نهضت عاشورا نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نهضت عاشورا - نسخه متنی

محققين گروه تاريخ مركز مطالعات حوزه؛ ويراستار: سيد محمدحسن جواهري

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

سوال : آيا اين مطلب صحّت دارد كه امام سجاد(ع) در عزاي پدرش امام حسين(ع) خون گريه مي‎كرد؟ اميرعلي حسنلو

جواب : منظور از «خون گريه كردن» اين است كه عمق مصيبت و عزاداري امام سجاد(ع) بيان شود و در هر صورت، به چنين لفظي در منابع برخورد نكرديم. اگر چه يكي از القاب آن حضرت «بكّاء» بود؛ البته خون دل خوردن حضرت از فراق پدرش امام حسين مي‎تواند توجيه‎گر اين اصطلاح باشد.

در زيارت ناحيه‎ي مقدسه‎ي منسوب به امام عصر(ع) نيز نزديك به اين معنا ديده مي‎شود كه حضرت فرموده باشد: «به قدري بر تو گريه مي‎كنم كه اگر اشكم تمام شد، به جاي اشك از چشمانم خون جاري شود.»

امام سجاد(ع) ـ فرزند امام حسين(ع) ـ يكي از حاضران و ناظران صحنه‎ي خونين كربلا در سال 61 هجري بودند. از نزديك شهادت پدر بزرگوارش، عموي عزيزش حضرت عباس و برادرانش علي‎اكبر و علي‎اصغر(ع) و شهادت تمام ياران امام و برخي از صحابه‌ي رسول خدا و بني‎هاشم را در كربلا مشاهده نمود و عمق فاجعه‎ي دردناك اين حادثه و هتك حرمت اهل‎البيت‎(ع) و اسارت آن‎ها را به خوبي درك كرد، و هر انساني به جاي او بود از شدت غم و اندوه، قالب تهي مي‎كرد. امام سجاد(ع) نداي «هل من ناصر ينصرني» پدرش را مي‎شنيد و با آن‎كه از شدّت بيماري، در بستر افتاده بود، مي‎خواست به سوي ميدان برود كه امام حسين(ع) به خواهرش ام‎ّكلثوم فرمود: «او را نگاه دار، كه از نسل پيامبر در زمين باقي بماند.»[1]

امام زين العابدين(ع) به همراه عمّه‎هاي خود و خواهران و ساير اسيران بني‎هاشم و غير آن‎ها، به اسارت برده شد و فشارهاي روحي و رواني سختي را متحمّل گرديد و در عين حال براي ابلاغ پيام سيدالشهدا(ع) خطبه‎ها ايراد فرمود و در اين كار، با موفقيت كامل و پيروزمندانه بر دشمنان و بني‎اميه فائق آمد و همراه عمه‎اش زينب، انقلاب ديگري در اجتماع آن روز و جامعه غفلت زده اسلامي به پا كردند.

امام(ع) با به ياد آوردن حادثه‎ي عاشورا و خاطرات پدر و ياران و برادرانش گريه مي‎كرد و اساساً، چنان كه اخبار صحيح گزارش مي‎دهند، آسمانها [2]و زمين[3] و حيوانات وحشي و جمادات و نباتات و مجردات، اعم از جنيان [4]و پريان[5] (ملائكه)، در عزاي سالار شهيدان(ع) گريستند و مدت‎ها ماتم آن‎ها ادامه داشت. اين اخبار از طريق علماي عامه نيز نقل شده است و از لحاظ تكويني صحيح مي‎باشد و هيچ خدشه‎اي بر آن‎ها وارد نيست؛ چرا كه بر اساس احاديث فراواني، امام حجّت خدا است و تمام موجودات، در تكوين وجودشان به وجود او وابسته است و در حقيقت برقراري آسمان‎ها و زمين و حيات موجودات و استمرار آن، از وجود امام و حجت الهي سرچشمه مي‎گيرد و سلسله حيات در هستي، متعلق و مشروط به وجود آن‎ها است.[6] پس در اين انديشه اصيل، جاي هيچ ترديد نيست كه مخلوقات هستي در فقدان حجت الهي يك صدا ناله سر دهند. چه رسد به اين كه حجت خدا به دست جمعي ظالم و سفّاك با آن وضع فجيع و درد آور به شهادت رسد و فرزندانش و اهل حرمش اسير و غارت‎زده شوند؛ اما فقدان ولايت اگر براي انسان قابل تحمل باشد ـ كه براي انسان واقعي نيست ـ براي موجودات ديگر تحمل‎ناپذير است و آن‎ها بر اساس آن وديعه الهي بهترين اظهار تأسف را براي اين مصيبت ابراز و اظهار مي‎كنند كه خون گريستن يكي از مصاديق آن است.

در زيارت ناحيه‎ي مقدسه مي‎خوانيم: «براي گريه در عزاي تو اگر اشك تمام شود خون گريه مي‎كنم»؛ [7]

لئن اخرتني الدهور و عاقني عن نصرك المقدور لابكينّك صباحاً و مساءً فلا ندبنّك صباحاً و مساءً و لابكينّ عليك بدل الدموع دما.ً[8]

بنابراين، (خون گريستن) ممكن است كنايه از شدّت حزن و اندوه و عظمت مصيبت باشد كه به امام سجاد(ع) نسبت مي‎دهند، همان‎گونه كه در اين زيارت ـ كه به امام زمان(ع) منتسب است ـ حضرت چنين فرموده است.

طبق نقل منابع معتبر امام زين‎العابدين بسيار مي‎گريست: «و لقد كان بكي علي ابيه الحسين عشرين سنة...»؛[9] يعني براي پدرش حسين(ع) بيست سال گريه كرد. يك روز غلامش عرض كرد: اي پسر رسول خدا، حزن و اندوه شما كي تمام مي‎شود؟ امام فرمود: واي بر تو! يعقوب نبي با اين‎كه دوازده پسر داشت، در فراق يوسف به قدري گريست كه چشمانش نابينا شد، و اينك من كه شاهد شهادت پدرم و عمويم و هفده نفر از اهل بيتم بودم، چگونه حزن من تمام شدني است؟[10]

امام سجّاد(ع) با اين حالت گريه‎ها و عزاداري خويش، از ارزش‎ها دفاع مي‎كرد و ميراث عاشورا را زنده نگاه مي‎داشت و درس توحيد، اخلاق و آداب اجتماعي مي‎داد و مي‎فرمود: «قتل ابن رسول الله جائعاً، قتل ابن رسول الله عطشاناً»؛ پس گريه‎هاي امام زين العابدين(ع)، خون دل بود كه جاري مي‎شد.


[1]. بحارالانوار، مرحوم مجلسي، ج 45، ص 46. الدمعة الساكبة، ج 4، ص 334.

[2]. بحارالانوار، ج 45، ص 206، 207.

[3]. همان، ج 45، ص 218.

[4]. همان، ج 45، ص 233.

[5]. همان، ج 45، ص 220، 229.

[6]. در جلد 45 بحارالانوار روايات زيادي درباره خون گريستن آسمان و زمين وارد شده است ر.ك: ص 211، حديث 25 و 26 . 19 و حديث 40 و 41، ص 217.

[7]. متن كامل زيارت ناحيه‎ي مقدسه در بحارالانوار، ج 45، ص 65 الي 72 آمده است كه نام شهيدان را يكايك مي‎شمارد و سلام مي‎دهد. شايان ذكر است كه مرحوم فيض الاسلام در كتاب ترجمه خاتون دوسرا، زندگي حضرت زينب (س) در ص 217 آورده است كه زيارت ناحيه مقدسه از امام حسن عسكري و تاريخ صدور آن سال 252 هجري قمري است و ولادت حضرت امام زمان در سال 255 يا 256 است، والله العالم.

[8]. سوگ نامه آل محمد، محمد اشتهاردي، ص 154 و 156، انتشارات ناصر، سال 71، چاپ سوم.

[9]. بحارالانوار، ج 46، ص 63.

[10]. ر. ك: همان ص 63.

/ 39