نهضت عاشورا نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نهضت عاشورا - نسخه متنی

محققين گروه تاريخ مركز مطالعات حوزه؛ ويراستار: سيد محمدحسن جواهري

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

سوال : آيا مادر حضرت سجاد(ع) شهربانو دختر يزدگرد بوده است و آيا سند اين مطلب اعتباري دارد يا نه؟

محسن رنجبر

جواب : به گفته‎ي بيشتر مورخان، مادر امام علي بن الحسين(ع)، دختر يزدگرد سوم ـ آخرين پادشاه ساساني ـ است؛ اما در اسم و چگونگي ازدواج اين بانو با امام حسين(ع) اختلاف بسياري است[1]؛ چنان كه اسامي وي تا چهارده[2] و حتي هفده اسم[3] گزارش شده است. با تمام تلاش‎ها و پي‎گيري‎هايي كه بعضي از محققان و نويسندگان درباره‎ي آن انجام داده‎اند، نظر دقيق و قانع كننده‎اي ارائه نشده است. تحقيق و نقد و بررسي در اين موضوع در دهه‎هاي اخير از آن جهت بيش‎تر صورت گرفته است كه برخي از خاورشناسان مغرض و دشمن مكتب تشيّع و به پيروي از آنان بعضي از نويسندگان مسلمان، ازدواج امام حسين(ع) با شاهزاده خانم ايراني و انتساب خاندان رسالت به دودمان ساساني را علت گرايش ايرانيان به اهل‎بيت(ع) و در نتيجه پذيرش مكتب تشيّع معرفي كرده‎اند[4] و اعتقاد شيعيان را به حق الهي ائمه‎ي اطهار(ع)، از بقاياي اعتقاد قديمي ايرانيان به «فره‎ي ايزدي» پادشاه ساساني دانسته‎اند؛[5] زيرا پادشاهان ساساني خود را آسماني نژاد مي‎دانستند و براي خود مقامي نيمه خدايي و فوق بشري قائل بودند و كيش زرتشت آن روزگار نيز اين نوع تفكر را تأييد مي‎كرد.[6]

بعضي از محققان، تمام يا بيشتر اخباري را كه در اين باره وجود دارد و همچنين اخبار معدودي را كه بر ام‎ولد بودن مادر امام سجاد(ع) دلالت دارند، جمع‎آوري و آن‎ها را مورد نقد و بررسي قرار داده‎اند.[7]

بايد توجه داشت كه هر چند اصل ماجرا شهرت بسزايي دارد و در كهن‎ترين متون تاريخي شيعه، چون وقعة الصفين،[8] تاريخ يعقوبي[9] و بصائر الدرجات[10] كه همگي در قرن سوم تأليف يافته‎اند، نقل شده است، اما اختلاف ميان مفاد اين روايات و عدم سازگاري پاره‎اي از آن‎ها با روايات فتوحات و غيره، آن قدر چشمگير است كه محققان معاصر، اصل داستان شهربانو و ازدواج وي با امام حسين(ع) و ولادت امام سجاد(ع) از شاهزاده خانم ايراني را مشكوك دانسته‎اند؛ چنان كه استاد مطهري پس از تشكيك در اين باره مي‎نويسد:

«ادوارد براون از كساني است كه داستان را مجعول مي‎داند. كريستن‎سن نيز قضيه را مشكوك تلقي مي‎كند و همين طور سعيد نفيسي در تاريخ اجتماعي ايران آن را افسانه مي‎داند[11].»

علاوه بر اين ، از صدها سال پيش محدثان و نسب‎دانان بر مضمون اين روايات خرده گرفته‎اند و به انكار آن پرداخته‎اند. ابن عنبة يكي از نسب‎شناسان معروف علوي (متوفي 828 هـ ق) در اين باره مي‎نويسد: «خداوند، علي بن الحسين(ع) را به فرزندزادگي پيغمبر(ص)، از پادشاه‎زادگي بي‎نياز فرموده است، آن هم دختري كه بر سنت اسلامي متولد نشده است. اگر پادشاهي موجب شرف بود، بايد عجم بر عرب و بني قحطان[12] بر بني عدنان فضيلت داشته باشند.»[13]

وي ـ پس از اين كه مي‎گويد: قول مشهور آن است كه مادر امام سجاد(ع) دختر يزدگرد سوم و نامش شاه زنان مي‎باشد ـ در پايان مي‎افرايد: بسياري از نسب‎شناسان و مورخان اين قول را نپذيرفته‎اند. بنا به گفته‎ي آنها دختران يزد‎گرد همراه او به خراسان رفتند.[14]

دليل ديگري كه اصل داستان را خدشه‎دار مي‎كند، سندي است كه نشان مي‎دهد آغاز سده‎ي دوم هجري، شاهزاده خانم ايراني در خاندان هاشمي ناشناخته بوده است. اين سند، نامه منصور دوانيقي در پاسخ به محمد بن عبدالله بن حسن ـ مشهور به نفس زكيه ـ است. محمد در نامه‎اي به منصور، و پس از آن‎كه خود را مهدي امت خوانده و امامت و خلافت را حق خود دانسته است، منصور را به اطاعت خود فرا مي‎خواند. منصور در پاسخ او نامه‎اي طولاني و تهديدآميز مي‎نويسد و در ضمن مي‎گويد: پس از رحلت رسول خدا(ص) در خاندان شما برتر از علي بن الحسين(ع) متولد نشده و مادر او ام‎ولد بود.[15]

نوشتن ام‎ولد، تحقيري است كه منصور بن محمد بن عيدالله روا مي‎دارد. اين نامه كه طبري در حوادث سال 145 هجري آورده، نيم قرن پس از رحلت امام علي بن الحسين(ع) نوشته شده است كه در آن زمان بسياري از هاشميان زنده بودند. اگر داستان اسير شدن شهربانو و آوردن او به مسجد مدينه و نيز اگر دختر يزدگرد بودن مادر حضرت درست مي‎بود،[16] منصور چنان تعبيري به كار نمي‎برد و اگر ادعاي دروغي كرده بود، محمد سخنش را در دهانش مي‎شكست و به او پاسخ مي‎داد كه مادر علي بن الحسين(ع) شاهزاده بوده است نه كنيز.[17]

نكته ديگر آن كه مورخان هنگام شرح جنگ‎هاي مسلمانان و ايرانيان، داستان حركت و عقب‎نشيني يزدگرد را از نقطه‎اي به نقطه‎ي ديگر به تفصيل نوشته‎اند. براساس اين گزارش‎ها، يزدگرد و خاندان او هيچ‎گاه در ميدان جنگ نبوده‎اند. زماني كه جنگ قادسيه شروع شد، يزدگرد در مداين بود و پيش از آمدن مسلمانان از مداين به حلوان رفت؛ سپس از حلوان به اصفهان و از آن جا به اصطخر و كرمان و مرو گريخت.[18] در اين عقب نشيني‎ها، يزدگرد نه تنها زنان، خويشاوندان و خزانه‎ي خود را همراه داشته است، بلكه آشپزان، رامشگران و يوزبانان او نيز همراه وي بوده‎اند.[19] بنابراين، دختران او كجا، كي و چگونه به اسارت مسلمانان درآمدند؟ البته با وجود قراين و شواهد ذكر شده، احتمالاً در فتح مداين كنيزكاني اسير شده‎اند؛ چنان كه مجالد بن سعيد از شعبي نقل مي‎كند: «در روز فتح مداين، مسلمانان از كنيزان كسرا، تني چند به اسارت گرفتند كه مادر من يكي از آنان است.»[20] نيز بعيد نيست كه در فتح خراسان و شرق ايران دختراني اسير شده باشند؛ چنان كه بلاذري مي‎نويسد: «گفته‎اند مادر علي بن الحسين(ع) سجستاني (سيستاني) است.»[21] و احتمال دارد كه امام حسين(ع) يكي از اين زنان را به همسري گرفته و امام علي بن الحسين(ع) از او متولد شده باشد.

در پايان، مناسب است به شعري منسوب به ابوالأسود دئلي كه در كتاب شريف «اصول كافي» آمده است، اشاره شود. شعر ياد شده چنين است:

و ان غلاماً بين كسري و هاشم لاكرم مَن نيطت به التمائم[22]

ترجمه: پسري كه از يك سو به كسري و از سوي ديگر به هاشم مي‎رسد، گرامي‎ترين فرزندي است كه به او بازوبند بسته‎اند.[23]

اگر چه اين بيت در يكي از معتبرترين كتاب‎هاي شيعه آمده است؛ اما استدلال به آن به دلايل زير مخدوش است:

1. چنين بيتي در ديوان ابوالاسود يافت نشده است و فقط در بعضي از منابع[24] كه كهن‎ترين آن‎ها اصول كافي است، به ابوالاسود نسبت داده شده است.

2. بر فرض قبول انتساب شعر به ابوالاسود، اين كه مراد از «غلاماً بين كسري و هاشم» امام سجاد(ع) باشد، نه شخص ديگري از هاشميان، نياز به اثبات تاريخي دارد.

3. احتمال دوم در معناي ان «غلاماً بين كسري و هاشم» آن است كه مراد از كسري، نژاد وتبار شاهان ساساني يزدگرد سوم نيست، بلكه مراد نژاد و تبار فارسي و عجمي است؛ بنابراين احتمال، معناي بيت چنين مي‎شود: پسري كه از يك سو به فارس و از سوي ديگر به هاشم مي‎رسد، يعني مادرش عجمي است. حال با اين احتمال ديگر نمي‎توان براي اثبات مدعا به اين شعر استدلال كرد؛ چرا كه تبار عجمي داشتن، يعني ايراني بودن؛ اما از تبار پاشاهان ساساني بودن، از شعر استفاده نمي‎شود.

4. سبك شعر و مفاد و مضمون آن با مولود خانداني كه به سنت‎هاي موروثي پاي‎بند هستند، مناسب‎تر است تا به مولود خاندان امامت، به ويژه كسي كه خود امام و نيز فرزند و پدر امام است.[25]


[1]. چنان كه در زمان و مكان وفات وي نيز اختلاف است، آقاي كريمان درباره وجود مقبره شهربانو در يكي از كوه‎هاي شهرري كه براساس شهرتي عاميانه، محل دفن شهربانو ـ مادر امام سجاد(ع) ـ پنداشته مي‎شود، ضمن تحقيقي گسترده و ارزشمند، اثبات كرده كه اين مكان نمي‎تواند مقبرة بي‎بي شهربانو باشد؛ ر ، ك: ري باستان، ج 1، ص 403، 416، و نيز ناسخ التواريخ، ج 8، ص 37، 39.

[2]. زندگاني علي ابن الحسين(ع)، شهيدي.

[3]. همان، ص، 396.

[4]. دكتر شيبي مي‎نويسد: اصل اين عقيده از گوبينو در كتاب دين و فلسفه در آسياي ميانه است كه احمد امين و دكتر حسن ابراهيم آن را تكرار كرده‎اند ، ر ، ك : الصّلة بين التصوف و التشيع، شيبي، كامل مصطفي، ج 1، ص 163.

[5]. خدمات متقابل اسلام و ايران، مرتضي مطهري، ص، 100 و 101.

[6]. محققان شيعه به اين شبهه پاسخ‎هاي جامع و كاملي داده‎اند. براي نمونه، ر ، ك: خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 101، 111، بررسي كوتاه پيرامون رابطة تشيع و ايران، رسول جعفريان، ص 72، 76.

[7]. زندگاني علي بن الحسين(ع)، ص 12 - 27.

[8]. وقعة الصفين (پيكار صفين)، منقري،‌نصربن مزاحم، ترجمه پرويز اتابكي، تصحيح و شرح هارون، ص 26.

[9]. تاريخ يعقوبي، ابن واضح يعقوبي، ج 2، ص 303.

[10]. بصائر الدرجات، الصفارالقمي، تصحيح و تعليق ميرزا محسن كوچه باغي تبريزي، ص 335.

[11]. خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 108.

[12]. قحطانيان، عرب‎هاي ساكن جنوب عربستان هستند كه از دير زمان معينيان، سبا و حمبريان در آن جا پادشاهي داشته‎اند، در حالي كه عدنانيان (عرب‎هاي شمال) بيابان نشين بودند.

[13]. عمدة الطالب في انساب آل ابي‎طالب، ابن عنبة، جمال الدين احمد بن علي الحسيني، ص 173.

[14]. همان، ص 172.

[15]. تاريخ الامم والملوك، ابوجعفر محمد بن جرير الطبري، ج 6، ص 198؛ انساب الاشراف، احمد بن يحيي بن جابرالبلاذري، تحقيق سهيل زكّار و رياض رزكلي، ج 3، ص 325.

[16]. بصائر الدرجات، ص 335.

[17]. زندگاني علي بن الحسين(ع)، ص 24.

[18]. فتوح البلدان، البلاذري، احمد بن يحيي بن جابر، ص 311.

[19]. فتوح البلدان، البلاذري، احمد بن يحيي بن جابر، ص 311، (اصطخر: مكاني است در نزديكي شيراز قديم).

[20]. همان ص 263.

[21]. انساب الاشراف، بلاذري، ج 3، ص 325.

[22]. تمائم جمع تميمة، به معناي بازوبندي است كه خاندان عرب براي دفع چشم زخم و دفع ارواح پليد، همراه فرزندان خود مي‎كردند. به تميمة از اين رو تميمة گويند كه تمام دوا و شفا در آن است. اسلام اين اعتقاد فاسد را باطل كرده است. لسان العرب، ج 2، ص 54.

[23]. اصول كافي، شيخ كليني، ج 2، ص 369.

[24]. بحارالانوار، ج 46، ص 4، پي نوشت 3.

[25]. زندگاني علي بن الحسين(ع)، شهيدي، ص 25.

/ 39