را بعد از شهادت به عهده داشت؟

گفت: حضرت سجاد(ع) فرمود: او در آن هنگام كجا بود؟

گفت: در زندان ابن زياد بود؛ اما بدون اين كه آنان بفهمند از آن جا خارج شد و امور دفن پدرش را انجام داد و به زندان بازگشت.

امام رضا فرمود: آن كه علي بن الحسين(ع) را قدرت بخشيد كه به كربلا آيد و امور پدرش را انجام دهد و باز گردد، امام اين زمان را هم قدرت مي‎دهد كه به بغداد رفته و امور دفن پدرش موسي بن جعفر(ع) را انجام دهد، و حال آن كه در حبس و اسارت هم نيست.[1]

امام سجاد(ع) وقتي به كربلا رسيد طايفه‎ي بني‎اسد را نزد كشتگان، متحيّر مشاهده نمود كه به لحاظ بي‎سر بودن پيكرها نمي‎دانستند چه كنند، حضرت سجاد(ع) شهداء را به اسم شناساند، صداي گريه و فرياد بلند شد و زنان بني‎اسد موها را پريشان نمودند و بر صورت سيلي زدند؛ سپس امام زين‎العابدين(ع) به سوي پيكر پدر مظلومش رفت و بعد از آن كه او را در آغوش كشيد و به صداي بلند گريه كرد، بدن را به نزديك قبر برد، و مقداري خاك برداشت كه ناگاه قبري آماده مشاهده كرد، دست در زير پيكر گذاشت و فرمود:

بسم الله و في سبيل الله و علي ملة رسول الله صدق الله و رسوله ما شاء الله ولا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.

آن‎گاه بدن مبارك پدر را به تنهايي وارد قبر نمود و كسي از بني اسد در تدفين امام شهيد، با ايشان شركت نكرد.

امام به ايشان فرمود: آيا كسي هست كه ياريم كند؟!

چون پيكر را در قبر نهاد، لب‎هاي شريفش را بر آن رگ‎هاي بريده نهاد و فرمود:

طوبي لارض تضمّنت جسدك الطاهر، فان الدنيا بعدك مظلمة والآخرة بنورك مشرقة، اما الليل فمسهّد و الحزن سرمد او يختار الله لاهل بيتك دارك التي أنت بها مقيم و عليك مني السلام يابن رسول الله و رحمة الله و بركاته.

يعني، خوشا آن زميني كه جسد مطهّرت را در بر گيرد، دنيا بعد از تو تاريك و آخرت به سبب نور تو روشن گشت، از شب بگويم كه ديگر خواب به چشمانم راه نيابد، يا از حزنم كه ديگر پاياني ندارد؟

تا آن هنگام كه خاندان تو در آن جا كه اقامت گزيده‎اي، وارد شوند، از من بر تو درود اي فرزند رسول خدا و رحمت و بركات خداوند بر تو باد. آن‎گاه بر قبر حضرتش نوشت:

هذا قبر حسين بن علي بن ابي طالب الذي قتلوه عطشاناً غريباً.

يعني، اين قبر حسين، فرزند علي بن ابي‎طالب است كه تشنه و غريب او را كشتند. سپس به سوي عمويش عباس رفت و او را در آن حالت مشاهده نمود، پس خم شد و رگ‎هاي بريده‎ي گردن عمو را بوسيد و فرمود:

علي الدنيا بعدك العفا يا قمر بني‎هاشم و عليك مني‎السلام من شهيد محتسب و رحمة الله و بركاته.

3509 يعني، پس از تو اي ماه بني‎هاشم، خاك بر سر دنيا، از من بر تو اي شهيد با اخلاص سلام باد و رحمت و بركات الهي شامل حالت باد. و قبري براي حضرت حفر نمود و او را نيز چون پدرش تنها وارد قبر ساخت و فرمود:

يا بني‎اسد ان معي من يعينني.

با من ياوراني هستند. پس بني اسد را دستور فرمود، تا دو حفره حفر نمايند. در يكي بني هاشم را نهند و در ديگري اصحاب را بگذارند اما حرّ را خانواده او پس از شهادت وي از ميدان جنگ خارج ساختند و در مرقد كنوني او دفن نمودند.[2]


[1]. مقتل الحسين(ع)، عبدالرزاق، مقرّم، ص 319، بيروت، دارالكتاب الاسلامي، 1399 ق.

- نفس المهموم، شيخ عباس قمي، ص 389 قم، مكتبة بصيرتي، 1405 ق.

- بحارالانوار، ج 48، 1403 ق، ص 270، روايت 9.

[2]. عبد الرزاق المقرم، همان مأخذ، ص 320.

/ 39