انحطاط مسيحيت و زوال حاكميت كليسا در مغرب زمين - قصه غربت غربى نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قصه غربت غربى - نسخه متنی

محمدباقر ذوالقدر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

اروپائيان در رشته هاى ديگر علمى مانند مكانيك ، شيمى ، طب ، نجوم ، ستاره شناسى ، جغرافيا، دريانوردى و ... نيز مديون مسلمانان هستند. كاشف (الكل ) كه در زبان انگليسى به آن (Alcohol) گفته مى شود، (محمدبن زكرياى رازى )(49) دانشمند ايرانى است . در پزشكى امروز غرب ، هنوز اسامى برخى بيماريها، عربى است .

مانند بيمارى سرماخوردگى كه به آن (آنفولانزا) مى گويند كه همان (انف العنزه ) يعنى بينى بز است ! كسى كه سرما مى خورده و آب ريزش بينى پيدا مى كرده است او را به بز تشبيه مى كرده اند.اين كلمه از عربى وارد فرهنگ اروپايى شده و از آنجا به عنوان يك نام مدرن غربى به شرق برگشته است !

هزاران اصطلاح و واژه ديگر شبيه آن ، در ادبيات اروپائى وجود دارد. از جمله (ترافيك ) كه همان (ترفيق ) عربى مى باشد ،يا (آدميرال ) كه از (امير الماء) گرفته شده است ، (كابل ) كه از (حبل ) و (مگزين ) كه از (مخزن ) اقتباس گرديده است . اسامى برخى ادوات موسيقى مثل (گيتار) كه از (قيطاره ) گرفته شده يا (بازار) و (كاروان ) كه عينا از زبان فارسى اخذ شده اند.(50)

از اين موارد بسيار است ، امّا برخى روشنفكران ما كه گرفتار سطحى نگرى و خودكم بينى شده اند، اساسا اين حقائق را در نمى يابند و هيبت و هيمنه غرب و بيمارى غربزدگى ، آنها را از درك حقائق باز داشته است و لذا ضرورت دارد مراكز تحقيقاتى و پژوهشى ، سهم تمدن اسلامى در پيشرفت بشريت و تاءثيرى كه اين تمدن بر توسعه علم و تكنولوژى داشته و بدلايل متعدد مخفى مانده است را، مشخص نموده و نتايج آن را به جامعه ارائه كنند.

اروپائيان در انكار و سرپوش گذاشتن بر اين افتخارات ، تلاش بسيارى كردند. آنان به معنى واقعى كلمه در امانتى كه اسلام در اختيار آنهاقرار داد، خيانت كردند و پاسخ نيكى را به بدى دادند ! بسيارى از كشفيات و اختراعات مسلمانان را به نام خود مصادره كردند. آنان سرمايه هاى بى بديل تمدن اسلامى در آندلس را وحشيانه تصاحب كرده به تملك خود در آوردند و صاحبان و مالكان حقيقى آنها را نيز هرگز معرفى نكردند. آنچه را كه از مسلمين گرفته بودند به قيمتى گزاف به آنان برگرداندند . واژه مبتذلى مانند (آب بينى بز ) را به عنوان (آنفولانزا) تحويل ما دادند و ما نيز به استعمال آن افتخار مى كنيم !؟

انحطاط مسيحيت و زوال حاكميت كليسا در مغرب زمين

در پايان قرون وسطى ، مسيحيت و نظام كليسا كه از بحرانهاى عميقى رنج مى برد، دچار انحطاط و فروپاشى گرديد كه برخى دلائل آن به شرح زير است :

انجيل و مسيحيت تحريف شده

ريشه اصلى بحران در مسيحيت و حاكميت كليسا را بايد در انجيل به عنوان مرجع اصلى تعاليم آن دين و هم چنين نهاد و ذات مسيحيت دانست . واقعيت آن است كه انجيل ، برغم آن چه كه ادعا مى شود، كتابى آسمانى و متضمن وحى الهى نيست بلكه مجموعه يادداشت ها، خاطرات و حاصل انديشه تعدادى از پيروان حضرت مسيح (ع ) است كه پس از سالها از عروج آن پيامبر الهى ، مطالبى را كه باواسطه يا بى واسطه شنيده و بعضا تصورات و برداشت هاى خود را تدوين نمودند و نام آن را كتاب مقدّس گذاردند. و انجيل رسمى موجود كه خود شامل چهار انجيل است ، از ميان بيش از سيصد انجيل ، توسط كليسا برگزيده شده و ساير اناجيل كه در بسيارى موارد از لحاظ شكل و محتوا با انجيلهاى چهارگانه فعلى تفاوت داشته اند جمع آورى شده و بطور كامل از بين برده شده اند. و انجيلهاى چهارگانه موجود نيز كه از ترجمه هاى مختلف گذشته اند در موارد بسيار با هم تفاوت و بعضا تضاد دارند و در طول زمان نيز توسط رهبران كليسا مورد دستكاريها و تغييرات فراوانى قرار گرفته اند. بديهى است يك اينچنين كتابى بعنوان مرجع دينى مسيحيت كه فاقد يك مبناى وحيانى درست و قابل اعتماد است ، نمى تواند پاسخگوى نياز بشر به هدايت الهى و مبناى زندگى دينى واقع شود.

/ 41