قصه غربت غربى نسخه متنی

This is a Digital Library

With over 100,000 free electronic resource in Persian, Arabic and English

قصه غربت غربى - نسخه متنی

محمدباقر ذوالقدر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

پادشاهانى هم چون (نرون ) (24) كه از خونخوارترين چهره هاى تاريخ اروپا مى باشند، به عنوان امپراطور روم ، بر سر كار آمدند. روشهاى غيرانسانى و استكبارى ، ظلمها، وحشيگريها، اسراف ها و خوشگذرانى هايى كه در تاريخ بشر بى سابقه بود، دربين طبقات برگزيده و خواص رومى رواج يافت . دركتب تاريخى غربيان ، بطور مبسوط تاريخ روم و جنايات و سفّاكيهاى حكام آنها و لذت طلبى و خوش گذرانيهاى خارق العاده و عجيب و غريب آنها تشريح شده است .

يكى از معمول ترين اعمال اين بود كه براى بهره مندى از لذّتِ خوردن ، روزى چندين بار در ضيافتهاى خود غذا مى خوردند و سير مى شدند و سپس غلامان خود را وامى داشتند تا با پرهايى گلوى آنها را تحريك كنند، تا بالا آورده و دوباره گرسنه شوند وباز هم بخورند!

تفريحات مردم روم نيز بسيار خشن بود، هرچه اين تفريحات خشن تر و هيجانى تر بودند، مطلوب تر بودند. در نمايش جنگ گلادياتورها يا برده هاى شمشيرزن ، آنها برده هاى بيچاره را به جان هم مى انداختند و مجبورشان مى كردند كه يكديگر را به قتل برسانند و خود از اين كشتار لذت مى بردند. در اوايل عصر رومى ، حيوانات درنده مثل شير يا پلنگ را با آهوها در يك محوطه (آمفى تاءتر) به جان هم مى انداختند و از دست و پازدن آهو و دريده شدنش توسط شير و يا پلنگ لذت مى بردند. اما با گذشت زمان ،اين روش ‍ كهنه شد و آنها را به هيجان نمى آورد. سپس حيوانات درنده را به جان هم مى انداختند. پس از مدتى هوس كردند كه از پاره پاره شدن بردگان توسط حيوانات وحشى لذّت ببرند و نهايتا خود بردگان را به جنگ و كشتن يكديگر وادار مى نمودند.(25)

آثار اين وحشى گرى و خوى خشن ، در فرهنگ اروپاى امروز نيز موجود است . مشت زنى ، كشتى كچ ، مسابقات پرحادثه اتومبيل رانى و... همگى جلوه هائى از خوى خشن اروپائيان است كه امروزه در شكلى مدرن ، خود را حفظ كرده و به مناطق تحت سلطه فرهنگى غرب نيز سرايت كرده است !

فروپاشى امپراطورى روم

فساد و جنايات روزافزون ، باعث بروز اعتراضات گسترده عليه امپراطورى روم گرديد و نهضتهايى توسط برده هاو هم چنين از درون متصرفات آغاز گرديد.
قبايل اروپاى شمالى كه روميان آنان را (بربر)(26) مى ناميدند، در اثر رفتار دولت هاى رومى و جنايات ، ظلمها و فشارهاى آنها و نيز بدليل تنگناهاى اقتصادى و معيشتى در آن مناطق ، دست به تعرض مى زدند و به طور پيوسته از شمال و شمال شرق اروپا به مناطق تحت تصرف روم حمله مى كردند و خواب راحت را از چشم دولت مركزى گرفته بودند.

روم از يك سو گرفتار فساد و تباهى روزافزون اخلاقى در ميان شهروندان (زنان و مردان ) و سياستمداران خود شده بود كه زندگى خصوصى و اركان خانواده را به نابودى كشانده بود و از سوى ديگر ، بدليل ظلمها و فشارهاى وحشتناكى كه بر قبايل و ملتهاى غير رومى وارد كرده بود، به همان بلايى گرفتار آمد كه خود بر ديگران تحميل كرده بود.

آنچه كه به تضعيف امپراطورى روم كمك نمود و روند فروپاشى روم را تسريع كرد، حملات پى در پى اين قبائل و قبايل و گروههاى مهاجر آسياى شمالى بود.

گروه بزرگى از اين قبايل ، (هونها)(27) بودند كه در صحراهاى شمال آسيا و نزديك چين زندگى مى كردند. آنها به دليل ناتوانى در حمله به چين و غارت شهرهاى آن ، به سمت غرب مهاجرت كردند. در قرن پنجم ميلادى اين قبايل توسط مردى قدرتمند به نام (آتيلا) (28) متحد شده و به متصرفات روم حمله ور شدند و شهرهاى زيادى را به نابودى كشاندند و حتى شهر رم را براى مدتى محاصره كردند، اما نتوانستند آن را فتح كنند.

در سال 455 ميلادى (واندالها)(29) به رهبرى مردى به نام (گايسيريك ) شهر رم كه خود را عروس جهان مى دانست ، فتح كردند و چنان آن را غارت نمودند كه در تاريخ آن شهر بى سابقه بود.(30) واندالها تمام ثروت و خزاين روم را كه در طول صدها سال به دست آمده بود، به تاراج بردند، هزاران نفر را اسير كرده و به بردگى گرفتند. در اثر اين تهاجمات و قتل عامهاى گسترده ، جمعيت روم طى يك قرن از 000/500/1 نفر به 000/300 نفر كاهش ‍ يافت .(31)

بخشهاى بزرگى از ايتاليا از سكنه خالى شد و از عظمت شهر (رم ) جز يك خاطره و شهرى كم جمعيت و ناتوان ، چيزى باقى نماند و همه افتخارات آن به (روم شرقى ) منتقل شد.
سقوط شهر رم و فروپاشى امپراطورى روم ، هجوم بربرها و حاكميت آنها بر اروپا، نظام اجتماعى ، سياسى و اقتصادى اين قاره را به كلى بر هم زد. تمدن و شهرنشينى در روم بطور كلى نابود گرديد و جاى خود را به زندگى روستائى و نظام اجتماعى قبيله اى بربرها داد و از نظر فرهنگى ، اروپا وارد دورانى شد كه به آن قرون وسطى گفته مى شود .

/ 41