تاءثير پذيرى غرب از فرهنگ و تمدن اسلامى - قصه غربت غربى نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قصه غربت غربى - نسخه متنی

محمدباقر ذوالقدر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

تاءثير پذيرى غرب از فرهنگ و تمدن اسلامى

در دوران شكوفايى تمدن اسلامى ، كه مغرب زمين اندك اندك به مدد كليسا و علماء دينى ، از خواب پانصد ساله بيدار مى شود از جهات مختلف ، روى بسوى شرق اسلامى دارد و در تمامى رشته هاى علوم از جمله علوم عقلى ، مسيحيت و به تبع آن اروپا، وامدار فلاسفه و انديشمندان اسلامى است . چون مسيحيت گرفتار فقر كلامى و فلسفى بود و از حضرت عيسى (ع ) و شاگردان و اصحاب ايشان ، در اين زمينه مطالب قابل توجهى باقى نمانده بود و اينكه كليسا بايستى مانند هر آئينى به پرسشهاى اساسى پيروان خود پاسخ مى داد ، به ناچار درصدد برآمد تا ضعف خود را در فلسفه و كلام با وام گرفتن از انديشمندان اسلامى جبران كند. زيرا در آن زمان دانشمندان بسيارى در شهرهاى بزرگ ممالك اسلامى به بحث و مطالعه بر روى مسايل فلسفى و كلامى مى پرداختند.

دو نحله يا مكتب فلسفى كه در اروپا نفوذ زيادى يافت ، يكى مكتب (ابن سينا)(40) و ديگرى مكتب (ابن رشد) (41) بود كه اين هر دو، از فلاسفه مسلمان بودند. يكى ايرانى و ديگرى اهل (اندلس ) اسلامى بود. اين دو مكتب كه حرف اول را در حوزه انديشه و مباحث فلسفى و حكمت الهى آن دوران مى زدند و دو جريان فكرى و فلسفى رايج در جهان مسيحيت به حساب مى آمدند، از انديشه ها و آثار اين دانشمندان اقتباس شده بودند.(42)

مسيحيان به اندازه اى تحت تاءثير انديشمندان مسلمان بودند كه اساتيد آنان در دانشگاههايى همچون ، آكسفورد و كمبريج هنگام تدريس در چهره و لباس دانشمندان و اساتيد اسلامى ظاهر مى شدند و به سبك علماى مسلمان ، عمامه بر سرمى گذاشتند و عبا بر تن مى كردند.

در حالى كه لباس عادى آنان ، شامل عبا و عمامه نبوده و پوشيدن آن لباس ‍ امتيازى خاص براى اساتيد دانشگاههابوده است و فقط مجاز بوده اند در هنگام تدريس ، آن را بر تن كنند و اين سندى بوده است بر صلاحيت عملى آنان .(43)

دانشمندانى همچون (آلبرت كبير) و (سن توماس آكوئيناس )كه از بزرگترين فلاسفه (اسكولاستيك ) مسيحى به شمار مى آيند ، در مقابل دانشمندان مسلمانى چون (ابن سينا) همواره تا آخر عمر احساس خضوع مى كردند(44) و همواره با احترام از او نام مى برده اند و هم چنان كه ما او را (شيخ ‌الرئيس ‍ ابوعلى سينا) مى ناميم ، آنها او را (بزرگترين استاد هميشه ، ابن سينا) مى ناميدند و براى سالها، در سر در دانشگاههاى معتبر اروپا همچون (سوربن ) فرانسه و (كمبريچ ) انگلستان ، تصاوير ابن سينا و زكرياى رازى و برخى ديگر از دانشمندان مسلمان ، نقاشى و نصب شده بود.

اولين كتابى كه پس از اختراع دستگاه چاپ در اروپا، براى تيمن و تبرك چاپ شد ،كتاب مقدّس و دومين كتاب ، (قانون ) ابن سينا بود .اين نشان مى دهد كه تمدن اروپا در نيمه دوم قرون وسطى ، تا چه پايه از اسلام و فرهنگ اسلامى متاءثر بوده است . آنان از روى بى اطلاعى و يا خودباختگى تصور مى كنند مسلمين تمدن درخشانى نداشته اند و هرچه بوده است غرب و فرهنگ و تمدن آن بوده است ، بهتر است اندكى به تاريخ مراجعه كنند و اعترافات خود غربيها را در اين زمينه مرور كنند تا بدانند كه علم و تمدن امروز اروپا، تا چه حدّ وامدار مسلمين و تمدن اسلامى مى باشد.

آثار و كتابهاى ارزشمندى در باب تاءثير فرهنگ اسلام بر اروپا به رشته تحرير درآمده است كه يكى از آنها، كتاب (خورشيد اللّه بر فراز مغرب زمين )(45) نوشته خانم (دكتر زيگريد هونكه ) است . دراين كتاب گوشه هائى از حقايق تاريخى در خصوص تاءثير فرهنگ اسلامى بر فرهنگ عمومى ، دانش ، صنعت ، تجارت و حتى سياست در اروپا بيان شده است .

نويسنده اين كتاب ، به صدها واژه اشاره مى كند كه از ممالك مسلمين ، عربى ، ايرانى و هند اسلامى ، به غرب رفته و هم اكنون نيز در ادبيات خود، از آن ها استفاده مى كنند.

به طور مثال ، اروپائيان به افتخار خوارزمى (46) صاحب رساله هاى (الحساب ) و(الجبر) كه در واقع پديدآورنده اين دو علم مى باشد، به علم (حساب )، (الگاريتم ) يا (لگاريتم )(47) مى گويند. در حقيقت علم حساب كه منشاء بسيارى ازمحاسبات در علوم ، صنايع و تكنولوژى اروپا است ، ابتكار يك دانشمند مسلمان به نام (خوارزمى ) است . آنان همچنين علم جبر و مقابله را نيز مديون كتاب (الجبر) خوارزمى هستند و عينا لفظ (Algebra) را براى اين علم به كار مى برند.(48)

/ 41